نخستین 195 خط.
هي. هي نگاه کن
من بهت واسه اينکه قوي و بامن بموني نياز دارم
واسه اينکه تو يه دونه اي
کيه که منو ميخواد بکشه؟
سلام، عزيزم من از اين اتفاقهايي که امروز صبح پشت سر گذاشتيم متنفرم
شايد يکم بخاطر اون شوي جديدم عصبي بودم
نميدونم
ميدونم. کارم خيلي بدتر از اون چيزيه که معمولاً انجامش ميدم
و نميدونم چرا مردم راجع به اون همچين فکري مي کنند
اون تنها از وقتيه که من باردار شدم
و من اين حس رو نسبت به اينکه مثلاً تحت نظر يا تعقيب هستم رو دارم
بله، من ميدونم اون کتابها چي ميگن
نميدونم معنيشون چيه
شايد من براي مادر شدن اماده نيستم
نه، جک، اون ژنتيکي نيست همچنين
اون احساس متفاوت بودنه. واقعيته
شبيه به چيزي که قراره اتفاق بيافته
ببين، من قصد دارم براي يه کاري به گالري برم. من راجع به اين موضوع فکر ميکنم
اون چيزيه که من نياز دارم ازم دورشه
نه، نه عزيزم
بعداً ميبينمت خداحافظ
- (metal scrapes) - (gasps)
جک؟
تويي؟
سلام؟
کي اونجاست؟
سلام، کاترين
نه. تويي
بله اما
من واسه خاطر تو و چيزي که تو شکمته اومدم
اوه، خداي من
تحول واقعي در حال شکل گيريه
نه، نه بچه ام نه بچه ام
بچه
و حالا
هيجده سال بعد از اون ماجرا من بدنيا اومدم
من اينجام تا بهت هشدار بدم که اين هيولاها واقعي هستن
که اونها در بين ما زندگي مي کنند
با ما
و اميدوارانه يک روز تو ميشناسي که من کي هستم
و براي چه چيزي تلاش کردم تا انجامش بدم
اما براي الان
من کيم؟
حدس ميزنم جواب خوبي براي اين سوال ندارم
فراموش نکني قرصات رو بخوري
حدس ميزنم تو قبلاً مادرم رو که مرد رو ميشناختي
اما اون هرگز به نظر نميرسيد اخر دنيا يا هرچيزي باشه
اون خارق العاده است؟ شايد
اما چطور ميتوني چيزي رو که هرگز نداشتي از دست بدهي. درسته؟
* The messages I left weren't answered *
* But I stayed off till bed *
* These were the only things I dreamt... *
ميدونم چطور امتحان بدم وعلائم رو بطور متناوب ميشناسم
ميدونم چطور درسهاي مدرسه رو انجام بدم
ايا ايده اي خاصي واسه اينکه چطور در اين دنياي واقعي زنده بمونم دارم؟
* So wake me when the world's worth waking up for *
* When my dreams don't stop at my door *
* When the world's worth... *
در کل زندگيم تابحال همچين حس خوبي رو که دارم رو نداشتم
و تنها به مردمي نگاه ميکردم
که بنظر ميرسه انها از زندگي خودشان لذت ميبردند
نمراتتون تا فردا شب برايتان ارسال خواهد شد
بيرون اتاق مدير بعد از بخش فارغ التحصيلان
موفق باشيد. خانواده شما روياهايي
براي نتايج درخشان شما متصورن
و بخش فارغ التحصيلان اينجاست
و منم يکم ترسيدم
و همه چيز تغيير خواهد کرد
يا حتي بدتر بشه
که هيچي تغيير نکنه
من فقط فکر کردم تو بايد بدوني که
قبل اينکه زماني رو که واسم ميزاري رو بدتر کني
وقتي من ازت خواهش کردم تو داشتي يه اسم رو جستجو ميکردي
.اوه
متاسفم "ويل کيدمن"
چطوره اين چهار سال امکان داره
ما تا اون مصاحبه خروجيت ملاقاتي نداشتيم؟
خب، اون يه چيز خوبه. درسته؟
اون يکطرفه به قضيه ديدن هست
اوه، تو بخشي از اون تيم مذاکره کننده بودي
که اون خونه نقره اي رو امسال خريدي
يکم مايوس کنندست، اينطور نيست؟
تو واضحاً معلومه يکم باهوشي
و تو کاملاً رو برگه خوب بنظر ميرسي
اون به اين معنيه که چيز خاصي اينجا جود نداره
چهار سال، هر روز خيلي بطور غيرممکن خسته کننده تر از گذشته است
اما بعد از امروز، ما مجبور نيستيم تو اين راهروي مزخرف راه بريم
درسته، اما بزودي ما يه عمر طولاني خواهيم داشت
خيلي طولاني و بيشتر از اين راهروي غمبار بعد از اون
خب چه تعدادي از ويدئو کتابهايي رو که داري تابحال فروختي؟
دوتا
من خيال ميکنم هيچ کسي نميخواد راجع به موضوع دبيرستان
اونم براساس طبقه بندي جزئيات واقعي
اما روي يک مطلب سبکتر
و من سرانجام سيستم کنترل پخش شهررو هک کردم
