نخستین 200 خط.
...به هیچ عنوان رئیس هان گوانگ هون
...کسی نبود که در مورد عمل پیوند قلب
به من فشار بیاره
رئیس هان به هیچ وجه در این پرونده دخالتی نداشت
...مردی که به من دستور این کارو داد
رئیس هان گوانگ هون نبوده
بلکه رئیس معاون چور یونگ گوک بود
...تو
آفرین
من کاری رو که تو گفتی کردم
پس قولت یادت نره
!وایسا - همونجا وایسا -
بهت گفتم وایسا - همونجا وایسا -
!وایسا دیگه
جون هیوک
خوب گوش کن ببین چی میگم
این تنها راهه که تو و خانوادمون زنده بمونه
به هیچ عنوان دنبال من نگرد
من بخاطر مجازاتی که قراره باهاش روبرو بشام فرار نمی کنم
...من باید فراری باشم
...تا پلیسها باور کنند من بودم که
منشی کو رو وادار کردم به چا مان جونگ صدمه بزنه
...پس برو با منشی کو حرف بزن
...بگو طوری بگه
که انگار مقصر منم
نه تو
...تو تمام عمرت
مراقب من بود
حداقل منم همین یکبار باید مثل پدرت رفتار کنم
یادت باشه چی گفتم بهت
...در غیر این صورت
دیگه هیچ وقت نمی بینمت
فهمیدی؟
برای شنیدن پیام بعدی ، 1 را فشار دهید برای پخش مجدد پیام ، 2 را فشار دهید
برای دانلود قسمتهای بعدی به کانال زیر @KoreanAngels مراجعه نمایید KoreanAngels_official اینستاگرام
چی گفتی؟
گفتی شوهرم نرفته اداره پلیس؟
جایی رو که امکان داره همسرتون بره سریع بگید
راستش
...وقتی من بیدار شدم اون رفته بود
فکر کردم رفته اداره پلیس
مامان
اتفاقی برای بابا افتاده؟
...نکنه
...احتمالا آقای چا
یک ساعت مچی طلایی داره؟
من این چیزهارو نمی دونم
فقط لطفا سریع شوهرم پیدا کنید
...اگه فکرای ناجور
به سرش بزنه من چیکار کنم؟
اگه بعد از احضاریه محل سکونتش رو ندوینم
فراری محسوب میشه
و تو لیست فراریان تحت تعقیب قرار میگیره
چی؟
کی رو داری میگی فراری؟
.جون هیوک
مدرکی داره که ثابت کنه پدرم فراریه؟
تو کی هستی که باهاش مثل جنایتکارا رفتار میکنی؟
!نگاه کن
با خودت حکم داری؟
یون ته سو اعتراف کرده
پدر شما پشت آدم ربایی آقای هان جی هون بوده
که چی
قاضی حکم صادره کرده؟
مکافات قبل از جنایت می کنید
به چه حقی مثل جنایتکار باهاش رفتار میکنی؟
چه بلایی سر بابات اومده؟
بازم بهش زنگ بزن ، بزن
قبل از گم شدنش گوشی شو انداخته دور
چی؟
چرا ....واسه چی؟
...حتما تو اداره پلیس
کنفرانس مطبوعاتی هی وون دیده
کدوم کنفرانس مطبوعاتی؟
باشه ...فهمیدم
خبر خوبی بود
خیلی خب باشه
رئیس هان به لطف کنفرانس هی وون دیگه مظنون نیست
دیگه همه چی درست شد
راستشو بهم بگو
...واقعا تو هیچی
در مورد پرونده پدرم نمیدونی؟
منم اون زمان شنیدم پدرت خودکشی کرده
چندین بار خواستم تایید همین سوال بشنوم
...اما
یک چیزی عوض شده
...تو کسی نیستی
که فقط بتونم راضیت کنم کنار من باشی
...باید یک دلیلی داشته باشه
تو کنفرانس مطمبوعاتی طرف رئیس هان بگیری
به جای جون هیوک
...تو یک چیز جدید
بدست آوردی
من کاری که ازم خواستی کردم
سرقولت بمون و الکی منو درگیر مسئله پدرت نکن
اوه هی وون
بذار عمه رو ببینم
بخاطر این کنفرانس تمام گزینه های من مسدود شده
خانم چا
چی شده؟
...راستش
چون یون گوک فرار کرده
چی؟
چی شده؟
اومده بود اداره پلیس
اما یهویی از اونجا فرار کرد
...فکر نمیکنی دلیلش کنفرانس اوه هی وون باشه
