The Company You Keep

The Company You Keep

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Company You Keep 2023 S01E09 WEBRip x264-ION10 Fa
ناشر A_R_Z_110
«A_R_Z_110» ترجمه از / @ARZ_110_SUB

برچسب‌ها

webrip
web
x264
BRip
تاریخ انتشار: 2023-05-03
تعداد دانلود: 41
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

...:آنچه گذشت

ما خانواده کندی‌ آسیایی آمریکایی هستیم

باید یادمون باشه که اون رو توی زندگی‌نامه بنویسیم

کلر فاکس؟

حمایت‌ـش از اون نوعی که تو می‌خوایی نیست

چرا دافنه می‌خواد بره به پاین گرُو؟

قراره برد ویلفورد اونجا یه سخنران برجسته باشه

از معامله مواد مخدر به معامله اسلحه

این یه حیطه‌ی کاری جدید جاه‌طلبانه است

.کانر می‌خواد که تو بمیری خانواده‌ات هم همینطور

و من تنها کسی هستم که مانع این اتفاق میشه

وقتی اون متوجه بشه که ما چی‌کار می‌کنیم، معصومیت‌ـش از بین میره

می‌دونم که شما مردم رو گول می‌زنید و یه چیزایی رو می‌دزدید

خیلی متاسفم که تو رو تنها گذاشتم تا دخترمون رو بزرگ کنی

قبلا ناامیدت کردم

قرار نیست دوباره اون کار رو بکنم

A_R_Z_110 ترجمه از @ARZ_110_SUB

این یکی مال من‌ـه؟ - اوهوم -

ممنون

هی، پس آلی هنوز آماده نیست؟

«آره، جمله «وقتی آماده باشم آماده هستم

امروزه خیلی زیاد استفاده میشه

هرچی وقت می‌خواد بذار داشته باشه

بدم نمیاد اینجا وقت بگذرونم

باشه. بزن بهم

چی؟

ببینید کی اومده

فرانکی موسو

!ای وای

چند وقت گذشته؟

خیلی طولانی، فرانی بنانی

همیشه خیلی طولانی

اما تو، عشق من، یک ذره هم تغییر نکردی

!اوه - ،هنوز هم جذابیت رو داری -

لبخند میلیون دلاری، پاهای با قلم نقاشی شده

اوه، خیلی چرت و پرت میگی، فرانکی

،اگه می‌خوای با همسرم لاس بزنی

بهتره از من هم تعریف بکنی

حسادت نکن، لئو

تو از قبل دختر رو برای خودت گرفتی

داستان چی‌ـه؟

اون بزرگترین رقابتی‌ـه که ورزشگاه بانک استریت تا حالا دیده

اون نامزد مامان‌ـم بود تا زمانی با بابام اشنا شد

عجب - اوهوم -

نه، جدی

من احتمالا باید ازت تشکر کنم، لئو

اوه، جدی؟ به چه علت فرانکی؟

اینکه فرانی ترک‌ـم کرد یه جورایی ،مجبور کرد تا بزرگ بشم

برای خودم یه آدمی بشم

من تمام موفقیت‌ـم رو مدیون توئم، عروسک‌ـم

خواهش می‌کنم

پس حس و حال نیویورک چطوری‌ـه، فرانکی؟

مثل بهترین شهر دنیا

...و شما بچه‌ها

خوشحال‌ـم که می‌بینم این مکان همچنان پر قدرت پیش میره

آره - یعنی با -

تغییر محله و همه‌ی این مسائل

شنیدم که چند چهاراه اونورتر یه فروشگاه مواد غذایی بزرگ زدن

همه‌ی کافی‌شاپ‌ها و سالن‌های یوگا نمی‌تونن

با جذابیت و نوشیدنی‌های الکی اینجا رقابت کنن

کاملا

