To Your Eternity

To Your Eternity (不滅のあなたへ)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 3

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Fumetsu no Anata e S3 - 05
ناشر Laleh_espi
https://animesubtitle.ir/

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2025-11-02
تعداد دانلود: 57
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

میزوها مادرش ایزومی رو کشت

اما ایزومی زنده شد

کجا بودی ؟

صبحانه خوردی ؟

و یه شخص دیگه مقابل فوشی ظاهر شد

نیازی به نگرانی نیست ، میزوها-کون اونجاست

درضمن ، اون آرزوی خانمیه که پشت سرته

کلمات ناشنیده

!مادر میزوها اینجاست ؟

جدی میگی ؟

! سیس ! صدات رو بیار پایین

خوب شد که میزوها رو آوردم اینجا

می تونیم ازشون بپرسیم واقعاً چه اتفاقی افتاده

ایزومی ، نواده ی هایاسه از نگهبانانه

میگه میزوها واقعاً بهش چاقو زده

می دونستم

پس الان کی داره وانمود میکنه که مادر زنده ی اونه ؟

... گمان کنم یکی از اون چیزهای سی جی باشه

بهت میگم اون چی فکر میکنه

اون موجودی که نقش مادر میزوها رو بازی میکنه ، درواقع یه نوککره

! امکان نداره

! من همه ی نوککرها رو کشتم

! تا آخرین دونه ی دشمن رو نابود کردم ! اون چیزی بود که سیاه پوش هم گفت

حق با توست

اما اگه اتفاقی یکی رو از نظر انداخته باشید چی ؟

سیاه پوش اون قدر بی احتیاط میشه ؟

شاید باشه

اگه واقعاً دست و پا چلفتی و بی عرضه باشه چی ؟

چی ؟

! هی ، سیاه پوش

! داره مسخره ات میکنه

! بیا بیرون و بهش بگو که چرا اشتباه میکنه

! زدی تو خال

عجیبه

خیلی وقته پیداش نشده

شرط می بندم خجالت میکشه ، راحتش بذار

در هر صورت ، نگران زندگی کردن میزوها-کون با اون فریبکارم

فوشی ، اونو به زندگی برگردون

... اما میزوها گفت

چیزی شده ؟

نه

تو همیشه طرفدار زندگی هستی

اون چیزیه که گفتی

درسته

ببخشید ، میزوها

مطمئنم یه جورایی نتیجه میده

عجیبه ! به زندگی برنمی گرده

آه ، معمولاً ، روح می پره

داخل بدن و بنگ ، برمی گردی به زندگی

!چرا ؟

بخاطر اینه که اون فریبکار داره از بدنش استفاده میکنه ؟

در گذشته هیچوقت اون اتفاق نیوفتاده

هیچوقت زمانی نبوده که یه روح واقعی نتونسته باشه به بدن واقعیش برگرده

بدنی که توسط یه نوککر دستکاری شده واقعاً چیزی بجز یه جسد متحرک نیست

اون انسان نیست

شکست دادن اون فریبکار ممکنه این معما رو هم حل بکنه

صبر کن

به فوشی بگو به میزوها بگه مادر قدیمی رفته و دیگه وجود نداره

بهش بگو اتفاقی که اون روز افتاده واقعاً یه خواب بد بوده

و اون مادر واقعیشه

اما چرا ؟

کارهایی هست که باید توی این شکل انجام بدم

همش همین

اگه اون چیز نوککر باشه ، پس یه جوری رشد کردند

باید آدمهایی که توی وضعیت من هستند و ما متوجهشون نشدیم وجود داشته باشند

اگه پیداشون کنیم می تونیم یه چیزی رو بفهمیم

من می تونم دنبالشون بگردم

اون چی گفت ، بون ؟

گفت همه چیز رو از میزوها مخفی کن

قراره برای در امان نگه داشتنش یه تحقیقاتی بکنیم

به محض اینکه چیزی فهمیدم بهت خبر میدم

می خوام که تا اون موقع حواست بهش باشه

حواسم بهش باشه ؟

خوب دیگه ، از فردا موفق باشی

تو رو توی رده ی تحصیلی توناری گذاشتم

دارم در مورد مدرسه حرف میزنم ، مدرسه

یه زندگی جدید ، خوبه مگه نه ؟

خوب ، بیا تو

فوشی

از آشناییتون خوشحالم

موهاش سفیده

خارجیه ؟

یه جورایی جذابه ، مگه نه ؟

خوب ، می تونی روی اون صندلی خالی اونجا بنشینی

باشه

باشه ؟

مهم نیست

می تونیم بعداً در موردش حرف بزنیم

توناری هستم

