نخستین 166 خط.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
...خانم ها و آقایون جذاب
به شکارچی عشق اومدن تا عشق واقعی رو پیدا کنن
اما بین اونا کسایی هستن که شکارچی پولن و تنها هدفشون گرفتن جایزه نقدیه
اگه دوتا شکارچی عشق زوج بشن
اونا عشق واقعی رو بدست میارن
اگه یه شکارچی پول و یک شکارچی عشق زوج بشن
فقط شکارچی پوله که میتونه جایزه پنجاه هزار دلاری رو ببره خونه
اگه دوتا شکارچی پول زوج بشن
اون دوتا هم عشق واقعی و هم جایزه رو از دست میدن
::::::::: آيــــ(شکارچی عشق در بالی)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
من حدس خوبی دارم که کیه
پس اونقدام نگران نیستم
شکارچی پول
نه- این نمیتونه درست باشه-
اون باید سوجی باشه
سوجی باید شکارچی پول باشه
من فکر میکنم کسی که دعوتش کرده
فکر میکنی هیو جینه؟- فکر کنم هیو جین باشه-
فکر میکنی اون شکارچی پوله؟- آره همینطوره-
یک شکارچی پول
چرا اون باید منو دعوت کنه؟
یک شکارچی پول با یک شکارچی عشق) (تو شب مخفی ملاقات میکند
در مورد چی صحبت میکنن که) (بینشون هم باقی میمونه؟
...من امروز
با کسی که بهش علاقمند بودم
یک صحبت طولانی داشتم پس واسم بهترین بود
هر لحظهای که با سوجی سپری کرد) (به یه خاطره خوب براش تبدیل شد
هرچی که میبینی چیزیه که باهاش به دست میاری
دیدی؟ هیوجینه- درست میگی-
ممکنه سوجی اونو آزمایش کنه
...اول
دو نفر مدام توجه منو جلب کردن
هیو جین و سوجی
حرف زدن با هیوجین ،آسون بود
وقتی داشتیم با هم حرف میزدیم احساس راحتی میکردم
...جدای همون اولا
من فقط روی یه نفر تمرکز کردم
فقط یه نفره که من بهش علاقه دارم
چی میشه اگه تنها کسی که بهش اهمیت میدم) (یک شکارچی پول باشه؟
اگه اون یه شکارچی پوله
اون پولو میبره
برام مهم نیست که اون کیه شکارچی پول یا عشق
هفتهای که با هم گذروندیم
زمانی که با هم بودیم برای من کافیه
...کافیه برام
مهم نیست اصلا
داره میره براش- وای نه-
خیلی غم انگیزه
یونگ هو
تو معرکهای
نوبت یونگ هوئه- یونگ هو-
گفت سوجی شکارچی پوله و اون اینو شنید
اون عوض نمیکنه؟- اون باید عوض میکرد-
یونگ هو صادق تر از هرزمان دیگه بود) (فکر میکنه میزبان کی بوده؟
میزبان و شکارچی پولی که منو دعوت کرد
سوجیه، اینطور فکر کنم
...سوالای شکارچی پول
به نظر میرسید راه های مختلفی بودن برای پرسیدن اینکه امروز چه احساسی داشتم
اگه سوجی شکارچی پوله اون میخواد که بدونه
میبینی؟
اونم داره به چیزی که من فکر میکنم فکر میکنه
بعدش کامل احساسشو اعتراف کرد
فکر میکنی سوجی بود؟- آره-
"حالا نوبت توئه سوال بپرسی"
این مهمه- این یکی مهمه-
شده تا حالا از وقتی که به بالی اومدی
از انتخاب شکارچی پول بودن پشیمون شی؟
سعی میکنه که ناراحت نباشه اما) (امیدواره یک جوابه
"در آینده امکان داره پشیمون شم اگه این اتفاق مدام بیفته"
'اما پشیمون نیستم' در جواب اومده
هنوزنه- نه هنوز-
فکر میکنی عشق چه معنی برات داره؟
فکر میکنی عشق چیه؟
جواب قاطعی که داد) (باعث شد اون کلماتو گم کنه
وای نه. اون حتما داره فکر میکنه سوجیه
