نخستین 200 خط.
کسی که الان بیهوش رو تخت افتاده
همونیه که اینجا جون کنده
اخراج ناعادلانه اش کافی نبود؟
...چطور تونستی به کارمندا رشوه بدی
...تا با نامردی به پدرم
...تهمت خودکشی
بخاطر مشکلات مالی و خانوادگی بزنن؟
با اجازه کی
... چرا باید بابام
خودشو بکشه
ببین بچه
نه
یکی سعی کرده بابای منُ بکشه
نه نامه خودکشی برام گذاشته نه دوربین اونو گرفته
اسپری تنفسیشم گم شده
شنیدم پلیس پرونده رو بسته
گفتن اقدام به خودکشی بوده
...اینکار - تمومش کن -
ما تا آخر از پدرت مراقبت می کنیم
همینطور حقوق و دستمزد و سنواتشم تاقرون آخر میدیم
حقوق و سنوات؟
جبران خسارت؟
دیگه الان باید آروم بگیری
بله
ما هه جوره تامینش می کنیم
پس لطفا دیگه تموم کن
فکر کن ببین برا چی همچین کاری کرده
...شنیدم پدرت بخاطر تو اومده
و مجبور شده زانو بزنه
می فهمم داری عذاب وجدان می کشی
پس بهتره پدرتو گردن یکی دیگه نندازی
من هدف دیگه ای ندارم
بخاطر خود پدرت میگم
چی گفتی؟
اینجارو مرتب کن - میدونی -
میدونی اون روز چی دیدم؟
...پدرم
پشت سرم بود
دیدم که داره میفته
با هر دوتا چشمم دیدم که از اون بالا افتاد
که چی؟
این چه ربطی به ما داره؟
سعی داری چی بگی؟ - این دخترش بود که -
سر کارش دنبال اون می گشت
...کدوم پدری
...سعی می کنه بیرحمانه خودش بکشه
از همون ساختمونی که دخترش توشه خودش پرت کنه؟
کدوم پدری همچین کاری میکنه؟
...پدرم
هرگز همچین کاری باهام نمی کنه
اونم خودکشی؟
امکان نداره
می دونم دلیلی وجود داره که میخواین روش سرپوش بذارین
چرا باید جلوی یکی که کسی نیست سرپوش رو چیزی بذاریم؟
...یکی که
کسی نیست؟ - آره -
...ما
اینقدر وقت نداریم که صرف شنیدن داستان خودکشی یک سرایدار کنیم
نه ، شماها همه با هم همدستین
بهم بگو دلیلش چیه؟
...سعی داری رو چی سرپوش بذاری
که تا این حد پیش رفتین؟ زود باش بگو
به چی نگاه می کنین ، بلندش کنین
نمی بینین از حال رفته؟
نگهبانها
از اینجا بیرونشون کنید
ته این اون بچه رو از کجا می شناسه؟
...دیدی چطوری بهمون نگاه می کرد
من اصلا احساس خوبی ندارم
...اگه یک وقت
....بفهمه تو لیست پیوند قلب پدرش
دست بردیم چی؟
باهام صادق باش
در مورد چی؟ - اون سرایدار -
واقعا اقدام به خودکشی کرده؟ - چی داری میگی؟ -
دارم میگم تو باهاش کاری کردی؟
به خودت بیا
من فقط یه کم ترسوندمش
بهش گفتم اگه به کسی بگه برا خودش دردسر درست میشه
من فقط تنها کاری که باهاش کردم ترسوندنش بوده
الان من باید مسئولیت یک سرایدارم که خودکشی کرده رو گردن بگیرم؟
....به هر حال ، نذار ته این
بو ببره
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.: ( شهنــاز (شـــهلاز :.:.