...ما دوربینهای اداره پلیس بررسی کردیم
جون هیوکم اونجا بوده
چی؟
...احتمالا
فکر نمیکنی جون هیوک کمکش کرده فرار کنه؟
من ازترس مجازات فرار نمی کنم
...باید فرار کنم تا
پلیسها باور کنن من به منشی کو
دستور دادم اون کارو با آقای چا بکنه
...پس با منشی کو حرف بزن
...همه چی رو
بندازه گردن من نه تو
وقتی بابا رفته بود دیدن منشی کو باهاش در مورد چی حرف زد؟
به نظر میومد میخواد برای خانواده منشی کو پول بفرسته
چی؟
...اگه رئیس چوی یک فراری باشه
اینطور به نظر میاد اون پشت پرونده چا مان جونگ بوده
برو ملاقات کو سانگ وو
...بگو حرفی رو که پدرم زده فراموش کنه
و به هر ترتیبی شده ادعای بی گناهی کنه
...تا الان پول به دستش رسیده
و به احتمال زیادمجازات سنگینی براش در نظر گرفته میشه
اون تنهایی نمی میره
اون به کسی که پشت این ماجرا باشه اشاره میکنه چه شما باشی چه رئیس چوی
آخرش با یک حرکت احمقانه به این کار پایان دادی
پدرتو فراری دادی
...این یعنی
... ما باید فرض کنیم
تو و پدرت در مورد پرونده آقای چا نقشه کشیدین
اوپا واقعا چشه؟
مامان خوبی؟
حالا چیکار کنم؟
اگه گیر بیفته جرمش سنگین تر میشه
...اما عجیبه
این پرونده جی هون بود چرا اون فرار کرده
فکر نمی کنی یک دلیل دیگه ای باید داشته باشه؟
چه اتفاقی برای بابات افتاده؟
منم خبر ندارم
اصلا مگه امکان داره تو ندونی
هر طوری شده فوری بابات پیدا کن
اینطوری واقعا بابات به دردسر میفته
خانم باید برید جلوی در
...من باید
چیزی بهتون بگم
واقعا نمیدونی پدر شوهرت کجاست؟
نه نمی دونم
...چرا یهویی بدون اینکه به کسی بگه
غیبش زده ...اصلا معنی میده؟
من بخاطر این مسئله نیومدم اینجا
لطفا مراقب من باشید
چی؟
من دیگه نمیخوام طرف چوی جون هیوک باشم
من برای دفاع از شما اون کنفرانس مطبوعاتی رو برگزار کردم
پس لطفا مراقبم باشید
فکر کردی داری با کی حرف میزنی؟
رئیس بخاطر کی تو این وضعیت افتاده؟
من تقصیری نداشتم
فکر کردین جون هیوک بعد اون کنفرانس مطبوعای
دست از سر من برمیداره؟
...پس
الان تو چی میخوای؟
...میخوام
برگردم بیمارستان
...بخاطر عمه خانم نمی تونم
هیچ بیمارستان دیگه ای برم
...به حقارتی که رئیس متحمل شد
بخاطر تو و جون هیوک فکر کن
اونوقت چی؟
میخوای هواتو داشته باشیم؟
اینطور نبوده که تو داوطلبانه اینکارو کرده باشی
اونوقت بازم میخوای امتیاز بگیری؟
اینکارو بخاطر نجات خودت انجام دادی
میدونم یون دونگ و آقای کانگ قانعت کردن
پس الان من باید چیکار کنم؟
من حتی یک آپارتمان کوچک ندارم توش بمونم
چی گفتی؟
...اگه جون هیوک دستش به هی وون برسه
بخاطر اون کنفرانس مطبوعاتی می کشش
...گفته جون هیوک دروغ گفته
و از رئیس هان دفاع کرده
بعد از اون ماجرا نمی تونه برگرد خونه اش
که چی؟ - که چی؟ -
هی وون فعلا جایی برا موندن نداره
که چی؟ - که چی؟ -
...خب حتی اگه پیش منم بمونه معلوم نیست
جون هیوک کی میاد سراغش
از طرفی نمی تونم بفرستمش متل
...پس میخوای ما اجازه بدیم
اوه هی وون بیاد خونه ما بمونه؟
آره فقط برای یک مدت خواهش میکنم
دیوانه ای؟ - دیوانه ای؟ -
دخترت بدترین دشمن یون دونگ ماس
اونوقت میخوای ما با همچین آدمی زیر یک سقف زندگی کنیم؟
No comments yet. Be the first to leave one.