نخستین 200 خط.
وقتی جوان بودم گاهی دروغ می گفتم
مخصوصاً وقتی نمیخواستم مدرسه برم
ایوای حرارت بدنت بالای 38 درجه است
فکر نمیکنم امروز بتونی بری مدرسه
الان به معلمت زنگ میزنم
اگه نمیخوای بری مدرسه احتیاج به بهانه نیست
...و اون زمان یاد گرفتم
در لحظه دروغ گفتن باید همه چی رو با دقت بررسی کنی
و این روزها هنوزم دروغ میگم
چون هر روز رو با یک دروغ جدید شروع میکنم
اذیت نمی شی هر روز صبح اینکارو میکنی؟
سلامتیت مهمترین چیزه و من از انجامش لذت میبرم
سئو مون سو مردی که زندگی من و پدر مادرم رو نابود کرد
برای گرفتن انتقامی که حقشه
تصمیم گرفتم با دروغ گفتن فریبش بدم
ده سال گذشته رو باهاش زندگی کردم و جونم بخطر انداختم
روز موعود ساعت 19
اگر کسی از من بپرسه که آیا انسانها حق قضاوت در مورد دیگران را دارند
این چیزیه که به اونها خواهم گفت
"داشتن یک قطب نما اخلاقی بی فایده است"
میدونم همه ما به نفع خود دروغ میگیم
اما حالا که بهش فکر میکنم
اون زن از همون اول بهم دروغ گفته
چقدر خوب که شمارو دوباره می بینم
ایوای دوتنامه ام
اگه با من بیاین بدو دعوتنامه راتون میدن
بیاین بریم
یک لحظه
من دعوت شدم اما جزو سرپرستهام
بخاطر همین زیاد به لباسم اهمیت ندادم
اسمت چیه؟
زنبق
اون یهویی باعث شد من چندشم بشه
...چه نوع کینه ای نسبت به من داره
...که این ده سال
با یک لبخند ساختگی با من زندگی کرده؟
دروغ ها ، رازها و بی رحمی هاش
حالا که میدونم اون بهم دروغ گفته
معنیش اینه که من میتونم 50درصد از خطر جلوگیری کنم؟
چطور میخوام با این مسئله کنار بیام؟
به چه مناسبتی گل گرفتی؟
یک سال کامل گذشت
این سالگردن قرار گذاشتنمونه نمی تونستم دست خالی بیام
هر وقت زنبق می بینم
یادت تو میفتم ، اونها دقیقا شبیه خودتن
میدونی معنی شون چیه؟
"عشق تغییرناپذیر"
عشق تغییرناپذیر"؟ "
اما زنبق ها عطر بسیار قوی دارن
...بعضی ها میگن حتی میتونی بمیری
اگه تو اتاق پر از زنبق بخوابی
خدایا
این احتمالاً راهی برای بیان رایحه قوی اونهاست
همچنین ممکنه راهی برای بیان زیبایی اونها باشه
تو به زیبایی اون نیلوفرهایی
بخاطر همین من عاشقت شدم
تو واقعا زندگی من تغییر دادی
پس بیا بگیم من عاشق تو شدم
می ران چی گفت؟
قرار شد فردا تو کنفرانس شرکت کنه
این احتمالاً راهی برای بیان رایحه قوی آنها ست
نمیتونی هر طور که میخوای زندگی کنی
...می ران میتونه هر کاری بخواد انجام بده
اون چسبیده به جانگ سه هون من کاری ازم ساخته نبود
اما چطور جرات کرد تو مراسم ما دروغ بگه و باعث آشفتگی شه...
وقتی میتونه خوب راه بره
چطور ممکنه اینقدر بی شرم باشه
یک موضوع رو میشه بایک موضوع دیگه پوشوند
حالا که می ران میتونه راه بره می تونه یک سوپر استار بشه
به هر حال اون سلبریتی بوده
...مردم شروع میکنن به تمرکز روی عشق اون به آقای جانگ
فکر میکردند که عشق اونها باعث شده بر سختی ها غلبه کنند
الان اون یک میلیون فالور داره
...میدونم ما نگرانیم که این موضوع باعث آسیب
به شرکت ما بشه
...اما این واقعیت که اون بالاخره میتونه راه بره
یک معجزه بزرگه
که چی ...میگی باید بهش تبریک بگم؟
..داستان عشق اون با آقای جانگ
باعث شد شرکت ما تصویر مثبت تری ازش ساخته بشه
و به لطف اون قیمت سهام شرکت رفت بالا
...علاوه بر این می ران قراره کنفرانس مطبوعاتی برگزار کنه
. واعلام کنه که میتونه راه بره
ما هم مورد توجه قرار میگیریم چون اسپانسرشیم
بیشتر از این در موردش حرف بزنیم سرم می ترکه
حالا که بهش فکر میکنم تو مدر خوش شانسی هستی
...اینواقعیت که خبرنگاره به خودت زنگ زده
و ازت باج خواسته در نهایت چیز خوبیه
احتمالا از اون خبرنگاراس که خوشش میاد ملت تهدید کنه و باج بگیره
منم بهش پول دادم پس حرفی نمیزنه
اما نمی دونم کی بوده که این خبرهارو بهش داده
راست میگی منم کنجکاوم
اما با دیدن اینکه همه چی آرومه
فکر نمیکنم اوضاع بدتر بشه
...اما بیا صادق باشیم آیا جی وون مقصر نیست
...که گذاشته یون می ران بره رو صحنه
با اینکه می دونسته اون میتونه راه بره؟
فقط بذار یون می ران بره رو صحنه
من هم برای سورین هم برای چین کار می کنم
...نمی تونم بذارم
این دوتا شرکت بخطر بیفته
بیا غذامون بخوریم
چطوره مینوی ویژه رو سفارش بدیم
باشه
اما یوبو میخوای اجازه بدی لی جی یون تو شرکت بمونه؟
...من رئیس چانگ می شناسم
با اینکه اونو برای پروژه مشترک توصیه کرده
اما چطوری میشه؟
اون نه فکر قوی داره بلکه بلند پروازم هست
و من شخصاً فکر می کنم که باید مراقب او باشیم
...اونطوری که بعضی کارهارو انجام میده
من به یاد مادر بی فکرش میندازه
لی جی یون یکبار موهای تورو کشید
وقتی قبلا براش کار میکردی
بخاطر همین هر وقت می بینیش حتما خجالت می کشی
من باید از این فرصت استفاده کنم تا از شرکت بیرونش کنم
توکی هستی؟
من ببخشید
من سئو جونگ مین هستم از گروه سئورین.
