Police Squad!

Police Squad!

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Police Squad! S01E05 Rendezvous At Big Gulch (Terror In The Neighborhood) persian sub
ناشر sina_foroozan
ترجمه فیلمهای خاص و کمیاب

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2017-08-07
تعداد دانلود: 54
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 160 خط.

اين قسمت : ترور در محلّه

خيله خب دخترا خيلي خيلي عالي بود

حالا مي خوايم يه بار ديگه اينو انجام بديم باشه؟

حالا به دقّت منو نگاه کنيد و هر کاري که انجام مي دم رو تکرار کنيد

و

روز پرداخت خانم معلّم رد کن بياد 50 دلار

ببين من اين هفته هيچ چي ندارم بازار کار خرابه

زود باشيد ... زود باشيد .. ادامه بديد دخترا بريد

خوب اون قدرام بد نيس

به نظر مياد خانم معلّم بايد ادب شه راک

بهش ياد بده نه خواهش مي کنم

چيزي نيس عزيزم

فقط مي خوام صورت کوچولوت رو آراسته کنم

اسم من گروهبان فرانک دربينه

سروان کارگاه از جوخه پليس

بخش ويژه از نيروي پليس

من در حال آزمايش وسيله نقليه جديد نيروي پليس بودم

که يک تماس در مورد ضرب و شتم يه دختر دريافت کردم که در ظاهر

طرح حفاظت از محلّه رو به خطر انداخته

من فوري به سمت قرارگاه رفتم

رييس من قبل از من اونجا بود

سلام اد

سلام فرانک خوشحالم اينجايي اين يکي واقعا افتضاحه

ما چي داريم يه دختر وحشت زده

دو تا اوباش زدن داغونش کردن

چيزي گفته؟ نه هيچ چي

مورد تحديد ... مثل بقيه باشه .. اون کجاست؟

اونجا نشسته

فرانک

اون ظاهرش داغونه

جيل . من گروهبان دربين هستم عزيزم مي دونم شايد زمان مناسبي نباشه

فرانک !!! نه اون قدر داغون اون اونوره

ببخشيد خانم

جيل . من گروهبان دربين هستم

سيگار؟ بله هست

خب ... من اينجام که کمکت کنم ... قهوه؟ نه ممنون

چايي؟ نه

ةclair? Rum ball? Torte?