چي؟
من اطلاعات کامپيوتر رو گرفتم و اماده ام که به
اون بالاي پله هاي درحال ساخت تو کليساي کوچيک برم
بيا اينجا ...خب
- منظورت چيه؟ - منظور اينه که فردا
بعد اينکه به سلامتي ديپلمم رو تو دستم گرفتم
اطلاعات پشتيباني اون ژنراتور تو دستمونه
و برنامه هاي طرح ريزي شده بطور مرتب
در قبضه ما خواهد بود توسط رئيس
پروژه وحشتناک ساچين بدون نام
چطوري حتي تو با اون يه جفت گنده راه ميري؟
مثله اين
دختراي دبيرستان مثله کلاس تاريخ هستند
کاملاً بطور يکسان شگفت انگيز و کمي کسل کننده
.اوه
منظورم اينه، کيه که بچه هاشو واسه يه مدرسه جديد
يک ماه قبل از فارغ التحصيلي ثبت نام ميکنه؟
پليسهايي که با قيد ضمانت ازاد ميشن
اون واسه چهار سال بوده مرد يعني اخرين شانست
اون که خيلي ترديد داره
دردسر خيلي
بله، رولند از نوع ترسناکشه
اما خالصانه تو مسير فيزيکيش
اون نيستش
گذشته از اين، من نگران اين کالج خوبي که اومدم هستم
وقتي واسه حواس پرتي نيست. درسته؟
اون، من من بايد برم
فردا باهات صحبت ميکنم
چه مدتيه که من بايد يه چيزي بهت بگم؟
الينا تنها تاريخي که با همنوعش گذاشته فهميدي؟
گرفتم
خواهش
اگر تو قبل از اخرين روز مدرسه اويزون شدي
کي ميخواد اخرين تاريخ من در جشن نمره باشه؟
برو منتظرم باش و مکانو اماده کن من اونجا خواهم اومد
تو الان زنده هستي
نه، من
من اونو دقيقاً در جايي که ميخواستمش داشتم اما ممنون
من الينا هستم
تو ويل هستي بله، بله. من ويل هستم
خب، ما اينجا چي داريم؟ ميشه من؟
چرا همه انها شکل من هستند؟
حدس ميزنم، چيزهاي خيلي زياد ديگه اي که علاقمندم اطراف اينجا نيست که بکشم
و من علاقمندم
امضاش کن؟
...او
دو دسته از مردم در اين دنيا وجود دارند
اونهايي که چيزهايي رو که ميخوان رو ميگيرن
و اونهايي که گرفته ميشن
کدومشون هستي، ويل؟
حقيقت علمي خنده داري
چه چيزي واقعاً انسانها رو از ديگر حيوانات جدا ميکنه؟
دو درصد از دي ان اي ما اون هست
خوبي؟ خونريزي داري؟
اوه بله خوبم. مرسي
سلام، کي هستم
بزار حدس بزنم
اولين دعوات
بله، تو بايد ادمهاي ديگه اي رو ديده باشي
اون واقعاً خوبه
.نگران نباش
تو انتقامت رو در دنياي واقعي خواهي داشت
ادمهايي مثل تو ادمهايي مثل اونو واسه ناهار ميخورن
من مجبورم برم اون يکي مال منه
بسيار خب اينو اويزه کن
زندگي بعد از دبيرستان بهتر ميشه
قول ميدم
مرسي
فکرکردن گذشته، واقعاً خنده داره که چطور روزها تنها باهمديگه ترکيب ميشن
در يه لحظه غيرقابل انتظار کم
و ميتونه يه مقدار زيادي هر چيزيو تغيير بده
چه شرم اوره
ما مجبور نيستيم هر چيزيو قفل کنيم تا وقتي که روز من برگرده
تولدت مبارک، ويل
اين قراره اتاق مورد علاقه من در دنيا باشه
وقتي مادرت روي تو حامله بود
او از ميان اون درب اومد
مستقيم راه اومد اينجا و با من روي اين کاناپه پيوست
اون اينجا دراز کشيد
و سرشو تو اغوشم گذاشت
و فقط حرف ميزد
ميدوني، راجع به چيزي که تو ممکنه به نتيجه اي برسي
ميخواي مثل مادرت بخندي؟
يا مثل يه پيرمرد فقط افسوس بخوري؟
يا يه تکه جديد از ترکيب هر دوي ما باشي؟
ميخواستي از اتاق مورد علاقت در دنيا استفاده کني
الان اون تنها يه اتاقه
مادرت کل پولشو خرج کرد تنها واسه اينکه اينو واسم بخره
يه حلقه عروسي نقره اي
من باور نميکنم اگر تو بخواي درش بياري
فکر ميکنم اون همش تنزل پيدا ميکنه
چيزهايي که مانعشون ميشيم
خيلي عميق در جاهايي که هيچکسي نميتونه پيداشون کنه
اونها برميگردند و اونها سراغمون ميان
با انتقام گيري
اون خنده داره. ما اونها رو ميگيريم تا فرض کنيم ما ازادي داريم
اما ما يه تعدادي قانون و انتظار به زندگي داريم که بايد باهاش خداحافظي کنيم
و اگر ما ترکشون نکنيم مجبور خواهيم بود که چشم بسته دنبالشون کنيم
قويترين ارزوهاي خوب وبد خودمان درسته؟
خب اون ازادي دقيقاً کجاست؟
No comments yet. Be the first to leave one.