نخستین 200 خط.
چیزی میخوای بگی؟
خب
رئیس وقتشه که بریم جلسه کارآفرینان
زیاد وقت نیست
باشه الان میام بیرون
مثل اینکه الان باید بری
باشه دفعه بعد میگم
باهات تماس می گیرم
آقا چرا کراوات دیگری نمی بندید؟
تمام مدیران شرکت اونجان
من فکر می کنم شما باید رنگ تیره تری بپوشید
فکر نمیچون ازم بدشون میا باید بهتر بنظر بیام
برای اصلاح سورین؟
فکر می کنم این کراوات برای شما مناسب تر باشه
متشکرم
با توجه به قیافه ات معلومه هنوز بهش نگفتی
صبر کن یه چیزی باید بهت بدم
بذار کمکت کنم بزنی
بدش به خودم
بدش بهم
چرا ...اون روز تو خونه که بهمون خوش گذشت
گفتم بدش بهم - من برات میزنمش -
میخواستم بهت معرفیش کنم
تو با کسی قرار می گذاری؟
دارم سعی میکنم مال خودم بکنمش
شاید برای تو جالب باشه ولی من سختمه
راستش منم همین احساسُ دارم
بخاطر همین تصمیم داشتم به هیونگ بگمم
درسته باهاش صحبت کن
من دیگه کاری نمیکنم که
کینه ات نسبت به جوگ مین از بین بره
این چیزیه که باید بین خودتون دوتا حل بشه
بله ما باید از یک راه دیگه با هم کنار بیایم
اما من به زمان نیاز دارم
قربان چیزی فراموش کردین
جی یون
زنیه که دوستش دارم
اما شما دوتا رابطه تون تموم شده
حالا که با هم نیستین نمیشه من دوستش داشته باشم
تو واقعا لبخند قشنگی داری مگه نه هیونگ؟
خسته شدم از بس همه گفتن خوشگلم
حتما میخوای از زمین محافظت کنی
این قدمهای کوچک برای محافظت از زمین
در نهایت یک تغییر بزرگ ایجاد خواهد کرد
منم در چالش جام سبز شرکت میکنم
هیونگ ، من امروز سه بار باهاش ملاقات کردم
و از این خانم خیلی خوشم اومده
میدونم که ممکنه بخاطرش سرزش بشم
اما فکر کردم که باید بیام تو
چه کار میکنی
وقتی ناگهان از کسی متنفر میشی؟
اول کمی آب یخ بخورید
بعدش کم کم به خاطرات خوب فکر کنی
خانم سئو ، شما شخص مهربونی هستی
من مهربون نیستم
این فقط کاریه که برای خوابوندن عصبانیتم میکنم
وقتی از کسی متنفر میشم
من تنها کسی هستم که می تونم از خودم مراقبت کنم
من همین کاری رو که میگی میکنم
کمی آب یخ میخورم
زنگ بزنم بگم نمی تونیم بریم؟
نه
حالا که مقداری آب یخ خوردم
باید برم تا آروم تر بشم
میخوای یه چیزی بهت بگم
چهل درصد نگرانی های ما در مورد
چیزایی هستش که هرگز اتفاق نمیفته
30درصدش در مورد چیزاییه که قبلا اتفاق افتاده
و 22 درصد مسائل پیش پا افتاده است
و چهار درصد
در مورد چیزاییه که قابل تغییر نیستن
پس اون چهار درصد بقیه مربوط به مواردیه که هیچ کنترلی روش نداریم؟
شاید
مواردی مثل تغیرات آب و هوایی غیر معمول و بلایای طبیعیه
چیزهایی که انسان نمی تونه تغییر بده
بنابراین سعی داری بهم بگی
که 96 درصد از نگرانی های ما
در مورد چیزهای بی فایدس؟
سپس دیگه نگران نباش
من تکالیفم رو که باید انجام میدم و مشکلم با جونگ مین حل میکنم
وقتی حرف از تکلیف خونه میاد
باید بزاری آخرین لحظه بنویسی
اگه می خوای تکالییفتو انجام بدی
یعنی میخوای مشکلت رو با جونگ مین حل کنی؟
تا این حد دلت میخواد با جونگ مین آشتی کنم؟
چون میدونم اون چقدر دوستت داره
چرا دوقتی اینقدر دوستش داری از جونگ مین جدا شدی؟
وقتی کسی رو خیلی زیاد دوست داری
آخرش احساس خفگی
عرق شدگی میکنی
من میدونم منظورت چیه
این دقیقاً مثل تاثیر الی رو زندگی منه
فکر می کنی مردم چه موقع می میرن؟
وقتی گلوله ای به قلبت میخوره؟
یا وقتی یک بیماری لاعلاج میگری؟
نه
وقتیه که فراموش میشه
