نخستین 200 خط.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(افـتـخار)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
!دونگ اون
اونجا نتونستیم خوب باهم حرف بزنیم، نه؟
!دنیا رو ببین، چه تصادفی
خوشحالم میبینمت
بیا الان بریم یکمی باهم حرف بزنیم
حرف بزنیم؟
از این سمت
ازم بگذر، دونگ اون
همین یهبار رو ازم بگذر
اون موقع من اشتباه کردم ازت نمیخوام درکم کنی
هیچ عذر و بهانهای برای کارهام ندارم
واقعا غلط کردم
من کل عمرم طلب بخشش کردم بعد از این هم ادامهاش میدم
!قسم میخورم، دونگ اون
من هنوز شروع هم نکردم چرا به این زودی به زانو افتادی؟
اون موقع چجوری میخوای التماس بکنی؟
تو که میدونی خانوادهی من یه تجارت خشکشویی دارن
...من متنفر بودم که اینکار رو بکنم، ولی اونا
چارهای نداشتم
اون موقع دوتامون کم سن بودیم
هممون تو دورهی بلوغمون یه اشتباهاتی میکنیم خواهش میکنم دونگ اون، باشه؟
پس این اشتباهه یا عمدی؟
دیوونه شدی؟
من مهماندار هواپیمام
!به این کار میگن "عمدی"، سرکار خانم مهماندار
کاری که میدونی درد داره و به بقیه صدمه میزنه ولی بازم انجامش میدی
این همون بلاییه که تو هر روز سر من میاوردی
باشه، معذرت میخوام
واقعا معذرت میخوام کار غیرقابل بخششی در حقت کردم
...ولی، دونگ اون
نمیشه فقط همین یهبار من رو ببخشی؟
...لطفا به مادر شوهرم نگو، نه
...خواهش میکنم دیگه باهاش در ارتباط نباش
فقط تا ازدواجم، باشه؟
...من فرمهای استعفامو پر کردم
اگه نتونم ازدواج کنم !دیگه آهی در بساط ندارم، واقعا میمیرم
!التماس میکنم، دونگ اون
تغییر استراتژیت فکر خوبی بود ولی خیلی ناشیانه و زود بود
من هیچی ازت نمیخوام چه پول باشه، چه عز و التماس
...زانو زدی، التماسم رو کردی
سعی کردی تهدیدم هم کنی
حالا نقشه بعدیت رو اجرا کن
!لعنت بهش
حالا که چی؟
چیه؟
از جونم چی میخوای، زنیکه عوضی؟
تو گوشیت رو گم کردی، نه؟
آره، این همون تلفنیه که گم کردی
کار تو بود؟
اون عکسها رو میونگ وو نفرستاده بود؟
!دختره ی عوضی
الان فقط بهاین فکرکن که چقدر دربارت میدونم، هه جونگ
از حالا فقط یه راه برای نجات خودت داری پس بادقت فکرکن
باید بهترین تصمیم رو بگیری
اونوقت منم دیگه سمت مادرشوهر آیندهات نمیرم
تا روزی که بمیرم طرف توام، دونگ اون
باید چیکار کنم؟
...گزارش گم شدن
میونگ وو رو بده
ممنونم
مراقب باش
جلو رو نگاه کن
با من صحبتی دارین؟
نه، فقط نگاه کردن خندهی بچهها قشنگه
مثل دیدن تبلیغات دستگاه تصفیه هواست
من نمیخوام ازدواج کنم چون مردای متاهل عمرشون کوتاهه
اگه مجرد باشی، عاشقانه ست اگه ازدواج کرده باشی، زنا ست
نه؟- بچه اینجاست-
چه بابای خوبی
ولی حوصله سر بری
یه سول خیلی بامزهست
موندم به کی رفته
از کلاس اینجوری بودی، چرا؟
ای وای، انگار میخوای بگیری منو بزنی
بچه اینجاست که
..خب، دیگه
باید برم با دوستم حرف بزنم
تونستی با میونگ وو حرف بزنی؟
دیگه احتیاجی ندارم
دلیلش رو امروز فهمیدم
همینجا وایسا، دستات رو بلند کن تا نکشتمت
اینوری
!دستات رو بنداز پایین، میکشمتا
شماها مال کدوم کلاسین؟
!زنگتون خیلی وقته خورده- اَهه، لعنت بهش-
هنوزم خیلی شیر توتفرنگی میخوری؟ از الان به بعد دیگه نباید بخوری
راست نمیگم؟ نه؟
سینههاش بزرگ شدن، نه؟
سلام، دونگ اون
پس بازیچه دست یون جین، الان معلم دخترشه
اتفاقیه؟
یون جین بهت نگفته؟
بهش گفتم که اتفاقی نبود
