A Brief History of the Future

A Brief History of the Future

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

A Brief History of the Future S01E06
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2025-03-11
تعداد دانلود: 28
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫من از چهار سالگي فوتبال رو شروع کردم

‫خيلي خيلي زود شروع کردم

‫هميشه ميخواستم مهاجم باشم

‫من مثل اينکه ‫هميشه؟

‫آره ميخواستم گل بزنم

‫وقتي بچه هستي آرزو ميکني گل بزني

‫بلدي روپايي بزني؟

‫آره حتما

‫با پاي راست يا چپ؟

‫پاي راست ‫پاي راست مثل من

‫توپ رو ميگيري اينجوري ميري

‫ميدوني بعد ميري راست چپ راست چپ

‫خيلي آسونه ‫نه آسون نيست

‫ولي اگه تلاش کني آره چرا که نه؟

‫اين اولين چيزي بود که ياد گرفتي؟

‫وقتي شروع کردي به بازي کردن اين کارو ميکردي؟

‫نه اولين چيزي که ياد گرفتم گل زدن بود

‫اين به گل زدن کمکي نميکنه

‫نه

‫من امروز در پاريس هستم

‫تابا ورزشکار مشهور جهان کيليان امباپه دیدار کنم

‫ تا ديدگاهش رو

‫درباره اينکه چه چيزي لازمه

‫تا نتايجي که ميخوايم رو ببينيم را بدونم

‫چون در اين لحظه ما به شدت متوجه ميشيم

‫که انتخاب هاي واقعي داريم

‫که نتيجه اش خيلي از اتفاقات آينده رو شکل ميده

‫ما ميتونيم تصميم بگيريم

‫و در حالي که روي چيزهايي که نميخوايم تمرکز ميکنيم

‫اغلب مهمترين قدم رو از دست ميديم

‫تصور کردن آينده اي که ميخوايم

‫ديدن هدفي که دنبالش هستيم

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu

....:::: ترجمه : هومن رستمی ::::.... telegram : @subforu

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

‫در انجام هر کاري؟

‫ميدوني اين بخشي از وجود خودته

‫من با اين به دنيا اومدم

‫من هميشه اين ايده رو داشتم

‫موفقيت و کسي شدن

‫و به دست آوردن چيزهاي زياد

‫و هر سال

‫هر ماه هر روز

‫هدف هاي جديد دارم نه فقط در ورزش

‫در هر کاري که انجام ميدي

‫در زندگي هدف داري

‫براي خانواده ات براي خودت در کار

‫و فکر ميکنم اين قدم موفقيته

‫برام توضيح بده لحظه اي رو

‫درست قبل از اينکه پنالتي بزني

‫داري به سمت دروازه شوت ميزني

‫چي تو ذهنت ميبيني؟

‫اگه گل بزنم چي ميشه؟

‫اگه از دست بدم چي ميشه؟

‫و اين مثل صد تا سوال در يک ثانيه است

‫که مياد تو ذهنت

‫و بايد بتوني بگي که

‫الان زمان حاله ميدوني؟

‫ميذاري آينده بياد تو ذهنت

‫ولي مهمترين چيز در پنالتي

‫اينه که در لحظه باشي

‫و با اين اعتماد به نفس ميري که گل ميزني

‫هيچ گزينه ديگه اي نيست

‫فکر ميکنم تصور نميکني که گل رو از دست بدي؟

‫ نه هيچوقت

‫ممکنه اتفاق بيفته ولي هيچوقت

‫اگه تصورش کني قبل از شوت گل رو از دست ميدي

‫پنجاه درصد اعتماد به نفست رو از دست ميدي

‫و براي گل زدن صد درصد اعتماد به نفس نياز داري

