نخستین 155 خط.
آکادمی جادوی تولدار
چه ایده ی جالبی، ایجاد یه آکادمی برای بچه های جادوگران
به نظرت تا الان چند تا دانش آموز ثبت نام کردن؟
۵۲تا دانش آموز اینجان تا آموزش ببینن که چطور جادوشونو کنترل کنن
و ۶۸ تا دانش آموز هم در حال یادگیری هستن که چطوری یه جادوگر بشن
نیمی از بچه ها در آکادمی میمونن تا جادوگر بشن
و تعداد کمی از اونها هم بعنوان جادوگر سلطنتی منصوب میشن
آینده ی تولدار در دست های این بچه هاس
بعلاوه، باخبر شدن که اعلیا حضرت خودشون میخوان تدریس کنن
بخاطر همین تعدادی از بچه ها از شهر اومدن تا در کلاس شرکت کنن
اشکالی نداره
لطفاً هرکسی که علاقه منده رو اجازه بدین شرکت کنه
خیلی متشکرم، اعلیا حضرت
ملکه تیناشا!
این چیه؟
صدمه که ندیدی؟!
ساختمون فرو ریخت!
بچه ها زیر آوار موندن!
پزشکها رو خبر کنین
از ساختمون فاصله بگیرین!
فقط کسایی که میتونن کمک های اولیه رو انجام بدن و مجروحان رو نجات بدن بمونن!
اون واقعاً پسر منه؟
کاش من بجاش بودم...
اتفاقیه که افتاده دیگه نمیشه کاریش کرد
جادو حلال تموم مشکلات نیست
نمیشه زمان رو متوقف کرد یا به عقب برگشت
اعلیاحضرت
منو ببخش
بقیشو به تو میسپارم
چشم
مهر و موم رو از بین ببر و شکل واقعیتو نمایان کن!
زخم های بدون خون
بعد اون همه هشداری که بهم دادی اومدی و روی خودت امتحانش کردی؟
ببخشید
منم میخوام اون بچه ها رو نجات بدم
ولی به هر بهانه ای که نمیشه دم به دقیقه به گذشته سفر کرد
خب، بخاطر همین اخلاقته که دوستت دارم
خب، فهمیدی که چطوری نجاتش بدی؟
فعال نشد
نشد؟
یعنی خراب شد؟
شاید یه سری شرایط نیاز داره تا فعال بشه
ببخشید
تا فردا صبح میتونی اینجا بمونی
نه، من میرم
منو یاد یه چیزایی میندازه
به نظر میاد در سزار اوضاع بهم ریخته
تعدادی از مردم به قلعه رفتن و دیگه برنگشتن
و تعداد زیادی هم مفقود شدن
که اینطور، حواسم هست
دیگه میرم
میگم که...
خیلی ازت ممنونم
هر موقع خواستی خبرم کن
والت، الان وقتش نیست؟
کمپ ارتش سزار
اگه اونو بحال خودش بزاریم ما رو هم از بین میبره
حق با شماست
به نظرم عالیه
قبل اینکه دوباره اینجا پیداش بشه خودم به همه چیز رسیدگی میکنم
چون میدونم هیچکسی از پس اینکار برنمیاد
بعد از اون هرکاری که بخوای میتونی انجام بدی
ازم انتظار نداشته باش که کنترلش کنم
اشکال نداره
به روش خودمون باهاش مقابله میکنیم
قلعه ی ینورید شمال غربی فارسس، هم مرز دروزا
پس سزار شروع به حرکت کردن
اوضاع چطوره؟
اکثر افرادشون پیاده سرباز هستن بخاطر همین به آرامی پیشروی میکنن
کمی زمان میبره تا به اینجا برسن
با اینحال...
چیشده؟
جادوگرامون میگن یه نیروی جادویی قدرتمند رو حس میکنن
همشون میدونن در مبارزه ی رو در رو نمیتونن پیروز بشن
بخاطر همین به تلاش برای انجام همچین ترفندهایی ادامه میدن
باید روی اینکار قمار کنیم
تاروو ژنرال سزار
به نظر میاد فارسس هنوز بدستش نیاورده
با توجه به تاکتیک های دروزا جای تعجب نیست که شکست خوردن
حالا با اون کار ندارم که از طلسم ممنوعه برای نابودی سنگرها و نیروها استفاده کردن
ولی بعد از این همه کارای پلید برنامه شون چی بوده که اینکارو کردن؟
سزار اشتباه اونا رو تکرار نمیکنه
ما سالهای زیادی رو برای مجهز کردن و مسلح کردن نیروهامون برای همچین اوضاعی صرف کردیم
نیازی به اشاره به سلاح مخفیمون نیست
من هیچ دلیلی نمیبینم که چرا باید شکست بخوریم
چی؟!
