Island

Island

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Island (2018– ) S01E05 HDTV
ناشر talismannight

برچسب‌ها

HDTV
hdtv
HD
تاریخ انتشار: 2018-09-09
تعداد دانلود: 12
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 175 خط.

سارا، سارا...

سارا!

سارا...

مردم دارن همون اشتباه‌ها رو تکرار می‌کنن!

لطفا مراقب این دنیا باش!

سینه‌اش بزرگ بود.

نه، بس کن!

ستسونا!

اینجا چه خبره؟

اینطور که فکر می‌کنی نیست!

وقتی بیدار شدم اینجا بود!

هی، چطوری بیداری؟

قرار بود خواب باشی!

به خاطر تو، من اخیرا یه سبک زندگی سالم و پیش گرفتم.

حالا هم شاهد این صحنه ننگین بودم.

من هیچ کار ننگینی نکردم! قسم می‌خورم!

فکر کنم.

نه واقعا، حداقل؟

ها؟

ام...

لازم نیست نگران باشی.

من هیچ کاری با ستسونا سان نکردم.

آره! نه؟

بله!

دیدی؟!

اونوقت چرا تو یه تخت خوابیدین؟

راستش چون...

وقتی داشتم افسانه‌های خانواده گاراندو بررسی دقیق می‌کردم یه چیز شگفت انگیز پیدا کردم!

صبح کله سحر پا شدم اومدم اینجا، ولی ستسونا سان خواب بودن.

وقتی منتظر موندم منم خوابم برد.

اصلنم خنده دار نیس!

باشه، پس...

باهام بیا!

هی!

و—

وایسین! منم میام!

به خاطر همینه که بهت اعتماد دارم

بگو چیه؟

این یه قایق پلاستیکیه.

اینو خودم می‌دونم!

چیز شگفت انگیزی که پیدا کردی رو میگم.

مارهای دریا.

مارهای دریا؟

بله.

یکی از این افسانه‌ها میگه که سم استخراج شده از مارهای دریای این منطقه

به از بین بردن علائم سندرم دوده‌زدگی کمک می‌کنه.

(اسم بیماریش سندرم دوده‌زدگی نیست یه چیزی تو مایه‌های پژمردن سیاه یا سیاه شدن یا دوده زدنه ولی چون دیگه کار از کار گذشته به نوشتن سندرم دوده‌زدگی ادامه میدم. باشد که رستگار شوم :)

هرچند، اونا کاملا مرگبارن

و چندین نفر از اجدادم جونشون رو برای گرفتن اونا از دست دادن.

هی،نکنه میخوای—

این کار و نکن!

نگران نباش!

نمی‌تونم شنا کنم.

ستسونا میره که یکیشون رو بگیره، نه من.

اونوقت چرا داری لباس شنا می‌پوشی؟

چون ما تو ساحلیم.

بفرما!

کارن اینا رو بهم داد. قبلا مال شهردار بودن.

اینکه نیشم بزنن برات مهم نیست؟

جای نگرانی نیست. اگه فرضیه‌ام درست باشه، نیششون تو رو نمی‌کشه.

اون دیگه چه فرضیه‌ایه؟!

لطفا!

هنوز صدها نفر تو جزیره هستن که به خاطر سندرم دوده‌زدگی دارن رنج می‌کشن.

خیلیا دیگه هم هستن که سالمن، ولی هر لحظه ممکنه علائم رو نشون بدن.

من وظیفه دارم این جزیره رو نجات بدم.

دقیقا الانه که لازمه چون تقریبا تمومه!

هی، واقعا می‌خوای انجامش بدی؟

اون خودش تنهایی داره از معبد مراقبت می‌کنه.

همه‌اش به خاطر اینه که می‌خواد مردم جزیره خوشحال باشن.

می‌خوام هر جور می‌تونم بهش کمک کنم.

ما نزدیک اون صخره‌ها امتحان می‌کنیم.

روت حساب می‌کنم!

باشه.

اگه تونستی یه چیزی هم برای شام بگیر.

رواله!

واقعا چیزیش نمیشه؟

یه شانس هست که یه نیش اون و می‌کشه.

این یه قماره.

خاک تو سرت.

ببخشید اینقدر بی پروام.

ولی دیگه وقت ندارم.

منظورت چیه؟

کاری هست که من باید قبل تولد 17 سالگیم دو روز دیگه انجامش بدم.

باور دارم اون مرد ستسونا تو زمان سفر کرده تا بهم تو انجام دادنش کمک کنه.

