نخستین 200 خط.
.دکترها هميشه گول زدن رو تمرين ميکنند
.ما به سوال هاي سخت، جواب هاي مبهم ميديم
.ما راجع به درد هاي بعد از عمل حرف نميزنيم
."ما ميگيم ، "شما يه ذره ناراحتي رو تجربه خواهيد کرد
،جان دريسکول، مرد سفيد پوست، 62 ساله
.تشخيص آلزايمر 8 ماه قبل
بيمار شماره يک
.از فاکتور آلزايمر در آزمون باليني
...اگه شما نميريد
".ما بهتون ميگيم " عمل جراحي خوب پيش رفت
ولي دارونما شده اند
.بهترين ابزار فريب دکترها
...اوکي، شما يه صداي
.خفيف مته کاري ميشنويد
چطوري جان؟ - .خوبم -
.خوبه. خيلي خوب عمل ميکني .بسيار خوب، پاکت ، لطفا
.به نيمي از مريض هامون،حقيقت رو ميگيم
...نيمه ي ديگه رو
.ما دعا ميکنيم که اثر دارونما، واقعي باشه
.اوکي، جان، ما الان ميخوايم پروب رو وارد کنيم
و ما به خودمون ميگيم که ،اونا به هرحال بهتر خواهند شد
،باور داشتن کمکي که تو راهه
...وقتي که در واقع
.ما اونا رو ول ميکنيم که بميرند
کاري مشترک از :مرجان علي شهاب
.بايد يه چيزي بگي
.کلمه ها. لغات رو بساز
.شوخي ميکني - .آره -
يه بچه؟
.داره مثل علف هرزه تو رَحِم من رشد ميکنه
.نه مثل يک علف هرز
!مثل يک بلوط توانا
.ما بايد پدر مادر خوبي باشيم
...مارک، تو...تو نبايد
داري شوخي ميکني؟
.اين بچه ي منه اونجا
.من يه بابام
.ما پدر مادر... يه بچه هستيم
.باشه. تو بردي
نبايد ازدواج کنيم؟ - .اوه، نه -
نه، منظورم اينه که، من کاملا ،توي بزرگ کردن بچه کنار توام
.ولي ، اه، يه مرزي هم هست - .درست ميگي -
!خوبه، چونکه من با لکسي رابطه دارم ...و اين ميتونه
.اوه، واي خدا. لکسي
من به لکسي بايد چي بگم؟
.خوب. راجع بش فکر کن
حاضري الان باهم حرف بزنيم؟
،ميخوام که يه چيزايي که قشنگ نيست بگم
و من ميخوام گوش کني ، بدون اينکه بگي
که رابطه ي مون .تموم شده يا خيلي خوبي نيست
.قبول
.من ديوونه شده ام که تو با يکي ديگه خوابيدي
،و ميدونم که ما رابطمون تموم شده
.ولي هنوز، تو با کس ديگه اي ميخوابي
.و من هنوز عصبانيم که اون يارو يه آلت مردانه داشته
،و ميدونم که تو همجنس باز نيستي - ...ميدونم که ،باشه -
آيا ترجيح نميدي که من با يه مو قرمز خوش هيکل خوابيدم؟
...چونکه - تو بايد يه فرصت بدي بهم که اين قضايا رو هضم کنم، باشه؟
.دارم روش کار ميکنم
اين تو برنامه ام نبود، خب؟
...من، من
.من هيچ کدوم از اينا رو برنامه ريزي نکردم
...ولي يه
بلوط قوي اي يا هرچيزي ، وجود داره که قراره توي حدود 7 ماه آينده
،پا بزاره توي زندگي مون
.پس... الان من يه برنامه دارم
و من نميدونم که چقدر ميتونم براي
.پردازش جنابعالي صبر کنم
...ولي من
.ميخوام که تو...توي برنامه ام باشي
.من ازت ميخوام که قسمتي از برنامه ي من باشي
...پس
هستي يا نيستي؟
...اه
.هستم
...هستم، ولي تو بايد به من
...تو...من فقط...من من
،من هنوز...من اينقدر براي تو ديوونه نشدم
