نخستین 200 خط.
ترجمـه از رضـــا و مـحـمـد M0hammad & Death Stroke
65 ميليون سال قبل
ميليونها سال قبل
هنري، ديگه وقتشه
«دايناسور خوب»
تو بابا شدي
تو هم مامان شدي
اي بچهي بازيگوش
سلام ليبي
ليبي
سلام باک
چشماش به تو رفته
از اونجا برو ببينم، شيطونِ بلا
خيلي خب، اين يکي بايد يه دايناسور بزرگ باشه
سلام آرلو
بيا بيرون
ببينش
!باک
اون کوهستان کلاتوث ـه و اين هم مزرعهي ماست
و همه باهم ازش مراقبت ميکنيم
چي؟ - !حالت رو گرفتم -
!ليبي
!منم حالت رو گرفتم
مامان، کار آب دادنم تموم شد
.آفرين ليبي باک برگرد سر کاراي خودت
چي؟ ممنون باک
...ولي من
آمادهست ميتوني بري
نميشه يه کار ديگه بکنم، مامان؟
راه بيفت
باشه
کيه؟
سلام يوستيس
واي، پات گير کرده، رفيق کوچولو؟
.بزار اونو از پات جدا کنم آزاد شدي
...يالا، حرکت کن. برو دنبال بابا و
!مامانت
... رودخونه چيزي نيست که
بخواي بيخيالش باشي، آرلو
مواظب باش، مشکل چيه؟
!بابا، هنريتا بدترين حيوون مزرعهست
ديروز گفتي فرنِ بي پا بدترين حيوونه
اون فقط يه پا داره
لازم نيست از اونا خوشت بياد، آرلو
بايد بهشون غذا بدي
اين بايد کفايت کنه
خب، اين نميزاره حيوونهاي موذي از غذامون دزدي کنن
چون من اين سيلو رو کاملا ضد حيوون درست کردم
.علامتت رو بزار روش، هنري براش زحمت کشيدي
!آره بابا، اين کارو بکن !زودباش! آره
مگه اينکه مادرت اول اين کارو بکنه
اگه اينجا کسي استحقاق علامت زدن داشته باشه، اون مادرتونه
الان علامتت رو بالاتر از علامت من گذاشتي؟
چي؟ نه. فقط به خاطر زاويهاي ديد توئه
زاويه"، ها؟"
!منم! من، من، نوبت منه
!نوبت منه
.صبر کنيد ببينم به اون آسونيا هم نيست
بايد براي زدن علامت، يه کار بزرگ انجام بديد
به خاطر چيزي بزرگتر از خودتون
يه روزي همهتون علامتتون رو ميزاريد
و من مشتاق ديدن اون روز هستم
.اينطوري يه زمين رو تميز ميکنن آفرين باک
.خودش ياد ميگيره مشکلي براش پيش نمياد
يالا باک. استحقاقش رو داري
آفرين پسرم
!تونستي، ليبي
فقط يکم ديگه مونده
خيلي خوبه. تو استحقاق علامت زدنت رو بدست آوردي، عزيزم
!آرلو
بالاخره ميتونه
،خيلي خب جوجهها الان بهتون کوفت ميدم
آرلو
بيا اينجا - باک! چي شد؟ -
اومد توي کارات بهت کمک کنم
و بعدش اونا بهم حمله کردن
حالت خوب ميشه
به مامان بگو دوستش دارم
يه نور ميبينم
!ميرم کمک بيارم
!بايد صورتت رو ميديدي
!بايد ميدونستم
هميشه منو کارام رو خراب ميکني - من؟ -
تو کاراي خودت و ديگران رو خراب ميکني
تو چقدر بُزدلي - !باک -
من بزدل نيستم و بالاخره علامتم رو ميزارم
مثل تو و ليبي و بقيه
حتما عزيزم. فقط يکم ديگه وقت ميخواي
بيخيالش. اصلا اون علامت مسخره رو نميخواستم
يه فکري دارم
آرلو، آرلو بلند شو
هان؟
باهام بيا
کجا ميريم؟ - خواهي ديد -
خيلي خب، حالا برو اونجا
تنهايي؟ - يالا برو -
بابا، بابا
آروم باش، نفس بکش
بعضي اوقات بايد از ترست عبور کني
تا چيزاي زيباي اون طرف رو هم ببيني
