نخستین 200 خط.
من دیگه پرستار نمیخوام
- هی, رفیق, تو خوبی؟ - ...من...من فقط
...فکر کردم
دبیرستان یه تجربه ایی بدتر از مرگه
من میتونم با اطمینان اینو بگم چون تو یه شب تقریبا 5 بار کشته شدم
من با ترسهام روبرو شدم
شیاطین خودم رو مغلوب کردم ...من
زنده موندم
اما اون هیچ مدرکی از خودش به جا نزاشت
و تو دوسال گذشته هیچکس حرفمو باور نکرده
- ما کسی رو پیدا نکردیم, بچه - اسم من کول هستش
آها کول, شرمنده مطمئنی کسای دیگه ایی هم اون داخل بودن؟
تا موقعی که من اونجا بودم اونجا بود
همه فکر میکردن که همه ی اینا رو از خودم در آوردم. و اینکه من دیوونه ام.
میخواین بدونین تنها چیزی که از نامرئی بودن بدتره چیه؟
نامرئی نبودن
این ترسو رو بندازین بخش روانی , بچه ها
این تقصیر خودمه.
من به همه گفتم که چه اتفاقی افتاده
پلیسهای مرده, خون یه یارویی بدون پیراهن اونم بدون هیچ دلیلی
حسش مثل سارا کانر تو فیلم ترمیناتور2 هستش تلاش برای متقاعد کردن مردم واسه روباتهای واقعی
...اما
...بدترین قسمتش اینه که
دلم براش تنگ شده
گرفتم, گرفتم تو مثل یه پسر کوچولوی عجیب غریبی که
روی یه قاتل سریالی کراش داره یه پرستار بچه ی الکی
- سال اولش واسه همه سخته - ...نه, من
من سال سومی هستم
- سال سومی هستی؟ - آره, سومین ساله که میام
- یه اوسگول سال سومی؟ - اوهوم
جای بحثی نیست ما باید بهت پا بدیم
- این توصیه تو هستش؟ - این چیزیه که از دهن کوفتی من پرید بیرون
- تو پرستار نیستی؟ - چرا, از هشت تا دو, پرستارم
قبل از اون مشاور راهنما هستم
من کرنل رفتم, مادرجنده من یه روانپزشکم
پس چرا اینجا کار میکنی؟
چرا تخممو ترکوندی؟ من فکر کردم با هم ردیفیم, ردیفیم؟
- آره - فکر کنم جوونیم
ببین, تو تنها شاگرد من نیستی میفهمی چی دارم میگم؟
من 27 تا بچه ی دیگه اون بیرون دارم
بعضی هاشون مبتلا به تبخال هستن بعضی هاشون هم دو قطبی تر از "کانی وست" هستن
بعضی هاشونم کلامیدیا دارن
یه چیزی رو کیرته,بزار رو دهنت این آشغال میره تو چشمات
- خیلی حال بهم زنه - تو چشمای تخمیته
این میز تبخالیاست که روش نشستی روی همه جای این میز تبخالیه
شنیدیش؟ صدای زنگه یعنی اینکه ساعت هشته
دکتر دیویس داره بررسی میکنه کارل گنده بک داره چک میکنه
- زمان تزریقه - چی؟
- بگیرش,یا اینکه از طریق کون تزریق میکنم - چی؟ نه نه نه
ترسو
بازنده
یالا
هی
هی, ملانی
- هی, تو خوبی؟ - من؟ آره...نه
- درواقع, عالیم - باشه.
-ولی اینو باید به صورتت بگی -اینقدر تابلوئه؟
اون شب تو با من بودی اون چیزی که من دیدم رو دیدی, درسته؟
- ...منظورم ,پلیسها, زنبور, خون - ...کول
تو باید بهم کمک کنی
مگه دکتر دیویس نگفت درباره ی این چیزا حرف نزنی؟
کارل گنده بک خیلی درباره اولویت بندی خاطرات مثبت حرف میزنه
مثل زمانی که اون ریحانا رو تو یه استیک فروشی دور افتاده دید
ببین, تو اون شب داشتی درباره ی
فرار کردن و قایم شدن حرف میزدی
اما درواقع بوس بازی هم داشتی
شاید فقط بوس کردن رو یادت باشه
میدونی؟
بعلاوه, تو باید از اینجا متنفر باشی
هر پسری که تو دبیرستان پیشرفت میکنه آخرش دچار
زود انزالی میشه
- اوه, این واقعیت داره؟ - آره
کسمغز
لطفا اینجوری صدام نکن
چی صدا کنم پس این لقب باحالیه دیگه
فکر کنم باید یه لقب دلپذیرتر بهم بدی
تو خودت کسخولی اونوقت دلپذیر میخوای, دیگو
- دستش بزن, بوم, بوم - کیر منو ول کن, جیمی
اوضاعت چطوره, مرد کوچولو؟
من؟ خوبم
اگه چیزی خواستی بهم بگو مثلا سواری تا بیمارستان یا همچین چیزی
- من بخاطر تو اینجام, دادا - باشه
جیمی, این آخر هفته میای دریاچه؟
آره, پسر دیجی جیمی جامی کاملا تاثیرگذار خواهد بود
- میخوای با ما بیای کلاس؟ - نه, من خودم میرم
رو پای خودت ایستادن رو تحسین میکنم, داداش کوچولو
من هیچوقت نمیتونم با رفیق نداشتن راحت باشم صلح, سالاد کلم
اوه, وای
فاوست یه مرد بود
کسی که باید در مورد عقاید وجودی خودش فکر میکرد
بخاطر همین اون چیزی که "مفیستوفلس" از دکتر فاوست میخواست
پاسخ هایی درباره ایمان بود ...و
