نخستین 200 خط.
به نظرت من اشتباه کردم؟
نه اصلا
من نمیتونم هیچ انتظاری از چیچی و بائونی داشته باشم
بنابراین من باید با اونا بی رحمانه و سرد رفتار کنم
من هیچ کار اشتباهی نکردم
اما پس چرا انقدر احساس بدی دارم؟
چون تو دروغ گفتی
و چون در حال تبدیل شدن به یه شیطان هستی
شاید یه روزی
تو هم به شیطانی مثل ویلیام تبدیل بشی...
شاید اون موقع دیگه هیچ احساس ناراحتی یا دردی نداشته باشی
اره
من روز به روز دارم بیشتر شبیه یه شیطان میشم
در حقیقت...
تو به یه موفقیت بزرگ دست پیدا کردی
ولی من...
فقط یه وسیله ام که تو ازش استفاده میکنی
من روز به روز دارم بیشتر شبیه چیزی میشم که از ش نفرت دارم
درسته که نظر دادن راجب رابطه ی تو و بوهای کار کسایی مثل ما نیست
اما با این حال...
هر دوی ما با تجربه تر از تو هستیم
پس اگه توی رابطه ات با مشکلی مواجه شدی...
فقط به من بگو شاید بتونم بهت کمک کنم
من تو خیلی چیزا سر رشته دارم
درسته. درسته. مامانت خیلی تلویزیون نگاه میکنه
اون دیگه حسابی با تجربه شده
فقط مشکلتو بهم بگو
بگو ببینم بین تو و داماد اینده ی من چه اتفاقی افتاده؟
اومدم
اینجا خونه ی خانم لینگ لینگ چیه؟
- بله. - پس این تحویل شما
اها باشه ممنو -ممنون
اون گل فرستاده؟ حدس بزن چه معنی میده؟
اون داره عذر خواهی میکنه
این اصلا خوب نیست
این گلا از طرف مونانه
مونان؟
- چطور ممکنه؟ مطمئنی اشتباه نمیکنی؟ - ببین
مونان تو یه همچین وضعیتی واسه چی چی گل فرستاده.
این به این معنیه که اون داره تلاش میکنه که قاب چی چی رو بدزده
اون داره از فرصت سو استفاده میکنه
گوش کن عزیزم به هیچ وجه نباید گول اونو بخوری
شخصیت مونان خیلی مرموزه
تو باید حواستو جمع کنی
اگه پاش بیفته اصلا بعید نیست که اون مونان مارو هم بفروشه اونوقت جنابعالی باید بشینی سود و منفعت اقا رو براش حساب کنی
سخته بخوام این قضیه رو واسه شماها توضیح بدم
من میرم یکم پیاده روی کنم
زیاد دیر نکنی هاوامشب غذاهای مورد علاقتو درست کردیم
چی..
این یه نمایشگاه گل و نوره.بیاین و یه امتحانی بکنین
زوج ها 20 درصد تخفیف میگیرن
20 درصد تخفیف شما با همدیگه تخفیف میگیرین
اخرین باری که من فر فره بازی کردم هشت سالم بود.
هر وقت بپه ها رو با فر فره میبینم بهشون حسودیم میشه
میدونی...