از آشناییتون خوشحالم

من تاحالا مدرسه نرفتم ، پس باید کمکم کنید

هی ، چطوری از این استفاده میکنی ؟

اوه ، اینجا

اینجوری فشارش بده

... ها

راستی ، همه چیکار دارن می کنند ؟

اوه ، فقط چیزی که اونجا نوشته شده رو کپی کن

که اینطور ، ممنون

! این حرف نداره

اون همون دانش آموز انتقالیه که همه در موردش حرف می زنند ؟

! اوه ، خیلی خوشگله

هی ، فوشی-کون از کجا اومدی ؟

از بالا ، گمان کنم ؟

از کدوم کشور ؟

نمی دونم

چی داری میگی ؟

میگم ، می تونم به موهات دست بزنم ؟

آره

خیلی نرمه

اون دخترها خیلی چاپلوسند

چه اشکالی داره ؟ ولشون کن

هی ، فوشی-کون ، به کدوم کلوپ ملحق میشی ؟

کلوپ ؟

ما توی کلوپ ناگیناتا هستیم

اوه

هی ، میزوها ، تو توی یه کلوپی ؟

قبلاً ناگیناتا هم انجام می دادم ، اما دیگه ادامه ندادم

اوه ، که اینطور

الان توی همون کلوپ یوکی هستی

آره

هی میزوها ، شنیدم دیروز با یکی از سال پایینیها میگشتی

والدینت الان دیگه کمتر سختگیری می کنند ؟

پس بیا بعضی وقتها با من هم وقت بگذرون

... نمی دونم

بهش فکر میکنم

! هاننا

خونه ی آئوکی-کون چطور بود ؟

خوش گذشت

کلی آدم اونجا هست

فکر کنم بدونم از کی خوشت میاد

! بس کن ! لازم نیست اسمش رو بگی

! به هر حال قراره اشتباه باشه

هرچند تعجب کردم که مادرت اجازه داد

آره

همه چیز بین من و مادرم تغییر کرده

پس برات عالیه ؟

همینطوره

مامانم الان حرف نداره

یعنی اگه مادرت اون حرف رو بشنوه چه فکری میکنه ؟

نمی دونم ، شاید از خوشحالی گریه بکنه

درباره ی چی دارید حرف می زنید ؟

درضمن ، این دانش آموز انتقالی جدیده ؟

آره ، فوشی

ائـ ، این همون کسی نیست که آئوکی-کون در موردش حرف میزد ؟

مادرت احتمالاً ناامید میشه

! بس کن

چرا الان در اون مورد حرف میزنی ؟

! میزوها

ببخشید ! چیز اشتباهی گفتم ؟

اون تقصیر تو نیست

بون ! تو چرا اینجایی ؟

یه کار اینجا گرفتم تا بتونم مراقب شماها باشم

! من داداش فراش مدرستونم

خفنم ، مگه نه ؟

فوشی ، مادر میزوها ، ایزومی-سان گفت ممنون بابت حرفی که زدی

اوه ، باشه

خوب ، چیزی فهمیدی ؟

هنوز نه

خیلی پیش نمیاد با یه روح که توی وضعیت یکسانی با ایزومی-سان باشه روبرو بشی

... همینطوره

هی ، فوشی-کون ، با میزوها صمیمی ای ؟

صمیمی ؟ فکر کنم عادی ایم ؟

کجا و کی با هم آشنا شدید ؟

این اواخر

اوه ، ما یه آشنای مشترک داریم

که اینطور

شاید تعجب بکنی ، اما باید ازش دور بمونی

اون یه عوضیه

عوضی چیه ؟

یعنی یه هرزه است

هرزه چیه ؟

یکی که سعی میکنه خودش رو به مردها بفروشه

بفروشه ؟

... یه فاحشه

بعداً بهت میگم

ممنون

دیدید ؟

! بهتون گفتم اون وجود داره

! پسر هیولایی ، اسلحه ی نهایی و پیک خدا ، فوشی

! اون واقعیه

اون افسانه ای ؟

میشه بهت دست بزنم ؟

نرمه

و گرمه

مدرک واقعی بودنش چیه ؟

قول میدید چیزی که الان قراره ببینید رو به هیچکس نمیگید ؟

فوشی ، می تونی یه چیزی درست بکنی ؟

باشه

! نباید اونو می دیدم

! این واقعیت نیست

! اسرار آمیزه

! باورم نمیشه ! خوشمزه است

اوه ، بچه های این دوره و زمونه چطور می تونند همه ی اینها رو تحمل بکنند ؟

ریاضی ؟ علوم ؟ ورزش ؟ اونها دیگه چی هستند ؟

از گوش کردن به اون بزرگسالهای پرافاده جایزه ای چیزی بهتون میدن ؟

ائـ ، میشه بپرسم کی هستی ؟

اون توناری-سانه

جنگجوی نور

اون با فوشیه

میگم ، میشه ما به این کلوپ ملحق بشیم ؟ اسمش چی بود ؟

More Farsi Persian subtitles for To Your Eternity

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left