.پس تو بايد يه دقيقه به من وقت بدي
.باشه
،با تزريق متالين بلو
.شناخت ساختار ها راحت تره
تو چي ميبيني، دکتر؟ - ...کيسه صفرا -
.مجراي صفرا و مجراي مشترک
...بله . درست نشناختن آناتومي
.علت اصلي جراحات درخت صفراوي هستش
...امروز ما سعي داريم که اين روش جديد
.اونا بزاريد کنار ببينم
.توي اتاق عمل من مسيج بازي نکنيد
.اونا نگه داريد واسه خونه باهاشون بازي کنيد
.ام، راستش، ما مسيج بازي نميکنيم ،استاد
دکتر بيلي داره يه عمل ،کاشت مو انجام ميده
،و فضاي کافي توي اتاق عملش نبود
درنتيجه ما داريم از طريق توييتر .پيگيري ميکنيم
توييتر؟
توييتر ديگه چه کوفتيه؟
من اتاق عمل رو رزرو کردم .من خيلي راجع به عمل مطالعه کردم
من ميدونم اين چيزا بهتر از
.اسم شخص من تو اين مورده - ،من کلن اطراف مريض بودم -
،و همه ي آزمايش هاي قبل از عملش انجام شده
...و - واو. چهار برابر باي پس وجود داره، درسته؟
اولين دستيار ميتونه همه ي .پيوند رو به قلب بخيه کنه
.کار هلوييه - !من ميخوامش -
. اون يه افتخاره - ،ميدونم که داريد فکر ميکنيد -
هرکسي که اينو بکنه، يه قدم بزرگ توي مسايقه .براي رزيدنت ارشدي برداشته
ولي ميخواهيد يه راه خوب بتون بگم که بهش نرسيد؟
.يه باري از رو دوش من برداريد
. قبل از اينکه حتي روز من شروع بشه - .ببخشيد. من رفتم-
،ميدونيد چيه؟ در واقع من به آزمايشگاه مهارتي ميرم
.و روي پيوندم تمرين ميکنم
...و فقط بزاريد بدونم که اگه شما اصلا هيچي نميخواهيد
.يانگ پارت رو برداشت ...اون چارت رو برد؟ چه
آريزونا چي گفت؟
.خب، گفتش که هستش
خب، اين خوبه، نه؟ - .اوه، من ديگه روي قولم نيستم -
نميخوام که برگردم پيشش
.تا زمانيکه مطمئن بشم ديگه نميخواد جدا بشه
هي، امشب برنامه شام جايي داري؟
.نه - .امشب واست شام درست ميکنم، خونه ي تو -
.من درگير يه عمل برداشت کيسه صفرا هستم
خوب کي ميخواي بهش بگي؟
.حداقل باشه تا بعد از شام خونگي امشبم
.مارک، تو نبايد اين کارو بکني
من بهت يه کارت .آزاد شدن از زندان" دادم"
.ناراحت نشو تو...تو ميتوني عمو باحاله باشي
.که يکشنبه ها به ما سر ميزنه - .من عمو باحاله نيستم. من بابا هستم -
تو عاشق لکسي هستي، و آخرين بار
،يه سولان نامي توي سياتل پيداش شد .تو رو ولت کرد
...لان اگه تو عمو باحاله باشي
!من عمو باحاله نيستم ! ديگه ام بهم نگو
.باشه
.اين بچه ي منه. من اين بچه رو ميخوام
... عمو باحاله - .خب، برو بهش بگو -
صبر نکن تا اين بچه به دنيا بياد و .به همه اسلوني نگاه کنه
.امروز صبحي "خداحافظ" نگفتي
.يه عمل جراحي داشتم
.مم نميخواستم بيدارت کنم
،نه،تو کارآزمايي باليني ات رو شروع کرده بودي
،و احساس گناه ميکردي که من توي پروژه نيستم
.پس يواشکي رفتي
،حق با تواه، ولي من احساس گناه نميکنم
.و يواشکي هم نرفتم بيرون ،اه، بيمار شماره دو، دنيل کوب
