نخستین 200 خط.
آنچه گذشت...
ربکا. مت دیکسون هستم از پیتیای
- میخوای با هم قهوه بخوریم؟ - آره
مدیر برنامههام گفت اگه میخوام بازیگری رو جدی بگیرم
باید مرتب برم لسآنجلس
پس میخوای همش
تو لسآنجلس باشی و من تو نیویورک؟
این زندگی چجوری میخواد دووم بیاره؟
با یه کارپیداکن تماس گرفتم
یه فهرست برام فرستاد
از مدرسههای سنتی رقص
این آکادمیهای رقص
لذت چیزی که عاشقشم
رو ازم گرفتن
ترکیب جدید رو قراره یاد بگیریم
سانیا نشونمون میده
برو و کاری رو بکن که همیشه میکنی
همهمون رو غافلگیر کن
بابا، قصه رو دوباره برام تعریف کن
- بازم؟ - خواهش میکنم بابا
همینجا تو کینگزتون بودیم
تو 18 ماهت بود و یه قدم هم راه نرفته بودی
مادرت تا حد مرگ نگران بود
ولی یه روز تو یه مهمونی بودیم
تو ساحل هلشر برای عمو "کلم"ـت
گفت "دخترمون باید موسیقی خوب رو بشناسه"
و یه آهنگ از برنینگ اسپیر گذاشت
و به همین راحتی
اون دو تا پای کوچولوت رو به کار گرفتی
و سرپا وایسادی
و جلوی من رقصیدی
و همون لحظه...
- دختر جزیرهای من که رقصید... - که رقصید قبل از اینکه راه بره
خودشه
همیشه کارها رو هر وقت خودت خواستی انجام دادی
دخترکم
ما...
تو محوطه هشت تا استودیو داریم
و تو بیشترشون کل روز کلاس برگزار میشه
- برات یه نقشه میارم - نقشه؟ عجب
دو، سه...
دو، سه، چهار...
خیلی خوشحالم که داریم ایدهات
در مورد طرح بورسیه رو اجرایی میکنیم
میدونم که راضی کردن هیئت مدیره راحت نبوده
ممنون. انقدر اصرار کردم
نزدیک بود بندازنم بیرون، ولی...
واقعا باور دارم که کلی استعداد کشفنشده هست
که میتونن اینجا شکوفا بشن
مطمئنم پیداشون میکنی
خوش اومدی
چطور پیش میره؟
خوب نیست عزیزم. خوب نیست
بیشتر از 200 تا متقاضی دارم و فقط 15 نفر جا داریم
سرنوشت این طرح
بستگی به این داره که من رقصندههای مناسبی رو انتخاب کنم
فقط کافیه...
اینو خاموش کنی
و به این اعتماد کنی
شکمم؟
فقط داره بهم میگه از روی استرس برم
اون کوفتههای تایلندی توی یخچال رو بخورم
نه خنگه. دلت رو میگم
هیچوقت جای بد نبردتت
اگه قبول بشی
ما هزینه شهریه، مسابقات
کفشهای باله رو پوشش میدیم
عالیه. هفتهای دو جفت خراب میکنم آخه
عملا تو استودیو زندگی میکنم
عه، باید به درسهاش هم برسه
مهمترین چیز اونه
این بزرگترین فرصت زندگیمه
- بیا چند تا استودیوی دیگه هم نشونت بدم - باشه
تبریک میگم به همه
موفق شدین. بیشترتون
تو استودیوی رقص قبلیتون تو این سطح کار نکردین
خب؟ این فضا میتونه ترسناک باشه
نگران نباشین. نقشه محیط رو دارن
ولی میخوام یادتون باشه
که به اینجا تعلق دارین
پس فضا رو اشغال کنین. خب؟
یه فرصت خوب دارین
که نتیجه سختکوشیتون رو توی نمایش پاییزهمون نشون بدین
که ممکنه منجر بشه به کارآموزی
تو یه کمپانی رقص حرفهای
خب؟
میخوام همه برگردین
رو به آینه
و تکرار کنین
میتونم، و انجام خواهم داد
میتونم، و انجام خواهم داد
دوباره. میتونم، و انجام خواهم داد
میتونم، و انجام خواهم داد
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید DigiMoviez@
کارش به تمیزی تکرامشگرهای دیگهمون نیست
فکر نکنم برای نمایش آماده بشه
میشه
بهم اعتماد کن
باشه
اعتماد میکنم
تو منحصر به فردی دخترکم
هیچوقت یادت نره چقدر خاصی
نمیفهمم چرا انقدر زود باید میرفتیم خرید خوراکی
آخه عید شکرگزاری سه روز دیگهست
ببین، رمز داشتن یه شکرگزاری موفق، زود وارد عمل شدنه
اینو وقتی یاد میگیری که مجبور شی با یه پیرزن
تو راهروی شماره سه سر آخرین قوطی سس کرانبری دعوا کنی
- اوه - خیلی مشتاقم
یه روز من و کوین میزبان عید شکرگزاری باشیم
تو خرپشتهی خوشگلمون با دیوارهای آجری
که وقتی کوین
یه بازیگر پولدار شد میخریم
مگه نه عزیزم؟
یعنی سه تا مایه شکمپر مختلف داریم، ولی آبجوی اضافه نداریم؟
عجب، ما انقدر غیرقابلتحملیم؟ حتما باید مست باشی
که پیشمون باشی؟
- اصلا تو کتم نرفت - خب، دفعه دیگه
خودت فیلم رو انتخاب کن. اوه!
