نخستین 200 خط.
مطمئنيد نميشـه بيشتر بمونين ؟ - . نه بابا،فقط براي ختم اومده بوديم -
. آخي "ماروين کسلر" بيچاره، جوون مرگ شد
! نود و شش سالش بود
. ربطی به اون نداشت ، وضعیت بدنیش خوب نبود
. براي همينـَم ما به برنامه ملحق شديم
سه بار توي هفته،يه دور خيابون رو پياده ميريم . و برميگرديم
. منم هر روز صبح يه آلو ميخورم
هرکاري که ميکنيد ! حداقل من يکي رو که حسابي خسته کرديد
تو چي ؟
. مثل اينکه يکم حال و اوضاع به شکمت ساخته
واقعاً ؟ - . "بَه بَه،آقا و خانم "ساينفلد -
. "بَه بَه،آقاي "کريمر - چند وقت ميمونيد ؟ -
. براي مجلس ختم اومده بوديم شهر
آره بابا،خبرش به گوشم رسيده . ماروين کسلر" مُرده"
. اي بابا،بَد آدم رو تو فکر ميبره
... اگـه اون رفتنی باشـه
. پايين توي ماشين ميبينمت
مطمئني کمک نميخواي ؟
. نه،نه . چمدون هم جزء برنامه ــست
. يه آجر توش گذاشتم
خون دادي ؟ - . نه،نه، ندادم ، انبار کردم -
. دارم محض احتياط خونم رو ميذارم توي بانکِ خون
احتياط چي ؟
. جري"،ديگه خودم رو خوب ميشناسم"
اگـه یـه زمانی توی خیابون باشم ... و خونـَم شروع کنـه به ریختن
. پا پس نمیکشم تا تموم بشـه
تموم شد ؟ - . آره داداش -
Seinfeld S09E04 : The Blood Original Air Date : 16.10.1997 Subtitle by Neo & AshorroR
. الين"، خيلي خوشحال شدم اومدي" - . آره -
. چندين سالِ "جيمي" رو نديدي - . آره بابا -
...خيلي خوشحالم قبل از اينکه به بلوغ برسه و
. خيلي زاغارت و داغون بشه،ديدمش
راستش دنبال کسيم که فردا عصر . مواظبش باشه
. فردا عصر؟ باشه حتماً - کسي رو ميشناسي که مسئوليتپذير باشه ؟ -
کسي رو ميشناسم ؟
. اگه کسي به ذهنت رسيد يه ندا بهم بده
چيکار ميکني ؟
. عود روشن ميکنم توي حال و هوا بيايم
. آره ، صددرصد . حال و هوا
اگه کاري از دستِ منم بر مياد که . بیارمت توی حال و هوا تعارف نکن و بگو
سودا کرمی" ؟" - . وانیل -
باورت میشـه ؟
. ويويان" فکر ميکنه مسئوليتپذير نيستم"
آخه کي دوست داره مسئوليتپذير باشه ؟ ... هر وقت يه اتفاقي ميفته،اولين چيزي که ميپرسن
اينـه که،مسئوليتِ اين دستِ کي بود ؟
بلد نيستم بچه بزرگ کنم ؟
. بيخيال بابا،عاشقِ رئيسبازي در آوردن براي بقيـهم
. چي شد؟ فکر کردم امشب رو با "تارا" ميگذروني - . اونجا بودم،ولي بايد ميزدم بيرون -
از اين عودهاي وانيلي روشن کرده بود . بوش ديوونم ميکنه
فقط و فقط به غذا فکر ميکردم . بايد ميزدم به چاک
خبرت يکم پودينگ بيار اينجا آقا جون ! پودينگ
زرتي گذاشتي اومدي بيرون ؟ چي بهش گفتي ؟
بهش گفتم یـه کارت استفادهی مجانی از اتوبوس . دارم کـه فقط تا یـه ساعت دیگـه اعتبار داره
چـــــــي ؟ - . "چه ميدونم، داشتم از گرسنگي ميمردم "جري -
. آخ جون پودينگ
توهم ميخواي ؟
هي،شماها فکر ميکنين چاق شدم ؟
اي بابا،شوخيت گرفته ؟ . هيکل ما حرف نداره
ميدوني اين پودينگ چي ميخواد ؟