یه عالمه فکر باید تو سرش باشه
واقعیت غیرمنتظره تایید میشه و) (اونو تکون میده
قلبش سنگینه اما دلیلش ) (با اونی که موقع اومدن داشت فرق میکنه
به خودم گفته بودم که برام مهم نیست اون کیه
... اما وقتی در موردش فکر میکنم
...برام سوال شد
زمانی که امروز باهم گذروندیم چه معنایی داشت؟
فکر کنم خوشحال ترین بودم امروز
،در قایق بادبانی تو راه رسیدن به مقصد و برگشت
ما یه زمان فوق العاده رو باهم گذروندیم
مدام در عجبم همش فیک بود؟
چه قدم های سنگینی- خیلی سردرگمه-
بیرون در اونه؟
نمیتونه اونو ببینه) (ولی به راحتیم نمیتونه دور شه
هرچی بیشتر فکر میکنه) (احساساتش بیشتر میشن
گابی امروز کاری داشت
در عوض چوی هیوجین امروز به ما ملحق میشه اون از قسمت های قبل با خبرشده
فقط کسی مثل هیو جین میتونه جای گبی رو پر کنه
اون هم کامل به کار میاد- آره-
مثل یه کارآگاهم لباس پوشیده
همه چیزو درست میکنه- درسته-
من همه چیزو امروز حدس میزنم
تو همه چیو حدس میزنی؟- آره-
...ما نباید- نباید بریم بیرون؟-
انقدر برای آماده شدن اشتیاق داری؟
باید مشتاق باشم- باید باشیم-
آره. دیگه کی فرصت میکنیم تا اینکارو انجام بدیم؟
ته اون به طبقه پایین میره) (آماده برای امروز
چی؟
چرا اینقدر ساکته؟
هیچ کس ورزش نمیکنه- درسته-
چه خبره؟
هیچکس دور و ور نیست؟
نیستن- اونا رفتن-
من هیچکدوم از پسرارو نمیبینم
یه چیزی دید
عکسن؟- یه چیزی اینجاست-
دخترا- بله؟-
وقت اینکارا نیست
من اینو پیدا کردم- اون چیه؟-
کجا بود؟- همونجا-
دیوونه کنندهست
سوجی
بیا طبقه پایین ما یه نامه پیدا کردیم
این اون نامهست؟- آره-
خوابالوئه
شبیه مامانشه
تابلو پر عکس بود
به نظر متفاوت بود- درسته-
آره- درسته-
اون چیه؟- اونا واقعا فرار کردن؟-
...این اونجا بود- این چیه؟-
یک تغییر ژانر ناگهانی؟
بدون هیچ ردی رفتن؟- به فیلم ترسناک تغییر کرده؟-
این چیه؟
یه اتفاقی افتاده- این چیه؟-
این منو بیشتر نگران میکنه
چیکار کنیم حالا؟
"قرار سیگنالی؟" باید چیزی انتخاب کنیم؟
"علامت؟"- این چیه؟-
ما باید پارتنرای خودمونو انتخاب کنیم
علامت؟- با علامت؟-
این مثل چیزیه که زمانی که به قرار از پیش تعیین شده میرین
...گیذه موت رو میذاری و - آها-
اونا وسایل اونو برمیدارن
وسایل یکی دیگه رو برمیداری؟
بعدش میشینی نزدیکش
"یه عکس از یه خاطره مشترک چاپ کن"
"با کسی که میخوای باهاش قرار بذاری"
یک عکس؟- "نباید چهره اونو نشون بده"-
خیلی خجالت آوره اگه متوجهاش نشه
چاپ شد
این عذاب آور میشه
اونا میتونن راهنما بدن- آره باید بدن-
خواهش. خیلــی با دقت نگاه کن
مردها سیگنال هاشون رو رها میکنن) (و به محل قرار ملاقات میرن
این اولین قرار رسمی 1یک به یک در بالیـه
اونا باید عکس دختری که میخوانو بردارن
دختره بشناستش- آره-
اون باید علامتو بگیره
دعا میکنم یه جاهایی عوض شه
امکان داره
اوه خدای من- خدایا-
این سخته واقعا- سخته-
همهشون در تلاش برای پیدا کردنن
چطور میتونی بشناسیش؟
اون یو جونگه
ته هیوک اون عکس رو گرفت
می تونه فشار رو زیاد کنه
...این یکی
No comments yet. Be the first to leave one.