نخستین 200 خط.
...میگم
ما با هم دوستیم، نه؟
.ها؟ خب آره
پس میتونم یه چیز خیلی باحال بهت بگم، نه؟
چـ.... چی شده؟
حتی اگه بگم نه میگی، نه؟
...واقعا
.حس میکنم خیلی چاق شده
هه؟ و... واقعا؟
.خیلی! اصلا انگار چند برابر شده
.ولی من که فرقی نمیبینم
میگم، روبو تو هم اینجوری فکر میکنی، نه؟
تو هم حس میکنی خیلی چاقه، نه؟
.پاهاش مثل فیل شده
!واقعا
!بعد سینه اش هم مثل گاوه !انگار شده به موجود جدید
!ترسناکـــــــه
چـ.... چه ات شد یهویی؟
چیزی نیست که اینقدر بره روی اعصابت، نه؟
.فقط داری زیادی فکر میکنی
چی میخوری اینقدر چاق میشی وتا؟
درباره ی من حرف میزدی؟
...میگم
خسته شدم، میشه دیگه تلق تلوق نکنم؟
هه؟ روبو صدای تو بود؟
برای چی؟
: ترجمان
kiakong
انتخاب های برای سال دوم
بورو
!من، نینومائه کاناده، تونستم
گفتم شاید علوم رو انتخاب کنه
ولی بعد این به ذهنم رسید که .شاید بخاطر تاناکا سان و بقیه انسانی رو انتخاب کنه
!و قمارم جواب داد
ساگینومیا شیوری : انسانی کیکوچی آکانه : انسانی
.این مثل یه رویاست، ساگینومیا سان
.حتی سال دوم هم همکلاسی تو میمونم
ها؟ تو برگه ی مسیر شغلی رو تحویل ندادی؟
تاناکا نوزومو : نامشخص
...عجیبه
.مطمئنم که تحویل دادم
این رو میگی؟
انسانی علوم در صورت انتخاب های دیگر، در زیر شرح دهید : چرت زدن
.محض اطمینان میپرسم
تو میدونی شغل یعنی چی؟
.سنسی
.اصلا نمیشه من رو توی گروه خاصی قرار داد
همون چیز، خرس تنهای صحرا؟
.فکر کنم منظورت گرگ تنهای شب باشه
چجوری فهمیدی؟
.اصلا تو که نمره های ریاضی ات تک رقمیه
.سریع بنویس انسانی و تحویل بده
!هــا؟! توی این یکی امتحان دو رقمی شدم، ده
.برای یه ده باد توی غبغبت ننداز
الان اون ده ای که من براش کلی زحمت کشیدم رو مسخره کردی؟
.باشه باشه، خیلی باحاله
با اینکه بی ال مغزت رو فاسد کرده .میتونی پنجاه بگیری
!به بی ال که ربطی نداره
.بحث بی ال که میشه سریع گارد میگیری، چقدر ضایع
!چته تو؟ چقدر رو اعصابی
!تا یه مدت با من حرف نزن
چقدر خوب! اصلا کی با تو حرف میزنه؟
...میگم
.چیزی نیست، همیشه اتفاق میافته
...ولی فکر کنم بهتر باشه یکی میانجی گری کنه
.میدونم
.یه کلکی هست
چرا اینقدر به من گیر میده؟
مگه الان فصل جفت گیریه؟
.خب خب، آروم باش
.بیا
.ها، ممنون
!واقعا که
چون خودش فقط یکم از من بهتره
.من رو دست کم میگیره و احمق فرضم میکنه
!لعنتی
.خب، برگه ها رو پخش میکنم
!بیا
.ممنون
!دیدی؟ چقدر بی ادبه
.خب خب
.بیا، این رو بتراش
.واقعا قلبش فاسد شده
.سلیقه اش هم فاسده
.وای چی گفتم
...تراشه ی مداد که نشکسته و بلند شده
.روبو
!نمیخوام موقع غذا خوردن قیافه اش رو ببینم، میرم سالن غذاخوری
میگم، چطوره با هم بریم؟
!ممنون
واقعا چشه؟
.خب خب. آروم باش
این سوزن رو نخ میکنی؟
!من هم نمیخوام قیافه ی نحس اون رو ببینم
!لعنتی! نمیره تو
...لعنتی لعنتی لعنتی
.خب خب
ها؟
.با این
وقتی که ناهار خوردی میتونی این رو به تعادل برسونی؟
هه؟
.اگه به تعادل رسوندی اون شیر رو بخور
.راستش اونقدر ها هم عصبانی نیستم
.ولی دیگه نمیتونم کوتاه بیام
!وتا
!ببین
من به تعادل رسوندمش! خیلی باحاله، نه؟
.احمق، بده ببینم
هه؟
.طرف راست یکم سنگین تره
.ببین، حالا به تعادل رسید
این چه چیزیه که من شاهدش هستم؟
عالی بود وتا! میگم نکنه تو مهر ماهی هستی؟
