Kevin Hart: Irresponsible

Kevin Hart: Irresponsible

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Kevin Hart Irresponsible 2019 1080p WEB-DL
Kevin Hart Irresponsible 2019 1080p WEB-DL X264-AMRAP
Kevin Hart Irresponsible 2019 720p WEB-DL
Kevin Hart Irresponsible 2019 720p WEB-DL X264-AMRAP
Kevin Hart Irresponsible 2019 720p WEBRIP ATMOS
Kevin Hart Irresponsible 2019 720p WEB
ناشر RezaShamshiri
( کامل و بدون سانسور) ترجمه و زیرنویس از : رضا شمشیری

برچسب‌ها

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
720p
720
1080
webrip
BRip
تاریخ انتشار: 2019-09-03
تعداد دانلود: 36
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

** ترجمه دارای الفاظ رکیک و بدون سانسوره **

instagram : reza.shamshiri

کوین هارت : بی مسئولیت

وقت نمایشه ...عزیزم

عزیزم من رفتم ...اومدم

وقت نمایشه - بزن بریم -

وقت نمایشه داداش

اونجا میبینمت عزیزم

نمایش خوبی داشته باشی رئیس ممنون قربان

بترکون کوین

بزن بریم

مامان میدونم منو میبینی و بهم‌ افتخار میکنی

نامت قرین رحمت آمین

وقت نمایشه

لعنتی لندن خودت میدونی که انرژیت بیشتر از اینه شلوغش کنید...