چه اتفاقی اینجا افتاده؟
همه ی سرباز پیاده هامون در امنیت کامل هستن
ژنرال تاروو، چه کاری باید انجام بدیم؟
مشکلی نیست، ادامه بدین
چشم!
به نظر میاد مسیر درستی رو حرکت میکنیم
ژ-ژنرال
این یه طلسمه که ملکه تیناشا بهمون آموزش داد تا زمین رو با مِه بپوشونیم
خیلی قدرتمنده
این جادوی ارواح هست بخاطر همین قدرتمنده جادوهای معمولی قادر به همچین کاری نیستن
بهرحال ایشون ترکیب جدیدی رو بهمون آموزش داد تا ازش استفاده کنیم
ایشون واقعاً حرف ندارن
امیدوارم هیچی اشتباه پیش نره
کاش ملکه تیناشا الان اینجا بودن
ا-اونا...
پس منظورشون از نیروی جادویی قدرتمند این بوده؟
به قلعه ی سزار برده شدن تا هیچوقت دیگه برنگردن؟
اعلاحضرت
میدونم
باید با جادو درگیرشون کنیم
اینکارا تو قاموس من نیست ولی باشه بریم تو کارش
تیم جادوگرها!
آماده!
آتش!
نیازی نیست نابودشون کنین
همینه، دوان
چی؟
به سمت من نشانه بگیر و شلیک کن
بجنب
وقتی اینکارو کنی، تیناشا سریع متوجه میشه
این آخرین شانسمونه
خواهش میکنم اینجوری احضارم نکن
تو آخر منو سکته میدی
میخواستم باهات حرف بزنم
من ملکه ی تولدار تیناشا آس میا اور آترنا تولدار هستم
متوجه شدیم که در این جنگ از جادوی ممنوعه استفاده شده
به همین دلیل، تولدار تشخیص داده تا در این ماجرا دخالت کنه
لطفاً درک کنین که ما اینجاییم چون باید چیزی رو از بین ببریم که از اول
نباید وجود میداشت و اصلاً به نفع دو طرف هم نیست
متوجهیم
ممنون که سریع عمل کردی
من این ارواح رو پیشت میزارم
شما رو به اون میسپرم
من قصد دارم که اونا رو بعنوان واحد ضد طلسم ممنوعه به خدمت دربیارم
پس لطفاً روی اونا به سختی کار کن
جادوگران تولدار؟
باید بگم که ما هیچی درمورد طلسم ممنوعه نمیدونیم
ممنون
میشه گفت، اونا هنوز کاراموزهایی هستن که تا حالا با طلسم ممنوعه ی واقعی رو در رو نشدن
هرچند، اونا جادوگران ماهری هستن
راستش نمیدونم باید چطوری درموردشون فکر کنم
میرم که شیمیلا عامل بوجود اومدن این اجساد رو گیر بیارم
شیمیلا؟
از وقتی که مسموم شدی این اسم رو به یاد دارم
این همون خداییه که اون فرقه ی عجیب میپرستنش
یا بهتره بگم، این خدای شیطانیه که در زمان های قدیم در سزار بهش اشاره شده
خدای شیطانی؟
این خدای شیطانی دیگه چه مسخره بازیه؟
نگو که واقعاً وجود داره
خب فکر میکنم، واقعاً به دوران اساطیری برمیگرده، مثل آیتِئا
با اینحال، این خودش به نوعی جذب جادو و ارواح هست
فکر میکنم برای رسیدگی به این قضیه مناسب باشم
اگه خیلی برات سخت بود همونجا صبر کن، خیلی زود خودمو میرسونم
چیزیم نمیشه
مطمئنی میتونی پیروز بشی؟
البته
لطفاً زنده و سالم برگرد
بسپارش به من
من در قلعه منتظرم تا برگردی
No comments yet. Be the first to leave one.