نخستین 183 خط.
:ویراستار آرشین
دیروز یکم شراب خوردم
پس هنوز یکم سردرد دارم
داروی رفع خماری میخوام
"از برند "فردای راحت تر
قبل از اینکه شروع کنیم
حس بهتری دارم
شوچیتای امروز
من واقعا استرس دارم
همین الان استرس دارم
کارکنان هم استرس دارن
و شنیدم که مهمونمون هم استرس داره
اسمشون، لی سونگ مین
شغلشون، رئیس سابق
درحال حاضر، قدرتمند قدرتمندها
"شنیدم که شوگا میخواسته منو ببینه"
مگه میشه؟ مگه داریم؟
"من میز رزرو کردم، چون خیلی کنجکاو شدم"
آقای لی
از دیدنتون خوشحالم
چه افتخاری
انگاری دارم
رئیس جین یانگ چول ملاقات میکنم
لطفا بشینید
واقعا میخواستم ببینمتون
مثل اینه که دارم یه سلبریتی رو میبینم
شبیه اینه که دارم تلویزیون نگاه میکنم
شما اولین بازیگر ورایتی شو من هستید
خیلی دلم میخواست ببینمتون
تقریبا تمام کارهاتون رو دیدم
هر برنامه ای که شما توش بودید
موقعی که سریال"تولد دوباره در خانواده پولدار" رو بازی کردید
با خودم گفتم حتما باید دعوتتون کنم
و واقعا از صمیم قلبم میخواستم ببینمتون
شوچیتا ورایتی شویی هست که هم مینوشیم و هم صبحت میکنیم
اما خیلی ها هستن که اصلا نوشیدنی نمیخورن
شنیدم که شما هم نوشیدنی نمیخورید
کلا نمیتونم بنوشم
کلا؟
نمیتونم تحملش کنم
بدنتون تحملش نمیکنه- درسته-
اینجوری به دنیا اومدم
شنیدم که قهوه آوردید- درسته-
ببینم
چطوری اینو باز میکنید؟
این؟
(اینکه...)
اینا لیوان های شما نیست؟
....برای من نیست
اوه
چطوری بازش کردین؟
اینجا
اینو بکش پایین- اوه-
ممنون
الان ساعت هشته مشکلی ندارید که قهوه بخورید؟
حتی موقع خوردن قهوه هم خوابم میبره
اوه، واقعا؟
...همسرم همیشه اینو بهم میگه
پس مشکلی ندارید که بخورید
خب، چیزی از بی تی اس شنیدید؟
"خوش اومدید، اولین باره بی تی اس رو میبینی؟"
چند روز پیش داشتم از دگو برمیگشتم
اینو پخش کردم
آهنگ هاتون تصادفی پخش شد
کدوم آهنگ رو بیشتر دوست دارید؟
آهنگی که بیشتر از همه توی ذهنمه
"FIRE"آهنگ
اوه، درسته
از اونجایی که من اهل دگو هستم
تو اونو ساختی؟- آره-
!عالیه اون آهنگو من ساختم-
!عالیه- اون تیکه-
برای فیلمی که اول مارس پخش میشد کنفرانس مطبوعاتی داشتم
اسم فیلم"معامله با شیطان" هست
توی بوسان بود پس با لهجه بوسانی حرف میزنیم- درسته-
ازمون خواستن که با لهجه بوسانی خودمون رو معرفی کنیم- درسته-
و یک دفعه این آهنگ اومد توی ذهنم- که اینطور-
؟"FIRE"آهنگ
به خاطر همین مویول گفت: معامله با شیطان
!آتیشه- آتیشه! این چیزیه که گفت-
از اونجایی که داریم حرف میزنیم
شنیدم اهل دگو هستی
منم اهل دگو هستم
دبیرستانی که میرفتم
که پشت دانشگاه شما بود
ته جونگ دونگ؟- بله، ته جون دونگ-
واو، واقعا؟
توی ته جون دونگ زندگی میکردم
...واو
...از اون محله
قبلا چیلگوک زندگی میکردم
موقعی که جوون تر بودم
وقتی سرچ میکردم فهمیدم چندتا سلبریتی هست که از اون محله بودن