یه بار دیگه ازتون میخوام سر و صدا را بندازید ببینم

خوش اومدین، به تور بی مسئولیتی

قراره خیلی خوش بگذره

به دلایلی اسم تور بی مسئولیتی هست

هرچی بریم جلو به دلایل میرسیم

دوست ندارم وقت هدر بدم

پس بیاید بریم سر اصل مطلب

بزن بریم سر اصله مطلب... اوکی؟

اولین بی مسئولیتی و گندی که زدم امسال

...من

درواقع اولین گندکاریم به بچه هام مربوطه

بچه هام وقتی زنمو میکردم مارو دیدن

از اینجا شروع کنیم

اصلا کار آسونی نیست که بشه جمعش کرد...خب؟

جفتشون، جفتشون دیدن

اگه یکیش بود یچیزی...ولی جفتشون دیدن

اول پسرم دید

دیدمش وقتی دیدمون چون خواهرشو صدا کرد...گفت بیا اینجا

زود باش..بدو..بیا..بدو

نمیتونستم عصبانی باشم

چون اومدن تو اتاقمون نمیتونستم از دستشون عصبانی باشم

بخاطر قانونی که خودم گذاشتم

دوست ندارم تو خونم دری قفل باشه

اون دره کوفتی رو قفل نکن ...بد ترین چیز واسه والدین

اینه که هر وقت خواست نتونه بره تو اتاق بچه هاش

اون دره لعنتیو قفل نکن

مخصوصا دخترم...بهش گفتم اگه دیدم در قفله میشکونمش

اون درو قفلش نکن

میخواستم برم اتاق دخترم دیدم قفله

گفتم...مگه بهت نگفتم میزنم درو میشکنم

گفت صبر کن دارم تمومش میکنم

!! یا پیغمبر

!. یا پیغمبر

ذهنم رفت جاهای بد

فک کردم داره کوکایین درست میکنه من اینطور فکر کردم

همینطوریه

میدونی چرا؟ میدونی چرا فکر بد کردم؟

چون خودم تو بچگی زیاد گه زدم

هر وقت تو اتاق بودمو در بسته بود

هرموقع تو اتاق در بسته بودم

پلید ترین کاره ممکن رو پشت اون در میکردم

هر دفعه مادرم یهویی میومد تو اتاق ...راستشو میگم

کیرم تو دستم بود قسم میخورم...هربار

چیکار میکنی پسر !؟

یه بار اومد تو اتاق کیرم تو این دستم بود،کبریت تو این دستم

نمیدونم میخواستم چیکار کنم ولی به موقع رسید

بش گفتم قراره کیر داغی باشه داخل رختخواب ...میخوام آتیش درست کنم سر کیرم

بدترین اتفاق واسم این بود موقع سکس بچه هام دیدنم

اونم تو حالتی که نمیشد جمعش کرد

میدونی بعضی حالت ها رو میشه سریع جمعش کرد

زوج اینجا زیاده

میبینم با خانمت اومدی‌‌‌ وقتی سکس دارین

خانم یه وریه یه دفعه بچه ها میان تو

میتونی جمعش کنی

فقط باید بشینی انگار داری تلوزیون میبینی

...هی...هی...هی

گمشو بیرون و برنگرد نمیبینی داریم تلوزیون میبینیم؟

حالت خوبش

پایین تنه پوشیدس

وقتی بلند شدی میتونی به کردن ادامه بدی

...هی...هی

کم کن شرتو از تو اتاق لعنتی

دیگه نیا تو اتاقه لعنتی

زنت تلاش میکنه حرف بزنه

نیا اینجا

نمایش مورد علاقم داره پخش میشه

میشه ماس مالیش کرد

از جلو که باشه میشه جمعش کرد

داری از جلو میزنی یهو بچت بیاد داخل

فقط کافیه بیوفتی رو زنت خور و پف کنی

انگار خوابی بچه ها هم که اسکلن باور میکنن

سگی رو نمیشه جمعش کرد خیلی سخته

اونم سگیه کون لختی وسطه تخت

نمیشه جمعش کرد ...کارت تمومه

چکار میخوای بکنی؟

چه میشه کرد؟

!..گه توش

یه حرکت داری

فقط یه حرکت

یه جور نشون بدی انگار داری فوتبال آمریکایی بازی میکنی

گمشو بیرون داریم فوتبال بازی میکنیم برو از اینجا

این هفته تو کوچه بازی داریم گمشو بیرون دیگه

بزرگ ترین ترسم این بود

که بچه هام‌ بخوان درباره ی چیزی که دیدن حرف بزنن

لطفا خدا

نزار بچه هام درباره ی چیزی که دیدن بام حرف بزنن

بزار دود بشه بره هوا

فراموش بشه بره

رفتم پایین آشپزخونه دیدم پسرم اونجاس

پسرم یجوری نگام کرد

انگار میخواست بپرسه که چی دیده

یه جوری نگاش کردم انگار گفتم هیچ سوال گهی ازم نمیپرسی

درباره ی چیزی که دیدی

میدونستم نمیخواد سوالی بپرسه

چون خودش اون هفته تو مدرسه خیلی مشکل داشت

مجبور شدم که گوشیشو ازش بگیرم بد ترین کاری که با یه بچه میشه کرد

گوشیشو بگیری گند زدی به روند زندگیش

تا گوشیشو گرفتم

عین معتادا استخون درد گرفت فورا

فورا گفتم گوشی رو بده

تا زمانی که درست رفتار نکردی گوشی رو پس نمیگیری

گوشی رو که گرفتم ریخت به هم

گفت بی خیال بابا اینکارو نکن با من

اینطوری شد میگفت این بلارو سرم نیار بابایی

گفت به جاش پاهامو بگیر پاهامو بگیرم

چی؟

گوشی رو بده ببینم

تا زمانی که درست رفتار نکردی گوشی رو پس نمیگیری

گوشی رو که گرفتم با خودم گفتم

بزار برم تو گوشیش

باید ببینم پسرم تو گوشی چکار میکنه

این بی مسئولیتیه اگه ندونم تو گوشی بچم چخبره

خواستم بازش کنم دیدم رمز داره

من که نه اثر انگشت و نه اسکن صورتشو ندارم

پس برگشتم پیشه اون کاکا سیاه کوچولو و بش گفتم رمزشو بزن

رمزشو بزن ببینم چخبره توش

خیلی رک پسرم گفت: نه دادا نمیزنم رمزشو

چی؟

بچه رمزشو بزن تا قبل از اینکه پامو نکردم تو حلقت

همینو گفتم

شروع کرد فرار کردن

انگار تو این خونه زندگی نمیکنه

انگار نه انگار که ده دقیقه ی دیگه سر میز شام میگیرمش

گفتم کسی دنبالت نکرده

رمزشو بگو تا نزدم در کونت

به خدا قسم از پایین دقیق چیزی که شنیدم این بود !..کون لقت

میکشمش میخوام بکشمش

رفتم پایین از گردن گرفتش

داشتم خفش میکردم

چه گوهی خوردی؟

نمیتونست نفس بکشه

گفت

:رمزشه...رمز اینه کون لقت

!.اوه

چه رمز خوبی پسرم چه رمز خوبی

حرف بزرگ؟یا مخفف؟ چطوری مینویسیش؟

گردنتو خط خطی کردم شرمنده

یقه اسکی بپوش

که مدرسه میری معلوم نشه...شرمنده

بچه هام بزرگ شدن

دخترم سیزده و پسرم ده سالشه

هر چی بزرگ تر میشن دعوا هاشون بیشتر میشه

اون روز دیدم بچه هام به هم فحش میدن

خنده دار بود

اگه پدر و مادر هستین و فکر میکنین بچه هاتون فحش نمیدن

سخت در اشتباه هستین اسکلین

از خونه که بری بیرون شروع میکنن

گایدمت...مادرجنده...گه...کیر...بی تخم...کونی

بافاصله هم نمیگن همینطوری پشت سر هم میگن

شنیدم دخترم پسرمو میبره یه چیزیو حالیش کنه

من رو مبل خواب بودم

مردی بود برا خودش

از این کارات خسته شدم هندریکس

سر به سر من میزاری ؟ میزنم کونتو پاره میکنم

...گفتم یا خدا وایسا ببینم

چه خبره اونجا؟

نمیخواستم بفهمن دارم گوش میدم چون میخواستم ببینم پسرم چی میگه

ببینم جوابش چیه

پسرم دقیق مثل بچگی خودمه

مو نمیزنیم درست مثل خودمه

پسرم خیلی تخم سگه

واقعا تخم سگه

پسرم اینو گفت ...اینطوری

ناموسا...؟شوخی نکن...خب حالا که چی...؟یعنی چی؟ ...باشههههه

چی !؟

یطوری رفت انگار برنده شده

...باشهههه

در دفاع از پسرم بگم که بدشانسه

نمیدونم چی بین خواهر های بزرگتر و برادر های کوچیکتره

خواهر های بزرگ خوراکشون اینه که برادرشون رو اذیت کنن

نمیدونم چرا اینطوریه

از پله بردش پایین ندیدم...فقط شنیدم

شنیدم پسرم گفت ...وای خدا دوباره نه

صدای پله ها اومد

دختره سر سختیه

دخترم از اون سوسولا نیست

انگار پسره واقعا سرسخته

یه مدت پیش عادت ماهانش شروع شد مثل یه قهرمان باهاش برخورد کرد

...شونه مینداخت ...انگار هیچی نشده

من ترسیدم ترسیدم چون میدونستم چخبره

نشانه هاش معلوم بود احساساتی شده بود

مثل آمادگی واسه زلزله واسه این اتفاق اماده بودم

کلی جعبه ی کمک های عادت ماهانه گرفتم اماده گذاشتم تو جیبم

میترسیدم بچم همینطوری با کون خونی نره مدرسه

از این میترسیدم

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left