نخستین 129 خط.
تا اون موقع، سون هی فکر میکرد
حق نداره که جه مین رو دوست داشته باشه
...برای اینکه
هنوز برای اون لحظه پشیمونه
لی جه مین، میخوای بیای خونه ی ما؟
نمیتونم، برادرم یکم دیگه میاد خونه باید برم خونه
برادر بزرگتر داری؟- آره-
هیونگم بهم نیاز داره
من دارم میرم، بعدا میبینمت کانگ سون هی
من یه گربه تو خونه دارم
گربه؟- آره-
پس میشه یکم بیام خونتون؟
هیچ وقت آرزو نکردی که ای کاش برادرت وجود نداشت؟
چرا داری اینو ازم میپرسی؟
چون من آرزو میکنم که ای کاش هیونگم نبود
همیشه چیز عجیبی میگه
::::::::: آيـــ(فصل های شکوفه)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
سو مانگ، اینو دیدی؟
آیا معلم کارآموز و دانش آموز پسر دبیرستان با هم قرار میذارن؟
کسی میدونه این پسر کیه؟
این پسر کیه؟ چقدر سخته که قیافشو دید
هی، اینو دیدی؟
مگه معلم کارآموز کلاس 5 سال دوم نیست؟
اون خانم سو مانگه؟- هویتشون یکم دیگه لو میره-
چیزی نمیدونین، برای همین سعی ندارم طرف کسی باشم
کار هردوتاشون توی این مدسه تموم شده ست- این وقت شب چیکار میکردن؟-
دیوونست دختره، فکر نمیکردم چنین آدمی باشه
حتما روز اول کار بهت گفتم
که نمیتونی بیرون از مدرسه دانش آموزارو ببینی
معذرت میخوام قربان
کمیته انضباطی به زودی برگزار میشه
در بدترین حالت مجبور این کار رو بذاری کنار
این پسره لی جه مینه نه؟
دلیل ملاقاتتون منطقیه و اگه درست توضیح بدین شاید تنبیه انظباطی نداشته باشید
قربان
من نمیخوام که جه مین درگیر این داستان بشه
هان سو مانگ! به نظرت این مسئله بزرگی نیست؟
! اگه با این داستان رسوایی استعفا بدی، شاید نتونی هیچ جا کار گیر بیاری
من تا فردا به هردوتاتون وقت میدم، فکر کنین که چی میخوای بگین
::::::::: آيـــ(فصل های شکوفه)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
خانم سو مانگ داخله؟
خانم سو مانگ
دور موندن از این موضوع بهش کمک میکنه
شنیدم کسی که توی عکسه هان سو مانگه
از اونجایی که کوان هو جون دربارش میدونه، شرط میبندم که کل مدرسه الان میدونن
ولی واقعا کامنت ها خیلی وحشتناکن
!خانم سو مانگ آدمی نیست که این کارو کنه
درسته، خانم سو مانگ اینجور آدمی نیست
برای خودشم خیلی دردناکه، مردم دارن دیوونه میشن بفهمن که اون پسر کیه
ولی چه دلیلی داره ک یه معلم یه دانش آموز رو شب ملاقات کنه؟
گیوری، میای باهم بریم دستشویی؟
آره حتما
تمومش کن
ولی این حقیقته
جه مین
میشه چند لحظه حرف بزنیم؟
با خانم سو مانگ حرف زدی؟
اون از اون موقع از من دوری میکنه
راستش، این کاریه که اگه من یه قدم بردارم درست میشه
بیا فعلا صبر کنیم
باید یه ایده ای داشته باشه
خوشم نمیاد
انگاری که داره از من محافظت میکنه
ببخشید، من اول میرم
!یون بومی
میخوام بهت یه چیزی بگم
از کمیک های عاشقانه خوشت میاد؟
فکر کنم کمتر از کتابای درسی دیدیشون
شاید برای اینه که نمیدونی، چیزایی درباره زندگی داره که نمیتونی توی کتابای درسی پیداشون کنی
چرا یه نگاهی بهش نمیدازی؟
بهش توجه نکن. اون همینجوریشم دچار احساسات یهویی خودش میشه
!کاری که من انجام میدم خیلی بهتر از بازی کردن شماست
پس تا کی میخوای با ما بگردی؟
فکر نمیکنی با دور شدنش یه جواب برای همیشه گرفته باشی؟
پس تو چی؟
فکر میکنی اگه از دور نگاهش کنی، میفهمه؟
گفتی که یون بومی کسیه که برای خودش الکی دردسر میسازه
فکر کنم قبل از اینکه همه چیز بدتر بشه، باید یه جوری جبران کنی
!بهتره نگران خودت باشی
توهم بهتره از یون بومی برای حرفایی که زدی معذرت خواهی کنی
تو به این میگی رفتار غیر اجتماعی؟
اونا هر کدوم به صورت جدا هر چیزی که میخوان بگن رو مطرح میکنن
مثل این میمونه که بگی یه بودایی نمیتونه سرش رو بتراشه
فکر میکنم درسته- مگه نه؟-
چی میخوای بهم بگی؟
شنیدم با دوست پسرت بهم زدی
میدونستم به زودی این اتفاق میفته
چرا اینجوری فکر میکردی؟
چون اون توی سطح تو نبود، باید با یه آدم بهتری قرار بذاری
مثلا، یه آدمی مثل من؟
ببخشید، ولی فکر کنم که تو بدتری، چون مردم رو سطح بندی میکنی
من دارم میرم
هی! تو با یه بازنده قرار گذاشتی ولی نمیتونی با من بیای سر قرار؟
این دیگه چه کوفتی بود؟
هی چوی جین یونگ
!کدوم حرومزاده ای این کارو کرد؟
درسته که تو یون بو می رو دوست داری؟
!واقعا که
فکر میکردم که این آخرین شانسمه
آخرین فرصتم برای اینکه حس واقعیمو بهت بگم
ولی تو داری سریعتر از چیزی که فکر میکردم
ازم دور میشی
...احساس تاسف
...احساسات ناامید کننده
مدام بهم میپیچن
امیدوارم خانم سو مانگ خوب باشه
این یه سو تفاهمه، به این زودی حل نمیشه؟
لی جه مین، تو چیزی نمیدونی؟
!لی جه مین
چی؟ چی گفتی؟
تو به معلم سو مانگ نزدیکی، چیزی شنیدی؟
عکسی که تو انجمن ناشناس اومده رو دیدی؟
معلومه که دیدم
این معلم کارآموزه
اوه، درسته، یه لحظه میرم کلاس
چی؟
سو مانگ
مطمئنی که پشیمون نمیشی؟
قربان
اون زمانی که پشت هامین قایم شدم
باعث شد خیلی پشیمون بشم
دیگه نمیخوام این کارو بکنم
میدونم یه حس بدهکاری به هامین داری
فکر کنم این تنها کاریه که میتونم برای هامین بکنم
ببخشید، قربان
میدونین که معلم سو مانگ کجاست؟
...اوه، جه مین، معلم سو مانگ الان
خانم سو مانگ تصمیم گرفته کار خودش رو به عنوان یه معلم کارآموز رها کنه
خودش این تصمیم رو گرفت
No comments yet. Be the first to leave one.