نخستین 200 خط.
ترجمه و هماهنگی از
یه تصویر تو ذهنم و چشمامه
نمیتونه بمیره،نمیتونه ناپدید بشه،
چون،چون مثل انرژیه
فقط انتقال پیدا میکنه
شاید وولف گنگ دوباره مثل
روح یه تصویر ظاهر بشه
که بازم یه چیزی مثل یه تصویره
هیلی،بنظرت اشکال نداره قطعه تعهداتو انجام بدم
لعنتی،خیلی خب
واقعا دوست دارم دربارش حرف بزنم
ولی برا کار دیرم شده و بعدشم تمرین دارم
و بعدش یه کار دیگه دارم،
و بعدش یه تمرین دیگه،خیلی خب داره زنگ میخوره
و اینم به نظر واسه توعه،پس چرا
تلفونو نگه نمیداری؟فقط نگهش دار دلم براش تنگ نمیشه
من،من تلفن نمیخوام هیلی
هیچکی نمیخوادش
اگه یکی تو رابطه احساس بی توجهی بکنه
قطعا باید یه چیزی بگه دیگه؟
حتی اگه جلویه عمویه اون شخص باشه،
- اون 8 ساله که ندیدتش - آره
اگه احساس بی توجهی کردی باید قطعا یه جیزی بگی
ولی مطمعنا نه جلوی عموش
کون لخت میمون تو بهار،هیلی!
- چی؟ - حدس بزن چیشده
چی؟
- حدس بزن - چی؟
اونا تورو برای مسابقه رهبری فوکومونتو خواستن
هفته دیگه میخوان ازت تست بگیرن
- خدای من!چی؟ - آره،میدونم
خدای من
بهم نگفتی درخواست داده بودی
چرا بهم...؟
چون نمیخواستم بدبیاری بیارم
واستا ببینم،چی شده؟
این بزرگترین مسابقه رهبری ارکست تو جهانه
این میتونه زنگیشو عوض کنه
این چی میگه؟
"ف ف ف"
درسته ف ف ف
و فکر میکنی چرا بتهوون سه تا ف تو
این بند گذاشته،الن؟
چون میخواست صدای بلندتری داشته باشه؟
چون میخواست یه آشوب لعنتی رو شروع کنه
چون میخواست یه متن خارج از خوشی و تاریک و
و یه جماع بی اختیار رو شروع کنه
ولی البته ما که نمیتونیم انجامش بدیم،مگه نه؟
نه،نه البته که نمیتونیم
چون به یه بخش ترومپت احتیاج داریم که بتونه
مثه یه آخرزمان لعنتی بترکونه
توماس؟
سلام،حالتون چطوره؟
نمیتونستم اشاره نکنم که شما با یکی از
سیلندراتون مشکل دارین؟
من هیچی نشنیدم
خب...من یه گوش خوب تعلیم دیده دارم
در واقع قبلا،میدونی
با کلوپ الماس سیاه لیورپول تو
دهه هفتاد میروندم
من یه وینسنت سایه سیاه داشتم
میتونم؟
آره،بفرما
یالا،برو دیگه
- چی غلطی میکنی؟ - ببخشید
فقط یه دیقه دیگه اینجاییم
درست شد،درست شد
- میتونم؟ - حنما
الن
صدای بلند
میخوام همه گروه ها
بیاین این طرف دیوار
خوبه،وسایلتونم بیارین
همه رو برگردونین،خیلی خب
خوبه،همینه همینه، خوبه
ویندز تو جات خوبه
هرچند ممکنه گوشگیر بخوای
محض احتیاط
میتونین برین
و بعدش باید چیکار کنن؟
فقط هر چی میتونین پیدا کنین که بتونه خراب کنه
شما یه صدا میخواین،پس باید بگردین پیداش کنین
ایریزفیس،هیولارو آوردی
- اون رسیده - سلام،خب منو بچه ها
ما یه صدای
شبیه بوق پشت سر همو تقلید کردیم
خیلی خوب کار نمیکنه ولی وقتی که ازش سر در آوردیم
قراره معرکه بشه
وقت بدی اومدم؟
نه،اصلا عزیزم
اونا منو تو برنامم تو لیزی قبول کردن
باورم نمیشه ممنون که منو معرفی کردی
البته که کردن
به چیزای بزرگتر فکر کن راتلدج ،چیزای بزرگتر
آ،خیلی خب
خب،اگه بخوام رسما بگم،اصلا کار نمیکنه
ولی میتونم درستش کنم ،همه چی قراره عالی باشه
واقعا نوازنده ها با وجود اون میتونن صدای همدیگه رو بشنون؟
اصلا نمیدونم
فقط با خودم فکر کردم یه چیزه باحال از خودم درست کنم
خب،منم همینطور
چهار روز وقت دارم آماده شم و حتی به آماده بودن نزدیکم نیستم
فکر کنم بخوایم یکی از قطعه های شاو رو اجرا کنیم،
حتی با اینکه هنوز داریم یاد میگیریم
نمیدونم،در موردش
- بعدا تو کلاس حرف میزنیم - همم
میدونم این غیر معمولیه،ولی...