وقتی شنیدم رزی پیتزا فروشی رو فروخت‌‌ـه، تعجب کردم

صبر کن، رزی فروخت؟

اما اینطور میگن که پول گنده‌ای به جیب زده

...هی، یادت‌ـه

اولین قرارمون که اونجا بود رو یادت‌ـه؟

آره، همچین یادم‌ـه وقتی تو رو اونجا پیدا کردم

که با سیندی ناپلتانو بهم خیانت می‌کردی

اون تقریباً برام هیچ معنایی نداشت

تقریبا هیچی

نمی‌تونم باور کنم که رزی فروخته، نه؟

وای - آره -

چطور همه‌چیز داره پیشرفت می‌کنه

با این حال، اون سرمایه‌گذارهای املاک

می‌تونن یه فرصت باشن

داری پیشنهاد می‌کنی که ما هم بفروشیم؟

نه، ما هیچوقت نمی‌تونیم

این مکان بخشی از تاریخ ماست

یک موسسه

کاملا موافق‌ـم

سلام. ایناهاش

آماده‌ای برای رفتن؟

...تو یادت موند که

...چیزت رو

...فراموش کردم

نشونه زانوبند رو فراموش کردم

پاشو بریم، وگرنه دیر می‌رسیم. زودباش

خیلی‌خب

دوست‌ـت دارم - دوست‌ـت دارم -

وقتی فرانکی اومد داخل، قیافه بابا رو دیدی؟

وقتی به فروش اشاره کرد فکر می‌کردم بابا الان کله‌ یارو رو فرو می‌کنه توی دیوار

آره، فکر می‌کنی اون پیام‌ـه یا پیام رسان؟

هوم

تا حالا به این فکر کردی که اگه

توی این کسب و کار خانوادگی متولد نمی‌شدی الان کجا می‌بودی؟

ببین، من یه زندگی متفاوت رو امتحان کردم، می‌دونی، توی نیویورک

،و منظورم این‌ـه که ماجرای سایمون به کنار

...همیشه احساس می‌کردم که

دارم یه کلاهبرداری طولانی مدت رو انجام میدم، می‌دونی منظورم چی‌ـه؟

مثل اینکه فقط سعی می‌کردم زندگی‌ای رو داشته باشم که برای من نبود

...این مکان، کاری که می‌کنیم، من

من زندگی‌ـم رو دوست دارم

تو چطور؟

می‌دونی، بهضی‌وقتا فکر می‌کنم یک شروع تازه خوب میشه

و بقیه وقت‌ها، نمی‌دونم

آره، یعنی، می‌دونی چی میگن، چارلی

هرجا که بری، اونجایی

بالتیمور؟

زیاد بهش فکر نکن

در طول چند ماه گذشته، مشارکت‌ـمون

بیش از چیزی که فکر می‌کردیم برامون دستاورد داشته

و این... این تازه شروع کاره

بله، اما فراموش نکنیم که چه کسی مسئول‌ـه، درست‌ـه؟

همه شما، برای ما کار می‌کنید، آره؟

بیخیال شو - ما باهم کار می‌کنیم -

و از همه مهمتر، ما موفق شدیم

عملیات‌هامون رو بدون هیچ خونریزی افزایش بدیم

من باشم نمیگم بدون هیچ خونریزی

هی، اون فقط یه مثال کوچیک از اتفاقی بود که

وقتی با خانواده من درگیر بشی، برات می‌افته - گفتم بیخیال شو -

شاید نیاز باشه بری بیرون

من از تو دستور نمی‌گیرم، خواهر

ببخشید؟

برو بیرون تا بتونیم ادامه بدیم

...همونطور که می‌گفتم

می‌خواستی ما رو ببینی؟

ما به تازگی یه درخواست هماهنگی

برای پرونده مگوایرتون دریافت کردیم

جدی میگی؟

یه نفر توی لنگلی تصمیم گرفته این عملیات

رو با خیلی کاغذبازی اداری متوقف کنه

که سال‌ها طول می‌کشه قبل از اینکه بخواییم یه حرکتی بزنیم

