To Live Through Death

To Live Through Death (殊死一搏)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

To Live Through Death 2024 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
ناشر Samurai_EP

برچسب‌ها

webdl
machine_translated
تاریخ انتشار: 2026-06-08
تعداد دانلود: 58
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫من در یک خیابان قدیمی در جزیره‌ای در اقیانوس آرام به دنیا آمدم.‬

‫جوکسیان را صدا بزن.‬

‫جایی برای کارگران خارجی است.‬

‫همه تاجرها اینجا جمع می‌شوند.‬

‫به آنها مهمان گفته می‌شود.‬

‫در هر صورت،‬

‫من می‌توانم اینجا جایی برای ماندن پیدا کنم.‬

‫زنبورهای سرگردان روح از راه می‌رسند‬

‫خیابان جوکسیان، چون هم بهشت ​​است و هم جهنم‬

‫من روز و شب در این خیابان قدیمی قدم می‌زنم‬

‫فقط برای پیدا کردن یک نفر.‬

‫صخره لین هایکیائو‬

‫هر روز هوا تاریک‌تر می‌شود.‬

‫میگن دزدی طلا‬

‫او یک قهرمان رزمی به نام لین هایکیائو بود.‬

‫وقتی او را بگیریم، ثروتمند خواهیم شد.‬

‫هر روز به فکر پول درآوردن نباشید.‬

‫اول کار خودمون رو بکنیم.‬

‫بله، بله، بله.‬

‫حق با شماست.‬

‫در رستوران جدید، من این مسافران را بسیار تحسین می‌کنم.‬

‫بلیط مسافرتی.‬

‫ثروتی از سلسله تانگ، شانفو.‬

‫زود بیدار شدم.‬

‫برای حمایت از خانواده.‬

‫اگر گزینه‌هایی وجود داشته باشد،‬

‫چه کسی حاضر است زادگاهش را ترک کند؟‬

‫پانزده سال پیش،‬

‫صخره لین های طلا را دزدید.‬

‫و به همراه پاکون از مافیا شورش کرد.‬

‫برای بازیابی طلا،‬

‫برای بازیابی طلا.‬

‫بیهوشی نداره.‬

‫ما فقط می‌توانیم از همین روش استفاده کنیم.‬

‫صبر کن، صبر کن.‬

‫عمو بله.‬

‫طلاها را دزدیدم‬

‫من می‌دانم.‬

‫مجبورت کردند.‬

‫اگر این کار را نکنم،‬

‫آنها خواهند مرد.‬

‫چه انجامش بدی چه ندی،‬

‫آنها زنده نخواهند ماند.‬

‫عرض می‌کنم.‬

‫همانطور که گفتید طلاها را بازیابی کردم.‬

‫چرا همه خانواده‌ام را کشتی؟‬

‫چون؟‬

‫سر و رویت را دگرگون می کنم.‬

‫و من آدم جدیدی خواهم شد.‬

‫باید تحمل کنی.‬

‫گذشته را رها کن.‬

‫چهره خود را تغییر دهید.‬

‫دوباره زندگی کن.‬

‫کجاست؟‬

‫برادر.‬

‫طلا هنوز آنجاست.‬

‫عرض می‌کنم.‬

‫زن و پسرم را به من برگردان.‬

‫هوا‬

‫فکر می‌کنی عمر کافی برای رسیدن به آن را داری؟‬

‫عمو بله.‬

‫همونجا بمون.‬

‫عمو بله.‬

‫صبر کن، من تو را می‌برم.‬

‫عمو بله.‬

‫عمو بله.‬

‫همونجا بمون.‬

‫به یاد داشته باشید‬

‫کینه‌ها را کنار بگذارید.‬

‫عمو بله.‬

‫نه!‬

‫عمو‬

‫از آن زمان،‬

‫صخره و طلای لین های‬

‫و آنها ناپدید خواهند شد.‬

‫بیا، بیا، بیا.‬

‫زنان چاوشان خیلی خوب هستند‬

‫بیش از ده سال گذشت‬

‫برای یتیمان و بیوه‌ها آسان نیست.‬

‫به نظرم چن خوبه.‬

‫بستگی به نظر مینا داره.‬

‫این به تو ربطی نداره.‬

‫بیا، بیا، بیا.‬

‫من شنیدم که‬

‫چن‬

‫نه تنها آشپزی بلد است،‬

‫اما او همچنین یک مربی است.‬

‫ببین بازوهاش چقدر کلفتن.‬

‫به همین دلیل است که،‬

‫در مورد مینا فکر بد نکن.‬

‫مواظب باش ضربه نخوری.‬

‫امپراتور سرخ‌شده اینجاست.‬

