Dept. Q

Dept. Q

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Dept Q S01E05 DigiMovieZ FA
ناشر Sam_24

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2025-07-02
تعداد دانلود: 117
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی ‫DigiMoviez@

‫پاول ایوانز؟

‫ببخشید دوستان، من خریدار نیستم

‫- اصلاً پولشم ندارم ‫- برای خرید اومدیم، نه فروش

‫- سم هیگ ‫- خب؟

‫- شما پیداش کردین؟ ‫- آره

‫سَم مظنونِ پرونده‌ایه که روش کار می‌کنیم

‫- سم الان چهار ساله مُرده ‫- آره، 26 سپتامبر

‫زنی به اسم مریت لینگارد ‫بیست و هفتم ناپدید شد

‫- خب؟ ‫- توی رابطه بودن

‫چه‌جور رابطه‌ای؟

‫سوالِ ما هم همینـه

‫به خاطر آدرنالینه؟ ‫یعنی به خاطر جذابیت و خطرشـه؟

‫نه، این‌جوری نیست. آم...

‫صخره‌نوردی تمرکز می‌خواد. ‫مثل مدیتیشنـه

‫مدیتیش در حالی که خودتو به زور نگه داشتی؟!

‫آره. گمونم تا خودت توی ‫دلِ کار نباشی، متوجه نشی

‫- هیگ هم توی عکس‌ها هست؟ ‫- آره

‫- کدوم یکیه؟ ‫- اینجا

‫اوه

‫بچه‌ی سرخوشی بود؟

‫خیلی عصبانی بود که این عکس رو ازش گرفتم

‫- میشه عکس رو بردارم؟ ‫- حتماً

‫مرسی. حالا بگو چطوری پیداش کردی

‫یه روز صبح زود رفتم بالا تا ‫چندتا عکس برای سایت بگیرم

‫اون موقع بود که فهمیدم ماشینِ سم ‫توی پارکینگه

‫دقیقاً چه ساعتی؟

‫قبل از اینکه در ورودی باز بشه

‫من خودم کلید داشتم

‫ولی این بعنی ماشین سم ‫کل شب توی پارکینگ بوده

‫به نظرت چطوری افتاد؟ ‫به جز اینکه دستش سُر خورد

‫نمی‌دونم والا. فقط قانون اصلیم رو ‫زیر پا گذاشت

‫هیچ‌وقت تنهایی صخره‌نوردی نکن

‫- خب چرا تنهایی رفت؟ ‫- نمی‌دونم

‫شاید زیادی ویدئوهای الکس هانولد رو دیده بود ‫(صخره‌نورد آمریکایی)

‫و تصمیم گرفته بود بدون طناب ‫از صخره بالا بره

‫آره، مثلِ کسخل‌ها. ‫بفرمایید

‫ممنون

‫خب یعنی اهلِ ریسک‌کردن بود؟

‫سم؟ کلِ زندگیش یه ریسکِ بزرگ بود

‫خودش دوست داشت بهش بگه «ماجراجویی»

‫اومد و گفت دنبال یه حواس‌پرتیـه

‫گفت از کار معمولش تو بررسی ‫پرونده‌های قتل و این داستانا، زده شده

‫اگه باورتون بشه

‫- باهاش حال نمی‌کردی؟ ‫- چرا!

‫فقط خوشم نمیومد با پاول رفاقت کنه

‫واسه چی؟

‫خب یه‌جورایی روانی بود

‫- کلوئی، بی‌خیال ‫- روانی بود دیگه

‫اصلاً تعجب نکردم وقتی خبر سقوطش رو ‫شنیدم. فقط خیالم راحت شد پاول همراهش نبوده

‫خودش می‌دونست که ‫خوشت نمیاد این طرفا بیاد

‫- آره، آخه همیشه اینجا بود ‫- تنها بود

‫هر چی بکاری همونو درو می‌کنی

‫یعنی خونش به گردن خودش بود؟

‫یعنی اجتناب‌ناپذیر بود

‫ببینید، من خبر ندارم سم با این ‫دختره توی رابطه بود یا نه...

