نخستین 200 خط.
قسمت سي و يکم حتي اگه همه ي پرسنل آشپزخونه ...ازت متنفر باشن
من عاشقتم سرآشپز پونگ
...من
همه چيزُ ميدونم
،جين جونگ هه، چه سول جا
ايم گوک جونگ و تو
ميدونم 4 تايي يه خانواده اين و با هم تو يه خونه زندگي ميکنين
ميدونم از اولش گولم زدين تا بتونين اينجا استخدام شين
من همه چيزُ ميدونم
اين چي گفت؟
...شما دو تا
اونجا چيکار ميکنيد؟
الان اين مهمه؟
من و دستيار خورد کن اومديم گوشت ...برداريم ببريم خورد کنيم
که يه دفعه الان يه چيز باورنکردني شنيدم
و چون نميتونستم برم بيرون مجبور شدم همونجا گوش واستم
لطفا بريم بيرون حرف بزنيم
!واي خاله
منظورش از 4 تايي يه خانواده اين چي بود؟
تو با دان سه او تو يه خونه زندگي ميکني؟
واي چيکار کنم؟
چيزي شده؟
راستي چرا اين موقع شب همه تو رستورانن؟
بريم. فعلا بياين بريم
کجا بريم؟ - گفتم بريم -
...ولي راميون درست کرديم
از کِي ميدوني؟
دان سه او، بزرگترين دخترِ) (دان سونگ گي و جين جونگ هه
از ديشب که اينُ ديدم
همين الان با هم به هم بزنيد - خاله -
من واسه سه او مثل خاله ـش ميمونم
تا خانوم بويي نبرده فورا به هم بزنيد
سرآشپز پونگ شما مادر دوست دخترتونُ اخراج کردين
واسه همين بايد فورا به هم بزنيد
خانوم خورد کن
زيادي با من بدجنس نيستين؟
مگه من چيکار کردم؟
مگه همه ي اين ماجراها به خاطر شما شروع نشد؟
من چيُ شروع کردم؟
اوني که کار تو اينجا رو به من پيشنهاد کرد آگاشي بود
شما به من گفتين دنبال کار ميگردين
منم ديدم چون شما تو رستوراناي چيني خوب کار کردين
چه بهتر که بياين زيردست سرآشپز کار کنين
بين همه ـمون حداقل شما بايد يه جاي خوب استخدام ميشدين
تازه من خودم وقتي اومدم ديدم شما ...و گوک جونگ و مامانم هم اينجا کار ميکنيد
از کوره در رفتم
...همه ـمون واسه دادن اجاره کار ميکنيم
ولي مامان من تو عمرش يه دونه بشقابم نشسته
واسه همين بود که من اومدم گفتم جاهامونُ با هم عوض کنيم، شما که ديگه ميدونيد
...آخِي، تو که انقدر به فکر مامانتي
چرا با يکي که مامانت از همه بيشتر ازش بدش مياد قرار ميذاري؟
يعني شما تا الان هيچ اشتباهي نکردين؟
اون فرق ميکنه
شما دو تا چطور تونستين دربارهي قرار گذاشتن به ما دروغ بگين؟
مگه شما به خانوم نگفتين آگاشي ...رو دوست ندارين
و هيچوقت همچين اتفاقي نميفته؟
فکر نميکنيد اوني که ما رو گول زده شمايين؟
...آها الان يعني دروغايي که شما به من گفتين
هيچي نبود؟
ميدونيد من چقدر به شما اعتماد داشتم و دوستون داشتم؟
...اون
به خاطر اينه که من کارم خوبه نه به خاطر چيز ديگه
چطوري ميتونين با من اين کارُ بکنيد؟
خاله، بيا ما اول ازش معذرت خواهي کنيم
اشتباه اول از ما بود
با دوتا گوشاي خودم شنيدم گفتي عاشقتم سرآشپز پونگ
قبل از اينکه خانوم خبردار شه زود تمومش کنيد
اونجوري من بهش نميگم
همين الان به هم بزنيد تا من چيزي نگم
.بايد بريم آگاشي. دير وقته
خانوم خورد کن
...من واسه شما
چه جور آدمي ام؟
...شمام
از من بدتون مياد؟
...من خيلي اينجا کار نکردم ولي
بيست ساله دارم واسه خانوم کار ميکنم
نميدونم سه او درباره ـم چي فکر ميکنه
...ولي من خودمُ خاله ي سه او ميدونم
که براش لباس شسته و غذا بسته بندي کرده
و حتي کمکش کردم بساط عروسيشُ آماده کنه
...اگه خودمُ يه خدمتکار ميديدم
چطور جرات ميکردم اينطوري صدامُ ببرم بالا؟
شايد فکر کنيد من پامُ از گليمم درازتر ...کردم ولي من خيلي دوست دارم
خودمُ عضوي از اين خانواده بدونم
...بيست ساله که
مثل خانواده ـشون تو خونه ـشون کار کردم بنابراين چاره اي ندارم
متاسفم سرآشپز پونگ
...خاله. خا
.بريم. ميرسونمت
ببخشيد. واقعا هيچي ندارم بهت بگم
اين مدت يه چيزايي رو ازت قايم کردم و نتونستم بهت بگم
