نخستین 200 خط.
X - O - T
F - D - E
خب، دستهي بعدي چي؟
P - N - E
E - R - Z
"يونيس"
بله دکتر "ايوري"؟
چند تا از اون حرف ها رو واقعا ميتوني ببيني
و چند تاشون رو حفظ کردي؟
"من همشون رو ميتونم ببينم دکتر "ايوري
..."يونيس"
"خيله خب قبول، من دو دستهي آخر رو حفظ کردم "تام
فقط دو دستهي آخرش رو
...اگه نتونم گواهينامم رو تمديد کنم
ببين "يونيس" تو بايد از اين لنزهايي که برات تجويز کردم استفاده کني
استفاده از لنز بدرد من نميخوره و عينک زدن هم باعث ميشه سردرد بگيرم
خب پس نسخهاي که برات تجويز کردم رو عوض ميکنم
ولي خودتم ميدوني که "دي.ام.وي" دوباره امتحانت ميکنه راهنمايي و رانندگي)
جدولهاي اونا رو هم حفظ کردم
آقاي "کونراد" زنگ زد
و وقت معاينه فردا رو لغوش کرد
بيل وارن" هم ميخواست بدونه که آيا ميتونه" قبل از اينکه بره سر کار معاينه بشه يا نه؟
و اين يعني اينکه تو بايد سر ساعت 8 صبح اينجا باشي
مشکلي نيست - براي 8 صبح فردا مشکلي نيست؟ -
آره
وقتي که داشتي يه بيمار رو معاينه ميکردي هم "راجر" زنگ زد
گفت که اگه قرار بازي گلف فردا ساعت 2 رو از دست بدي پول آبجو با خودته
پول آبجو رو که هميشه خودم حساب ميکنم
دنيل" هم ديشب زنگ زده"
و يه پيغام روي پيغام گير مطب برات گذاشته
چي گفته حالا؟
گفته که بازم بهت زنگ ميزنه گفتش که الان يه جايي توي فرانسه هستش
و يه جورايي معلوم بود که حالش خوبه
منظورم اينه که آخه مگه ميشه توي فرانسه باشي و حالت خوب نباشه، نه؟
اين دفعه چي شمارهاي از خودش داد؟
نه
همهي آدماي توي اين سياره يه گوشي موبايل دارن به جز پسر من
دنيا هم از دست کاراي اين "دنيل" در شگفتـه
ميبينمت
!واي، نه
بزار بهت نشون بدم که يه دکتر واقعي چجوري اينکار رو ميکنه
از کي تا حالا ديگه "تام" يه دکتر واقعي نيست "راج"؟
"چشم يکي از مهمترين عضوهاي بدنـه "راجر
"شايد توي پيري اينطور باشه "تام
چشمها پنجرهاي به سمت روح آدمي هستن
جدي؟ خب آخه "راجر" بايد از کجا چنين چيزي رو بدونه؟
اون که روح نداره
اين طرز ضربه زدن براي من مثل يه تجويز اشتباهه پسرا
!"با پات مخفيانه به توپ ضربه نزني "فيل
"فعلا اين تويي که داري اينکار رو ميکني "راجر
خيلي خب، ببينم چي داريم اينجا، ضربهي هفتادم منـه؛ آره؟
آره، ديگه فقط 10 ضربه تا پايان بازي مونده
اين چيزيه که داشتم ازش ميگفتم
بدک نبود - ضربه به اين خوبي -
بايد برم اونجا تا ضربهام رو بزنم
ميدونم؛ يکي، دو متري بيشتر تا اونجا راه نيست
ميخواي برسونمت؟ - من پير و خستهام -
تو پير و تنبلي
من که از اول بازي تا حالا نديدم تو پياده حرکت کني
مال من داره زنگ ميخوره و ميتونم بعدا بهش جواب بدم
...دِ برو
چيپ خوبي زدي - بد نبود -
شما بازي رو ادامه بدين
منم زودي به جمعتون ميپيوندم، الو؟
الو؟ الو؟
بله، الو؟ - "آقاي "تام ايوري -
ببخشيد من فرانسوي بلد نيستم
من سروان "هنري سباستين" هستم از ژاندارمري ملي
