نخستین 200 خط.
...تو
الان وقتش نيست اينجوري بخوابي
! هي - ...اوني -
...بجنب بيدار شو
درد داره - ! بلند شو -
هي ، جوي ديونه
هي ، بنگ خل و چل
!هي
ساکت باش
!!! هي
درد داره ، نه ؟ بيا بي سروصدا دعوا کنيم
منو زدي ؟ - آره ، تو هم منو زدي -
منو ميزني ؟ - تو اول منو زدي -
تو اول منو زدي - تو اول منو زدي -
! تو اول زدي حرومزاده
حتي يقه مو هم ميگيري ؟- ! آره ، يقه تو هم ميگيرم
زودباش بيا بيرون
...هي ، سفت نگير
وايسا ... اونا اينجا
قسمت 12 = آخرين قسمت =
حالت خوبه ؟
خوبي ؟
الان به نظرت حالم خوبه ؟
منظورم اينه ، چطور شما دو تا خرس گنده اومدين خونه ي من و جايي که بچه داره توش بزرگ ميشه، باهم دعوا كرديد ؟
اونيت واقعا عصباني شده بود ؟
ميخواي دوباره برم و موقعيت رو براش توضيح بدم ؟
همونجور بشين بنگ ميونگ سو
چرا اين همه راهو تا خونه م اومدي ؟
اومدم تو رو ببينم . ايون هي گفتش مريضي
پس چرا اين همه راهو تا خونه م اومدي ؟
چرا اين همه راهو تا خونه م اومدي کارگردان ؟
شنيدم مريض بودي ، براي همين تا اينجا اومدم تا کمي ميوه بهت بدم و بعدش برم
اگه فقط ميخواستي بهش ميوه بدي ، بعدش بايد راهتو ميگرفتي ميرفتي فکر ميکني اونجا کجاست که سرتو ميندازي پايين و ميري داخل ؟
ميونگ سو
درد داري ؟
زود باش برو داخل
کارگردان، لطفا با من حرف بزنيد
تو برو داخل
اگه ميخواي حرف بزني، اينجا حرف بزن
ميخواي راجع به چي صحبت کني ؟
تو ... از اين خط عبور نکن و همينجا بمون
کارگردان ، بيا بريم
اين احمق هاي بي فايده .... من الان همه نوع حرومزاده ي گدايي رو ديدم
خوبه که بچه ها رفته بودن مهد کودک
اگه اين اغتشاش رو ميديدن، ممکن بود چه اتفاقي بيفته ؟
کيم سو جين وقتي قرار ميزاره فقط با اونايي که شبيه خودشن قرار ميزاره
...اونا احتمالا يه سري شرايط دارن
شرايط ؟ چه شرايطي؟ چي ، چي ؟
مزه طالبي عاليه
اما اشکالي نداره بعد از اينکه بيرونشون کرديم اين و اونو بخوريم ؟
چرا ؟ چيزي که قبول کردي رو نبايد برگردوني
اين صداقت آدميه . اينکه صداقت يه ادم رو قبول کنيم يا نه چيز خوبيه يا بديه ؟
بخور
به شيرينيه عسله
ميخواي بهشون بگيم که اغلب اينجا سر بزنن؟
فقط خفه شو و بخور
خوشمزه ست ، نه ؟ بخور
...آه - اون
... چرا دستشو ميگيره ؟ دست- دستشو
چيه ؟ کجاست ؟
! بنگ ميونگ سو
بله
در مورد چي صحبت ميکرديد ، هان؟
خيلي فکر کردي ؟
البته
اون چي گفت ؟ گفتش دوستت داره ، درسته ؟
فکر کردي، درسته ؟ اومدي و توي خونه ي يکي ديگه آشوب به پا کردي
اون اول منو تحريک کرد
برگرد
! برگرد
پايينتر
چي ؟- بجنب بيشتر خم شو -
تا وقتي بنگ ميونگ سو داره فکر ميکنه که کارش اشتباه بوده ميخوايم دور بزنيم
بجنب برو
آه ، خيلي گرمه
