نخستین 200 خط.
مترجم: Negar FD
هی میگه من اینو دارم
من اونو دارم
دهنمو ببین! نمیدونم این یعنی چی
برگشتم گفتم:"صد تا دندون طلا هم داشته باشی برام مهم نیست
اصلا میتونی یه..."
-اون چیزی که ته حلقه چیه... زبون کوچیک طلا داشته باشی! -زبون کوچیک، زبان کوچیکه اسمش.
و اصلا اهمیتی نمیدم." میدونی چی میگم؟
خدای من این عالیه
تو لوسم میکنی
واقعا میکنی.
-زود بیا بهم سر بزن جیگرطلا -میدونی که میام.
فردا میبینمت
آمادهاین؟
برین!
طعم گیلاس جدید
"هیچ جا خونه خود آدم نمیشه"
-سلام -سلام
شما مایک نیتنز هستین؟
بله، میتونم کمکت کنم؟
مربوط به جنیفره
مظورت جنیفر خودمه؟ زنم؟
چی شده؟
جنیفر اینجاست؟
معمولا، آره.
اینجا چی کار میکنه؟
جنیفر الان درگیر چیزای عجیبیه مایک
قبلا عضو گنگ خاصی بود؟ سر به سر کسی نذاشته؟
-یا یه همچین چیزی؟ -چی؟ نه!
همه عاشقش بودن
اون... خاص بود.
هنوزم خاصه.
برای این ولمون کرده؟
شاید سکته کرده و یادش رفته خانواده داشته
یا شایدم از اولش اونی نبود که فکر میکردم...
ببین...
فقط میدونم که وقتی باهام حرف میزنه
اسمش بوروئه، جادوگری چیزیه
و وقتی که با تو بود، توهین نمیکنم،
یه زن حوصلهسربر به اسم جنیفر نیتنز بود.
پس یا بوروئه و به تو دروغ گفته
یا جنیفر نیتنزه و به من دروغ گفته.
یا یکی دیگهست و به جفتمون دروغ گفته!
باید بفهمیم دقیقا کدومشه... درسته؟
سلام
این... این یارو چیه؟
ولم کن مرد
-ول کن منو -اوه
نه نه نه
نه نکن!
نه نه
بورو!
بورو!
-دارم میام! -تمومش کن. تمومش کن!
ول...
خدای من
مایک، خیلی متاسفم به خاطرش... اوه مایک!
پیر" خیلی پسر خوبیه فقط بازیهاش خشنن"
تو جنیفر نیتنز هستی؟
تو منو به عنوان بورو میشناسی، اون به عنوان جنیفر.
خیلی پیچیده نیست.
اول کدومشون بودی؟
حالا خیلی پیچیدهست...
زن این یارو بودی؟ این مرد بیچاره؟
بچه داری؟
سعی داری چه معمایی رو حل کنی، لیسا؟
واقعا میخوای اونجا بمونی و یه جوری رفتار کنی انگار این اوضاع عجیب نیست؟
لامصب خیلی عجیبه!
چرا رفتی، جنیفر؟
از چی فرار میکردی؟
من فرار نمیکنم.
به خاطر ناخنام...
مایک، بیا بریم خونه.
-باشه -تو هم میای.
چی؟
باید بیاد، میتونم بهت توضیح بدم تو ده سال گذشته کجا بودم
میخوای بدونی از چی فرار میکردم
پس تو هم باید بیای.
نمیخوای بدونی؟
باشه.
عالیه.
میتونی با بچهها آشنا شی
مادرشون ترکشون کرده، مثل خودت!
اگر برات فرقی نداره دیگه نیازی نیست آخرش رو ببینم.
اوه درسته درسته
تو احتمالا...
میلیونها بار دیدیش.
خب، میدونی، من یه تدوینگرم !
شغلم همینه... که چیزهارو میلیونها بار ببینم، ولی...
این صحنه...
نمیدونم چطور انجامش داده...
اگر ممکنه دیگه نمیخوام دوباره تو ذهنم نقش ببنده...
آقای برک، چرا ازم خواستین بیام اینجا؟
این همه راهو از فرنزو تا اینجا اومدم چون فکر کردم این یه مصاحبهی شغلیه.
پس احتمالا زیاد با لیسا وقت گذروندی
درسته؟ وقتی داشتی...
خوبی؟
آره خوبم.
خوبم.
شنیدم خیلی اتفاقا سر اون صحنه فیلمبرداری پیش اومد...
چیزی راجع بهش بهت گفت؟
آره راستش زیاد بحثشو باز نکرد...
اون ستارهی فیلم کوچولوش چطور...؟
دختر نقش اصلیش؟
مری... فامیلیش چی بود؟
فقط میدونم پدر و مادرش صاحب خونهاین که تو فیلمه...