من به خاطر اين صد تا دروغ بهت گفتم
...از اين به بعد تو هم
اشتباه کردم
...فضوليم
بدجوري راجع به يه چيزي گل کرده
اون خونه مال کيه؟
خونه ي من و شوهرم، خونه ي سابقم
از اين به بعد تو هم 100 بار به من دروغ بگو
.هيچ اشکالي نداره. من همه ـشُ باور ميکنم
بيا اينجا
واقعا شرمنده ـم
تو اين مدت دلم آروم و قرار نداشت
حتي خواب درست و حسابي نداشتم
چيز ديگه اي ازم قايم نکردي؟
نه هيچي
حتما خيلي اذيت شدي
حتما سخت بوده که تو خودت بريزي
ديگه چيزي رو ازم قايم نکن
آگاشي
خودتُ جمع و جور کن و راه بيفت بريم
ديگه از اينکه بهتون دروغ گفتم شرمنده نيستم
...چون زير دستتون کار ميکنيم
من و خانومُ به مسخره گرفتيد؟
يه خورد کن استخدام کنيد
يه بخش نودل هم استخدام کنيد
به جاي آگاشي هم يکيُ استخدام کنيد
بريم آگاشي - فردا ميبينمت -
هيچکس خبر نداره فردا چي ميشه
شب بخير
تو راه مواظب خودت باش - هوم -
خانوم خورد کن شب شمام بخير
به سلامت سرآشپز پونگ
شايد مامانم خواب باشه برق روشن نکن
آب بدم؟
بخورين
آگاشي
آخه تو آشپزخونه اي که همه ـمون توش کار ميکنيم؟
...به نظر من که
شما سرآشپز پونگُ بيشتر دوست دارين
شما سرآشپز پونگُ بيشتر دوست دارين؟
احتمالا
زن نبايد دوست داشتنشُ نشون بده
آگاشي شما غرور ندارين؟
...حرفي که تو فريزر زدين
خيلي ناراحتم کرد
زن نبايد اول بگه عاشقتم
مرد اول بايد اين حرفا رو بزنه
...و وقتي مرد يه ده باري اينُ به زن گفت
شمام بايد فقط يه بار بهش بگين
شما از سر سرآشپز پونگ زيادين
چطوري ميتونين بهش آويزون شين؟
عاشقتمُ که اول گفتين
تا الان اينجوري با مردا قرار ميذاشتين؟
نه دوستت دارم بود
نه که من تا دهنمُ باز ميکنم دروغ ميگم خب معلومه بايد بيشتر عاشقش باشم
خيلي هم خدا رو شکر که من بيشتر دوستش دارم
خاله، شمام يواشکي با مِنگ دال قرار ميذارين نه؟
بحثُ عوض نکن
منم قرار گذاشتن شما رو راز نگه ميدارم
شمام مال منُ راز نگه دارين
پس من امروز با مِنگ دال به هم ميزنم
شمام همين امروز با سرآشپز پونگ تموم کنيد
ميتونيم کمک کنيم مامان و سرآشپز پونگ با هم کنار بيان خب
به نظرتون شدنيه؟
تا دستمزد ساخت و ساز) (پرداخت نشود، هتل کار نميکند
...که ميگفت حق اعتراض و غذاي هتل
هيچ ربطي به همديگه نداره، ها؟
امروز نشونش ميديم چقدر به هم مربوطن
!توجه
...بريم
!تصاحبش کنيم
!بله - !بله -
انگار يه مشکلي به وجود اومده
ما وصول طلب خود را به علت) (پرداخت نشدن دستمزد خواستاريم
الان دارين چيکار ميکنين؟
داريم قانوني و عادلانه طلبمونُ درخواست ميکنيم
يه زنگ بزنيد به رئيس اينجا
رئيس
همين يه دقيقه پيش چيل سونگ اعتراضشُ شروع کرد
!داره ديوونه ـم ميکنه ديگه واقعا
فقط جايي که تعمير کردنُ اشغال کردن
و دارن بي سروصدا اعتراض ميکنن که جلوي کسب و کار گرفته نشه
واسه همين نميتونيم به پليس گزارش بديم
اينا همه به خاطر خريدن حق اعتراض بود که اينجوري شد نه؟
اگه گانگسترا همين جوري تو لابي اعتراض کنن
يه هفته اي همه ي مشترياي هتل ميپرن
حتي اگه هتلُ حراجم بکنيد
مفت از چنگتون درش ميارن، ميدونين؟
...بايد هرچه سريعتر پول جور کنيد
و حق اعتراضُ از چيل سونگ بخريد
رئيس
...پيشنهادي که خدمتتون دادمُ
يادتونه؟
...اگه باهاش موافقت کنيد
دو چيل سونگ ميره سراغ اون
واقعا بايد همچين کاري بکنيم؟
اونم با رستوران هتل؟
بايد يه تماس بگيرم
اينجا هتل جايِنته
به سلامت
گانگسترا طلبشونُ ميخوان
اين هتل کلاهبردار پول ما رو نميده
پول ما گانگسترا رو
...اين هتل بي هيچ شرم و حيايي
داره پول ما گانگسترا رو بالا ميکشه
نگاه کن
به خاطر اينا همه ي مشتريامون دارن ميپرن
جدي ميگين؟
No comments yet. Be the first to leave one.