.پذيرفته شده و داخل اتاقه
.خانومش يه چندتا سوال ازت داشت
...باور نميشه که - .مم -
اون واسه اينکار تورو به جاي من انتخاب کرده؟
.خب، دکتر شپرد نميخواد هيچ چيزي شانسي باشه
.حالا هردوتون ميتونيد گمشيد بريد بيرون
.مرديت، اين واسه ي همه ي رزيدنت ها در دسترس بود
.کِرِو فقط يه ذره بهتر تونست مخه منو بزنه - واسه ي همه ي -
!رزيدنت ها ممکن بود بجز براي من
روز خوبي رو داشتي، دنيل؟ - .بله، درسته، دکتر شپرد -
،شما اون داروهاي جديد فوق العاده تونو بهم دادين .حتي بهترم ميشم
خب، اگه بخوايم تصميم بگيريم که ،که من چقدر بيمارا رو دوست دارم
.تو احتمالا يکي از برنده هايي
،حالا اگه دنيل دارو هاشو بگيره
اون چقدر زودتر ديگه اين از دست اين چيزا راحت ميشه؟
خب، تواين مرحله، ما چيزي
.بيشتر شما از دستمون بر نمياد، خانم کاب
به همين خاطر ما ميخوايم .ايشون رو دوسال تحت نظر داشته باشيم
و نظري که ميگه شرايط او ميتونه ،کاملا برعکس بشه
کاملا منتفي يه؟
چون من فقط خوندم که
...وقتي که دارو ها روي موش ها و خرگوش ها آزمايش شده
.يه سري بازگشت هايي در آسيب بافتي رخ داده
.اونا موش و ميمون اند .اين مورد براي انسان فرق ميکنه
خب، من نميخوام که احتمال .برگشت کامل رو رد کنم
ولي الان، ما سعي مون رو ميکنيم .که جلوي پيشرفت تصاعدي رو بگيريم
خيلي خوب، دکتر کِرِو ميخواد شما رو بعدن براي
،ببرش پايين براي ام آر آي
پس اگه امروز سوالاي بيشتري داشتين .ايشونو پيج کنيد
.من احساس بهتري دارم، دکتر شپرد
.شروع کنيم - .شروع کنيم -
يه کارازمايي باليني
.يه ذره متفاوت تر از جراحي معمول هستش
.ميتوني تصوير قرمزتري رو رسم کنيد
آره، من نميخوام به اونا .اميد بي خودي بدم
.تو اصلا بهشون اميد نميدي ببين، اگه خانم کاب فکر ميکنه که
اين ميتونه به شوهرش ،يه شانس بهتر بده
،پس پرستار بهتري خواهد بود ،و در آخر
همسرش شانس موفقيت بيشتري رو داره، درسته؟
.بله، استاد
.خوبه
.ممم. رئيس، اين زمان نوشيدن شير منه
.زمان نوشيدن شير که مساله اي نيست
تو اصلا به خودت زحمت ندادي که به من بگي
.جراحي هاي همگاني ميکني
.اوه، فکر نميکردم که اين مساله ي مهمي باشه
خب، شده. اگه يه چيزي اشتباه ميشد چي؟
ببين، بيمارايي که ميخوان اين کارو بکنيم
.يه فرم مجوز جامع رو امضا کردند
،و نکته ي خوبش اينه که .بيشترشون ميخوان اينکار واسشون انجام بشه
.اونا از بودن توي جريان عمل خيلي خوششون اومده بود
تا اينکه آنها کل عمليات پيش رو .رو به همه دنيا گزارش ميدن
.تو اين مورد، من ديگه توييت نميدم
در آن واحد، رزيدنت هاي کل کشور
ميان تا پروسه ي تصميم گيري جراح رو .تماشا کنن
.اونا به طور زنده ميتونن سوال بپرسن
.اين يه ابزار آموزشي خيلي خوبه
.نه، اين فريب قانونيه .خاموشش کن، دکتر بيلي
No comments yet. Be the first to leave one.