‫اغلب از من به عنوان يک آينده نگر ميپرسن

‫چي ميشه اگه؟

‫و بيشتر اين چي ميشه ها معمولا بدترين سناريوهاست

‫چي ميشه اگه هوش مصنوعي از کنترل خارج بشه؟

‫فکر ميکنم در اين نقطه ميتونيم از خودمون

‫يک سوال مهمتر چي ميشه بپرسيم

‫چي ميشه اگه موفق بشيم؟

‫ چي ميشه اگه بتونيم

‫خدمات پايه و فراتر از پايه رو فراهم کنيم

‫براي همه روي کره زمين؟

‫چون ما تمايل داريم به چي ميشه اگه

‫از يک ديد منفي نگاه کنيم

‫اگر ميخوايم بتونيم جلو بريم

‫و اون آينده هاي شکوفا رو بسازيم

‫براي نسل هاي آينده

‫بايد از خودمون بپرسيم

‫چي ميشه اگه واقعا درست انجامش بديم؟

‫کلمه يوناني تلوس يعني هدف نهايي غايت نهايي

‫ما چيکار داريم ميکنيم و چرا داريم انجامش ميديم؟

‫براي بيش از صد هزار سال هدف هومو ساپينس

‫اساسا زنده موندن بود

‫تا مطمئن بشن نسل بعدي به وجود مياد

‫حالا براي اولين بار در داستان بشريت

‫ما اين فرصت رو داريم که عقب بکشيم

‫و بگيم خب بعدش چي؟

‫ميخوايم اين رو به کجا ببريم؟

‫هدف نهايي پروژه هومو ساپينس چيه؟

‫فقط ساختن تکنولوژي باحاله

‫يا ساختن دنيايي فراتر از تصور ما؟

‫ولي چطور طرز فکرمون رو تغيير بديم؟

‫چه چيزي لازمه تا فرضيات قديمي رو کنار بذاريم

‫و سوالات بزرگتر و بهتري درباره آينده بپرسيم

‫آينده اي که ميخوايم شکل بگيره؟

‫من اومدم دبي تا با رايا بيدشهري رو ملاقات کنم

‫که معتقده نوع تخيلي که الان نياز داريم

‫ارتباط زيادي با تغيير دادن

‫نحوه آموزش ذهن هاي جوان داره

‫اينجا در مدرسه بشريت

‫اون داره دهه ها ايده هاي سنتي رو

‫درباره آموزش به چالش ميکشه تا اونها رو تغيير بده

‫روشي که دانش آموزانش ياد ميگيرن چطور فکر کنن

‫و همه چيز رو دوباره بازنگري کنن

‫سلام به همه

‫به جلسه طراحي با طبيعت خوش آمديد

‫ چرا داريم اين رو ياد ميگيريم؟ ‫چرا مهمه؟

‫اين يک حوزه مطالعاتيه که ما به درس هايي از طبيعت نگاه ميکنيم

‫تا نوآوري هاي انساني رو الهام بگيريم

‫و اين يک ابزار قدرتمنده که به ما کمک ميکنه

‫بعضي از مشکلاتي که امروز باهاشون روبرو هستيم رو حل کنيم

‫ما همه به هر دليلي

‫داستاني داريم که به خودمون ميگيم

‫درباره اينکه رفتن به مدرسه يعني چي

‫يادگيري يعني چي اون تجربه

‫بايد چه حسي داشته باشه

‫و يک روايت اصلي

‫نوعي داستان

‫در تخيلات جمعي ما وجود داره

‫تغيير دادن اون براي کل گونه سخته

‫هکتارها خاک حاصلخيز و دست هاي مشتاق

‫به زمين خوب مراقبت خستگي ناپذير دادن

‫اما زمانه تغيير کرده

‫ماشين آلات از هر نوعي دارن بهره وري رو

‫به روش هاي چشمگيري چند برابر ميکنن

‫اين يک سرمايه گذاري براي آينده فرزندان شماست

‫خيلي از ساختارهايي که ما امروز

‫در مدارس تجربه ميکنيم از خط مونتاژ اومدن

‫ما واقعا نياز داشتيم ميليون ها کارگر کارخونه تربيت کنيم