شهر "سينت ژون پيد دِ پورت" کشور فرانسه
مشکلي پيش اومده؟
شما پدر "دنيل ايوري" هستين؟
بله پدرشم
متاسفانه بايد به اطلاعتون برسونم که پسرتون کشته شده قربان
چي؟ منظورتون چيه؟
منظورتون "دنيل"ـه؟ براي "دنيل" اتفاقي افتاده؟
اون توي مسير "کامينو دِ سانتياگو" گرفتار
يه طوفان شده بود آقا
چي؟ - منطقهاي توي رشته کوههاي بين اسپانيا و فرانسه هستش -
تام"؟"
تامي"؟"
داري کجا ميري؟
تامي"؟"
"بابت مصيبت وارده بهت تسليت ميگم "تام
ممنونم، پدر
دارم ميرم خارج از کشور تا "دنيل" رو برش گردونم خونه
دوست داري باهام دعا کني "تام"؟
دعا براي چي؟
تمامي اطلاعات لازم براي مسافرتت اين تو هستش
تمامي قرار ملاقاتهاي هفتهي آينده رو ...لغو کردم، پس
اون ميخواست تموم دنيا رو ببينه
و اينکارم کرد
تو هم بايد با پروازي که دارم باهاش ميرم باهام بياي
چي؟
تو هم بايد باهام بياي
!چشم، حتما - با ماشين برميگرديم -
و چمدونت رو ميبندي پاسپورتت رو برميداري
و بيخيال اون باشگاههاي گلف ميشي
رضايت بده تا با هم پدر-پسري بريم مسافرت بهمون خوش ميگذره
کي برميگردي؟
نميدونم
خب پس تو اصلا برنامهي خاصي نداري
ما با هم توافق کرديم که اگه بزارم تو برسونيم به فرودگاه
ديگه دربارهي اينکه دارم گند ميزنم به زندگيم برام سخنراني نکني
دروغ گفتم
ميدوني "دنيل" اکثر آدما اينقدر عياش و بي خيال نيستن
که همينجوري همه چي رو رها و فراموش کنن
خب من يکي از اين اکثر آدما نيستم
اگه دعاي خيرت بدرقهي راهم نيست اشکالي نداره
ولي دربارهي من و شيوهي زندگيم قضاوت نکن
شايد سبک و شيوهي زندگيم چندان شباهتي به سبک زندگي تو نداشته باشه
ولي اين راه و روشيه که انتخابش کردم
آدم شيوه ي گذروندن عمرش رو انتخاب نميکنه بابا
بلکه اون رو زندگي ميکنه
...خانمها و آقايون
آقاي "ايوري"؟ - بله خودمم -
تلفني با هم صحبت کرديم سروان "هنري سباستين" هستم
بله درسته
...نميدونم چرا؟ فقط ميدونم که عجيبه
ولي فکر ميکردم بايد جور ديگهاي باشه برام
اينکه ازش بخوام که برگرده خونه
فکر ميکردم که حال و احوالم جور ديگه اي باشه
آقاي "ايوري" اگه آمادگي لازم براي انجام اينکار رو نداري
ميتونيم بعدا انجامش بديم - نه، همه چي خوبه -
منظورم اين نيست، اين اصلا هم چيز خوبي نيست
در کل منظورم اينه که حالم خوبه
بيا بريم و اينکار رو انجام بديم
بيا فقط بريم و کاري رو که بايد بکنيم
اينا وسايل "دنيل" هستش
ممنون
اينا تموم اون چيزاييه که وقتي پيداش کرديم باهاش بود
چه اتفاقي افتاد براش؟
اتفاقي که براش افتاد حادثه بود
وضعيت جوي اين منطقه به غيرقابل پيش بيني بودن معروفه
و من کاملا مطمئنم که حتما "دنيل" توسط افراد محلي بهش در اينباره هشدار داده شده بود
زياد صميمي و نزديک نبودي باهاش؟
شرمندهام که دارم چنين حرفي ميزنم ولي از وقتي که ديگه مادرش مرد نه
داشته اونجا چيکار ميکرده؟
به عنوان يه زائر در حال سفر بوده
