Indignation

Indignation

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Indignation 2016 HDRip XviD AC3-EVO farsi
ناشر B_K11
زیرنویس از: بهرام

برچسب‌ها

hdrip
HDRip
XviD
AC3
HD
تاریخ انتشار: 2016-11-01
تعداد دانلود: 40
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

خانم اندرسون

اولیویا

قرص تون

خشم

درک و دانستن مرگ مهم است

حتی با نگاهی کلی

انسان چه بخواد و یا نخواد تغییری در آن نمی تونه بده

زمانش که برسه اتفاق می افته

دلایل زیادی برای مرگ وجود دارند

و علل متفاوت

زنجیره ای از وقایع مرتبط با علیت

و تصمیماتی که انسان

خودش گرفته

که در یک چنین روزی به زندگی انسان پایان میده

آنهم در زمانی مشخص

همراه با اتفاقات خاصی که برای آدمی رخ میدند

هی

عزاداران لطفا بلند شوند

سوگواری امروز ما برای از دست دادن جوانی به نام یونس گرینبرگ است

در جنگ با کره برای کشورش جان باخت

او 19 سال سن داشت

موسی گرینبرگ

لطفا تلاوت، کادیش

آمین

آمین

اوهوم؟

اره حتما

آه

سلام خانم گرینبرگ

از دست دادن فرزندتان را تسلیت میگم

آه بله، مارکوس

پسر باهوشی مثل تو

یونس او، او همیشه به تو نگاه می کرد

شاید اینقدر هم به هم نزدیک نبودین

ولی همیشه به تو احترام .....و

ما هم تیمی بودیم

او واقعا پسر خوبی بود

بیسبال

از اون لذت می برد

مارکوس

به خاطر پدر و مادرت هم که شده

وارد این جنگ نشو

باید یک ستاره بیس بال بشی

این کار رو نکن

او داره میره به کالج، میریام

آنها بچه های کالج را فراخوان نمی کنند

چنین پسر باهوشی، مارکوس

بورس تحصیلی درسته؟

بله در اوهایو کالج اونجاست

اوهایو؟

چگونه غذای حلال (کوشر) تهیه می کنید؟

فقط یک چیز بدتر از مرگ با سرنیزه است

اون مردن در حالی که

هنوز باکره ای

و گرینبرگ قطعا باکره بود

اوه آره؟ من فکر کردم شاید تو و گرینبرگ

قبل از اینکه او بره به هم رسیدگی می کردید

خفه شو، احمق

بنابراین، آه

کی خودت رو معرفی میکنی؟

دو هفته دیگه

مشکلی نخواهد بود

تو از گرینبرگ خیلی زرنگ تری

ولی نه به اندازه تو

خانم داویدوویچ دو تا مرغ؟

بذار ببینم

البته مارکی

دو تا جوجه برای خانم داویدوویچ میاری؟

بچرخونش

آره

براتون می پیچم

ماه آینده وقتی اون بره، چکار میکنی؟

مثل روزهای قدیم، خانم کمک میکنه

نمیتونم که اینجا نگهش دارم تا مثل من گوشت خرد کنه

باید برم گورویچ را ببینم

امروز می تونی زودتر ببندی

اوه، برای مادرت هم کمی گوشت سینه بیار

من به شما گفتم، بابا

امشب می خوام با دیوی و سام بریم بیرون

نه، نگفتی

اوهوم، گفتم

میرم سینما

سینما

من می دونم که شما پسرها چکار میکنین

از خانم پرل گرین، شنیدم

در مورد ادی و رفتن به سالن های تفریحی "استخر، بولینگ"