آره
چیه؟
واقعا نمیدونم چی بگم،میدونی
معمولا اینجوری نمیکنی
ظاهرا،بجارن برگرن یه اضطرابه فروپاشی داشت،
اون ناخن دستشو میجویید
بناراین احتیاج شد که دقیقه آخر
هیات داورارو عوض کنن
اوه
پس،
- تو نمیتونی... - متاسفم ،نه
دیگه نمیتونم بهت مشورت بدم
باید یه مربی جدید پیدا کنی
کسیو میشناسی؟
نه،ولی،دوباره ضربه دومو بهم نزن
و کارمو خراب نکن و
اون قطعه رو استفاده نکن
منظورم اینه،این قسمتشه که میگن... "برو در خودت بزار اگه
براهام موزیکال نیستی"
پس ،این حرف آخرمه
بجز اینکه...
اگه این فرستو از بین ببری
میزنم میکشمت
خیلی خب،نمیکنم
هر کدومه این کاندیداها تجربه قابل توجهی توی
آموزش موسیقی دارن و
به شدت قابلیت کارگردانی موسیقیو دارن
همه ی کاری که باید بکنی یکی رو انتخاب کنی
تو یکیو انتخاب کن
- نه تو انتخاب کن - گلوریا تو یکیو انتخاب کن
نه،من سه تای آخریو انتخاب کردم
همشون خوب بودن. همشون واقعا گذینه های خوبی بودن
- خب،تو همشونو اخراج کردی - اوه....
بیخیال دیگه،رودریگو!
پدربزرگت اینجاست،میگه خیلی دوست داره
و میگه دیگه نباید اون دختره ملیسارو ببینی
خیلی خب...یکیو انتخاب میکنم.
ولی من تعهدات مودزارتو اجرا نمیکنم
نمیکنم.نه
رودریگو،تو داری انجامش میدی
چجوری یاد گرفتین با روح حرف بزنین؟
یه واسطه ی باانصافو تو یه کارخونه توی ووداستاک پیدا کردم
.
کسی از عزیزانت هست،یه روح که بخوای باهاش حرف بزنی؟
آره،آره.یه نفر هست که خیلی برام عزیزه،آره
برام یه چیزی ازش بیار که بهش دست زده باشه،مثل...
یه مسواک
فکر نمیکنم اون موقعها مسواک وجود میداشت
میز چهار منتظر موفونگوشونن
آره،درسته،ببخشید،ببخشید،ببخشید
- استاد؟ - بله
خانم ویندزور گفت بهتون بگم یه برنامه فشره داشت
خیلی خب،شرون،میتونی...؟
میتونی کمکم کنی یه چیزی گیر بیارم
که مودزارت بهش دست زده باشه،مثل یه مسواک؟
مطمعنم میتونم کمکت کنم
باشه،ممنون،خیلی ازت ممنونم
فقط میخواستم بدونی...
هر احساسی که بهت داشتم دیکه تموم شد
و آمادم که
یه رابطه حرفه ایه خالصو ادامه بدم
نه
اوکی،اوکی،مشکلی نیست
- در مورد موفونگوها کمکم کن - باشه
باشه؟
ممنون...ممنون
و،گلوریا ؟
داشتم فکر میکردم قطعه رکیوم فاوره چطوره؟
یکی از خوباشه نه؟فقط یه رکیومه دیگه
اون گفت فقط مودزارت
این تنها چیزیه که میخواد
ببخشید
من رهبر موسیقیم،پس میدونی؟ یه جورایی،
میتونم هرچی بخوام انتخاب کنم
مطمعنی حالت خوبه؟ بنظر نمیرسه خودت باشی
خوبم،خوبم،شبیه چیم پس؟
بنظر خسته میای
و ...یه ذره مضطرب
آره،مضطربم گلوریا مضطربم چون،
تو مجبورم میکنی همیشه اینجوری باشم
لعنتی،احساس میکنم گیر افتادم احساس میکنم کاملا گیر افتادم
خیلی خب،خیلی خب،گوش کن ،گوش کن،میخوام یه چیزو امتحان کنم
خیلی خفه کنندست
میخوام باهات مثل یه انسان بالغ رفتار کنم
آره،چون یه انسان بالغم
یه انسان بالغم
تو اینکارو کردی خیلی خب؟،
تو یه ارکست جوان میخواستی
بهت گفتم زمان مناسبی نیست، ولی بازم با کله خودت کار کردی
فوکومونتو رو خدا برامون فرستاده
ارکست جوان
سازه ی آیندمونه
اون همه چیزو آسونتر میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.