خیله خب دیگه همتون شیر هستین
این دانش آموز انتقالی جدیدمونه فیبی آتول
اون از برنامه ی فرشته ی نگهبان اومده پیشمون
جایی که شهروندان بزرگسال, جوانان محروم از لابی های نوجوانان رو
برای جذب مجدد به جامعه معرفی میکنن
بیاین بهش یه خوشامد گویی گرم بگیم
...کلاس
...روآ
خب, فیبی سه چیز ر. درباره ی خودت بهمون بگو
خب
فکر میکنم مارها اشتباه ترین خزندگان هستن
فیلم مورد علاقه ی من بین "رستگاری" یا ...هرچیزی که برای "راب راینر" باشه
و دیر کردم
چی داری میگی؟ تو درست سر وقت اومدی
اوه, نه منظورم, عادت ماهانمه
9روز عقب زدم
اوه
خدا لعنتش کنه, سر برنامه بودم ولی الان فکر کنم میتونم نگهش دارم
...چون, وقتی
به همه ی
صورتهای خوشگلتون نگاه میکنم ...من
...خیلی خوشبینانه نسبت به آینده ی خودم غلبه میکنم
فقط میخوام یه جیغ وحشتناک بزنم
خیله خب, آه, ادامه بده آقای, نوردی, بیا بریم
هی, زنجبیل
کونتو تکون بده و بیخیال ماست شو
تو یه هرزه ی دیوونه ایی
هی, من داشتم این مقالیه درباره ی جان وورت رو میخوندم
آها
...این,مثل
همسان درمانیه, یا مشابه درمانی؟
اوه, من هیچ نظری ندارم اگه از من داری میپرسی, هیچ نظری ندارم
- حق السکوته؟ - آره
بعضی اوقات من از این وضعیت کول یکمی وحشتزده میشم
- از بچه ی خودت وحشتزده میشی؟ - آره.
وحشتزده نمیشم ...اما فکر نمیکنی
- امکانش هست, درسته؟ - چی؟
- ...مثلا فکر نمیکنی - هی
هی, رفیق یه غذایی برات درست میکنیم
- ...آره, گوشت گوسفند, و آه, و - و,آه, سیب زمینی
سیب زمینی و کلم بروکلی
-یه میز با کلی گوشت ,سالاد و چیزای دیگه -تا کی قراره اینجوری باشم؟
فقط...تا موقعی که حالت بهتر بشه
آره, رفیق, فقط واسه اینکه این تصورات ذهنی خودتو بیخیال بشی
...این
- تا ابد که نیست - تا ابد نیست
باشه
اما میدونی چی تا ابد میمونه؟
نشستن روی میز
- تو میز رو آماده کن - اوه, اینم از این
هی...هی, ملانی
...چطور پیش
- هی - هی, هی برمیگردیم پیشت
هی
آم, باشه, پس من یه سوال درباره اون مقاله دارم
اوه, باشه, خوبه
خب,موضوعش به فاوست ربط داره,درسته؟ پس,نظر تو چیه؟
- من گرچن رو مثل یه فرومایه میبینم - آره
یه شخصیتی تنها با گذشته ایی آشفته و بعدش...اون یجورایی اعدام شد
...میدونم, این واقعا
وای
یه بطری بزرگ لوسیون اونجا داری.
ها؟ ...اوه
...نه, این
...واسه اینه که من
من آرنج دستم یجورایی خشکه
- از نظر جنسی؟ - استثناً...
...تق,تق, اوه, هی
نمیخواستم مزاحم بشم
- شرمنده, شما بچه ها لختین؟ - ...نه
- ...آقای جانسون,شما چه. -لباسهای همدیگه رو در میارین؟
- نه, بابا - نه اینکارو نمیکنیم
من...من نمیخواستم این لحظه رو خراب کنم فکر کردم که شما بچه ها دارین
- تو اینترنت ول میچرخین - اوه خدا
- بابا, اینجوریام نیست - ول چرخی اینترنتی
- چون لوسیون ها رو آوردی بیرون - من اینو واسه آرنج دستم استفاده میکنم
- اما لوسیون واسه جق زدن استفاده میشه - بابا, نه, چرا؟ چرا؟
...اوه, خب
- ...اوه - هی هی
تو و ملانی؟ چی؟
بهم بگو, یالا, شما بچه ها یه چیزی هستین؟ چیزی نیستین؟ چه اتفاقی داره میوفته؟
...اون
- به اون چشم منو نمیبینه - چی؟
اون ضرر میکنه
و تو سود میکنی
یا اینکه من مطمئن نیستم تو چجوری سود میکنی اما اون ضرر میکنه
باشه
خب ببین, میدونم تو نمیخوای اون قرص ها رو بخوری
اما تو باید به من و مامانت نشون بدی که حداقل داری سعی میکنی
باشه/ اینکارو بخاطر من میکنی؟
سعیم رو مینم, اما تو میخوای که من بگم همشون تو ذهن من بود؟
...خب, میدونی
منظورم اینه که
فقط میخوام که بهتر بشی, میدونی
برگردی به حالت نرمال
- اگه دیگه هیچوقت نرمال نشم چی؟ - این حرفو نزن
...سخته,اما
-...یه سری ناملایمتی ها هست که - که ما قدرت خودمون رو پیدا میکنیم
ما قدرتمون رو پیدا میکنیم, آره
میدونم
...تو هزار بار بهم گفتی, اما
اما همچنین بهم گفتی که به خودم هم وفادار بمونم
آره
...و
- اما الان ازم میخوای که دروغ بگم - ازت نمیخوام که دروغ بگی
این اتفاق افتاده بابا
...من
باشه
No comments yet. Be the first to leave one.