نخستین 161 خط.
کارول
آقای معاون
خیلی بی ادبانه بود
ببخشید
درگیره اینا بودم
چه کار می کنی ؟
داشتم فکر میکردم
به اون داستانا
داستا نها ؟
بله .. درباره اون داستانهای اسرار آمیزی که در نوامبر سال 1930 شروع شد
یه زمانی بود که با هم با قطار مسافرت میکردیم
اونجا نبود کارول؟
پس یادت میاد چی بهت گفته بودم ؟
...ایم
!! این رنگین کمانه
کارول
در خصوص اون رنگین کمان
ما همیشه فکر میکنیم چیزه قشنگیه
چرا اینجوریه ؟
در بینه کسانی که چیزی از شکست نور نمیدونن
کسانی هم اون رو به عنوان مقدمه بلایای طبیعی فرض میکنند
که به خاطر رنگین کمان . شاید اتفاق بدی بیوفته
یا ممکنه رنگین کمان پوشش گیاهی رو آتیش بزنه
چرا ما همچن داستانهای تخیلی رو واسه رنگین کمانها احساس میکنیم؟
تا حالا در موردش فکر کردی ؟
نه
منظورم اینه که اگه بهش فکر هم بکنیم راهی واسه فهمیدنش هست ؟
بعلاوه .. به جای فکر کردن کار ما اینه که اطلاعات موجود رو به مردم برسونیم
319 منطقه
چند تا منطقه ؟
همون طوری که گفتی شغل ما اطلاع رسانی به مردمه
با این حال وقتی این اطلاعات رو جمع آوری کردیم باید بفهمیم که اونا درستن یا غلط
ما اونجا نمیتونیم به این فکر کنیم
تا تصمیم نگرفتیم که اونا صحت دارن نمیتونیم بهشون فکر نکنیم
این مسئولیت کسیه که به مردم خبر رسانی میکنه
اما فکر کردن .. درباره چی ؟
مثل این نیست که اگه ما به حقیقت فکر کنیم حقیقت تغییر میکنه
نه .. عوض میشن
حالا یادت اومد کارول ؟
بله معاون
... داستان
این اطلاعات نیست .. اطلاعات جمع آوری شده هم نیست
نتیجش از پیش تعریف شده
کارول ..چرا به داستانی که در 1930 شروع شد فکر میکنی ؟
...ایم
چی شد کارول ؟
تو اسم خودتو گذاشتی دستیار معاون مدیر روزنامه گوستاو سنت ژرمن؟
.... اون
... برای مثال کارول
الان سال 1711 هست
این شاید فکر خوبی باشه که از روی یه کشتی شروع کنیم..آدونا آویز که از اقیانوس اطلس گذشته
و ممکنه برای شروع ایده خوبی باشه که با حادثه غم انگیزی که در تاریخ رخ داده شروع کنیم
راه آهن در سر تا سر قاره..قطار پرنده ..کارای مخفیانه و زیرزمینی
صرف نظر از همه اینا ... تو نوامبر 1930 رو برای شروع داستان انتخاب کردی
خوب ..... چرا ؟
... آقای معاون ... راستش اون
من سختی اون رو کاملا درک میکنم
موقعه ای که ما درگیر اون داستان شدیم .. اون اولین چیزی بود که ما رو جلو برد
_ _ به همین دلیل
156 منطقه
ام ، چند تا منطقه؟
قطعا از این راه فهمیدنش آسون به نظر میاد
.... به هر حال کارول
تو نباید فقط به شرح وقایع فکر کنی
انسانهایی مثل اون خوبن
.... به طور مثال
! آخ
ایزاک
یا شخصیتی که ما به عنوان رهبر دزدهای عجیب و غریب میبینیم
.... یا
پسری که از سرنوشت نفرین شدش رنج می برد
.. یا
مدیر باهوش خانواده گاندور
یا
... اگه منظورتون اونه
خدا عمرتون بده .. شب جمعس .. خیر امواتتون .. یه کمکی به من پیره مرد بکنید
فرشته ها حواسشون به شما هست و خوبیاتون رو مینویسن ...