الان ميخواي چي کار کني ؟ الان جلوي خواهرم و شوهر خواهرم يه گاو پيشوني سفيد شدي
آه ، خيلي خجالت زده م
ميخوام خونواده م دوستت داشته باشن
يه روز رو انتخاب ميکنم و براي التماس کردن درست و حسابي ميام
کار خوبيه
باشه
آه ، نميخوام پايين بيام
ميخواي يه دور ديگه بزنيم ؟
ميتونيم ؟ فکر نکنم فايده داشته باشه پاهات همين الان هم داره ميلرزه
وقتي امکانش هست براي چي اين حرفو ميزني .همش مثل ويبره رفتنه
هي ، حتي 10 بار هم ميتونم اين دور بگردم ميخواي دوباره بگردم ؟
واقعا ؟
اره
هي ميونگ سو ، خيلي دعوا کردي ؟
نميدونم.فقط زدمش - تو اول زديش ، مگه نه ؟-
منظورت چيه زدمش . اون اول زد - چطور يه مرد ميتونه اين عملو از خودش نشون بده ؟ -
منظورم اينه الکلي پرونده ها رو بيرون نکش و براي الان بزار توي اتاق باشه
طناب نميرسه
هي ، هيونگ سون.تقريبي تمومش کن و در عرض 30 دقيقه جمعش کن
! بسيار خوب
! دستيارا ، 30 دقيقه ديگه جلسه ست
! باشه
ايون هي ، اونا دارن چي کار ميکنن؟
سوپرايز شدي ، مگه نه نويسنده بنگ ؟
اونا دستيارن. انگار واقعا الان کارو شروع کرديم .مگه نه ؟
ايون هي ، اينترنت اينجا رمز عبور داره ؟
آه بله . يه دقيقه وايسا . ميگيرمش
اوه کارگردان جو . کجا بايد بزارمش ؟
فعلا بزارش اونجا - اونجا ؟ -
بله .فهميدم
سو جين . هي . اونايي که فيلم ميسازن از خانمها اينجوري کار ميکشن ؟
مگه چه عيبي داره ؟ فرق بين خانمها و اقايون توي اينجا چيه ؟
فقط بايد جابه جاش کنم - چي کار کنم ؟ -
اوه ، پس خواهشا بزارش اونجا
تهيه کننده کيم ,ميتونيم اين راحتي رو تکون بديم، درسته ؟
! ب- بله
دست نگه دار- باشه ، باشه -
يه جايي اون طرف هست ، پس ميخواي اونجا ببريمش ؟
بسيار خوب پس - بسيار خوب -
الان ديگه شروع شده - اره -
گفتي ميخواي بري با دستيارا غذا بخوري
ميخوام يه استراحتي بکنم
تو چي ؟ هنوز غذا نخوردي درسته ؟ بيا با هم بريم
بسيار خوب
اينکه اين جا پر از کارمند بشه ، آرزوي من بود
و از اونجايي که واقعا اين اتفاق افتاده ، واقعا احساس عجيبي دارم
بهت گفتم موفق ميشي
نميتونم باور کنم اين همه پيشرفت کرديم
چطور به اينجا رسيديم ؟
گفتي حتي نهار هم نخوردي . اينجوري مريض ميشي
ميخوام بوي دفتري که پر از آدمه رو حس کنم
اين شروعشه . خوب ادامه بده
واقعا خوشحالم
واقعا خوشحالم که ميتونم کاري انجام بدم ميونگ سو
اگه نميزاشتم اينکارو بکني ، اتفاق بدي ميتونست بيفته
اما ... يه چيزي هست که در موردش کنجکاوم
ديروز به اون عوضي چي ميگفتي ؟
يه رازه - همم؟ -
اينجوري ميخوام به پروپات بپيچم
هر روز صد پيام بهت ميدم و در کمينت ميشينم
شنيدنش خوبه - هي -
اين يه چيز جذاب در مورد توئه ميخوام پز اين حُسنتو پيش بقيه بدم