...اون سرایدار آخر شب اومد پیشم
شماره تو رو ازم خواست
موضوع چیه؟
شما پسر کانگ ایل سوپ هستی؟
من آقای چا هستم همونی که دفعه پیش به من و دخترم کمک کردی
می خواستم یک موضوع فوری رو باهاتون در میون بذارم امیدوارم بتونم شمارو ببینم
حالت خوبه؟
باید برم پیش پدرم
به من نگاه کن
باید جلوی خودت بگیری
الان وقت این کارها نیست
زن رئیس تو بیمارستان میرن اذیتش می کنند
وقتی بهوش بیاد پدرم ناراحت می کنند
...بنابراین
...اون روز حادثه
...چند روز بعد از اینکه
بخاطر جون کیونگ گفت من و پدرم بریم بیمارستان
بعدش بابام یهویی اخراج شد
...تو بیمارستان مردم می گفتن
زن رئیس پدرمو اخراج کرده
بخاطر همین اونشب رفته بودم دنبالش
روزحادثه زمانی بود که عمل پیوند قلب پدرم لغو شد
بابام امکان نداره خودکشی کرده باشه
اون مرتیکه چوی جون هیوک
همه رو خریده از پلیسها بگیر تا اتحادیه کارگری
تمومش کن
دیگه خودتو با اون درگیر نکن
آقای کانگ - کاری رو که می گم بکن -
..پس تو هم
درست مثل اونهایی؟
اون در حد و اندازه تو نیست
اگه برای تو هم اتفاق بدی بیفته چی؟
چرا یه طوری رفتار می کنی که بهت نمیاد
از همون اول انتظار نداشتم بهم کمک کنی
اما من به نصیحت تو احتیاج ندارم
گفتم خودم بهش رسیدگی میکنم
خودم در موردش تحقیق میکنم
پس تو دخالت نکن
...شایع کردن که زن رئیس
تو یک مسئله ای از قدرت سوء استفاده کرده و باعث اون حادثه برا سرایدار شده
هر روز تو مطبوعات داره می نویسه
اگه این موضوع ادامه پیدا کنه تصویر بیمارستان ما خراب میشه
جون هیوک گفت خودش جلوشونو می گیره
چی؟ - ...و -
حالا گیریم که من اشتباه کردم
منو بگو که میخوام شوهرم ازم محافظت کنه
حالا مگه سرایدار کیه که داری سر من داد میزنی؟
بخاطر سرایدار بودنش نیست
چی داری میگی؟
خب
...اون
کسی بود که رئیس گفته بود استخدامش کنم
اونوقت تو باهاش اینجوری کردی
رئیس هان؟
فقط می تونم اینو بگم
اونها فقط یک آشنای ساده نیستند
...من با مدیر در مورد شما
صبحت کردم
از طرف ما کار تمامه
...پرونده رو به عنوان اقدام خودکشی ببندید
...و مطمئن شو این موضوع
به رسانه ها کشیده نشه
چشم قربان
پدرم به یک بیمارستان دیگه منتقل میکنم
کارهای اولیه شو انجام بده
با توجه به روابط ما در حال حاضر
به هر حال اینطوری بهتره
هر کار دوست داری بکن
به من نگاه کن
نگاه کن
تو چیزی برا گفن نداری؟
...من میخوام
بهت اعتماد کنم
... نمی خوام باور کنم
...تو با کسی همدستی کردی و تو مدارک پدرم دست بردی
...نمی خوام
باور کنم با زندگی منو پدرم بازی کردی
...اما
احتمالا اگه میدونی کار کی بوده
لطفا بهم بگو
هی وون
...ما باید
همینجا تمومش کنیم
من دیگه ، نامزد تو نیستم
از حالا دیگه غریبه ایم
...بنابر این
دیگه در مورد پدرت با من صحبت نکن
دیگه این موضوع هیچ ربطی به من نداره
دعوت دکتر اوه به اینجا زیاده روی نیست؟
اون کسیه که زندگی بابات نجات داده این کمترین کاره
علاوه بر این اون نامزد مدیر کانگ کسی که پدرت بهش علاقه داره
بخاطر همین بیشتر بهش اهمیت میده
...اون زن
واقعا داره با کانگ ته این ازدواج می کنه؟
منظورت چیه؟
...نه خب منظورم اینه که
خیلی ها به طرفشون خیانت می کنن حتی اگه نامزد باشن
این چه حرفیه؟
پدر و مادرش خیلی بهش محبت دارن
باید مواظب حرف دهنت باشی
مامان
خواهیم دید
...شرط می بندم این زنه اوه هی وون
از اون آدمهای خیانتکاره
در مورد چی داری حرف میزنی؟
عصر بخیر
اوه اومدی ، خوش اومدی
ممنون که منو دعوت کردین
چقدر زیبا
با این همه مشغله چرا زحمت کشیدی بفرمایید
منو یادته؟
بله
شما باید دختر آقای رئیس هان باشید
حتما در مورد خانواده من تحقیق کردی
کنجکاوم بدونم داری با کانگ ته این می پره
یا با برادر من جون هیوک
No comments yet. Be the first to leave one.