The Middle

The Middle

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 5

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Middle S05E07 HDTV x264-LOL - Thanksgiving V
ناشر SaeedWow
IMDB-DL کاری از سعید و محمد - تیم ترجمه

برچسب‌ها

HDTV
hdtv
x264
HD
تاریخ انتشار: 2015-04-04
تعداد دانلود: 30
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

...جشن شکرگذاري

...مهاجران اوليه‌ي آمريکا

...که با سرخ پوست ها يکي شدن

.جشن گرفتن روح آمريکايي

.يا اينکه حداقل قبلا اينطوري بود

.حالا ديگه فقط يه توقف در راه رسيدن به کريسمسه

.ايناهاش

براي يکمي ديوونه بازي نيمه شب آماده اي؟

.کاملا آماده‌م

...نه اينکه بخوام چيزي رو بدم بره

اما از اونجايي که من ديگه الان سر کار ميرم و يه ...مقدار پول درآوردم که ميتونم خرج کنم

...امسال يه چند نفر

.قراره يه سري کادوي خيلي خوب گيرشون بياد

.همم - .مامان، بزار بهت کمک کنم -

.همم - ...تو واقعا ميخواي شب قبل از شکرگذاري -

بري خريد کني؟

.چاره اي نست، مايک

...مرکز خريد کهکشان

.جمعه‌ي سياه رو آورده چهارشنبه

.امشب همه چي با 60 درصد تخفيف فروخته ميشه

.اگه تا جمعه صبر کنيم ميشه 30 درصد تخفيف

اگه همينطوري بشينم باهات حرف بزنم، 10 درصد .ديگه به ضررم تموم ميشه

.مامان، من ميتونم اونو برات بيارم

.اوه، ممنون

.تازه، امسال شکرگذاري زياد مهم نيست

.من حواسم هست

.پدرت و راستي اينجا نمياين

.خاله ايدي هم توي "برانسون"ـه .هيچ نيروي نظامي‌اي هم نيست که دلخور بشه

.فقط ما 5 تا هستيم و پدر مادر من

.اوه راستي، تو بايد بري دنبال پدر مادر من

چي؟

...مادرم دوباره اون قضيه‌ي پاش رو داره

و پدرم هم تصميم گرفته که ديگه .مناسب رانندگي نيست

.خب، اينطور نيست

.خب، من ميدونم، اما اينطوريه ديگه

.اون فرمونو ميگيره .يکيشونم پاشو ميزاره رو گاز

.بزار در اين مورد خلاقانه عمل کنيم

.بهرحال اونا فقط 16 کيلومتر بر ساعت ميرن

.مايک - چيه؟ -

.اون نميتونه همينطوري تصميم بگيره

.اون بايد قبلش يکي دوبار خراب کنه

...ميدوني، توي يه سوپرمارکت

.يه جلسه‌ي خانوادگي ميگيريم و کليداشو ميگيريم

.اينطوري بايد انجام بشه

.من ميرم دنبالش

واقعا؟

.آره، البته .مشکلي نيست

.اوه. خيلي خب

.اه، من چاشني ميبينم

.سيب زميني ميبينم

.اما سالاد ژله ليمويي نميبينم

.تو گفتي که برام سالاد ژله ليمويي درست ميکني

.من کي همچين چيزي گفتم

مامان، تو برام سالاد ژله ليمويي درست ميکني؟

.من سرم شلوغه بريک .يه موقع ديگه درست ميکنم

کي؟ - .ده سال ديگه بهم بگو -

.خب، 10 سال از اون موقع گذشته

واقعا بريک؟ شوخيت گرفته؟

تو 10 ساله که منتظر سالاد ژله ليمويي هستي؟

.پس تو ميبيني که چقدر بي انصافي بوده

.ااه. باشه .من فردا درست ميکنم

...خيلي خب، سو

!جعبه‌ي پول هاي سيب زمينيت رو بردار تا بريم

!آره

اوه لعنت. من فراموش کردم که کالين فيرث .رو ببرم پياده روي

.من اينکارو ميکنم

..بهرحال بايد آَشغالا رو ببرم بيرون، پس

.خيلي خب - .آره -

".بزار بهت کمک کنم مامان"