فرفره ها واسه من فقط یه اسباب بازی ساده نیستن
اونا واسه من نشونه ی سادگی کودکانه و عشق و محبت والدین هستن
سلام خانم.دوست دارین تو نمایشگاه گل ما شرکت کنین؟
این نمایشگاه کنار دریاچه ی یونهه برگزار میشه و بی نهایت زیبا و عاشقانه است
نمایشگاه گل و نور؟ این دیگه چیه؟
من همیشه دلم میخواسته برم اونجا اما هیچ وقت نتونستم برم
چرا؟
اونجا کلی زوج خوشبخت هست.من تک و تنها برم اونجا چکار کنم اخه؟
اما تو الان تنها نیستی مگه نه؟
تو باهام میای؟
حالا که تو الان انقدر خوش بختی پس بیا بریم و خوش بختیتو به رخ همه بکش
بیا فردا بریم
اگر با همراهتون اینو بخرین 20 درصد تخفیف میگیرین
این واقعا ارزششو داره. میخواین یه بلیط بخرین؟
من فقط یهع بلیط یه نفره میخرم
باشه
فقط این کد رو اسکن کنید
میشه 100 یوئن کسایی که تنها هسن تخفیف نمیگیرن
باشه
-اینم از بلیطتون. -ممنون
شما خیلی خوشگلی
سلام.دوست دارین به نمایشگاه گل و نور ما بیاین؟
سلام
- سلام - من یه بلیط میخوام
باشه حتما فقط لطفا این کد رو اسکن کنید
بعضا از گل ها فقط برای ساخت جعبه های هدیه استفاده میشه...
ما میتونیم از گل ها برای ساخت یه سری لوازم تزئینی هم استفاده کنیم
مثلا در طرح الیس در سرزمین عجایب
رنگ ها روشن و شاد هستن و برای لوازم تزئینی عروسی مناسبن
من میخوام از این گل ها برای ساخت یه دستبند تزئیناتی برای نشون دادن به شما به عنوان نمونه استفاده کنم
این دستبند یه چیز خیلی ساده است که از گل های دور ریختنی و اضافی ساخته شده
این لوازم وقتی با بقیه ی وسایل و دکوراسیون جشن هماهنگ بشن خیلی بهتر هم به نظر میرسن
مهمتر از همه اینکه بعد از عروسی هم میشه به عنوان یادگاری نگهشون داشت
اون هم برای مدت طولانی
راجبش فکر کنید و بین خودتون در موردش مشورت کنید
من فکر میکنم این طرح عروسی واقعا موفقیت امیز میشه
چشماتو باز کن
معذرت میخوام
مگه تو از بخش امور مالی نیستی؟ امروز اینجا چیکار میکنی پس؟
لی لی سرش شلوغ واسه همینم من موقتا دارم کاراشو انجام میدم
لی لی
- ممنون. - کاری نکردم که.تشکر نمیخواد
الو؟ اقای لیو؟
- نظرت چیه؟ این خیلی قشنگه!
چی چی
متاسفم
من میدونم تو چرا ولم کردی
من متاسفم
من به خاطر همه چی متاسفم. تو به خاطر من خیلی اذیت شدی
من نیومدم اینجا که نظرتو عوض کنم
میدونم هر چیزی که بگم بی فایده است و نمیخوام بیشتر از این تحت فشار بزارمت
اما من فقط میخوام بهت بگم
که من یه مرد هستم
من ازت محافظت میکنم. من تواناییشو دارم
چی چی
چه اعتراف تاثیر گذاری
اما تو حتی نمیتونی از خودت محافظت کنی
چطور قراره از اون محافظت کنی؟
چی چی بیا اینجا
- ولش کن - تو ولم کن بوهای
من قبلا تصمیم خودمو گرفتم.امیدوارم بهش احترام بزاری
چی چیi.
من بهت ثابت میکنم که توانایی محافظت کردن از تو رو دارم
میخوای قبل برگشتن یه چیزی بخوری؟
از کجا میدونستی من اونجام؟
تو تعقیبم میکنی؟
درسته
ممکنه بوهای از شرایط اضطراری بیرون اومده باشه.اما فراموش نکن که
معامله ی ما هنوزم سر جاشه
و من یه تاجر بی رحم هستم
اگه بفهمم تو خیال داری بزنی زیر حرفت...