و اسم شما هم بود
به خاطر همین یادم میاد که اون موقع فکر میکردم
اگه اینکارو بکنم ممکنه یک روزی شما رو ملاقات کنم
از اونجایی که هردومون اهل دگو هستیم براتون غذای محلی دگو رو آماده کردم
غذای محلی دگو؟
دوبوکی های مخصوص دگو رو درست کردم
بوی فلفل تندی داره
وای این ماکچانگه- آره-
واقعا برای دگو هست- آره-
اینو میخورید؟
بله
اره، سسش
ممنون
وایی باید همش بزنیم
دقیقا
دستتون دردنکنه- دستتون دردنکنه-
دیدن سریالتون خیلی سرگرم کننده بود
این درام واقعا محبوب بود
"تولد دوباره در خانواده پولدار"- آره-
شما دقیقا شبیه بابام بودید
...پدرم سال 1959 به دنیا اومد
اونم اهل دگو هست
بازی کردنتون رو که میدیدم
خیلی برام جالب بود
تعجب کرده بودم نکنه یکی از اهل دگو فیلم نامه رو نوشته باشه
"اون دیالوگ" فقط جوابمو بده
مردهای سن بالای دگو اینطوری حرف میزنن
!وقتی باهات حرف میزدم جوابمو بده
بهتره جا پای بابات بذاری
شوهر نویسنده
اهل استان گیونگسان دو هست
با شوهرش مشورت کرده به خاطر همین هیچ بداهه پردازی نداشت
پوپ- آره-
پا
پا- پا-
ما- ما-
فقط یه جزئیات اینجوری فرق کرد
...و بقیه اش
شما توی جدیدترین کارتون هم
با لهجه بازی کردین
دیگه شد
این زبان اولمونه(؟)
به خاطر همین وقتی کار میکنم راحتم
واقعا این روزا بین جوون ها محبوبید
واقعا مشهورید
متوجه محبوبیت خودتون شدید؟
مردم وقتی منو میبینن "هی بهم میگن:"چند
"چندتا دونه برنجه؟"
"چندتاس؟"
"280تاست 280تاست"
حتی موقع تاریخ پخش هم دیدمش
و قسمت آخرش رو با دوستام دیدم
واقعا؟- آره-
از تلویزیون دیدیمش
خیلی خوبه
وقتی که شما جز لاین بازیگران باشید
همیشه خود رو موقع تماشاش میبینم
سریال میسنگ هم همینطور بود
وقتی شما توی سریال هستین، اصلا فضا فرق میکنه
چهار یا پنج بار دیدم "The Man Standing Next" من
جدی؟
خیلی خوب بود
مثل اینه که داری تاریخ میخونی
برای من، متفاوت بود
وقتی گفتم دارم میام اینجا همه ذوق زده شدن
همه تو کنفرانس مطبوعاتی راجع بهش حرف میزدن
شروع کردن صحبت کردن - آره -
که چه تیم خفنی هستین
غذا باب میلتون بود؟
بله
تو یه سالن تئاتر تو دگو کار کردین، نه؟
آره، وقتی بیست سالم بود رفتم اونجا
و تا اواسط سی سالگی اونجا بودم
عملاً زادگاهمه
مکان مورد علاقهای تو دگو دارین؟
من بیست سالگیم رو تو دونگ سونگِ دگو گذروندم
پوستر نصب میکردم
و تمام گوشه کنارهاشو بلدم
کمپانیتون اونجا بود؟
نه نبود
ولی برای تبلیغ کردن نمایشها و نصب پوستر میرفتیم
خیلی اونجا خاطره دارم
منم یه جایی کار گرفتم
که به نوعی شبیه یه کمپانی تئاتر تو صنعت موسقی بود، یه گروه یا استدیو
و از زمان دبیرستان اونجا کار کردم
پوستر زدنها رو یادمه - میدونم -
برای برنامهها - آره -
حتی برنامه هامون رو تو دونگ سونگ رو انجام دادیم
صحیح
وقتی بازیگری رو شروع کردین
No comments yet. Be the first to leave one.