من نمی تونم چینی صحبت کنم
...اما جی یون بهم گفت شما ترجیح میدی
بخاطر همسر کره ای تون ، کره ای صحبت کنید
بنابراین امکانش هست کره ای با شما صحبت کنم؟
انتظار داری من بفهمم الان داری چیکار میکنی؟
من مدام با شما تماس می گرفتم
اما در دسترس نبودین
و فردا باید خودم با اولین پرواز برسونم کره
بنابراین چاره ای جز این کار نداشتم
در آسانسور باز کن
...نمی تونم بذارم از آسانسور بیرون برید
تا وقتی که جوابی رو که میخوام بگیرم
نمی تونم اینجا تسلیم بشم
لطفا فقط 30 دقیقه به من فرصت بدید
سپس برای 30 سال آینده زندگی من
هر وقت و هر زمان که خواستید سه ساعت از وقتم رو بهتون میدم
تحت تاثیر قرار گرفتم ، خوشم اومد
یک مرد قوی که بدون ترس اقدام میکنی
سی دقیقه کافیه برات؟
متشکرم اجازه بدید شمارو همراهی کنم
فکر کردم طعم بره ویژه با بقیه فرق داره
اما این یک استیک بره معمولیه
خوشت نیومد؟
بد نبود
یک مدته که برادرت به نیوزلند مهاجرت کرده درسته؟
قبل از زندگی مشترکمون من فقط چند باری دیدمش
حس میکنم با اینکه برادر زنمه ولی خیلی دوریم ازهم
برادر من یک آدم معمولیه
نمی تونید انتظار داشته باشید که اون در اطراف شما احساس راحتی کنه
اون قبلاً كارآگاه بود چرا ناگهانی به خارج از کشور نقل مکان کرد؟
اتفاقی افتاده؟
او از همان بچگی آرزو داشت که صاحب یک مزرعه بشه
...فقط بخاطر پدر خدا بیامرزم
به دانشگاه پلیس ملی کره رفت
اما از اونجایی که خیلی درون گرا بود
تصمیم گرفت شغلی که دوست داره انتخاب کنه
علاوه بر این ، خانواده زن برادرم در نیوزیلند زندگی می کنند
من یک بررسی از پیشینه خانم چوی انجام دادم
اما چیز عجیبی متوجه نشدم
برادر بزرگترش هنوز یک مزرعه گوسفند ...
در کریستچرچ ، نیوزیلند اداره می کنه
کارش گرفته و تازگی
یک مزرعه پروش شترمرغ راه اندازی کرده
گفتی برادرت کجای نیوزلند زندگی میکنه؟
کریستچرچ
ماه پیش که باهاش صحبت کردم بهم گفت که
یک مزرعه پرورش شتر مرغم راه انداخته
بیا سال دیگه بریم دیدنشون
اگه وقت بشه
حالا که حرف برادرم شد دلم براش تنگ شد
دلم برای خانمشم تنگ شد
واسه چی سرزده اومدی ؟
مدتهاس داری به عنوان خواهرم زندگی میکنی
بنابر این شرط میندم یادت رفته امروز تولدته
تولدت مبارک بک سون جو
...چی میشه اگه میونگ هوا ازم عصبانی بشه
...اگه بعد از مرگ باهاش ملاقات کنم
برای درگیر کردن برادر بزرگش
من خودم داوطلب کمک کردن شدم
گر چه اون مرده
ولی تو بهش کمک کردی برای پیوند مغز استخونش
زندی واقعا اون طوری که میخوای مطابق میلت پیش نمیره
و حس میکنم زندگی من خیلی بیرحمانه بوده
زندگی بیرحم و کوتاهه
میدونم که تو حق داری انتقام بگیری
اما همیشه نگرانم که این میتونه نتیجه خوبی برات درست کنه یا نه
بخاطر همین طی این ده سال گذشته
هر از گاهی احساس پشیمونی کردم
...بعدا بهش فکر میکنیم
وقتی این پدرسوخته به قعر جهنم رفت
خانوادت حالشون خوبه تو نیوزیلند؟
به لطف تو مزرعه اوضاعش خوبه
...وهمسرم اخیراً تلفنی بهم گفت
که مزرعه شترمرغ هم خیلی عالی پیش میره
اونی بهم گفت ما زیاد با هم حرف میزنیم
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.: ( شهنــاز (شـــهلاز :.:.
به چی داری فکر میکنی؟
این شراب مورد علاقه جونگ مینه
چرا جونگ مین فرستادی سفر کاری به هنگ کنگ؟
تو از کجا فهمیدی من که بهت نگفتم؟
با جونگ مین تلفنی حرف زدم
No comments yet. Be the first to leave one.