The Red Tent

The Red Tent

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Red Tent Part 2 HDTV XviD-AFG
The Red Tent Part 2 HDTV XviD-FUM
The Red Tent Part 2 HDTV x264-KILLERS
The Red Tent Part 2 480p HDTV x264-KILLERS
The Red Tent Part 2 720p HDTV x264-KILLERS
The Red Tent Part 2 480p HDTV x264-mSD
The Red Tent Part 2 720p HDTV x264-mSD
ناشر Mar Jan
Pari Sa

برچسب‌ها

HDTV
hdtv
XviD
HD
x264
720p
720
480p
480
تاریخ انتشار: 2014-12-14
تعداد دانلود: 27
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

هزاران ساله که

من در اين دنيا گم شدم

... من، دينا

ديناي من کجاست؟

تنها دختر يعقوب

و اينجا بود، توي اين مکان مقدس

جايي که من تونستم راز فضيلت ها

و عشق مادرهام رو بفهمم

کجا مي خوايم بريم؟

اونجا شِشِم‌ـه، جايي که شاه زندگي مي کنه

اون قدرتمندترين پيشگو در کل کنعان‌ـه

سلام مادر - اون دستت رو بريده -

ربکا اينجوري روي تمام برده‌هاش علامت مي‌ذاره

تنها چيزي که

بين من و تو مشترکه، پدرمه

و تو از دستش دادي

همون طور که تو از دست مي دي

اسمش شالم‌ـه و پسر پادشاهه

عاشق؟ تو تازه ديديش

پسرم با دخترت ازدواج کرده

چرا با من مشورت نکردين؟

قيمتت رو بگو، من پرداختش مي کنم

دارين نظر يه پسر بچه رو مي پرسين؟

پسري که چيزهايي مي بينه، که شما نمي تونيد

درخواست کن تمام مردان شِشِم ختنه شن

يعقوب، من با شرايط شما موافقم

من فقط نمي فهمم

چرا شالم بايد با همچين چيزي موافقت کنه

اون حتماً خيلي دوسِت داره

ما انتقام خودمون رو مي گيريم

و پدر ديگه هيچ‌وقت از ما چشم‌پوشي نمي کنه

.:: چادر سرخ ::. .:: قسمت دوم ::.

.::© ارائه اي پرافتخار از مرجان و پري سا ©::. .::© Marjan.Zandieh & Rain Angel ©::.