بزار اونو برات بيارم مامان"؟"

تو چت شده؟ اين کارا چيه؟

...خيلي خب، ببين ...من هنوز دقيقا بهشون نگفتم که

...بايد سه تا درس رو حذف کنم، پس

.اوه، اکسل، اکسل، اکسل - چيه؟ -

.نميشه يهويي يه همچين حرفي رو بهشون زد

.بايد پيش زمينه‌ش رو آماده کني

وگرنه، اونا کاملا قاطي ميکنن و سعي ميکنن ...که تو رو نصيحت کنن

.پس کاري که ميکنم اينه

.من ميرم خونه‌ي مامان بزرگ و بابابزرگ

بعد توي راه برگشت به خونه، اونا رو ميکشم .سمت خودم

.آدماي پير ديد بازتري دارن

.اونا در مورد همچين چيزايي قاطي نميکنن

.پس من به اونا ميگم .اونا هم به مامان و بابا ميگن

...و اگه مامان عصباني بشه، اونا داستان زماني که

...خودش هم سن من بوده و گند زده رو يادش ميارن

.و اينکه در آخر مشکلي براش پيش نيومده

...مامان و بابا آروم ميشن

.مامان بزرگ سرم رو بوس ميکنه و بووم

.کار تمومه

.به نظر ميرسه که خيلي مطمئني - .همم -

...منم 10 سال پيش مطمئن بودم که

.مامان برام سالاد ژله ليمويي درست ميکنه

.من حرفم اينه

.آره

.پس بزار درست بفهمم

...ميشه توي خونه خون رو چک کرد و تماس گرفت

و تمام اطلاعات رو آنلاين گرفت؟

آره، من ميتونم... من ميتونم ببينم که ...خونم غليظه يا نه

...خونم رقيق يا نه، اندازه‌ي سلول هاي خونم

.واو - .مطمئن شم که اونا پف کرده‌ن -

.آره - .تو ميخواي که سلول هاي خونت پف کرده باشن -

اون دوست نداره که در مورد .سلول هاي خونت بشنوه

.نه، به نظرم خيلي جالبه

...من از اين مقاله که در مورد نظم خوابگاهه و تو

از روزنامه برام بريدي هم خيلي خوسم .مياد مامان بزرگ

.نکته هاي خيلي مفيدي توشه

.اوه. نظم خيلي مهمه

...من داشتم براي سفرمون وسايل جمع ميکردم

و اونا بهمون اجازه دادن که .فقط 4 تا کيف با خودمون ببريم

...محض رضاي خدا

اون دوست نداره که در مورد سفر .مسخره‌ي ما چيزي بشنوه

اوه، اونوقت اون ميخکوب داستان سلول هاي ...پف کرده تو بود

.که ديگه چشماش داشت از کله‌ش ميزد بيرون

.اوه نه .نه

...به نظر من تمام حرفايي که شما

.ميزنيد خيلي جالبه

...خب، اه

.يه اتفاقي براي من افتاده

.يه داستان ديوونه وار

...من داشتم توي سه تا از 4 تا درسم ميوفتادم

،و مجبور بودم که حذفشون کنم .و حالا ديگه فقط يه درس دارم

...حالا، من مطمئنم که شما تجربه زيادي داريد

،که بتونيد همچين چيزي رو بفهميد ...توي فهم چيزاي مختلف

...راستش چيز زياد مهمي نيست

...و شما هم احتمالا يه داستان مشابهي

داريد که مربوط ميشه به زماني که مادرم .همسن من بوده

.حرومزاده‌ي احمق

.اوه خداي من .اکسل، اين يه فاجعه‌ست

تو چه فکري ميکردي؟ - .اون فکر نميکرده -

.بخاطره همينه که فقط يه درس واسش مونده

...وقتي اکسل

به عقب نگاه ميکرد، آرزو ميکرد که کاش ...توي 5 دقيقه‌ي اول بهشون اينو موضوع رو نميگفت

