نخستین 200 خط.
جونگ هه این
جی سو
یو این نا
جانگ سونگ جو
یون سه آ
کیم هه یون
قسمت 14
امشب خودت رو با گروگان ها بترکون وگرنه ایم سوهی اعدام میشه
کی از آژانس حرف زد؟
اون باید پولو بیاره اینجا تا نقشه شون رو خراب کنیم
این تنها راه نجات گروگاناست
و تنها راه گرفتن رودخانه ته دونگ 1 و بقیه
همه جنوبیا یه سری موش حرومزاده حیله گر خائنن
مثل چیزی که شنیدم؟
خیانت یا هرچی مجبورم
باید دستگیرت کنم
و پناهنده ت کنم
!خودت واسه خودت نبر و بدوز
من با تو دست به یکی کردم که زنده بمونم معنیش این نیست که جنوب رو انتخاب کردم
ولی بهرحال نمیتونی برگردی چون بهت انگ خیانت زده شده
...من
من حتی اگر بخوامم نمیتونم به خاطر سو هوی پناهنده جنوب شم
باشه
میفهمم
واقعا میفهمم
پس بیا تفنگامونو بیاریم پایین
فایده نداره خودمونم با خودمون دعوا کنیم
موافقی؟
کاپیتان- بله قربان-
ما خوابگاه رو نیمه شب میترکونیم
متوجه شدم قربان
یه سری بهونه جور کنید و خبرنگارا رو از حوطه خارج کنید
و یه جوری کنیدش که انگار کمونیستا ترکوندن
بله قربان
ولی اگه اینکارو کنیم
گروگان ها دیگه کارشون تمومه
باید سریع پول شمال رو پرداخت کنیم؟
!البته که نه
لیاقت پرداخت سریع رو ندارن
بهرحال که پرداختشون باید بعد انتخابات باشه
یواش یواش
هرچقدر میتونی عقبش بنداز و عصبیشون کن
انقدری دیر که عصبانی بشن- آفرین-
الو؟
چوی هست قربان
چیه؟
معاون فرمانده چوی سوریون از وزارت امنیت دولت میخوان با شما حرف بزنن
چوی سوریون؟
پس فقط به کانگ چونگ یا اعتماد کنیم و صبر کنیم؟
با اون حجم از پول
میتونه بره به یه کشور دیگه و یه زندگی جدید شروع کنه
اونم یه زندگی کاملا لاکچری
بعد ما بهش اعتماد داریم که حاضر شه برگرده به این خوابگاه بمب گذاری شده؟
ینی میگم فکر کردی
اون فرشته ست؟
یا قدیسه؟
آره
حق با توئه
منم به اندازه تو نگرانم
هزاران تریلیارد پوله
ممکنه باهاش بره به یه کشور دیگه
نه
شایدم با نام ته ایل هماهنگ کنه
ما رو بکشه و هویتش محفوظ بمونه
پس اگر بفهمه ما داریم ردگیریش میکنیم
به نظرت واکنشش چیه؟
کاری که داری میکنی
عین اینه که مجبورش کنیم
بهمون خیانت کنه. متوجهی؟
...حالا من چاره دیگه ای ندارم
که به رفیق کانگ اعتماد کنم و صبر کنم
هیچ راه دیگه ای ندارم
امشب خودت رو با گروگان ها بترکون وگرنه ایم سو هی اعدام میشه
همینکه ملاقات با چوی می هه تموم شه یه نفر از بانک سوییس میاد
کار تو اینه که باهاشون بری و پول رو به یه شرکت کاغذی بفرستی
متوجه شدم
بهشون نگفتی تا خروج و تخلیه ما از هتل تمیزکاری نکنن؟
گفتم
چیکار میکنی؟
:ترجمه میجان. آرام. یورا
:ترجمه مینابی. مهرشید. مونلایت
:ادیتور میجان. مونلایت
اگه دعا کنم
جواب داده میشه؟
اتفاقی
افتاده؟
نه
چیزی نیست
متاسفم اگر
تو اینهمه دردسر انداختمت
اگه منو ملاقات نمیکردی
اینهمه زجر نمیکشیدی
...اما اینا
به خواست تو نبوده
...اگه
اگه من و تو
فقط آدمای عادی بودیم
اونوقت چطوری میشد؟
...احتمالا من
داشتم تو یه کافه ای آواز میخوندم
آواز میخوندی؟
...من میخوستم
مثل بابام برم تو کار موسیقی
حتی وقتی ما رو به زور فرستادن شهرک ذغال سنگ
اون بازم آهنگایی درباره
گل و نسیم و عشق میساخت و برامون میخوند
من و سو هوی هم باهاش همراهی میکردیم
...و فکر میکنم این بود که باعث میشد حتی تو اون جای
سرد و خشک بازم لبخند بزنیم