این حدس منه.

ولی اون گفت ستسونا ست.

و من رو رینه صدا کرد.

پس چرا ستسونا سان پیش تو اومده، رینه سان؟

چرا در زمان سفر کرده تا اینجا باشه؟

چون...

من فکر نمی‌کنم گفتن اون اسم مهم باشه.

هر کسی تو اوراشیما می‌تونه اون اسما رو بگه

از اونجايی که اونا افسانه‌های شناخته شده‌این.

ستسونا؟

ستسونا سان!

من... من فکر نمی‌کردم این اتفاق بیفته!

نیش خوردم! دارم می‌میرم! دارم می‌میرم!

ستسونا!

این نباید اتفاق بیفته!

تو یه ماموریت داری!

درمانگاه موریسو

عروس دریایی؟

بله. بادش هم تا سه روز دیگه می‌خوابه.

خدا رو شکر. فکر کردم مار دریاییه.

خیلی خوشحالم.

تو واقعا سرنوشت‌ منی، ستسونا سان.

سرنوشتت؟

می‌تونیم دوباره فردا همدیگه رو ببینیم؟

حتما...

خیلی خستم.

چیه.

انگار نا امید شدی.

اصلا.

کارن بهم گفت...

که سارا وقتی لبخند میزنه به نظر نمیاد واقعا خوشحال باشه.

منم همینطور فکر میکنم.

غمی پشت لبخندشه.

تو ممکنه بتونی.

کاری کنی که واقعا لبخند بزنه.

تو دیگه زیادی من و دست بالا گرفتی.

بازم...

بازم، نمی‌ذارم دست رو دست بذاری ستسونا!

نمیذارم.

اگه بذارم، دوباره یه مسافر زمان گمشده میشم.

:/

اه، آره!

اونجا...

سارا چان، تکنیک محشری داری.

خوشحالم که ازش لذت بردی.

کوئون؟ (اسم مادر رینه هست)

بله!

هیچوقت بیرون ندیدمت.

ما همیشه این کار رو این پایین می‌کنیم.

ای. ای!

اگه لمسش کنی، اهه...

خب، بعدی تویی، ستسونا سان.

با منم اینکارو می‌کنی؟

بله، به عنوان یه آزمایش!

حالا وقت زدن حرکت ممنوعه خانواده گاراندو: محور چاله صعود کنندست!

هی، تو مطمئنی؟

این یه تکنیک فوق‌العاده خطرناکه، ولی تو چیزیت نمیشه.

گفتی خطرناکه!

نقاط حیاتی قطعی به دفع دوده‌زدگی کمک می‌کنن.

بازم، این یه نقطه حساسه، بنابراین یه

شانس اجتناب‌ناپذیر هست که به بهشت صعود کنی.

اه، داره میره بهشت.

استپ کن!

داری اونو رو من تست می‌کنی؟!

بگیر که اومد!

ها!

چرا مجبورم این کارو بکنم؟

معلومه چون وقتی اون نقطه رو فشار دادم

از خود بی خود شدی و اون برآمدگی ناشایستت رو نشونم دادی.

اینطور نیست که خودم بهت نشون دادم!

غیر اون، تو تصادفی داشتی منو میفرستادی بهشت!

شکایت بسه!

من امروز باید به 23 خونه سر بزنم، پس پا بزن!

اون همه؟!

پس تو به همه اون خونه‌ها می‌ری؟

بله، البته.

کار اضافیه.

نه، همه خوشحالن چون دردشون رو تسکین میده.

اونا همیشه دعوتم می‌کنن که برگردم.

باعث میشه که احساس راحتی بکنم.

واقعا؟

آره.

خب، بریم که یه حرکت بزنیم!

برنامه‌های امتحان ورودی دانشگاه

دانشگاه میائورا مدرسه علم و تکنولوژی

نسخه 1999

علائم درد گردن، شانه درد زیر بغل، زانو، مفصل سر درد مزمن شانه‌های سفت درد در قسمت پایینی پشت قدم زدن سخت بی حسی دستان درد پشت سفت شدن صورت لرزش پاها

اسم شرایط اسم شرایط

علائم درد گردن، شانه درد زیر بغل، زانو، مفصل سر درد مزمن شانه‌های سفت درد در قسمت پایینی پشت قدم زدن سخت بی حسی دستان درد پشت سفت شدن صورت لرزش پاها

اسم شرایط اسم شرایط

ها؟ چی؟

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left