این با عقل جور در نمیاد

،خب، به وضوح چند نفر رو عصبانی کردی

به خصوص با توجه به یافته‌هات در مورد دالتون بریجز

پس هر حرکتی که روی مگوایرها انجام بدیم

قبل‌ـش باید از همه این کانال‌ها عبور کنیم؟

...مگر اینکه

مگر اینکه ما چیزی داشته باشیم که لنگلی ازش خبر نداشته باشه

اون جاسوس‌ـت رو رسمی کردی؟

نچ

بزرگترها داخل هستن؟

چه چیزی منو از اینکه همین‌الان بکشم‌ـت باز داشته؟

نمی‌دونم

،یعنی می‌تونم بگم فهم و شعور

اما هر دو می‌دونیم که قبلاً هیچوقت جلوی تو رو نگرفته

به خودت گوش کن

یک گانگستر واقعی

اونا منتظرم هستن. می‌خوایی بذاری رد بشم؟

تو فقط تا زمانی که خواهرم اینجاست دور اون میز می‌تونی بشینی

می‌فهمی چی میگم؟

باشه

فراموش‌ـش نکن

از دیدن‌ـت خوشحال شدم، کانر

جدی میگم

برای امروز کافی‌ـه

باهاتون در تماس خواهم بود

دافنه بهم میگه که برای آزاد شدن‌ـم

باید از تو تشکر بکنم

حداقل کاری‌ـه که می‌تونم بکنم

با توجه به ۱۰ میلیونی که دزدیدی؟

بی‌حساب شدیم الان

نمی‌تونم همه‌ی اعتبار رو برای خودم بگیرم

دافنه یه راهی برای رسیدن به چیزی که می‌خواد داره

.البته که داره اون دختر من‌ـه

اما فکر می‌کنم لیاقت‌ـم یه کم بیشتر از «آفرین دخترم» باشه، نه؟

منظورت چی‌ـه؟

می‌خوام چیزی که ساختم رو مدیریت کنم

همه‌ی عملیات‌هامون در ایالات متحده رو مدیریت کنم

در حالی که شما و کانر توی ایرلند حرف آخر رو می‌زنین

اینطوری بهش فکر کن که دیگه نیاز نیست

هر روز عملیات انجام بدی اما سود کردن رو حفظ می‌کنی

،فقط تو و کلاهبردار اصلاح شده‌ات

که همه آمریکای شمالی رو اداره می‌کنید؟

کی گفته من اصلاح شده‌ام؟

حق با توئه. تو این رو ساختی

مال توئه

اما قبل از رفتن، دوست دارم این

تامین کننده اسلحه رو ملاقات کنم

وقتی این هفته باهاش جلسه داری توی چشماش نگاه کنم

این مشکلی داره؟

اصلا

سلام

یا مسیح

فقط می‌خوام ازت گزارش ماجرا رو بگیرم

اول پدرم رو از زندان فراری میدی

حالا دزدکی وارد خونه مردم میشی؟

فقط از کلیدی که بهم دادی استفاده کردم

صحیح

آره، مدام فراموش می‌کنم اون قفل‌ها رو عوض کنم

پس ملاقات مجدد دافنه و

خانواده مگوایر چطور پیش رفت؟

خب، پاتریک می‌خواد این هفته توی

جلسه تامین‌کننده اسلحه دافنه شرکت کنه

و با توجه به چیزی که دیدم، شرط می‌بندم کانر هم

توی اون جلسه شرکت می‌کنه - ‌عالی‌ـه -

می‌تونیم شواهدی رو برای ارتباط دادن دافنه و مگوایرها با ویلفورد

جمع آوری کنیم - باشه -

ازت می‌خوام توی اون جلسه شرکت کنی - نه، نمی‌خوایی -

نه. آه... نه، نمی‌تونم

More Farsi Persian subtitles for The Company You Keep

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left