‫بیا، بیا.‬

‫عمو‬

‫حالتون چطوره؟‬

‫او ثروتمند است.‬

‫مال من.‬

‫خیلی خوشمزه است.‬

‫دارم بهت میگم،‬

‫شما باید حقوق چن را افزایش دهید.‬

‫پسر عموی من با او بدرفتاری نخواهد کرد.‬

‫بیشتر به کار من رسیدگی کن.‬

‫داره میاد، خوشگله.‬

‫بیایید و همدیگر را ملاقات کنید و با هم دوست شوید.‬

‫متاسفم.‬

‫میشه ازم دور بمونی؟‬

‫باشه، باشه.‬

‫داری چیکار میکنی؟‬

‫با من بنوش.‬

‫آنها چه کاری می‌خواهند انجام دهند؟‬

‫مگه اونا مشروب نمیخورن؟‬

‫خودش‬

‫خیر.‬

‫آب بنوشید.‬

‫آیا آنها از سفر می‌آیند؟‬

‫لطفا چای چاوشان را امتحان کنید.‬

‫داری چیکار میکنی؟‬

‫دخالت نکن. دارم بهت میگم.‬

‫با آب ما چه کار می کنید؟‬

‫اگر برای غذا خوردن آمده‌اید، بفرمایید.‬

‫اگر باعث مزاحمت می‌شود، لطفاً آنجا را ترک کنید.‬

‫تو...‬

‫خیر.‬

‫بیا، بیا.‬

‫نرو. (or: نرو.)‬

‫آیا او را می‌شناسی؟‬

‫متاسفم.‬

‫لعنت بهش!‬

‫ببخشید، ببخشید، سوءتفاهم شده، سوءتفاهم شده.‬

‫سریع آنجا را ترک کنید.‬

‫سرت به کار خودت باشه.‬

‫وگرنه به پلیس زنگ می‌زنم.‬

‫به پلیس زنگ بزن.‬

‫سعی کن به کسی زنگ بزنی.‬

‫بشین، بشین.‬

‫برو گمشو. به تو ربطی نداره.‬

‫چرا داد و بیداد می‌کنی؟‬

‫افسر، درست به موقع رسیدی.‬

‫این دو نفر‬

‫آنها به این دختر شیشه مخدر دادند.‬

‫علاوه بر این، او یک یاغی است.‬

‫اون دوست دختر منه.‬

‫چیکار میکنی؟ من که اونو نمیشناسم.‬

‫چه دارویی؟‬

‫آیا مدرکی دارید؟‬

‫باشه. بریم.‬

‫بیا، بیا.‬

‫دست از تظاهر بردار.‬

‫باشه.‬

‫یه تازه وارد.‬

‫امروز من شما را دعوت می‌کنم.‬

‫ممنونم خواهر.‬

‫خواهش می‌کنم.‬

‫چرا دی هنوز برنگشته؟‬

‫من باید خیلی وقت پیش مدرسه را ترک می‌کردم.‬

‫آره.‬

‫دارم میرم ببینمش.‬

‫خوب.‬

‫از کاری که ازت خواستم انجام بدی، خوشت اومد؟‬

‫نگران نباش، کَن.‬

‫جورج همه چیز را درست کرده است.‬

‫می‌تواند.‬

‫چیز جدیدی را امتحان کنید.‬

‫دوباره داری با من حرف میزنی؟‬

‫کی به شما اجازه داده تو کار دیگران دخالت کنید؟‬

‫معلم از من انتقاد کرد.‬

‫تو یه حرومزاده‌ی بی‌پدری.‬

‫من پدر دارم، چن فوراً مرا دنبال خود خواهد برد.‬

‫چن پدر تو نیست.‬

‫از.‬

‫دچار مشکل نشوید.‬

‫از مشکلات نمی‌ترسند.‬

‫دارند چه کار می‌کنند؟‬

‫چن اینجاست! فرار کن!‬

‫از.‬

‫من به تو کونگ فو یاد می‌دهم.‬

‫برای جنگیدن نیست.‬

‫از چیزها نمی‌ترسی‬

‫اما تو به من آموختی.‬

‫انگار خودم بهت یاد دادم.‬

‫من نمی توانم شما را متقاعد کنم.‬

‫تولدت مبارک.‬

‫چیز دیگه ای هم هست؟‬

‫علاوه بر این،‬

‫این طوریه دیگه.‬

‫اول اینو ذخیره کن.‬

‫باشه.‬

‫مثل همیشه، به مادرم چیزی نگو.‬

‫منظورت خوردن شیرینیه؟‬

‫یا دعوا؟‬

‫باشه، باشه.‬

‫چن‬

‫اشکالی نداره نگران نباش.‬

‫به مادرت نمیگم.‬

‫می‌دانم که مرا خیلی دوست داری.‬

‫بگیر.‬

‫این چیست؟‬

‫فصل بارندگی به زودی از راه خواهد رسید.‬

‫برخی افراد در زانوی راست خود درد را تجربه خواهند کرد.‬

‫شما باید از آن استفاده کنید.‬

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left