‫- مریت لینگارد ‫- آره همون مریت

‫ولی اگه مسئله شخصی ‫بود که هیچ‌وقت رو نکرد

‫اگه هم به کارش مربوط بود که عمراً ‫به من نمی‌گفت

‫هنوز نمی‌دونیم مسئله چی بوده

‫هیچ‌وقت اسمِ کسی رو نیاورد؟ ‫مثلاً دوستای دیگه‌ش رو؟

‫خانواده؟ دوست‌دختر؟

‫همین‌طور که گفتم آدمِ تنهایی بود

‫وقتی سرِ کار نبود، ‫یا اینجا بود یا بالای صخره

‫آره، همراه پاول

‫خیلی‌خب

‫گمونم به اندازه کافی ‫وقتتون رو گرفتیم. ممنون

‫چند وقت یه بار صخره‌نوردی می‌کرد؟

‫هفته‌ای یه بار

‫روز خاصی داشت یا...

‫معمولاً توی ساعت‌هایی که خلوت می‌شد، میومد

‫چقدر طول می‌کشید تا به بالای صخره برسه؟

‫سم 45 دقیقه‌ای می‌رفت

‫- اگه بدون طناب می‌رفت، بیشتر طول می‌کشید ‫- چرا بیشتر؟

‫بدون طناب باید حواست رو بیشتر جمع کنی

‫- ممنون ‫- قربانت

‫پس بدون طناب تا اون بالا رفته

‫بهش نمی‌خوره قتل باشه ولی خب آخه ‫چه انتظاری داشته؟

‫یه عالمه تابلو هست که ساعت ‫کار پارک رو مشخص کرده

‫و هشدار میدن رأس ساعت در ‫بسته میشه و ماشین‌تون گیر میفته

‫بهشون توجهی نکرده

‫سم هیگ یکشنبه سقوط کرده

‫اینو می‌دونیم چون جسدش تا دوشنبه

‫که پاول ایوانز اومد و ماشینش ‫رو توی پارکینگ دیده، پیدا نشده

‫سم هفته‌ای یه بار اینجا صخره‌نوردی می‌کرده

‫اگه بدون طناب بری، 45 دقیقه ‫یا یه ساعت طول می‌کشه

‫متوجه منظورت شدم

‫می‌دونست وقت نداره. قوانین رو می‌دونست. ‫پس چرا این کار رو کرد؟

‫یا همونطور که دختره گفت ‫روانی بوده

‫یا یکی پرتش کرده پایین

‫خب بازم چرا؟

‫نمی‌دونم ولی تضمین می‌کنم ‫جوابش توی کاریه که با مریت می‌کرده

‫نه اینجا

‫سوئیچ ماشینش همراهش نبوده

‫در ماشینش قفل شده و ‫تجهیزاتش هم هنوز اون توئه

‫ولی سوئیچی در کار نیست

‫نه توی کمدهای مرکز صخره‌نوردی،

‫نه همراه خودش و نه توی محدوده‌ی سقوطش

‫باهات کل‌کل نمی‌کنم. قضیه مشکوکه

‫معلومه مشکوکه، مثل قضیه‌ی مریت

‫طبق تجربه و پیشینه‌ی من، ‫وقتی این‌جوری حقایق رو نادیده می‌گیرن

‫پایِ بی‌عرضگی وسط نیست و ‫بوی پنهان‌کاری میاد

‫« بخش کیو »

‫- سم هیگ هستم. فکر نمی‌کردم بیای ‫- زیاد نمی‌مونم

‫- واقعاً؟ ‫- دست از سر دستیارم بردار

‫- سابرین گفته من اذیتش کردم؟ ‫- نه، من میگم

‫باشه

‫هیچ علاقه‌ای هم ندارم با یه خبرنگار ‫درباره‌ی کارم حرف بزنم

‫متوجه‌ام

‫خب...