واي
فردا يه کار جديد برات دارم
البته اگه هنوزم بخواي علامتت رو بزاري
اون حيوون وحشي لعنتي از حصار عبور ميکنه، غذامون رو ميخوره
و ديگه حرصم رو درآورده
،اگه اينطوري ادامه پيدا کنه ... ديگه غذاي کافي
براي سپري کردن زمستون برامون نميمونه
براي همين تو اين حيوون رو ميگيري
وقتي که حيوون پيداش شد
و اينطوري کارش رو تموم ميکني
وقتي ترتيب اون حيوون داده بشه
اونوقت علامتت رو روي سيلو درست کنار علامت من ميذاري
.من ترتيبِ اون حيوون رو ميدم بابا هيچ شانسي نداره
چيکار ميکني، حشره؟
از اينجا برو
.برو پي کارت، برگ برو پي کارت
کارت تمومه، حيوون
خيلي خب، تو آزادي
چيکار ميکني؟ !برو ديگه! فرار کن
!عقب بمون! برو
!آرلو
چرا گذاشتي بره؟
اون گاز ميگرفت و داشت ميومد ...طرفم و غرش ميکرد و
يه کار بهت سپرده بودم
تو بايد بر ترست غلبه کني، آرلو وگرنه اون بيرون زنده نميموني
بيا
همين الان کارت رو تموم ميکنيم
اونجا؟
غلبه کن
ولي بابا اگه گم بشيم چي؟
تا وقتي بتوني رودخونه رو پيدا کني
ميتوني راه خونه رو هم پيدا کني
چي ميبيني؟
رد پا؟
!دارن پاک ميشن، بايد بجنبيم
!داريم ردپا رو گم ميکنيم
!آرلو، راه بيا
بابا وايسا
...آرلو، مگه نگفتمت راه بيا
چيزي نيست
.چيزي نيست آرلو متأسفم
فقط ميخواستم بر ترست غلبه کني
ميدونم که توي وجودت هست
ولي من مثل تو نيستم
تو مثل مني و حتي بيشتر از من
به نظرم امروز به اندازه کافي دور شديم
.طوفان داره شديدتر ميشه بيا ببرمت خونه
!آرلو بجنب
!فرار کن، آرلو
!بابا
!بابا! بابا! بابا
!مامان
اگه تا قبل از اومدن اولين برف
اين محصولات رو برداشت نکنيم
توي زمستون غذاي کافي برامون نميمونه
ميدونم بدون پدرت سخته
ولي بايد بيشتر از اين کار کني، آرلو
.نگران نباش مامان نميذارم گشنگي بکشيم
تو پسر خوبي هستي
!تو
!خيلي جيگر داري که اومدي اينجا
!همهش تقصير توئه
!اگه به خاطر تو نبود الان بابام زنده بود
!کمک
!مامان! مامان
!مامان
مامان؟
!مامان
!تو
همون دفعهي اول بايد ميکشتمت
همهاش تقصير توئه
بيا اينجا ببينم بيا اينجا ببينم
برو کنار، برو کنار !برو کنار، برو کنار
!درسته. به نفعته که فرار کني
من کجام؟ خونهام کجاست؟
تا وقتي بتوني رودخونه رو پيدا کني
ميتوني راه خونه رو هم پيدا کني
بازم تويي؟
از اينجا گمشو برو
!بهت گفتم ازم دور شو
هنوزم ميخوام تو رو از بين ببرم
،ولي قبل از اينکه اين کارو بکنم ميشه بازم برام غذا پيدا کني؟
بيا، بازم از اينا ميخوام
...ميدوني
نه، بس کن. داري چيکار ميکني؟
آهاي وايسا. ميتوني منو ببري پيش اون توتها؟
داري کجا ميري؟
ميدونستم
.اينجا من ميميرم اونم بخاطر تو
هوي، آهاي. چيکار ميکني؟ !نه، نه، نه، بس کن
!نه، بس کن
آخ. آخ
از دست تو !برگرد اينجا ببينم
!توت
چته؟
.توتها همينجان حيوون احمق
سلام
سلام
ما تو رو زير نظر داشتيم
ما فکر ميکرديم تو ميميري، ولي تو نمردي
No comments yet. Be the first to leave one.