‫در واقع دليل اينکه ما زنگ داريم

‫بين درس ها اينه که در کارخونه

‫زنگ داشتيد که حرکت رو علامت بده

‫از يک خط مونتاژ به خط ديگه

‫شما يک استاندارد سازي جهاني داريد

‫که خيلي شبيه پژواک عصر صنعتيه

‫و شما به اندازه کافي جايگزين هاي اصلي

‫براي اون مسير نميبينيد

‫ما در واقع داريم به سمت اقتصاد خلاق حرکت ميکنيم

‫مخصوصا با ظهور هوش مصنوعي و اتوماسيون

‫انواع وظايف و تفکر و فرآيندهايي

‫که جايگزين کردنشون با ماشين ها سخت تر خواهد بود

‫اونهايي هستن که خلاقانه تر و تخيلي تر هستن

‫و نياز به تفکر سطح بالاتر دارن

‫پس اين مدل آموزشي هنري فورد

‫در اوايل دهه 1900 منطقي بود

‫وقتي ميليون ها نفر از مزارع ميرفتن

‫و ما بايد آماده شون ميکرديم تا در کارخونه ها کار کنن

‫حالا ما واقعا در ابتداي قرن بيست و يکم هستيم

‫اگر بخوايم متفاوت انجامش بديم چه شکلي ميشه؟

‫بله چيزي که من دوست دارم وقتي مردم از من ميپرسن

‫اينه که يک قدم به عقب برميدارم و

‫تفکر اصول اوليه رو بکار ميبرم

‫پس تصور کنيد این سيستم آموزشي ما وجود نداشت

‫و ما داشتيم باهاش کارنمیکردیم

‫ما روش ساخت و ساز نداشتیم

‫ما فقط کنار گذاشتيمش ‫بله

‫و ميتونستيم از صفر چيزي طراحي کنيم

‫براي دنياي امروز

‫چي به ذهن هاي جوان ياد ميداديم؟

‫چطور ياد ميداديم؟

‫و چرا اون چيزها رو ياد ميداديم؟

‫براي من و تيمم ما فکر ميکنيم هدف آموزش

‫بايد کمک به شکوفايي بشريت باشه

‫و اين ميتونه براي افراد مختلف معاني مختلفي داشته باشه

‫اما همش درباره مشارکت

‫در پيشرفت بشريته

‫ديدن تاثيري که

‫اين ايده ها روي دانش آموزان

‫اينجا و در سراسر دنيا دارن چشمگيره

‫از طريق چشم انداز او براي ديدن آينده اي که همه

‫به فرصت هاي يادگيري با کيفيت بالا دسترسي دارن

‫هم آنلاين و هم حضوري

‫صرف نظر از اينکه کجاي دنيا هستن

‫وقتي اونجا بودم تونستم بشينم و بشنوم از

‫چند تا از اين دانش آموزها

‫چه فرداهايي رو واقعا ميخواين ببينيد؟

من دوست دارم پيشرفت رو ببينم

‫و با پيشرفت پيامدهايي هم مياد

‫فکر نميکنم ما هيچوقت به يک آرمانشهر کامل برسيم

‫و فکر نميکنم يک ويرانشهر کامل هم وجود داشته باشه

من دوست دارم يک دنياي متعادل رو ببينم

‫با پيشرفت به نظر من

‫حوزه هاي مهم مثل پزشکي و تجارت

‫محيط زيست يکي از مهمترين هاست

‫با هوش مصنوعي مردم الان از چت جي پي تي استفاده ميکنن

‫چيزهاي خيلي بهتري هست که

‫در آينده خواهد اومد که

‫الان حتي نميتونيم تصورش کنيم

‫فکر کردن به اينکه قراره

‫چيزهاي جديد زيادي باشه واقعا اميدوارم ميکنه

‫آينده سريع در حال پيشرفته

‫فقط درباره دولت ها نيست که

A Brief History of the Future subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for A Brief History of the Future

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left