نخستین 115 خط.
اشکام...نمیریزن
انتظارشم میرفت
اصلا هم جای تعجب نداشت
واقعا نباید گریه کنم
داداش واقعا اونجا نهایت تلاشش رو کرد
حالا دیگه قراره باهم قرار بذارن؟
هیچوقت نمیخواستم اینو بشنوم
نمیخواستم اینو بشنوم
میدونم، اما
واقعا نمیخواستم اونو بشنوم
اگه اینطوریه، پس
چرا بهش نگفتی؟
حتی با اینکه همیشه باهمدیگه بودید
...چون
ما همیشه با هم بودیم
من فکر کردن بهش رو دوست نداشتم
و ترسیده بودم
...که نکنه داداش رو از دست بدم
تو احمقی
چون تو اینطوری هستی ازت دور شد
میدونستم اگه موگی خبردار بشه آسیب میبینه
نیازی نیست اونهمه به خودت زحمت بدی و بهش بگی، مگه نه؟
...به هرحال
...شاید بخوام فقط موگی من رو بفهمه
دوست دارم
پس خونه آوایا نمیری؟
اچ چان
چرا اینجایی؟
دنبالم کردی؟
آره کردم
آزارت میده؟
نه، نمیده
تو میدونستی؟
...نمیدونم
...انجام اینکار چه اهمیتی داره
...اما
لطفا منو ببخش
مشکلی با این نداری؟
من نمیتونم احساساتت رو بفهمم، میدونی؟
واسه من اشکالی نداره
اوکی ام باهاش
من حداقلش میدونستم که حالم خیلی خوب نبود
...میدونستم، اما
واسم احساس تاسف میکنی؟
هیچی
نگرانش نباش
...اما نتونستم بس کنم
موگی؟
!واقعا خودتی
می-سنپای
چند سال گذشته؟
سه سال، به گمونم
عمرا! یعنی اینقدر طولانی!؟
که اینطور
نوستالژیکه
چی نوستالژیکه؟
گاز زدن نی رو میگم میگن نشونه اینه که از لحاظ جنسی خنثی شدی
آره احتمالا
هنوز یادم هست چقدر پوستش شفاف بود
همیشه تنها بود
عادی نبود
...راستی، اون خانوم خانوم آکانه بود؟
شنیدم الان معلم مدرسه تون شده؟
آره
بم نگو که هنوزم مرددی؟
چه مسخره! برو سراغش
خانوم آکانه جنده س
دیدی؟ به گمونم که اون یه استاد دانشگاه بود
زود باش
واسه اولین بار درست با چشای خودم دیدم
انگار دنیا 180 درجه تغییر کرد
اینجات چیزی ریخته موگی
...اما،من
به یه طریقی فقط بیشتر تو دامش فرو رفتم
اگه سنپای بهم راه رو نشون نمیداد
خدا میدونه چی به سرم میومد
عصبی ای؟
هستم
البته که هستم
چون من یه دخترم؟
نه
اچ چان
...هرچی باشه، دوستمی
با دوستات از اینکارا میکنی؟
فهمیدم، چون با آوایا هم از اینکارا میکنی
اگه دلت نمیخواد فقط بهم بگو
نه نه
چرا؟
...چون
چون دوستت دارم
...پس
تو هم واسم از اینکارا کن
دوستت دارم
من همیشه...عاشقت بودم
ممنونم
واقعیتش
...داداش
...داداش
...داداش
فایده نداره
آخر سر
مهم نیست چقدر تصور کنم آخرش همون دختری که میشناسم رو میبینم
هانابی
بهم بگو چیکار میخوای بکنی
یا چی، میخوای بس کنم؟
بس کنم؟
تو نسبت به چیزایی که حس خوبی میدن ضعیفی، آره؟
نه
...علتش اینه که وقتی تو لمسم میکنی
...یه جورایی
...فقط
چی؟
حس خیلی خوبی میده فقط
اون به این خاطره که
...من
No comments yet. Be the first to leave one.