.هی وای من، از اون چیزی که فکر میکردم سریع تر تموم شد
.نه، من اسفندی ام برج حوت .طالع بینی امروز هم گفته بود شانس آور من امروز لاکتوباسیلوس ـه
.من مرحله ی بعدی رو هم آماده کرده بودم
.لاکتوباسیلوس؟ پس برای همینه
همون کلکی که گفته بودی؟
.ولی نه از نوع سمی اش
برای بازنویسی احساست و افکار
.بهترین روش استفاده از فرایند هاییه که لذت بخش هستن
خشم
پلاستیک پف پفی
تراشیدن مداد
سوزن نخ کردن
.مخصوصا برای باکا که ظرفیت مغزی پایینی داره
...ولی حس میکنم خیلی تاناکا سان رو ابله فرض کردی
.تو دست کم گرفتی
.اون... یه باکای تمام عیاره
تـ.... تمام عیار؟
کلمه ای شبیه مایجمه
.نه، تو بخور
.نه نه، تو بخور
.نمیشه، تو بخور
.نه اینجوری نمیشه، تو بخور
واه! روبو! اون چیه؟ بازیه؟
.اوتلو
.تو الان مهره ی سیاه هستی، بذارش اینجا
...هم طولی هم عرضی هم قطری .تمامش رو برگردون
!اوه! خیلی حس خوبی میده
!ها! بدو سریع
!خیلی خوبه
!الان همه اش رو سفید کنیم
.واقعا تمام عیار بود
!من درستش میکنم، حالا وتا برگردونه
.وای، موقعی که دبستانی بودم
.گفتم ساردین خشک شده رو دوباره زنده کنم
.برای همین یه شب توی تنگ ماهی گذاشتمش
.روبو سان
.من هنوز اسم واقعی اش رو نمیدونم
تو واقعا خیلی احمقی، میدونی؟
.فقط میدونم دوست هاش به این اسم صداش میکنن
.واقعا وضعت خرابه
وتا تو تا حالا امتحان نکردی؟
...این دوستش باکا سان خیلی حرف میزنه
چرا باید همچین کار احمقانه ای بکنم؟
.مثل یه نون فانتزی که توش خالیه
.بعد روز بعدش رفتم ببینم چی شده
.ولی هنوز خشک بودن
.تنها چیزی که گیرم اومد یه بسته ماهی خالی بود
...وتا سان توی تسوکومی خیلی ماهره
.خب معلومه، چون ساردینه
.مثل یک پرنده ی شکارچی
.مطمئنم دعوات کردن
.ولی اون موقع خیلی شوکه شدم
احتمال زیاد اسم های مستعاریه که به خودشون دادن
.خیلی رویا پرداز بودم
.ولی واقعا چه اسم هایی، مستقیما به خود فرد میاد
میدونی چی شوکه کننده تره؟
.اینکه بعد از اینکه گذاشتیش زنده میشد
...روبو سان
.اون مثل گل نموفیلای آبیه
انگار که وقتی سوار این قطار میشه .تمام واگن رنگ آبی به خودش میگیره
دیشب چی خوردین؟ .ما یاکی اودون
.خب، فکر کنم ما کاتسو دون خوردیم
.چقدر خوب! کاتسو دون چرب و چیلی
.چرب و چیلی نبود
روبو تو چی؟
فکر کنم روبو سان سالمون با .پاستای اسفناج و خامه خورده
.علف هرز
شبیه اسم یک کتاب که کنکو، یک راهب نوشته
وقتی ازش پرسیدن دیشب چی خوردی
،به جای غذای بدن، غذای روح !یعنی اسم کتابی که خونده رو گفت
!آه چقدر زیبا! روبو سان خیلی کارت درسته
.توی حیاط نشستیم و علف هرز خوردیم
بازم؟! روبو شما ها همیشه آخر برج که میشه این کار رو میکنید، نه؟
توی یه خونه ی بزرگ زندگی میکنن ولی معلوم نیست که پولدارن یا فقیر، نه؟
!خب! حالا بگید چیزی که خیلی میخواید چیه
من جیب چهار بعدی میخوام، وتا تو چی؟
اشاره به دورائمون
.استعداد
.اون که چیز نیست
چه فرقی داره؟
چیزی که تو میخوای فقط توی .یه دنیایی که ربات گوش گربه ای داشته باشه هست
...روبو سان چی؟ نکنه یه دوست پسر
روبو تو چی؟
...یه
یه بدن برای آزمایش کردن .تغییرات ژنتیکی با هدف به تاخیر انداختن پیری
.روبو یکی از همین روز ها میگیرنت
.همچین سوتی هایی نمیدم
No comments yet. Be the first to leave one.