از اين به بعد روزانه صد تا تماس تلفني داري
ميتونم فقط به همشون جواب بدم ! فقط بايد جواب همشون رو بدم
باشه
کارگردان ، چيزي بايد بهم بگي ؟
چون که حرفي براي گفتن داشتي اومدي
درست ميگي
....اوه ، من
يه چيز خيلي خجالت آوري رو ميخوام ازت بپرسم
اما فکر کردم اگه ازت نپرسم نميتونم فکرمو جمع و جور کنم
...شما احتمالا
شما احتمالا ... منو دوست داريد کارگردان ؟
اومدم اينو بهت بگم
...امکان نداره
بتونم دوستت داشته باشم
فکر کنم جوري رفتار کردم که باعث سوء تفاهم تو شده
و به خاطر اين، احساس سنگيني ميکني
براي همين، چون نگران اين موضوع بودم اومدم
...من ... من
دوباره دچار سوء تفاهم شدم
متاسفم
که با سوء تفاهمم بهت ضربه زدم
چيزي نيست
خوب ، اين اولين بار نيست که اينو تجربه ميکنم
من هيچ احساسي بهت ندارم
لطفا دچار سوء تفاهم نشو
آه ، خيلي شرمنده م
...حتي نميدونم که
بدون هيچ احساس سنگيني ، سرکار ميبينمت
بله ، پس خواهشا از فردا هوامو داشته باشيد
بسيار خوب
کارگردان
لطفا سوء تفاهم منو فراموش کنيد
خواهش ميکنم
مدير جانگ هوا يونگ درسته که کليه مدارک از سال 2010 تا الان رو چک کردي ؟
بررسيشون کردم
اگه بررسيشون کردي پس چرا اينقدر توش اختلاف وجود داره ؟
اگه يه تفاوت 10 سنتي هم توش وجود داشته باشه، بايد دوباره انجامش بدي
هميشه از اين نوع اختلافها توي صورتهاي مالي وجود نداره ؟
چرا سعي نميکني همين حرفتو موقع تحقيق مالياتي بگي ؟
لطفا دوباره انجامش بده
جاهايي که علامت زدم رو بررسي کن و اگه يه چيز کوچولو هم جا مونده رو پيدا کن
اگه نتوني پيدا کني ، توي آشغالا بگرد و با محسبات تطبيقشون بده
هوا يونگ ,من همين الان هم سه شب رو بدون اينکه بخوابم، کار کردم
تا زماني که محاسبات تطابق پيدا نکرده فکر رفتن به خونه رو از سرت بيرون کن
? توي خوابهاي ديشبم ?
? خانم شيرين و دوستداشتني نو رو ديدم ?
? اون روشنايي سعي ميکرد خانواده و دوستانم رو قورت بده ?
? جلوي همچين نوري ، نميتونستم از خودم ضعف نشون بدم ?
مرد ، آشغالي مثل تو وجود نداره
سوجين از دفتر انداختت بيرون هيونگ ؟
خوب اگه نظر منو بخواي , اون جونور آمريکايي صد برابر از تو بهتره هيونگ
اوه اوه اوه
برنميگردم . برنميگردم
? خيلي چيزا هست که بهش اعتماد دارم ?
? اگه شب باشه ?
پس واقعا دور انداخته شدي، هيونگ ؟
اين راه هم ميره ؟
اگه نميخواي پس قدم بزن با رانندگي تو فقط ميتونم فکر انجام کارهاي خدماتي باشم
آه واقعا
لطفا سوار شو کارگردان . اگه ميخوايم هم با تيم هم با مجموعه ملاقات کنيم ، پس بهتره زمانو کوتاه کنيم
لطفا پشت سوار شو
اگه پشت سوار بشم حالت تهوع ميگيرم
وقتي سوار ماشينت شدم اشکالي نداره بالا بيارم؟
No comments yet. Be the first to leave one.