Kings Go Forth

Kings Go Forth

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Kings Go Forth 1958 720p BluRay x264-SADPANDA-HI
ناشر mahan53

برچسب‌ها

BluRay
x264
720p
720
تاریخ انتشار: 2022-11-13
تعداد دانلود: 37
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

تهیه، تنظیم و ترجمه زیرنویس ماهان ح

سلام خانوم

سلام آقا سلام

زنده باد آمریکا

زنده باد فرانسه

زنده باد پرزیدنت روزولت

زنده باد پرزیدنت دوگل

زنده باد سالن موسیقی رادیوسیتی

زنده باد لا فولی برژه

اولین باری که دیدمش در شهر کوچکی

در کوههای جنوب فرانسه بود

در شمال داشتند پاریس رو آزاد میکردند

جنگ بزرگی بود ، جنگی پر سر و صدا

جنگی که عکسهای زیادی ازش گرفته شد و چیزهای زیادی در موردش نوشته شد

ولی ما جنگ خودمون رو داشتیم

که در موردش چیزی نوشته نشد و ازش عکسهایی گرفته نشد

ما در سنت تروپاز فرود اومدیم

در سواحل اونجا مقاومت زیادی وجود نداشت

اصلا شبیه روزی که وارد سیسیل یا سالرنو

و آنزیو شدیم نبود

ما از شمال شروع کردیم و هر از گاهی آلمانی ها 88 سوار میشدند

و هر از گاهی یک نفر کشته میشد

گاهی یه دوست بود

اون یکی از نیروهای جایگزین کامیون بود

اولش افراد جدید بنظر میرسیدند

خیلی جوان، خیلی تمیز و اتو کشیده

و همشون قیافه های ترسیده داشتند

بجز اون

اون نترسیده بود

اون از آدمهایی بود که توجه رو به خودش جلب میکرد

وقتی یه گروه آدم هستند

همیشه یه نفر هست که حواسش هست

خبردار

کسی از شما میدونه که رادیو چطوری کار میکنه؟

بله قربان من میدونم

خب پس بقیه شما مرخصید

اسمت چیه سرباز؟

تکنیسین درجه پنجم بریت هریس قربان

بریم فرم 20 تو رو ببینیم

بله قربان

فارغ التحصیل آکادمی ارتشی کولور در موسسه ارتشی ویرجینیا

ایالت پن، کلگیت و کوانل

تا حالا کسی رو ندیده بودم که چهار تا کالج رفته باشه

چطور افسر نشدی؟

یه کم توضیحش سخته قربان

سعی کن بگی

میخواستم با افراد دیگه خدمت کنم

نمیخوای دوباره تلاش کنی توضیح بدی؟

تعداد کمی هستند که بخوام بهشون یه چیزایی رو ثابت کنم قربان

یه کم دیر عصبی میشی

تو 8 ماه در ارتش بودی و ما 20 ماه خارج از کشور بودیم

من فرق میکردم قربان بخاطر شغلم

بله، مدیر کل هریس وولن میلز در نیوآرک نیوجرسی

اینکه فامیلی تو هم با اسم هریس و میلز یکی دراومده تصادفیه؟

پدرمه قربان

باهوشی تو رو میرسونه که پیرمردی رو انتخاب کردی

که صاحب کارخانه پارچه است

فقط یکی؟

چهارتا قربان

پدر منم تاجر بود

یه مغازه شکلات فروشی کوچیک توی نیویورک داشت

خیابان 123 نزدیک خیابان هشتم

عادت داشت وقتی که آدامس میجوید ازم میخواست که کمکش کنم

تو رادیو رو درست کن تا کارمون خوب پیش بره

اگه نتونی انجامش بدی دمت رو میندازم دور گردنت

فهمیدی؟

بله قربان

همینجا منتظر بمون تا من با منشی اتاق هماهنگ کنم

آیا ستوان ازم میخواد که اینو حمل کنم قربان؟

ستوان ازت میخواد که اون مرغ ایالتی رو از بین ببری

من یه نفر رو برای شغل وایلی میخواستم

اون یکی از افرادم بود که ما پشت ساحل جا گذاشتیمش

خب بچه خواب آلود بلند شو انجامش بده

بیا یه کاربلد رادیو پیدا کردم

کنترلش کن

توپخانه جایگزینها رو انجام میده

چرا نمیذاری توپخانه خودش انجام بده

چرا نمیذاری اونها انجام بدن

منظورم اینه که خودت میدونی اون پیرمرد

دهن گنده و گشادت رو ببند و مداد رو بگیر دستت یالا

میدونی که این طرز صحبت کردن درست نیست

برای کسی که تازه افسر شده روش درستی برای صحبت نیست

و برای یه آقای باشخصیت هم مناسب نیست قربان

اینم از نیوآرک اومده میشناسیش؟

خب ما خیلی با هم نزدیک نیستیم ولی یه جورایی میشناسمش

بله قربان، سرجوخه بریت هریس

شماره سریال ارتش 33170247

ستوان این بار خودت رو خجالت زده کردی

میخوای اینو توضیح بدی سرجوخه؟

منظورت خجالت زدگیه؟

خب معناش در اینجا یعنی سلبریتی و آدم معروف

منظورم اینه که آقای بریت هریس یه کم آدم مشهور حساب میشه

