نخستین 52 خط.
انگــار همیشــه اینجــوری بودم
که هــر جا تــو بــودی
هر جا صداتــو میشنیدم
بــدون فکـــر
به سمتت میدویــــدم
اون روزا
اون موقـــع هــا
انگــاری
قلب خامِ مــن
مثل یه بچه
دست و پا چلفتی بــود
وقتی لبخنــدتـو میدیدم
چه حســی داشتم؟
هیچ وقت
یاد نگرفتـــم
نتونستم ابراز احساسات کنــم
چون قلبم خیلی بی تجربه بود
چون میخواستم فردای تو باشم
فقط امروزو زندگی کردم
از روزِ اولِ دیدنــت
تا همیـــن الان
توی قلبــم فقط تو بــودی
این کلمات کلیشه ای رو
فقط برای گفتن به تــو
انتــخاب کــردم
ولی این کلمات کلیشه ای رو
از میون حـــرفــام
میتونی حس کنـــی ؟
آره
ممنــونم
ممنــونـــم
حتی اگه فقط یه تشکــر باشه
برای انتظاره
برای اشتیــاقــه
برای خاطـــراتـــمــــونــه
مــ
مــمـــنو
مــمـــنونـــم
آره
مــ
مــمـــنو
مــمـــنونـــم
آره
یه کلمه ی خیلی عادیه
اما میتونه حرف دلمــو برســونه؟
برای همین تا حالا نتونستم بگمــش
دنبال یه کلمه ی
قشنگتر از " ممنونم" بودم
ولــی بازم هیچی نتونستــم بگــم
نتونستم خودمــو نشــون بدم
چون شجاعتـشو نداشتــم
اگه یکم زودتر با کلمه ی " عشق " آشنا میشدم
No comments yet. Be the first to leave one.