...پس اگه اتفاقی نبوده
...یعنی برای همهچی، از باشگاه تا اینجا
نقشه کشیدی
خیلی ترسناکه که
این قیافت رو ندیده بودم
فکرمیکردم یه جا داری بسکتبالی چیزی بازی میکنی
چرا حسهاس بد هیچوقت اشتباه از آب درنمیان؟
...خب، برای اینکه جلوت رو بگیرم که دیره
و کاریش هم که نمیشه کرد
حالا این انتقامت وقتی همه زجر کشیدن تموم میشه؟
مثل بارون تابستونی اونموقع؟
نه بابا، پس عصبانی شدنم بلدی؟
بهخاطر همین تا اینجا اومدم اومدم ببینم چجوری بزرگ شدی
راستی
اون زخمها هنوزم موندن؟
الان بهترن؟ دیگه نمیسوزن؟
وقتی ازت سوال میپرسم درست جوابم رو بده
ای بابا، هنوز هستن که
بذار برات فوتشون کنم
بهت هشدار میدم
...دستت به دختر یون جین نمیخوره
هر چی که شد
مسواک یه سول رو گرفتی؟
دادمش پست پیشتاز، گفتم شاید فوری باشه
...اون رو
تو فرستادی؟
بذار منم بهت هشدار بدم
هیچ جوره به یون جین کمک نکن
اگه واقعا یه سول رو میخوای ...اونی که الان طرفته، منم
نه یون جین
...انگار نمیدونی پس بذار بهت بگم
منم دختر یه نفر بودم
باشه جه جون؟
...مامانم همیشه میگفت که
باید به حرف معلم خوب گوش کنم
آره
خوشحال شدم دیدمت، دوستم
هدیه
جشن؟ امروز؟
آره، اونجا کلی بابا بود !ولی بابای من از همه باحال تر بود
ها یه سول! چرا قولت رو نگه نداشتی؟
بهت گفته بودم هر اتفاقی ...توی مدرسه میفته
!و هرچی که معلمت میگه رو بهم بگو
!اینو باید بهم میگفتی
یکم پیش که داشتیم شام میخوردیم بهت گفتم
گفتم همهی باباها میان
مامان اینروزا حواسش سرجاش نیست
منو ببخش
حالا بابا با معلمت صحبت کرد؟
باهم حرف زدن؟
نزدن
بابا فقط با عمو جه جون حرف زد
عمو جه جون توی مدرسه بود؟ توی کلاستون؟
وقتی گفتی بیا باهم غذا بخوریم، برام جالب بود
کنجکاو شدم ببینم چیکارم داری
ولی دیگه فکر اینو نمیکردم
به چه مناسبته؟
مناسبتی نداره
مثل سبد میوه میمونه نمیشد که دست خالی بیام
از گیونگ ته پرسیدم که شمارت چنده و چی دوست داری
امیدوارم معذبت نکرده باشم
معذب نشدم فقط یکم نگرانم
سبد میوهات قشنگ سلیقهی منه
مون دونگ اون رو که میشناسی؟
میخوام بدونم رابطهی اون و یون جین دقیقا چیه
دونگ اون رو از کجا میشناسی؟
باهم گو بازی میکردیم
!واووو
!واقعا چه دنیای کوچیکیه
یون جین میدونه اومدی منو ببینی؟
نمیفهمه چون من بهش نمیگم
دربارهی یون جین و دونگ اون چیز زیادی برای گفتن نیست
...همهمون یه دبیرستان میرفتیم
و زمان دبیرستان یون جین دونگ اون رو اذیت میکرد
...یه چیزی مثل
خشونت مدرسهای؟
مثلش نه دقیقا همونکار
چقدر دقیقا؟
خیلی بد
...ما باهم همکلاسی ایم
ولی من تا حالا باهات حرف نزدم
نه، دونگ اون؟
چیکارم دارین؟
جواب حال احوال پرسیم رو نمیده
...باشه، پس
ازت چیزی نمیخوام، یه خواهش دارم
راستش، من نمیتونم ...بوی سفیدکننده رو تحمل کنم
ولی نوبت منه که دستشویی رو تمیز کنم
چطوره؟
چی؟
خودت میدونی چی میگم
اگه دیر جواب بدی غرورت کمتر خدشه دار میشه؟
بههرحال، میشه دستشویی رو برام تمیز کنی؟
...یکی از دوستام تا هفتهی پیش بهم کمک میکرد
ولی مدرسهاش رو عوض کرده
یون سو هی منتقل شده؟
مثل اینکه
میخوایم ببینیم کجا رفته
حالا بدو جوابمو بده
دلم میخواد صدات رو بشنوم
...اگه بگم نه
چیکار میکنی؟
من جواب تند و سریع دوست دارم اونقدرام صبور نیستم
خب، حالا چی؟ تمیز نمیکنی؟
وای، صبرم داره تموم میشه
No comments yet. Be the first to leave one.