. اون رویـهای کـه روی پودینگ میبنده . مثل همونی کـه دست پختـههای مامانها توی فر داشت
نظرت تو چيه "الين" ؟
! فکر کنم يکم پودينگ زير پوستِ جنابعالي باد کرده
نرخ خدمات دهي بهم زياد شده ؟
... شما بانکيها همه سر و ته يه کرباسـين
. همتون کارمزد خدمات ميگيرين و ملت رو تلکه ميکنين
. شايد اصلاً خونم رو برداشتم بردم يه جا ديگه
. خُب ميتونيم خون ــتون رو به يه بانک ديگه انتقال بديم
نه،نه،نه،ديگه بانک تعطيله ... خونم رو همراه با پولم
! توي یخچــال خودم نگه ميدارم
خُب نظرت چيه ؟
فکر کنم بشه از يکم غذا . توي عشقبازيمون استفاده کنیم
. برات يکم توت فرنگي گرفتم
. سُسِ شکلات
. گوشت دودي لاي نون با کلي سُسِ خردل
... عسل - ... وايسا ببينم -
ساندويچ گوشت با سسِ خَردل ؟
... آره بابا،يادت نمياد که
يادت نمياد توي اون فيلمِ 9.5 هفته از گوشت دودي استفاده کردن ؟
اون صحنه گوشته رو يادت نيست ؟ - ! نه -
. خُب شايد فيلمِ "گوستباسترز" بود
. هرچي که بود،بدجور جواب داد
تو کَتش نرفت،نه ؟ - . نُچ -
پس قدر ظرفیت شهوانی . گوشت نمک سود رو ندونست
... توت فرنگي و سُسِ شکلات رو قبول کرد ولي
اينا که شکم سير کن نيستن، ميفهمي چي ميگم ؟
غذا و سکس . دوتا از چيزاي موردِ علاقه زندگيم ــن
. ترکيب کردنشون خيلي کارِ طبيعيه
طبيعي ؟
قضيه سکس،عشق بين يه مرد و زنه . نه مرد و يه ساندويچ
. جري"،من که نگفتم از شرِ دخترِ خلاص بشيم"
. اونم هست تو قضيه
... بنظرت چطورِه بجاي ارضاي دوتا از خواستههاي خودت
سعي کني يکي از خواستههاي طرفت رو ارضا کني ؟
آهان بحثِ اين شد ... يه راه خيلي توپ براي جدا کردنِ
سطح پودينگ پيدا کردم بدونِ اينکه . دور و برِ پودينگ خراب بشه
. کاتِر
بهت که گفتم "جرج"،پودينگ بي پودينگ . زدم تو کارِ غذاهاي سالم و مقوي
. اسمِ اينجور غذاها رو جلوم نيار
. پس فکر کنم حرفي واسه اينا باقي نميمونه
اين ديگه چه کوفتیـه ؟
! رويه پودينگ جداشده
. سلام رفيق
. دارم تمامِ ظرفهاي پلاستيکيــت رو قرض ميگيرم
چرا ؟ - . حسابم توي بانکِ خون رو بستم -
چي ؟ خونت اينجاست ؟ توي ساختمونه ؟
. اونور راهرو ــه
ميخواي بري ببينيش ؟ - . نه،غلط بکنم -
... در واقع،اگه يه قطره از اون خون رو
اين دور و اطراف ببينم . "کلامون بد ميره توهم "کريمر
! بـــــــــد ميره توهم
! اصلاً مثل بقیـه چاقالوها خوش اخلاق نيستي
سلام ،ورزش ميکني ؟
. شصت درصد . تازه از دست غذاهاي آشغالم هم خلاص شدم
اين آت و آشغالا چيه اين تو ؟
شرمنده رفيق،خونه تکوني کرديم . زديم تو کارِ سبزيجات
مجبورم ببرمشون . ولي دليل نميشه خوشم بياد ازشون
. ويويان" برام پيغام گذاشته"
... فکر کنم نظرِ يه بابايي درباره اينکه
... يه باباي ديگه به اندازه کافي مسئوليتپذير هست که
. مواظبِ بچه اون يکي بابا باشه،عوض شده
درباره من حرف ميزني ؟ - . نه -
. پس ديگه علاقهاي ندارم به حرفات
. ويويان"،سلام "الين" ــم"
آره،خونه "جري" ــم . پيغامت رو گرفتم
چي ؟
. آره،اينجاست.گوشي دستت