بنظر میرسه که

که یکی از اعضای هیئت مدیره، از هیئت هریس

باید توی کارخونه ای کار کنه که هریس راهش انداخته

اون سعی کرد بهش رشوه بده، براش یه شورلت خرید

من بودم منتظر کادیلاک میشدم

طبیعتا همینطوره

بعدش چی شد؟

خب اون مجبور شد ثبت نام کنه، با عجله

ممنون سرجوخه

قابل نداشت

اوه سرجوخه

این حرفا بین خودمون بمونه باشه؟

اگه چیزی گفتم ناخنهامو بکشید قربان ناخنهامو بکشید

یک اقدام بسیار بهداشتی هم خواهد بود

در مورد من نگران نباش سم، ستوان منو میشناسی قربان

دهن گشاد

من یه کم فرانسوی بلدم ولی ممکنه چند تا از تخم مرغهاتو بهم بدی

اوه

تخم مرغ آقا؟

من یکی دو تا برمیدارم

بله

من هیچوقت بهش نگفتم که میدونستم ولی چشم از روش برنمیداشتم

میدونین توی این لباس باید با هم کنار میومدیم

ما یه تیم رصد رو به جلو بودیم

ما توی جیب همدیگه زندگی میکردیم

اوه

هی هریس

خداحافظ

اینا چی هستند؟

تخم مرغ

پولش رو دادی؟

نه قربان اون زن اینا رو داد بهم

چرا؟

نمیدونم چرا قربان ولی خانومها همیشه یه چیزی بهم میدن

خب بذار ببینیم یکی برای راجرز

یکی برای هارمر

یکی مال برگلیو

و یکی برای

نه دو تا برای من

الان دارم فراموش میکنم که من افسرم

یکی هم موند برای تو خب؟

خب

حدس میزنم لحظات بدی براش ساختم، درسته

یه مقدارش برای این بود که بهش اعتماد نداشتم

و یه مقدارش هم برای اینکه اون پولدار و خوش تیپ زاده شده بود

و من فقیر بودم و خوش تیپ هم نبودم

شما بچه ها هریس رو دیدید؟

آره

من درک میکنم که اون به نوعی از رفتن به ارتش عقب افتاده

ما یه مقداری دوندگی داشتیم امروز، اون با رادیو خوب کار میکنه

درست مثل وایلی

مین

مین

تیم امداد رو بیارید اینجا ، تعدادشون رو دوبرابر کنین

اینها از همون جایگزینیها هستند، اونا رفتند به باغ دیگه

من فکر کردم همه میدونند که اینجا پر از مین هستش

علامت گذارش شده بود من میدونم که علامت گذاری شده بود

خفه شید بچه ها، خفه شید

خدای من مادر، خدای من مادر

هرکسی میدونست اونجا مین گذاری شده است، همه باید میدونستند

افرادی که اونجا هستید

یک اینچ هم تکون نخورید وگرنه با مینهای دیگه برخورد میکنین

همونجایی که هستید بمونین

اوه خدا مادر

افراد پی و آ رو بیارید اینجا بهشون بگو مین یاب رو هم با خودشون بیارن

اوه خدا، مادر

اوه خدا، مادر

اوه خدا، مادر

اوه خدا، مادر

اوه خدا، مادر

تو وایسا همون جا بمون

تکون نخور وگرنه مینهای بیشتر منفجر میشن

همشون اینجان نزدیک به هم

به گروه امداد پزشکی بگید لباسهای منو حمل کنند

یکنفر مرد، دو نفر پاشون رو از دست دادند و 5 نفر در بیمارستان بستری شدند

آدم خوبی هستی سرجوخه

بله قربان یه قهرمان زنده واقعی

میخوای یه مدال بهت بدم یا منتظر میمونی تا ژنرال بهت بده؟

خب من فکر کردم سرعت عمل ضروریه قربان

تاحالا چیزی در مورد مین یاب شنیدی؟

جواب بده

بله قربان

نشنیدی حرفم رو که اون موقع بهت گفتم بایست؟

اوه نه قربان

خیلی بد شد

تو ابزارت تیغ داری؟

بله قربان

پس باهاش درجه هات رو بکن

سرباز هریس

صبح بخیر قربان

صبح بخیر سم

بگیر یه جا بشین

من قصد ندارم تو رو متقاعد کنم

برای اینکه درجه این مرد رو نگیریم

ولی فکر کردم شاید بتونی برام توضیح بدی چه اتفاقی افتاد

اتفاق خاصی نیفتاد سرهنگ

داستان این بود که من بهش دستور ایست دادم و اون گوش نداد، همش همین

من میتونم موارد زیادی رو بخاطر بیارم که تو به دستورات توجه نکردی

من بودم اونجا نمیرفتم، تو میرفتی؟

شوخی میکنین؟ خیلی احساسی برخورد میکنیم

آره

من نمیتونم این بچه رو درست درک کنم

شایدم نباید این کارو کنی، نه ممنون

سم با این مرد بدرفتاری نکن

اون نمیتونه کمکی کنه که رفته کالج

من قصد داشتم اون رو الگو قرار بدم

اوه نگران نباشید

فرستهای زیادی پیدا میکنین که به این پسر مدال بدید

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left