پیر مرد
چون که اون شخصیت رهبر ایش هستش
ایش ؟
بله ایش
من امروز حس و حال خوبی دارم
اینو بگیر
خیلی ممنون آقا
! خدا عجرت بده.. خدا مادر بچه هات رو زیاد کنه
ادای معتقد ها رو در نیار تا خوب به خودت نگاه نکردی
لطفا یه لحظه صبر کنید آقا
برای تشکر از شما لطفا چند تا از این گلهایی که صبح چیدم رو بگیرید
تا الان باید پژمرده شده باشن
من فکر نکنم آقا
تو اینجور فکر نمیکنی ؟
هی . بگو ببینم
به من نزدیک نشو هیولا
میدونستی که من فیرو پروچانزو از خانواده مارتیلو هستم ؟
پیر مرد ؟
حالا می فهمم
رهبر ایش .. شاید راست باشه
خوب نظر من اینه
با این حال کارول
بستگی داره به این که کی رو در مرکز این اتفاق مشابه قرار بدی
! میشه از ویژگیهای این حادثه گفت که حالتهای جورواجوری داره
به عبارت دیگه یک حادثه وجود داره
به هر حال داستانهای زیادی از اون میگن و خیلی از مردم دربارش حرف میزنن
فهمیدیت چی میگم ؟
! همه رو نابود کنید
به هشدار و مذاکره هم احتیاجی نیست
حالا نوبت ماست
در دنیای ما کسی جز ما نیست
اگه گاندور یا مارتیلوس رو بدون گذاشتن رد نابود کنید
جوری به نظر میاد که اونا از اول وجود نداشتن
و ؟
چه بلایی سر اون لوک مغز فندقی میاد ؟
من به تیک اجازه دادم ردیفش کنه
گر چه مطمئن نیستم که اون یارو بیخیال عصب درد بشه
! رئیس ... انجامش دادیم
خسارت چقدره ؟
.... سالن قمار .. بار و قسمت شرطبندی و بلیط فروشی و
خوشبختانه هیچ تلفاتی نداشتیم
!!! من میخوام اون کثافتا رو با دستای خودم بترکونم منظور همون قیمه قولمه کنم
یکی از اون متصدی های شرطبندی رو اوردیم
تو بودی ؟
که به محدوده ما حمله کردی ؟
تو خیلی با دل و جرئتی
به عبارت دیگه
تو منظورت اینه که از کشمکش مافیا یا خانوادهاشون شروع کنیم ؟
... مثلا .. آره
ما لوک گاندور رو خوابش کردیم
یه شایعاتی هست که اون با استعداد بوده
اما مثل گرفتن یه آبنبات از یه بچه بود
خوب گاندور فقط یه تشکیلات ضعیف بود
لازم نیست واسه نابود کردنشون بیشتر از این خودمونو تو دردسر بندازیم
ما باید آماده بشیم که تاکسی بمبیهای جدید رو از منابع خودمون بخریم
یه روز حساب اون مارتیلوس رو هم میرسیم
قبل از اون میخوام یه کاری واسه من بکنی
... یا
برادر دالاس
کجایی ؟
یا ... کارول
این عجیب نیست که ما از این داستان شروع کنیم
شوخی میکنی ؟.
این دالاس گنوارده
تو اونو میشناسی درسته ؟
.. اون پسر دوم خانواده گنوارد هستش و
این پسر ریموند گنوارده که بدون اطلاع من کشته شده
این هم برادر کوچیکش جفری که اون هم کشته شده
میدونی منظورم چیه درسته ؟
این دالاس چش شده مگه؟
من فقط یه زنگ به دفترش زدم
اون گفت که تو بودی گستاو که پدر و برادرش رو کشتی
به نظر میرسه شواهد هم درسته
... اون نمیتونه
... من مطمئنم که به وزارت دادگستری پول دادیم و
هیچ راهی نیست .. شواهدی باشه
چرا دالاس اسم تو رو میدونه ؟
..... خوب
تمومش کن
سریع برو اونو بیار اینجا
باشه اما .. گاندور چی میشه ؟
دالاس واسه تو خیلی مهمه
هر جور میتونی اول اونو پیداش کن
ب- باشه ..
No comments yet. Be the first to leave one.