...برای همین منم
دلم میخواست با خوندن
همچین آهنگایی برای مردم زندگی کنم
...اگه
تو توی یه کافه آهنگ میخوندی
...منم هر روز به اون کافه میرفتم
هر روز خدا میومدم
فرقی نمیکرد برف بیاد یا بارون
عاشق اینم که خوندنت رو
بشنوم
اتفاقی که برای رییس اون افتاد باعث تاسفه
اما اساسا مامور شما مامور ما رو متقاعد کرده که به ما خیانت کنن
شما هم جای سرزنش دارید
ببین رفیق معاون فرمانده
حرفاتونو زدین؟
آدمتون به فرمانده آژانس امنیت ملی شلیک کرده !محض رضای خدا
این نقشه 300 میلیون دلار پولشه
!اونوقت شما یه آدمی که مشکوک به خیانت بوده رو فرستادین
بعد ما رو سرزنش میکنید؟ شوخیتون گرفته؟
وضعیت گروگان ها نمیتونه بیشتر از این کش پیدا کرده پس ما هم تصمیمات خودمونو گرفتیم
من براش یک پیغام فرستادم که اگر تا نیمه امشب خودش و گروگان ها رو
نترکونه، خواهش کشته میشه
پس بهم اعتماد کنین و صبر کنین
نیمه شب امشب؟
ممکنه سرباز کاملا وفاداری نباشه
اما خیلی ودشو وقف خواهرش میکنه
مطمئنم که انتحاری میزنه
به محض اینکه اینکارو کرد
300میلیون دلار رو بلافاصله طبق قولتون بفرستین
!این عالیه
خودشون از داخل میترکونن؟
اینطوری خیلی برامون راحت تر میشه
قطعا قربان
به نظر همه چیز آروم پیش میره
رییس آژانس امنیت ملی اون چانگ سو
اگه فقط یه چیز دیگه حل بشه
دیگه عالی میشه
چی هست قربان؟ چیزی اذیتتون میکنه؟
بیمارستان هانگوک
اتاق وی آی پی
درباره اون چیکار کنیم؟
اگر بیدار بشه، تو دردسر میفتیم
چون می فهمه کی بهش شلیک کرده
...عزیزم! نه
نمیتونی همینطوری منو ول کنی و بری
یونگ رومون هنوز تازه 19 سالش شده
و یونگ یو عزیزمون هم
به دست اون عوضی ها کشته شده
...اگه تو هم بمیری
الو؟
آقای نام، چوی هستن دوباره
الو؟
ته ایل
همین الان بزن اخبار ام بی سی
اخبار ام بی سی؟
هر چه بیشتر به دلیل خونریزی شدید، در کما باشند
احتمال نجاتشون کمتره
پس هنوز نمیتونیم
قاطعانه بگیم که میتونن نجات پیدا کنن یا نه
این یعنی ممکنه دووم نیاره
خدایا، چه مسخره بازی ایه- !عزیزم، نه-
فکر نمیکنم لازم باشه کاری برای خلاص شدن از دستش انجام بدیم
نگران نباش
باشه، فهمیدم
!عزیزم- وای خدا-
مدیر اون چانگ سو، در شرایط بحرانی است
خیلی براش متاسف شدم- نمیتونی اینطوری بمیری-
اون همیشه خانوادش رو
به ملت و مملکتمون اولویت میداد
...رمزش
تاریخ تولدته
اگه چیزی اشتباه پیش بره، من دیگه مرده به حساب میام. میدونی دیگه؟
وا، انقدر ترسو نباش
خودت هم بررسیش کردی دیگه
آره
واقعا یه مدیر صندوقی به نام لیندا یونگ توی هست ABK Partners
دیدی؟
فالگیره بهم گفت که این مهم ترین فرده، اون اشتباه نمیکنه
دفترچه بانک و مهر شرکت چی؟
به گفته ی تو سریع یدونه حساب باز کردم، اما چرا به یه حساب بانکی شرکتی نیازه؟
پول خیلی زیادیه
برای همین میفرستیمش خارج
انگار داریم با این شرکت روی یه شرکت کاغذی سرمایه گذاری می کنیم
بعد اون شرکت کاغذی این پول رو توی یه صندوق مخصوص سرمایه گذاری میکنه
اینجوری نمیشه، منم باید باهات بیام
رییس دفتر برنامه ریزی و هماهنگی ...آژانس امنیت ملی باید حضور داشته باشه که
!وای چی چرت میگی
میخوای همه بفهمن داری از بودجه مخفی آژانس امنیت ملی استفاده میکنی؟
راست میگی
شرکت به نام خانم کیم هست، درسته؟
درسته، به نام کیم یه نی
No comments yet. Be the first to leave one.