‫مرسی که اومدی و شخصاً به اطلاعم رسوندی

‫من می‌مونم و یه چیزی سفارش میدم

‫تعریفِ سوپِ پیازشون رو شنیدم

‫دیگه تحلیل شخصیت انجام نمیدی

‫دیگه نه

‫- حوزه‌ی کاریت جرایم سازمان‌یافته‌ست ‫- آره

‫- چرا می‌خوای راجع به من بنویسی؟ ‫- نمی‌خوام

‫همونطور که گفتی اصلاً سوژه مناسبی ‫برای من نیستی. ایده‌ش توی یه جلسه مطرح شد

‫که اینطور

‫فکرِ سردبیرم بود

‫اظهاراتت رو توی تلویزیون دید

‫همون که گفتی هیچ‌کس از مجازات در امان نیست

‫و منم گفتم شاید بد نباشه ‫راجع بهت تحقیق کنم

‫- ولی فکرِ خودت نبود ‫- من کارِ خودم رو کردم

‫- یه سری چیزهای جالب پیدا کردم ‫- ولی؟

‫ولی شاید چیزهایی که ‫نتونستم پیدا کنم، جالب‌تر باشن

‫مثلاً؟

‫مثلاً گذشته‌ت

‫-مخصوصاً مور ‫- چرا مور؟

‫درباره‌ش حرف نمی‌زنی

‫درباره‌ی دانشگاه حرف می‌زنی

‫درباره‌ی کار هم همین‌طور

‫ولی جایی ندیدم درباره‌ی خودت حرفی بزنی

‫چون خودم ‫کم‌اهمیت‌ترین بخش زندگیم هستم

‫بعید می‌دونم

‫برخلاف خیلیا من نسخه‌ی بی‌نقصی از زندگیم ‫ارائه نمیدم

‫- خصوصی نگه‌ش می‌داریم ‫- دوست داری مرموز بمونی. متوجه‌م

‫گوش کن، سم

‫چرت‌وپرت نگو

‫این اداهای معصومانه رو تمومش کن ‫و برو سر اصل مطلب

‫تو معتقدی یه فسادی توی بخش ما ‫وجود داره

‫یه چیزی که به جرایم سازمان‌یافته ربط داره؟

‫پس واسه همین شخصاً اومدی ‫منو ببینی

‫می‌خوای از نزدیک براندازم کنی

‫آره، منم همین کار رو می‌کردم

‫خب حالا خبری هست؟

‫فسادی توی دانمارک هست؟

‫نمی‌دونم

‫ولی اگه تو داری می‌پرسی

‫پس حتماً یه خبرایی هست

‫پدرت ماهیگیره، درسته؟

‫پس می‌دونی قایقی که بدنه آسیب‌پذیری داره،

‫با قایقی که سوراخه فرقی نداره

‫حالا توی این استعاره‌ی فوق‌العاده‌ت، ‫من بدنه‌ی آسیب‌پذیرم یا سوراخ؟

‫شاید صرفاً سوارِ یه قایق سوراخ باشی

‫تویی که مرموزی

‫- جدی؟ ‫- بیشتر شبیه یه شبحی

‫اسمت توی خیلی از خبرها اومده. ‫کلی جایزه بردی

‫ولی...

‫خبری از بیوگرافی نیست

‫توی فضاهای مجازی ‫فعالیت نداری

‫عکس جدیدی هم ازت نیست

‫تو عکس‌ها چاق میفتم

‫با توجه به موضوعات و شخصیت‌هایی که ‫بهشون می‌پردازی

‫گمونم یکم احتیاط لازم باشه

‫فقط اگه بخوام به زندگی ادامه بدم

‫نمی‌تونم سوژه‌ی خودم باشم

‫پس در این صورت، به اصطلاح توی یه قایقیم. ‫(توی شرایط یکسانی هستیم)

‫از سوپتون لذت ببرین، آقای هیگ

‫سلام

‫عه، سلام

‫کمک می‌خوای؟

‫آره، لطف می‌کنی. مرسی

‫آره، فقط....

‫- کجا بذاریمش؟ ‫- اونور. ببخشید

‫- یا خدا! ‫- بهش نمی‌خوره اینقدر سنگین باشه

‫آم... الان برعکسه

‫خیلی‌خب، برو بریم. الان می‌گیرمش

‫- عه! ‫- آره

‫وای!

‫- گرفتیش؟ ‫- آره، گرفتم

‫آره، ایول، مرسی

‫- خب من دنبالِ... ‫- وایسا ببینم

‫حالا شد!

‫دنبالِ کارل می‌گردم

‫در رابطه با چه موضوعی؟

‫قرار داشتیم و طبق معمول پیداش نشد

‫پس اومدم بهش بگم چه حسی بهم دست داده

‫و شما کی هستین؟

‫ریچل اروینگ. با ‫منابع انسانی کار می‌کنم

‫- جایگزین دکتر ساننبرگ هستی ‫- شما هم باید کارآگاه باشی

‫شنیدم کارل می‌گفت ‫خیلی جذابی پس...

‫اونجا دستشوییه؟

‫آم... سالی برمی‌گرده؟

‫آم، منظورم دکتر ساننبرگ

‫بعید می‌دونم

‫از مراجعینش بودی؟

‫به خاطر اختلال وسواس فکری-عملیت؟

‫دیگه نمیرم پیشش. یکی دوبار رفتم

More Farsi Persian subtitles for Dept. Q

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left