...چيزي که به طولاني ترين رانندگي 3 ساعته‌ي

.عمرش تبديل شد

.منظورم اينه که، باورم نميشه

.دوباره بزنش

هي. چطور پيش رفت؟

.خوب. خيلي خوب بود

.ما چيزاي خيلي خوبي گرفتيم مگه نه سو؟

.آره

.اه، خيلي خوب بود

....امسال کريسمس خيلي خوبي ميشه

.و اينجور حرفا

.من بايد همين الان برم وسايل رو ببرم

اون چش شده؟

اوه، کي ميدونه؟ .اون 16 سالشه. ميتونه هر چيزي باشه

پسرها، هورمون ها، يا يه کاري که .جاستين بيبر کرده

خب، تو چه کارا ميکردي؟

!شکرگذاري مبارک

!سلام - !شکرگذاري مبارک -

!اوه - !ماچ -

.ماچ - .از ديدنتون خوشحالم -

خب؟

.اينو بشنو. اونا گفتن که خودم بايد بهشون بگم

مشخص شد که آدم نميتونه براي هر چيزي .روي مامان و بابابزرگش حساب کنه

.البته، اگه فاج بخواي بهت ميرسن

اما وقتي يه چيز واقعي ازشون ميخواي .بايد فراموشش کني

اما اونا که فاج آوردن، درسته؟

.اوه آره. آره

.اووه

.سوزي کيو من ايناهاش

.اوه! من يه چيزي برات آوردم

...من ميدونم تو از "بازي هاي مرگبار" خوشت مياد

واسه همين يه مقاله در مورد نحوه‌ي نمايش اين .فيلم توي ژاپن برات آوردم

اوه، حالا اين در مورد خطر فرستادن .پيام هاي سکسيه

.اين خوب نيست، سو

!ممنون، مامان بزرگ

.مطمئنم که از خوندن اينا خيلي لذت ميبرم

تو حالت خوبه عزيزم؟ - اون حالش خوبه.مگه نه سو؟ مگه تو حالت خوب نيست؟ -

.آره! آره .خيلي خوبم

.من ديگه به دلايل عادي ميرم توي اتاقم

اون چش شده؟

چه اتفاقي براي دختر مهربونم افتاده؟

.اوه، چيزي نيست .اون فقط خسته‌ست

.وقتي خسته باشه عجيب ميشه

اوه، فرانکي تو نميتوني اينجور چيزا رو .ناديده بگيري

...تغيير رفتار، خطر شماره يک در مورد

.همه چيزه

.مجله‌ي "پريد" در همين مورد يه مقاله داشت

.بزار برات پيداش کنم

."اسکاي‌مال"

.گوش کن مايک

ميخوام يه چيزي بهت بگم که بايد .بين خودمون بمونه

تو که از اون سفري که منو پت توي کريسمس ميخوايم بريم خبر داري؟

.اهوم - .ديگه نميريم -

.من تمام پولش رو آنلاين توي بازي پوکر قمار کردم

.من همشو باختم مايک .اون منو ميکشه

.اوه .حتما شوخيت گرفته

...توي چند ماه اول

من اصلا نميدونستم که دارم با .پول واقعي بازي ميکنم

و تا موقعي که فهميدم 8 هزار دلار ريخته .بودم تو بازي

...و هر موقع به ترک کردنش فکر ميکردم

...يه دختر آنلاين با يه کون گنده ظاهر ميشد

.که ازم ميخواست بازم چيپس بخرم

...ميدوني، اين از اون چيزاييه که

.بايد با يکي که هم خونته در ميون بزاري

.اوضاع بده مايک .خيلي بده

.احتمال زياد پت منو از اتاق خوابمون بيرون ميکنه

.اوه خدا .من نميخوام اينو بدونم تگ

.ديگه دير شده .تو هم تو جرياني

More Farsi Persian subtitles for The Middle

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left