نخستین 200 خط.
میتسوکی، اگر
یه چیزی داشته باشی که برات مهم باشه ، توهم میتونی قوی باشی
ایا چان منم میخوام مثل تو قوی باشم
ایا چان، حالت چطوره ؟
این موقع از سال دوباره اومد
میخوام امسال کلی دوست پیدا کنم
و زندگی مدرسه ای خوبی رو بگذرونم
میتسوکی، میخوای باهامون غذا بخوری ؟
اره !
وای !
اونی که اون بالاعه ناز نیست ؟ - اره ، من خیلی دوستش دارم-
- اون خیلی نازه - من میخوام برم
یامادا ، میخوای باهامون غذا بخوری ؟
اه ، میخوام !
اینو نگا ، ناز نیست ؟
وای ، این خیلی نازه !
ببخشید
میخواین من تمام تمیز کاریو انجام بدم ؟
- واقعا ؟ - نجاتمون دادی
ممنون ، ام ...
اه....
هارونو
ممنون، هارونو
ممنون ، پس اونارو به تو میسپاریم
ممنون.
ببخشید ....
همه رفتن ...
بیدار شو !
اون اونجاست!
- تویا ، دیر کردی ! - دوباره خواب موندی ؟
متاسفم
وقتی خوابت ببره خیلی سخت بلند میشی
- همشون هستن! - همشون ؟
اره . خیلیا درباره چهار جذاب کلوپ بسکتبال صحبت میکنن
سال دوم ، تادا ریوجی
موقعیتش فوروارد کوچیک
سال دوم ، واکامیا کیوسکه
موقعیتش فوروارد قدرتی
تازه وارد ، میاموتو ری
موقعیتش گارد محافظ
اخری ،
تازه وارد ، توا اساکورا
موقعیتش مدافع
فکر نکنم بتونم توی هیچ اکیپی وارد بشم
نظرت درباره این پنکیک فروشی چیه ؟
اینجا خیلی بین دبیرستانیا معروفه .
اه ...
چقدر نازه !
چرا چند نفرو دعوت نمیکنی ؟
فقط به یذره شجاعت نیاز داری
ولی تمام دخترایی که از یه مدرسه راهنمایی اومدن تمام اکیپارو درست کردن .
چرا تو هم به دبیرستان محله خودتون نرفتی ؟
مگه تو تا دوره راهنمایی توی مدرسه محلتون نبودی ؟
من قبلا اینجا زندگی میکردم ،اون زمان خیلی بهم خوش گذشت
ناناسه ، اینجا به تو نیاز دارم.
باشه ، باشه .
لینکو برات میفرستم، نترس و انجامش بده
اوهوم
اوه ! پرتاب خوبی بود .
همینه !
خوش امدین !
اه ...
ببخشید. امروز کارتون کی تموم میشه ؟
ها ؟
میخوایم باهاتون خصوصی حرف بزنیم
حرف ...؟
اه ، خب ، دوست من ک قبلا اومده بود اینجا
شما رو دیده
اون خیلی تو اینجور چیزا بده
اینجور چیزا ؟
متوجه شدی، نه ؟
اون گفت، میخواد بهت اعتراف کنه
چی ؟!
اون نه !
بهت گفتم که اون مثل الهه زیباست
چطور میتونی بگی اون الهه ست ؟!
خب ، اون تنها کسیه که اونجا بود
علاوه بر این ، تو باید کسی میبودی که میرفت اونجا
- خوب ... - تو تعجب نمیکنی نه ؟
دختری که ریوجی قراره بهش برای اولین بار تو زندگیش اعتراف کنه این دختره .
اون خیلی سادست
- درسته ! صداش کن بیرون ! - خودت انجامش بده !
بهت گفتم ، نمیتونم انجامش بدم ! - دوباره اشتباه میکنم ، خودت میدونی !
ببخشید ...
ببخشید !
چقدر بی ادب !
فکر میکنم اشتباه میکنید
حتی گفتن " تنها یکی " و " ساده "
اه ، متاسفم که شمارو به این قضیه کشوندم
فقط صداش کن بیرون !
هی ، توا !
چیه ؟
ها ؟ قبلا تورو جایی ندیدم ؟
میشناسیش ؟
از یه مدرسه نیستین ؟
اون مهم نیست !
ببخشید .
هارونو !
تو هارونو میتسوکی هستی نه ؟
اوه ، پس اسمت میتسوکیه ؟
پس ، میتسوکی .
لطفا !
میتونی دختری که شبیه الهه ست رو از مغازه صدا کنی ؟
نه
خیلی ممنونم !