بچهها. نمیدونستم
کسی خونهست. سلام
- زودتر رسیدین! - سلام
- سلام. سلام عزیزم - سلام
- حالت چطوره؟ - خوبم
چه خبر؟
اوه! ببخشید. خیلی گیج شدم
بچهها، این مت ـه
مت، کیت و کوین هستن. ایشونم همسر کوین، سوفی
- سلام - اون یکی پسرم و دوستدخترش هم تو واشینگتنان
ولی برای شکرگزاری میان اینجا
- چه خوب - آره
راستی، اینم میگل ـه
- سلام - از دوستان خوب خانوادگیمون
سلام. مت دیکسون
سلام مت. خوشوقتم
برای خوراک بوقلمون نمکی سه روزهمون بوقلمون گرفتم
مرسی. آره، با میگل دیدیم که "امریل" این کارو کرد (سرآشپز آمریکایی)
ما هم گفتیم دل رو بزنیم به دریا
آره، گفتیم "خورا که نه؟"
خورا که نه؟
من که عاشق بوقلمون نمکیام
ولی بعد از طلاق خیلی عید رو شلوغ برگزار نمیکنم
فقط خودمم و غذای آمادهام
میدونی، خوشحال میشیم بهمون ملحق شی
نه. نمیخوام مزاحم بشم
بیخیال. تعارف نکن
- واقعا؟ - آره
خب در این صورت، پای کلو تنبل معروفم رو میارم
- اوه! - آره
اصلا معروف نیست. از سوپرمارکت میخرم
از شانس خوبتون
عه... خب، خوشحال شدم دیدمتون
- آره. خدافظ - خدافظ
خب، اصلا هم قرار نیست معذب بشیم
بیصبرانه منتظرم
- کوین، خیلی زحمت کشیدی - خواهش میکنم
شوخی میکنی؟ تخممرغها دارن گرم میشن. بچهها خوابن
و نوبت بعدی وافلهای نرم قرمزم
تا چهار دقیقه دیگه حاضر میشه
میدونین باید چیکار کنیم؟ باید این کارو رسم کنیم
میتونیم اسمش رو بذاریم چاشت و خوشگلا
چون حس میکنم آدمهای زیبایی هستیم
- ای - چاشت و خوشگلا. نه؟
باشه، حالا بعدا اسمش رو میذاریم
کوین میخواد نشون بده که از دوستپسر داشتن من حمایت میکنه
آره میدونم. خیلی بامزهست
- وقتی سعی میکنه طبیعی جلوه بده - اوهوم
الایژا، این مافینهای بلوبری حرف ندارن
- واقعا خودت درست کردی؟ - آره
تو شیرینیپزی یکم خودمو قبول دارم
فقط شیرینی خونگی میخورم
خب، شاید بتونی یه تعداد هم برای من درست کنی
- که ببرم واسه عید - حتما
راستی مدیسون، مطمئنم عاشق عید شکرگزاری تو کلبه میشی
خیلی دلم میخواد دوقلوها من رو...
با کلاه پیلگریم ریک ببینن
البته امیدوارم نیکی نترسه
چون کلاه میبینه یه جوری میشه
تو چطور؟ برای عید برنامه داری؟
اوه. عه... خب...
احتمالا خیلی آروم و ساده با خانواده باشم
- هوم - اون خوشگله
- مال توئه؟ - بله. مال خود خودمه
این یه گیتار گیبسون جی45 ـه
این همون گیتاریه که بردلی کوپر
تو فیلم "تولد یک ستاره" استفاده کرد
تازه داره قلقش میاد دستم
آره، خیلی هم عالیه رفیق. راکاستاری هستی واسه خودت
آره. یه مدته تو مسترکلاس
آنلاین اسپرینگستین شرکت میکنم
- برای همین... - اوهوم
اصلا با من حرف نمیزنی، مگه نه؟
- تماس کاریه - آره
اینا حرف ندارن. کار توئه؟
- آره - عاشقتم
نه، تو نه جناب
با فردی به نام الایژا بودم
داره یه معامله رو تو دو تا محدوده زمانی مختلف انجام میده
برای همین از 16 ساعتی که اینجا بوده
هشت ساعتش اینجوری بوده
هیچوقت فکر نمیکردم به ایرپاد حسودیم بشه
No comments yet. Be the first to leave one.