داشته با پاي پياده به سمت سانتياگو دِ کُمپوستلا" حرکت ميکرده"
هزاران سالـه که آدماي کاملا مختلف با اعتقاداتي متفاوت و از نسلهاي مختلف
مسير 800 کيلومتريـه از اينجا يعني رشته کوههاي بين فرانسه و اسپانيا
تا سواحل شمال غربي اسپانيا
در شهر "سانتياگو دِ کُمپوستلا" رو پاي پياده طي ميکنند
تا به کليساي جامع برسن
به افراد با ايمان توصيه شده "که به زيارت قبر "سنت جيمز
که از حواريون عيسي مسيح بوده و اونجا به خاک سپرده شده بريم
و اين همون کاري بوده که پسرت "دنيل" قصد انجام دادنش رو داشته
خب پس حالا چرا تنها بوده؟
خيلي از آدما هستن که تنهايي مسافرت کردن رو ميپسندن
اين مسير يه مسيري مخصوصـه "سياحت شخصيه آقاي "ايوري
اين هم صدفش هست
اين سمبل زائريـه که در حال سياحتي درونيـه
...و اينم
اينم پاسپورت "دنيل" براي حرکت در اين مسيرـه
معمولا بابت توقف در هر شهر و نقطهي مهم
توي مسير عبور از اسپانيا توش رسما مهري زده ميشه
و اولين مهر همينجا توي "سنت ژون" توش زده ميشه
سفر خوش
ممنون
و معمولا وقتي که آدم به مقصد ميرسه
پاسپورت آدم بايد يه چيزي تو مايههاي اين باشه
من تا حالا سه بار با پاي پياده از اينجا رفتم به سواحل اقيانوس اطلس و برگشتم
ميخوام يه بار ديگه توي تولد 70 سالگيم اينکار رو بکنم
صد البته اگه خدا بخواد
دنيل" تنها بچهي من بود"
ما همچنين سوزوندن جسدش رو بهتون پيشنهاد ميکنيم
اينطوري برگردوندن چيزي که
ازش باقي مونده براتون راحت تر هستش
ببخشيد من فرانسوي بلد نيستم
به نظرتون اشکالي نداره که اينجا بشينم؟
چون جاي خاليـه ديگهاي نيست
سلام، من "يوست" هستم از آمستردام
تام" هستم" - "سلام "تام -
من امروز صبح توي قطار ديدمت
هر دومون با يه قطار از پاريس اومديم اينجا
تو يه زائر نيستي مگه نه؟
يه زائر؟
يه مسافر؟ سياحتگر؟ ها؟
تو نيومدي اينجا تا با پاي پياده بري "سانتياگو دِ کُمپوستلا" نه؟
نه من براي انجام دادن يه کار خانوادگي اينجام
خب ميدوني انجام اينکار براي هر کسي مناسب نيست
راستش توي همين هفته يه بنده خدا توي همين مسير مسافرتش مرد
اونم در حالي که يک روز بيشتر از مسافرتش نگذشته بود
آره واقعا غم انگيزه
آره
ولي زيارت رفتن دليل من براي اين سفر نيست يه راز ديگهاي در کاره
اين شکم ميبيني؟
داداش بزرگم قراره توي ماه دسامبر تو "رتردام" ازدواج کنه
و من ميخوام اين شکم رو آب کنم تا کت شلوار قديميم اندازم بشه
خب ميتوني يه دست کت و شلوار جديد بخري به جاي اينکه اينهمه راه بري
نه آخه ميدوني اين سومين دفعه است که داره ازدواج ميکنه
ولي فرقي نداره که عروسياي در کار باشه يا نه
منظورم اينه که ميخوام کمي لاغرتر و سبکتر بشم
تا با اين کار بتونم دکتر و همسرم رو
کمي خوشحال کنم
خيلي ممنونم
!بخاطر انرژي گرفتن دارم ميخورما
ببين
من نميخوام
دورهي دکترام رو تموم کنم
No comments yet. Be the first to leave one.