اونوقت هیچ رحمی از خودم نشون نمیدم
روانی
ماشینو نگه دار.نمیخوام حتی یه لحظه دیگه هم کنار تو باشم
ماشینو نگه دار
ماشینو نگه دار مونان
نگه دار
چی چی
این یه اخطار بود
من واسه اطمینان یه نفرو فرستادم که اوضاعو بررسی کنه
بوهای هیچ نشونه ای از بیماری نداره
با اینکه تو این همه تلاش کردی
اون هنوز هم با ایده ها و طرحای جدیدش داره روز به روز موفق تر میشه
روانپزشکش به طور واضح گفت که اون بیماره
- یعنی مشکل کجاست؟ - من قبلا به هیئت مدیره قول دادم
فقط یک ماه
تو توی این مدت باید فلاور پلاسو به دست بیاری
اما هنوز هیچ پیشرفتی نکردی
من باید چی به هیئت مدیره بگم؟
اگه بخوایم در مورد تجارت و کسب و کار حرف بزنیم...
اقدامات رئیس مو تا الان موفقیت امیز بوده
گوش کن چی میگم
تنها چیزی که من میخوام فلاور پلاس نیست
چیزی که من میخوام اینه که تمام شهرت و اعتبار بوهای نابود بشه و با سر بخوره زمین
فهمیدم
من فقط به فکر خودتم
بوهای دشمن توئه
زودتر خودتو جمع و جور کن
وقت زیادی نداریم
یه نگاه بنداز
عالیه
با این کار میتونیم ثابت کنیم که مشتری مدیر لیو
با این کارش میخواسته از عمد مشکل ایجاد کنه
اما اونا که قبلا اروم شدن
چرا ما هنوط دنباله ی این قضیه رو میگیریم؟
همه ی اونا یه مشت عروسک خیمه شب بازی ان که کس دیگه ای کنترلشون میکنه
منظورت مونان و شرکت خلاقه؟
من میخوام که اونا بفهمن ما تونستیم این مشکلو حل کنیم
بدون اینکه حتی روحشون خبر داشته باشه
ومن و فلاور پلاس هر دو قدرت مبارزه با اونارو داریم
خیلی خب.اینو بده به بخش حقوقی
باهاشون تماس بگیر
- ما از اونا شکایت میکنیم - فهمیدم
اقا...اقای مو
من طبق پیشنهاد تو عمل کردم
اما هنوز هیچ تاثیری روی بوهای نزاشته
صبر کنید اقای مو اجازه بدید توضیح بدم
روانشناسی موضوع پیچیده ایه
هنوز چیزای زیادی وجود داره که ما در مورد ذهن انسان نمیدونیم
و من به عنوان یه دکتر همه ی تشخیص هام دقیق و درست نیستن
واقعا؟
من میتونم اینده ی تورو پیش بینی کنم
طلبکارات به زودی مثل مور و ملخ میریزن رو سرت و پولشونو ازت میخوان
خبر ها راجب بدهی های نجومی همسرت توی کل بیمارستان پخش میشه
و قضیه ترفیعت دود میشه میره رو هوا
همه ی اینا...
به خاطر بی عرضگی های خودته
صبر کنید اقای مو
عصبا....عصبانی نشو
من یه دفعه ای یاد یه چیز مهمی افتاد
یادم میاد بوهای یه بار بهم گفت که
بیماریش توی اون روز اتش سوزی به وجود نیومد
بلکه از زمانی شروع شد که اونو به یتیم خونه فرستادن
و اون فهمید که مادرش کاملا ترکش کرده
از همون موقع بود که کور رنگی اون شروع شد
اگه بوهای هنوزم به دوست دخترش امید داشته باشه چی؟
اون هنوز باور داره که دوست دخترش واقعا ترکش نکرده
و اونا بالاخره پیش هم بر میگردن
بنابراین ترس از رها شدن هنوز توی وجودش رخنه نکرده
پس ما مطمئن میشیم که اون همه ی امیدشو از دست بده
جای بوهای رو تو زندگی اون دختر بگیر و با لینگ لینگ چی جفت شو
و ذره به ذره ی امید بوهای رو نابود کن
رئیس بو میخواستید منو ببینید؟
میشه انقدر تو خونه رژه نری؟ زودباش برو فروشگاهو باز کن
فکر کردی من الان تو وضعیتی هستم که برم مغازه رو باز کنم؟
No comments yet. Be the first to leave one.