. با من کار داره ؟ بگو
آره،هان ؟ امشب ؟
. آره،حتماً ميام
. باشه،بعداً ميبينمت
. خُب،امشب بايد برم تو کارِ پرستاري بچه
. تــــو؟از تو يکي ديگه مسئوليتپذيرترَم
. مسخره نشو
الانم اگر بنده رو ببخشيد . بايد برم فريزرم رو با خونِ خودم پُر کنم
. "جــــــــــــــون "تـــــارا
. "سلام "ويويان
! چه توري خوشگليه
. "کريمر" - ! جونِ جدت پولم رو نبر -
. منم احمق جون
سلام،بايد بزني به چاک . من امشب از اين بچه پرستاري ميکنم
. وايسا ببينم،به من گفته که بيام
. نه،نه،تو ديگه نيستي منم جات . الانم بزن به چاک
. "الين"
تو اينجا چيکار ميکني ؟
کريمر" انقدر سياه مسته که عينِ خرس خوابيده" . به خودم گفتم من بيام يه کمکي بکنم
. اين ديگه چيه؟ فکر کنم راکوني چيزي باشه
. خُب فکر کنم مشکلي نباشه
. جيمي"،"الين" رو که يادته"
. امشب مواظبته
. "سلام "جيمي
هي،تو اينجا چيکار ميکني ؟
! فکر کردم رفتي خونه "ويويان" بچهداري
. يه اتفاقي افتاد
واي نه،خونِ کجاست ؟
اينجاست،مگه نه ؟ - بَس ميکني يا نه ؟ -
اين چيه ؟
. ژله ــست
پس اين چيه ؟ ! بگو خونه،بگـــــو
. نه بابا آبِ گوجـهست، نگاه
. اِي آدم مريضِ حال بهم زن
. آروم ميگيري يا نه . "تمامِ خون ــم رو بُردم خونه "نومن
. اجازه داد بذارمش توي طبقه گوشتهاش
چه خبره اينجا ؟ کي پودينگ درست کرده ؟
. آهان يادم اومد،"جُرج" يه سر اومد اينجا
يکم از اون رويههاي پودينگ درست کرد ! جيگرِ آدم رو حال مياره کلاً
. "لعنت به اين "جُرج
. بهش گفتم نميخوام ديگه اين آت و آشغالها رو ببينم
! بپا
... "مُردي رئيسجمهور "لينکلن
! مُـــــــــــــــردي
! کاشکي مُرده بودم
میتونم آبمیوهی شما رو بخورم ؟
... به شرط اينکه دوباره نريزي
! ممنون که پُرش کردي
سلام "الين"،چطور پيش رفت ؟
. نگــــــو، اصلاً پسرت دلِ آدم رو ميبره
واقعاً؟ بعضي پرستارها بهم گفتن که . یکمی کنترل کردنش سخته
. مثل ماه میشـه کنترلش کرد
. اي کاش هر روز ميتونستم مراقبش باشم
. الين"،چقدر خوبه آدم اين حرف رو از دهنت ميشنوه"
... جديداً مريض شدم
جدي نيست که، نه ؟ - . شايد باشه -
... اگه خدايي نکرده اتفاقي واسم بيفته
خيلي خوبه که خيالم راحته . يکي مثل تو، دور و برِ بچهم هست
... آره بابا
. خوبه، خيلي هم خوبه
هي "جري"،نترس . همينجا کنارتم
میتونم ببینم ! چي شد ؟
... خُب . اون چاقو ــه، گلوت رو بريد
... "ميدوني "جري ... "وقتي يکي داد ميزنه ميگه "بِپا
! به اين معني نيست که واقعاً بالا رو نگاه کني
. به ياد ميسپارم
بگذريم،شانس آوردي که من اونجا بودم . کلي خون از دست دادي
چي ؟ - . آره بابا -
. یک ونیم ليتر "کریمر" داخل بدن توئـه رفیق
یک ونیم ليتر از خونِ "کريمر" ؟
... ميتونم خونش رو توي بدنم حس کنم
. که از خون من چيز ميز قرض ميگيره
. تا اينجا که هفته سلامتِ بسيار عالي داشتي
برنامـهی زِنا با غذا چطور پیش میره ؟
No comments yet. Be the first to leave one.