ببخشید ...
یامادا
هارونو !
- بله - تو هنوز مشق درس ژاپنی مدرو تموم نکردی ؟
یک مقالست ، درسته ؟
تا هفته ی بعد تحویلش بده
بله ، اقا
من میخوام یه بار به اون مغازه برم
ها ؟
میخوای دفعه بعد با من بری ؟
بعد از ظهر بخیر
اه ! باشه ، باشه ، باشه
نانا ، گوش کن !
بخاطر تو ، من از طرف یه هم کلاسی دعوت شدم برای ...
هی ، میتسوکی !
منظورت چیه که بخاطر ناناسه ؟
خب...
میتسوکی ما واقعا بابت دفعه قبل معذرت میخوایم
فکر میکنی داری چیکار میکنی ؟!
وقتی اونکارو کردی خیلی بامزه شده بودی
بخاطر اینه که تو با دخترا مهربونی
بخاطر اینکه یه ذره از موهاش بالا رفته بود
نانا ، چخبره ؟
تو اونو اخرین باری که صدات کرد ردش کردی ، نه ؟
تو گفتی مردی وجود نداره که بتونه خودش اعتراف بکنه
من کردم ولی ....
اون گفت که بهتر باهاش اشنا بشم و برای شانس دوباره خواهش کرد
این به این معنی نیست که اونا هر روز بیان اینجا ؟
اونا گفتن وقتی که امتحانا نزدیکه فعالیتی توی کلوپ ندارن
- نانا ! - هوم ؟
میشه یکم برم بیرون ؟
اره ، میتونی بری
سلام
تو همیشه اینجایی
میدونی ،
قبلانا ، دوستی داشتم که بسکتبال بازی میکرد
و من اونو از اینجا تماشا میکردم
نمیخوای باهاشون بسکتبال بازی کنی ؟
اگر میخوای ، میرم ازشون میپرسم تا....
من ....
من مثل اونا تو بسکتبال جوانان نیستم ، پس نمیتونم
هی ، میتونم یه دقیقه باهات صحبت کنم ؟
چیه ؟
من تو رو به بچه ها معرفی میکنم
فراموشش کن
من نمیخوام به اونا معرفی بشم
چرا ؟
چرا ...؟
چون این مکان برای من خیلی با ارزشه
این منو اذیت میکنه که پسرایی مثل شما همیشه اینجا باشن
پسرایی مثل ما ؟
فقط بخاطر اینکه توی کلوپ بسکتبال هستین ، دخترا بیش از حد شمارو دوست دارن
و شاید به خاطر همینه که شما با دخترا خیلی بی ادبانه رفتار میکنید.
دوست ندارم اطراف ادمای سطحی نگر باشم
ما سطحی نگر نیستیم
ما بسکتبالو از ابتدایی شروع کردیم
و همیشه داریم بسکتبال بازی کردیم
ما هممون میخوایم بسکتبال رو به صورت جدی بازی کنیم
بهرحال ،
نمیخوام شما ها اینجا باشین
مشکل چیه ؟
من خراب کردم
خراب کردی ؟
من تلاش کردم با دختری که همیشه بیرون زمینه صحبت کنم
خب، بعد
زیاده روی کردم ، ممکنه که اذیتش کرده باشم
بخاطر همه چیز خودتو سرزنش کن ، چرا نمیری دربارش از اونا بپرسی ؟
چی ؟
اونا از کلوپ بسکتبالن نه ؟ ممکنه کمکت کنن
اونا از درس خوندن خسته شدن
گفتن که یکم استراحت میکنن
ببخشید !
ممنون
- مشکل چیه ؟ - میتسوکی خوبی ؟
ما کاری کردیم ؟
- خخب ، بزن بریم ! - باشه ! دفاع !
من شکه شدم وقتی گریه کردی
متاسفم
این مکان خیلی براتون مهمه ؟
ها ؟
اه ...
اره
یه جورایی منو یاده خودم تو قدیما میندازه
تو ابتدایی
وقتی من تنها بودم ،
دختری و دیدم
توی این مکان ، اسمش ایا بود
و منو نجات داد
اشکال نداره ، تو تنها نیستی میتسوکی
ایا خیلی قوی و باحال بود
و همیشه از من محافظت میکرد
من میخواستم مثل ایا قوی باشم
میتسوکی ، اگر چیزی داشته باشی که برات مهم باشه ، تو هم میتونی قوی باشی
همیشه میخواستم مثل ایا باشم
ولی اصلا نتونستم
No comments yet. Be the first to leave one.