به همین دلیل الی هنوز درون من زندگی می کنه
حتماً خیلی دوستش داشتی
به نظرم بخاطر همین نمی تونم جونگ مین ببخشم
اما چیزی که باعث شده بهم سخت بگذره
اینه که من هنوزم جونگ مین دوستش دارم
می بینم که همزمان هم دوستش داری هم ازش متنفری
دوست داشتن و نفرت همزمان از کسی مثل این دست می مونه
دست ما دو طرف داره ، درسته؟
در یک لحظه عوض میشه
ای بابا به هر حال من گرسنمه
من کارم تمام نشده
پس میشه برای منم ناهار سفارش بدی؟
برو خونه غذا بخور
فکر کردم می تونیم دوباره با هم غذا بخوریم
بخاطر استفاده از کاراکترم
غذای خاصی میخوای؟
چه دنیای کوچکی
باور نمی کنم مادرامون با هم به دبیرستان رفته باشن
واقعاً فکرشم نمی کردم
این من را به یاد قانون بیکن میندازه
میگن حداکثر شش اتصال انجام میشه
برای اینکه دو غریبه بفهمند با یکدیگر آشنایی مشترک دارند
ما فعلا فقط دو اتصال داشتیم
اینطوری خاص بودنش مشخص میشه
فکر نمیکردم اینجا اینجوری بدون اشنایی همو ببینیم
منم همینطور
مادرم بهم گفت
که قبلاً در یک محله زندگی می کردیم
ما هم با هم به یک مهد کودک رفتیم
- کودکستان بیو بیت - کودکستان بیوبیت
وای باورم نمیشه
چرا حالا که میدونیم دوستیم راحت صحبت نکنیم؟
خوشحالم که پیشنهاد دادی
- عکس هم دارم - من هم همینطور
- واقعاً؟ - آره
- خدای من - بذار بده ببینم
اینجارو ببین
وای چقدر ناز بودی
تو دقیقاً شکل همون موقع هایی
نگاش کن
اصلا عوض نشدی
واقعاً نازی
من نازم ، مگه نه؟
فکر میکنی هر دو یک روز گرفته شده؟
منم همینطور فکر میکنم
لپهاشو نگاه خیلی بامزه است
از گلف خوشت میاد؟
من می خواستم بازیکن گلف شم
اما استعداد کافی نداشتم
نقاط مشترک بسیاری داریم
منم گلف بازی رو دوست دارم
واقعاً؟
یک روز باید با هم بازی کنیم
مشکل چیه؟ چی شده؟
چیزی نیست کی باید بریم؟
تو با گذروندن شب در یک استراحتگاه مشکلی نداری؟
عالیه
چرا برنامه رو برای بعد از شام نذاریم؟
خوبه ، خجالتی که نیستی
من زنهای رک و روراستو دوست دارم
بهتر از زنهای دلفریبن
پاشو بریم
ممنون
الو؟
گفتی هر وقت شد بهت زنگ بزنم
امروز وقت داری؟
این وقت شب کجا میری؟
بهم نق بزن
من یک قرار دارم و نمی خوام خرابش کنی
زود بیا خونه
وقتی قرار ملاقات دارم چطوری می تونم زود بیام خونه ؟
پس خیلی دیر نیا خونه
واقعا که ، من رفتم
موفق باشی
"حقوق انحصاری"؟
"حقوق انحصاری"؟
من باید از آ جون بپرسم که این یعنی چی؟
حتماً گوشیم تو دفتر گذاشتم
به گیرنده دسترسی ندارید شما به پست صوتی هدایت خواهید شد
لطفاً بعد از بوق پیام بگذارید
هی ، زود اومدی خونه
من الان رسیدم خونه تو چرا اینقدر دیر کردی؟
من مشغول کار بودم
خوشم میاد تو نساجی بیسانگ کار میکنم
مشکل چیه؟ چیزی شده؟ آیا در محل کار اتفاقی افتاده ؟
چرا؟ آیا این چیزیه که می خوای ؟
چرااینقدر حساس شدی؟
من فقط خسته ام
منم خسته ام می خواهم بخوابم
ای بابا ، به این زودی دلت برام تنگ شده ؟
چی باعث شده بهم زنگ بزنی؟
اون مقاله انحصاری مشکل نداره؟
خانم لی راحت باش هر کار میخوای بکن
بیا
- این خیلی خنده داره - میدونم
به هم میان مگه نه
وقتی با یئو جین بود مثل یک پسر بچه بود
اما الان نگاش کن کاملا داره زنونه عمل میکنه
داره فقط وانمود میکنه
اون داره با این قرار میذاره تا بتونه از یو جین بگذره
این دقیقا نظر منه
اون باید با یکی دیگه باشه تا اونو فراموش کنه
او نمی تونه با کس دیگه ای قرار ملاقات بگذاره
No comments yet. Be the first to leave one.