یا... بودن.
فکر کنم مردهان.
ولی آره، جفتشون باهم، لیسا و مری
تمام مدت اونجا بودن
و همون موقع هر اتفاقی که افتاد... افتاد!
میدونی، حتی حاضرم دستیار تدوین بشم و بعد خودمو بکشم بالا!
خب خونه کجاست؟
نمیتونی همینجوری برگردی
چی میخوایم به بچهها بگیم؟
باید یه چیزی بهشون بگیم جنیفر، ده سال گذشته!
الان دیگه نوجوونن، و به زودی میان خونه.
فکر نمیکنم اونقدر مهم باشه که چی براشون تعریف کنیم.
شوخیت گرفته؟
چرا نمیری برای شام دست و صورتتو بشوری؟
باشه.
چیکار میکنی؟
خودت باید فکر اینجاشو میکردی
قبل از اینکه اون منگل رو وارد این داستانا بکنی.
مزه کن
آره حاضره
حرکت تخمیای نزن لطفا
نون سیر حاضره
هنوز داری حرف میزنی؟ بابا؟
تو کدوم خری هستی؟ و اینجا چه غلطی میکنی؟
جوابمو بده
صبر کن صبر کن
اینجا یه کم داری در حقم بی انصافی میکنی
-چه کوفتی میخوای؟ -من...
با توجه به شرایط توضیح دادنش یه کم سخته ولی...
دختری به اسم لیسا نووا میشناسی؟
میدونی کجاست؟
آره.
آره لیسا تو لس آنجلسه و
اگر اون چیز تیزو از گردنم دور کنی
هرچیزی که در موردش میدونم بهت میگم.
لیسا تو لس آنجلسه؟
ببین من لو برکم. یه تهیه کنندهم،
و اگر تو همونی باشی که فکر میکنم... فقط باید بگم
خیلی کارت درسته تو فیلما!
اوه خدا دارم چرت نمیگم!
نمیگم! زیاد این حرفو نمیزنم!
تو... تو یه استعداد خالصی!
واقعا خفنی، میترکونی همه رو!
طرفدارتم!
خیلیخب؟ طرفدارتم! و...
خیلی دوست داشتم ببینمت!
من تو مدرسه به همه گفتم مامانو به قتل رسوندن!
الان فکر میکنن دروغ میگفتم!
اشکالی نداره، فقط بهشون بگو چیزیو تکرار میکردی که از بقیه شنیده بودی.
درک میکنن.
نه، بهشون گفتم خودم دیدم صحنه رو...
میدونی، وقتی بچه بودم.
خدای من، تیم! چرا باید اینو بگی؟
داشته جلب توجه میکرده! مثل همیشه!
میشه لطفا یکی بهم بگه این کدوم خریه؟
تیم.
میدونم از دستم عصبانیای
ولی حواست به حرف زدن کوفتیت باشه.
بابا نوئل دیگه حواسش بهتون هست
یه دختره "جید" تو کلاسمون هست
و پدر و مادرش دارن طلاق میگیرن.
-همه راجع بهش حرف میزنن. -کجا بودی تا حالا؟
تو خونهمون چیکار میکنی؟ چرا برگشتی؟
همه میگن بابای جید به مادرش خیانت کرده
ولی وضعیت ما در مقایسه با اونا... خیلی داغونه.
فقط خستهست.
چی داری میگی؟
نوجوونا مقدار زیادی خواب نیاز دارن.
چه غلطی کردی؟
یه چیزی تو غذاشون ریختم.
صبر کن! چی؟
بله تیم
سم! اوه نه!
-آروم باش بابا! یه کم ریختم... -جنیفر! چه مرگته؟
من جنیفر نیستم!
ولی همیشه از اسمش خوشم میومد... جنیفر نیتنز! چه قدر آمریکایی!
تو کی هستی؟
من بوروام.
همیشه بورو بودم.
اوه هنوز گیجی!
تو فکر میکنی این بدنو میشناسی، درسته؟
تو توش زندگی میکردی
ولی الان من توش زندگی میکنم.
فقط مادرت رو قرض گرفتم!
تو یه هیولایی!
قبل از جنیفر، تو جسم میشا بودم.
خیلی فعال بود، همهش با دستاش کار میکرد...
ولی بعد پیر شد... و مجبور شدم جسمم رو عوض کنم.
این لامصب خیلی انرژی میبره
پس فقط میتونم هر ده بیست سال انجامش بدم...
بزار فقط مطمئن بشم تس میتونه نفس بکشه.
اینبار فقط یکیو میخواستم...
که ساده و صادق باشه...
مهربون، ساده، و احمق.
No comments yet. Be the first to leave one.