!دينا

نه، نه

... شالم

!نه

!نه

!نه

!نه

... نه

!نه

!نه

بريم

... پدر

اونها شمعون و لاوي‌ان؟

بياريدش

اين ها چيه؟

چيزهايي که مال ما بود، نه بيشتر

!دينا

چي کار کردين؟

!دينا

کجا زخمي شده؟

اون مرده؟

نه مرده، نه زخمي شده

اين خون کيه؟ - مال شالم‌ـه -

و همينطور شاه، و هر مردي که تو شِشِم‌ بود

همه شون مردن

تصميم گرفتيم دومين ضريه رو بهشون بزنيم

يکم بيشتر و عميق تر از اولي

شما اون هارو کشتين؟

تو بهاي اين عروسي رو مي خواستي

حالا پرداختش کردن

ما چه بهايي رو پرداخت مي کنيم؟

اين قبيله رو؟ خانواده‌ت رو؟

خبر داري چه شرمي

قراره مثل بارون روي ما بباره؟

مردي نمونده که بخواد با ما بجنگه

و فکر مي کني اين يعني قرار نيست حساب پس بديم؟

ما کارمون اينجا تمومه

بايد سريعاً بريم

بلهاه، به مادرم کمک کن مراقب دينا باشه

بقيه تون، چادرها رو جمع کنيد

ما براي هميشه فراري مي شيم

اما در برابر چشم‌هاي خدا سياه‌رو ايم

... تو

!هيولا

!نه

شمعون، بس کن

!يعقوب

!يعقوب

من با اسم صدات مي زنم

چون بيشتر از اين نمي تونم "پدر" صدات کنم

من تو رو نمي شناسم

دينا شمسير اون نبود

که شالم رو کشت

نه، اين باعث افتخارش بود

تکبرش، "ترسِ از خداش" باعث شد

که بخواد اولين تيغه‌ي شمشير باشه

هموني که شالم رو

و تمام مردها رو توي تختشون ول کرد

که تو تب مي سوختن و نمي تونستن بجنگن

من نمي دونستم شمعون و لاوي مي خوان چي کار کنن

و هنوز اجازه دادي زنده بمونن

اونم وقتي خون شوهر من روي دستاشونه؟

مي خواستي من چي کار کنم؟

اونها پسرهاي من هستن

و من تنها دخترتم

که اين يعني من ديگه هيچي نيستم

!به جز يه مايملک

در مقايسه به خدشه‌اي که به اسمت وارد شده

هيچي نيستم

يا در مقابل زمينت

يه دختر واقعي بايد به من احترام مي ذاشت

صبر مي کرد تا رضايتم رو بگيره

به جاي اينکه از خودش پيروي کنه

و مثل يه هرزه‌ي توي آتيش گرفته بشه

اگه کسي باعث شرم اين خانواده شده باشه، تويي

تو يه گناه رو، با يه گناه بزرگتر تلافي کردي

هيچ گناهي نبوده

ما ازدواج کرده بوديم

پسرهات

مرد هاي صالح رو

ذبح کردن

چطوري اين ديوونه ت نکرد؟

نفرينت مي کنم که يه زندگي بدون آرامش داشته باشي

بدون خوشبختي

و تمام چيزهايي که غارت کردين

از دست مي ديد

تو ديگه پدر من نيستي

و اينجا ديگه خونه‌ي من نيست

... اوه، ولش کنين

ولش کنيد

... دينا

خوب پس تصميم گرفتي

که براي برادرهامون جبران کني؟

!با خيانت به من

نه، من ربطي به اين موضوع نداشتم

من ديدمت که دستات پر از خونه

داشتي تماشا مي کردي دارن باهام چي کار مي کنن

فکر کردم مُردي

آره مُردم

!دينا

کجا مي خواي بري؟

برگردم به شِشِم

که شوهرم رو دفن کنم

و بعدش؟

ديگه هيچ وقت نمي بينمت، نه؟

من هميشه تو رو با خودم مي برم مادر

هرجا برم

بايد اين آبگوشت رو بخوري

ما هنوز راه درازي در پيش داريم

به نيروت احتياج پيدا مي کني

شال سفيدم، هموني که شالم بهم داده بود

کجاست؟

انداختمش دور

با خونش خيس شده بود

من مريضم

خواهش مي کنم، فقط تنهام بذار

اگه اين کار رو بکنم، تو مي ميري

پس بذار بميرم

نمي تونم

چرا؟

اصلاً چرا بايد اهميت بدي؟

هر چيزي که دوست داشتي

برادرهاي من ازت گرفتن

نه، نه همه چيز رو

نگه دار

!نگه دار

بخاطر سواري نيست که حالت بد شده

تو حامله اي

واسه همين بايد اين آبگوشت رو بخوري

و بخاطر همين هم بايد زنده بموني

بخاطر همين با هم

مي تونيم پسر شالم رو به دنيا بياريم

به چه دنيايي آخه؟

اون دنيايي که من توش بزرگ شدم

مصر

هفته ها بعد، ما رسيديم به شهر تبس

جايي که برادر ملکه ورود ما رو به قصرش خوش آمد گفت

تا اينکه بچه م به دنيا بياد

خيلي خوب داري پيش مي ري دينا

فشار بده

دينا، نفس بکش

پسرت تقريباً اينجاست

... مادر

مشکلي نيست، من اينجام

من مي ترسم

مي دونم مي ترسي

منم مي ترسيدم

بايد الان فشار بدي عشق من

فشار بده

مادر؟

... نفس بکش

کارت خيلي خوبه، دينا

زياد طول نمي کشه

... نفس بکش دينا

... نفس بکش

بايد فشار بدي عشق من

... فشار بده

!فشار بده

!فشار بده

مريت، چي شده؟

بچه بيشتر از اين تکون نخورده

دينا، بيدار شو

بچه‌ت بهت نياز داره

بايد چشمات رو باز کني عشق من، که کمکش کني

اون پسرته

آينه رو بده به من

شونه هاش گير کرده

More Farsi Persian subtitles for The Red Tent

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left