نه واقعا ... ممنون

جيل تو بايد به ما يه چيزي بدي که کمکمون کنه

اسم ... توصيف ... صدا بو ... سايز لباس.... هر چيزي

مي توني انجامش بدي؟ من واقعا بايد برم ... نبايد اينجا باشم

جيل من مي تونم ترسيدي

اين مجرما هيچ چي نيستن

ترس بزرگترين اسلحشونه

جيل اگر به ما کمک کني اونا رو براي هميشه مي فرستيم پشت ميله هاي زندان

منو ببخشيد ولي الان اصلا شرايطم مناسب نيست

ما نمي تونيم به اين حشره ها اجازه بديم به شهر ما حمله کنن

اونوقت ما تفاله گنديده فاسد يه فاضلاب رو خواهيم داشت

تو رو خدا فرانک دارم سعي مي کنم اين ساندويج ماهي رو کوفت کنم

موش هاي آلوده ي کرم زده ي چرکين جوش اومده

فرانک تمومش کن .. مي توني؟ دارم با مادرم حرف مي زنم

من واقعا متاسفم

خيله خب جيل مي بينم دارم وقتمو تلف مي کنم

اون دختررو مي بيني اونجا

وقتي رفت مثل دم تعقيبش کن

اد فرانک

آيا اين آدما روي بخش خاصّي از شهر تمرکز کردن

نه ما از همه جاي شهر اعتراض و شکايت داشتيم

يه حسّي بهم مي گه اونا دقيقا رو اين نقطه تمرکز کردن

و هيچ کسم حرف نزده

نه فرانک ... بهتم گفتم بدون شاهد کارمون تمومه

شايد بايد بريم و به صورت مستقيم مدرک پيدا کنيم

متوجّه نمي شم فرانک خب

بذار بگيم يه نقل مکان تجاري توي محله مورد نظر

و باز کردن مغازه جديد باشه

يه نقل مکان تجاري توي محله مورد نظر

و باز کردن مغازه جديد

بعدش بذار بگيم

که اين تجارت نظر اون باجگير هارو به خودش جلب مي کنه

باشه

اين تجارت نظر اون باجگير هارو به خودش جلب مي کنه

نقشه خوبيه فرانک

آل برو به اين محلّه و

يه مغازه کوچيک رو شناسايي کن واسه اينکه بريم اونجا فورا

باشه گروهبان ... مي رم دنبالش صورتت چي شده؟

خوردم به يه آتشفشان

باشه ... برو

فرانک بهتره يکيو با خودت ببري

برو به افسر نوربرگ بگو

هر چي دستشه بذاره زمين بياد فوري اينجا

بله ... کاپيتان

آل کارش رو به خوبي انجام داد اون يه مغازه قفل سازي متروک پيدا کرد

درست نزديک کلاس رقص جيل

تو قلب محلّه تروريست ها

جاي مناسبي بود براي يه شغل کوچيک

مردم صادقي که کار مي کردن براي زندگي بهتر

زور گيري ايده آل براي کلّاش

افسر نوربرگ در اين تحقيق مخفيانه من رو همراهي مي کرد

ما قصد داريم يه کاري رو راه بندازيم و اميدواريم که هدف اونا واقع بشيم

کليد آمادس

ممنون .... بازم بيايد مچکرم

بفرماييد آقا فقط بذاريد براتون سوهان بزنم

زرشک

بزن به چاک شاسکول

هي ... واسه چي مشتري منو فراري مي ديد ؟

ما فقط مي خوايم يه صحبت باهات داشته باشيم

تو صاحب جديد اين مغازه اي؟ بله ... چي کار مي تونم براتون بکنم؟

ممنون

مي دوني اينجا محلّه بديه

شرط مي بندم بدت مياد از اينکه اتّفاقي براي مغازت بيفته

پغازه چيه ديگه ؟

مغازه !!

تو به ما 50 دلار هر هفته مي دي ما هم از اينجا محافظت مي کنيم

علاقه اي ندارم به اين کار

دوس نداريم مجبور شيم توجّه شمارو جلب کنيم

از مغازه من برين بيرون هيچ چي از من گيرتون نمياد

فک کنم از گفتتون پشيمون مي شيد آقا

آره !! ؟؟ تو با کي مي خواي جلومو بگيري؟

آروم باش راک

مي بينيمت اين دورو بر .... مراقب باش

خب نوربرگ ... من فکر مي کنم با تشکيلاتشون ارتباط برقرار کرديم

مي دوني داشتم فکر مي کردم گروهبان

چطوره در ازاي هر سه نسخه کليد يکي مجّاني بديم به مشتري

اونوقت اونا مي فهمن که کار ما جدّيه و نمي شه با ما رقابت کرد

امّا فقط براي زمان کوتاه

مراقب باش

به نظر مياد هدفشون شغل ماس

من به آزمايشگاه برگشتم

تا بفهمم آلسون چي به دست آورده

سنگي که از پنجره ما پرتاب شد تو اوّلين هشدارشون بود

من مي دونستم خيلي زمان نمي بره تا دوباره بيان سراغمون

خب بيلي

ذرّات الکترواستاتيک به وسيله عدم تعادل الکترون ها به وجود ميان

نتيجه اون چيزيه که ما دانشمندا بهش مي گيم الکتريسيته ساکن

خداي من

درست مثل زماني که مامانت يه لباس رو از کشوي لباساش در مياره

و مي پوشه و صداي جرق جرق کشيده شدنش روي پوست لطيف و نازک مامانت ....

سلام فرانک

چرا نمي ري يه قدمي بزني بيلي هفته بعد يادت نره

اون مجلّه هايي که از زير تخت بابات پيدا کردي رو بياري

چشب آقاي آلسون

چي به دست آوردي تد؟ نه چيز زيادي فرانک

من آزمايش کامل روي اين سنگي که از پنجرتون اومده تو انجام دادم

نه اثر انگشت ... نه مارک لباسشويي !! تميزه

اسلحه کارامديه فرانک

بايد طرّاحي ساده و ماهرانشو تحسين کني

از کجا اومده ؟

خيلي جالبه من در موردش يه نظريه دارم

همون طور که مي دوني فرانک ميلياردها سال قبل

زمين ما يه جرم گداخته بود

امّا به دلايلي که واسه دانشمندا ناشناختس

سطح زمين سرد شد و پوسته رو تشکيل داد

توده هاي سخت آذرين

که ما دانشمندا بهش مي گيم صخره

صبح روز بعد من و افسر نوربرگ کارمونو ادامه داديم

انگار که هيچ اتّفاقي نيفتاده

امّا من مي دونستم در نهايت ما دو تادوست متقاعد کنندمونو مي بينيم

اونا به طور واضح مصمّم بودن که محلّه رو کنترل کنن

و من مصمّم بودم هر طور که شده جلوي اونا رو بگيرم

مي تونم کاري بکنم براتون؟ گاو سازي؟

نه نه نه نه ... قفل سازيه ... قفل سازيه

سلام نوربرگ

خوشحالم برگشتي گروهبان کارو ترکونديم

همين الان يه سفارش بزرگ داشتم واسه آماده کردن يه سري جا قفلي

چند دقيقه جاي من اون پشت باش مشکلي نيست

خب .... فروشنده بيمه رو ببين

تو بايد بيشتر مراقب داراييت باشي

آره من شنيدم به مغازت حمله شده بده که کسي نيس محافظت کنه

اين طور که نگاه مي کنم شما صد دلار به خاطر اون پنجره به من بدهکاريد

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left