بابا، می خوام برم سینما

من، من که گفتم

محض رضای خدا، من ... من ادی پرل گرین نیستم

من حتی نمی دونم چطوری بولینگ بازی کنم

او ماشین پدرش را برداشته

و رفته به اسکرانتون

رفته به سالن بولینگ مخصوص که اونجاست

او شرط بندی میکنه، قمار میکنه

پدرش می گه، بعدا، حتما ماشین میدزده

چ ........چی ادی پرل گرین، چه ربطی به من داره؟

بابا من ..... من .....دارم کمتر از یک ماه دیگه میرم

شما فکر می کنید که وسوسه ماشین دزدیدن دارم؟

مایکی؟

ماما؟

همه چیز خوبه؟ چه خبره؟

پدرت

چی شده؟

او رفته بیرون دنبال تو میگرده

او نگران بود

با آرتی پرل گرین صحبت میکرد

من عصبانیش کردم

فکر می کنم، سه بسته ای سیگار کشید بعد هم رفت

چه سرش اومده ماما؟

مشکلش چیه؟ او دیوانه است

داره منو دیوانه میکنه تو رو دیوانه میکنه

رفتن تو

همه پسران در حال مرگ اند

بنی و آبه در این جنگ آخری

حالا هم ، این جنگ جدید نمی دونم

او نگران تو و نگران اوهایو رفتنه

چه عجب، اومدی

آره، عجیبه همینجام در خونه خودم

همه جا دنبالت گشتم

آه چرا؟ چرا؟ چرا؟

یکی بهم بگه چرا؟

چون اگر اتفاقی برات می افتاد

آه، ای بابا

اگر اتفاقی برات می افتاد

این کارها برای چیه؟

مسئله زندگی است ، مارکی

در مورد کوچک ترین اشتباه است

که می تونه عواقبی داشته باشه

آی ، خدا من شما از کلوچه شانس صحبت می کنی

اینطوریه؟ مثل یک کلوچه شانس؟

نه مثل پدری نگران که الان هستم

اما مثل یک کلوچه شانس؟

بیشتر از این نمی تونم تحمل کنم نمی تونم

میدونی چیه؟ شکر خدا که دارم میرم

شکر خدا که پایانی .... مثل

چی؟ پایان مثل چی؟

نمی دونم من نمی دونم

شاید بهتره که نرم

نه

بی خیال

تو برو

اینقدر نگران نباش این مامان رو مترسونه

تو برو

فقط

مراقب باش

همه چی تونامه است

شما در جنکینز 211 هستید

پشت بخش مردان سمت ورزشگاه

کلیدها اونجا هستند وبرنامه کلاس ها هم همونجا هستند

و مثل کار در محوطه دانشگاه است

هیئت مدیره کار درست اونجا است

فقط یک برچسب از روی تخته برای کاری که دنبالش هستی را بردار

و فرم را پر کن و بیارش

می خواهم برم، و گر نه تنها چیزی که میمونه، سالن غذاخوریه

سلام، مارکوس مسنر

هی ران فاکسمن

این هم برت فلوسره

از کجایی؟

- نیوآرک - کجاست؟

- نیوجرسی - بله

کلیولند اوهایو

فلوسر از شیکاگو است

او، ... آه

با فرهنگ ..ه

خواهی دید

آه بله؟ صحبت هم میکنه؟

اوه، خیلی هم خوب

حتی در خواب هم صحبت می کنم

من چیزهای زیادی برای گفتن دارم

خیلی چیزها برای گفتن به دنیا دارم

دانشجوی سال اول مارکوس مسنر

از نیوآرک نیوجرسی

تعجب نمی کنی که تو در یک سه گانه با دو یهودی دیگر هم اتاقی

چه تصادفی

رونالد و من تنها یهودی ها وینزبرگ هستیم

که در انجمن برادری یهودی ها شرکت نداریم

هر چی نباشه ما تازه واردیم

باید بتونیم به شیوه زتا تاو مو زندگی کنیم

با دانشجوی سال اول هم اتاق نمیشن

مارکوس مسنر

# همه ما با یک قلب #

# با مشعل آزادی #

گام بگذار # گام بگذار #

گام بگذار # دوباره #

# چیلای، چیلای، چیلای #

برت لاقل در رو ببند

رونالد کمونیست های سیاه را دوست نداره

بویژه پل رابسون

در واقع او اصلا موسیقی دوست نداره

اگر دین کادول میشنید که تبلیغات کمونیست ها را اجرا میکنی

احتمالا تو رو، درست همینجا با شیر یا خط بیرون می کرد

دین کادول منو دوست داره

دین کادول؟

برت: رئیس مردان

و یک مرد در میان ریش سفیدان اگر چنین بگم

در واقع او الان ما را خطاب قرار میده

تا 15 دقیقه دیگه

اوه، لعنت کلیسا

آوه

کلیسا؟

More Farsi Persian subtitles for Indignation

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left