نخستین 200 خط.
من در یک خیابان قدیمی در جزیرهای در اقیانوس آرام به دنیا آمدم.
جوکسیان را صدا بزن.
جایی برای کارگران خارجی است.
همه تاجرها اینجا جمع میشوند.
به آنها مهمان گفته میشود.
در هر صورت،
من میتوانم اینجا جایی برای ماندن پیدا کنم.
زنبورهای سرگردان روح از راه میرسند
خیابان جوکسیان، چون هم بهشت است و هم جهنم
من روز و شب در این خیابان قدیمی قدم میزنم
فقط برای پیدا کردن یک نفر.
صخره لین هایکیائو
هر روز هوا تاریکتر میشود.
میگن دزدی طلا
او یک قهرمان رزمی به نام لین هایکیائو بود.
وقتی او را بگیریم، ثروتمند خواهیم شد.
هر روز به فکر پول درآوردن نباشید.
اول کار خودمون رو بکنیم.
بله، بله، بله.
حق با شماست.
در رستوران جدید، من این مسافران را بسیار تحسین میکنم.
بلیط مسافرتی.
ثروتی از سلسله تانگ، شانفو.
زود بیدار شدم.
برای حمایت از خانواده.
اگر گزینههایی وجود داشته باشد،
چه کسی حاضر است زادگاهش را ترک کند؟
پانزده سال پیش،
صخره لین های طلا را دزدید.
و به همراه پاکون از مافیا شورش کرد.
برای بازیابی طلا،
برای بازیابی طلا.
بیهوشی نداره.
ما فقط میتوانیم از همین روش استفاده کنیم.
صبر کن، صبر کن.
عمو بله.
طلاها را دزدیدم
من میدانم.
مجبورت کردند.
اگر این کار را نکنم،
آنها خواهند مرد.
چه انجامش بدی چه ندی،
آنها زنده نخواهند ماند.
عرض میکنم.
همانطور که گفتید طلاها را بازیابی کردم.
چرا همه خانوادهام را کشتی؟
چون؟
سر و رویت را دگرگون می کنم.
و من آدم جدیدی خواهم شد.
باید تحمل کنی.
گذشته را رها کن.
چهره خود را تغییر دهید.
دوباره زندگی کن.
کجاست؟
برادر.
طلا هنوز آنجاست.
عرض میکنم.
زن و پسرم را به من برگردان.
هوا
فکر میکنی عمر کافی برای رسیدن به آن را داری؟
عمو بله.
همونجا بمون.
عمو بله.
صبر کن، من تو را میبرم.
عمو بله.
عمو بله.
همونجا بمون.
به یاد داشته باشید
کینهها را کنار بگذارید.
عمو بله.
نه!
عمو
از آن زمان،
صخره و طلای لین های
و آنها ناپدید خواهند شد.
بیا، بیا، بیا.
زنان چاوشان خیلی خوب هستند
بیش از ده سال گذشت
برای یتیمان و بیوهها آسان نیست.
به نظرم چن خوبه.
بستگی به نظر مینا داره.
این به تو ربطی نداره.
بیا، بیا، بیا.
من شنیدم که
چن
نه تنها آشپزی بلد است،
اما او همچنین یک مربی است.
ببین بازوهاش چقدر کلفتن.
به همین دلیل است که،
در مورد مینا فکر بد نکن.
مواظب باش ضربه نخوری.
امپراتور سرخشده اینجاست.
بیا، بیا.
عمو
حالتون چطوره؟
او ثروتمند است.
مال من.
خیلی خوشمزه است.
دارم بهت میگم،
شما باید حقوق چن را افزایش دهید.
پسر عموی من با او بدرفتاری نخواهد کرد.
بیشتر به کار من رسیدگی کن.
داره میاد، خوشگله.
بیایید و همدیگر را ملاقات کنید و با هم دوست شوید.
متاسفم.
میشه ازم دور بمونی؟
باشه، باشه.
داری چیکار میکنی؟
با من بنوش.
آنها چه کاری میخواهند انجام دهند؟
مگه اونا مشروب نمیخورن؟
خودش
خیر.
آب بنوشید.
آیا آنها از سفر میآیند؟
لطفا چای چاوشان را امتحان کنید.
داری چیکار میکنی؟
دخالت نکن. دارم بهت میگم.
با آب ما چه کار می کنید؟
اگر برای غذا خوردن آمدهاید، بفرمایید.
اگر باعث مزاحمت میشود، لطفاً آنجا را ترک کنید.
تو...
خیر.
بیا، بیا.
نرو. (or: نرو.)
آیا او را میشناسی؟
متاسفم.
لعنت بهش!
ببخشید، ببخشید، سوءتفاهم شده، سوءتفاهم شده.
سریع آنجا را ترک کنید.
سرت به کار خودت باشه.
وگرنه به پلیس زنگ میزنم.
به پلیس زنگ بزن.
سعی کن به کسی زنگ بزنی.
بشین، بشین.
برو گمشو. به تو ربطی نداره.
چرا داد و بیداد میکنی؟
افسر، درست به موقع رسیدی.
این دو نفر
آنها به این دختر شیشه مخدر دادند.
علاوه بر این، او یک یاغی است.
اون دوست دختر منه.
چیکار میکنی؟ من که اونو نمیشناسم.
چه دارویی؟
آیا مدرکی دارید؟
باشه. بریم.
بیا، بیا.
دست از تظاهر بردار.
باشه.
یه تازه وارد.
امروز من شما را دعوت میکنم.
ممنونم خواهر.
خواهش میکنم.
چرا دی هنوز برنگشته؟
من باید خیلی وقت پیش مدرسه را ترک میکردم.
آره.
دارم میرم ببینمش.
خوب.
از کاری که ازت خواستم انجام بدی، خوشت اومد؟
نگران نباش، کَن.
جورج همه چیز را درست کرده است.
میتواند.
چیز جدیدی را امتحان کنید.
دوباره داری با من حرف میزنی؟
کی به شما اجازه داده تو کار دیگران دخالت کنید؟
معلم از من انتقاد کرد.
تو یه حرومزادهی بیپدری.
من پدر دارم، چن فوراً مرا دنبال خود خواهد برد.
چن پدر تو نیست.
از.
دچار مشکل نشوید.
از مشکلات نمیترسند.
دارند چه کار میکنند؟
چن اینجاست! فرار کن!
از.
من به تو کونگ فو یاد میدهم.
برای جنگیدن نیست.
از چیزها نمیترسی
اما تو به من آموختی.
انگار خودم بهت یاد دادم.
من نمی توانم شما را متقاعد کنم.
تولدت مبارک.
چیز دیگه ای هم هست؟
علاوه بر این،
این طوریه دیگه.
اول اینو ذخیره کن.
باشه.
مثل همیشه، به مادرم چیزی نگو.
منظورت خوردن شیرینیه؟
یا دعوا؟
باشه، باشه.
چن
اشکالی نداره نگران نباش.
به مادرت نمیگم.
میدانم که مرا خیلی دوست داری.
بگیر.
این چیست؟
فصل بارندگی به زودی از راه خواهد رسید.
برخی افراد در زانوی راست خود درد را تجربه خواهند کرد.
شما باید از آن استفاده کنید.
No comments yet. Be the first to leave one.