نخستین 164 خط.
خوش او...
چیزه... در...
برام یه لباس بدوز.
آقا، متاسفانه ما فقط کتوشلوار داریم.
مهمترین روز زندگی...
لایق پوشیدن لباسی کاملـه.
آه. منظورتون عروسیـه؟
اشتباهه.
درسته، این...
پارت دوازدهم: بینهایتِ ما
بالاخره امشب وقتشه.
منظورم کلکل تو و آدامه.
اوهوم.
به چیزی فکر کردی؟ مثلاً نقشهای چیزی؟
آدام چرا داره اسکیتسواری میکنه؟
ها؟
آخ!
چرا یه دفعهای همچین سوالی میپرسی؟
اونا گفتن همیشه تکوتنهاست دیگه، نه؟
با همچین شخصیتی زیادم بعید نیست.
یه مدته دارم بهش فکر میکنم.
خب میدونی، حتماً بخاطر اینه که...
...لذت بخشه.
مگه اسکیتسواری دلیل دیگهای هم داره؟
درسته.
m 493 116 l 1157 159 1163 431 475 409
رئیس پلیس دفتر مرکزی
m -1342 202 l -1134 202 -1134 250 -1342 250
رئیس پلیس دفتر مرکزی
من تونستم مجوز رو بگیرم.
حالا میتونم پا به ملک عضو شورا شیندو بذارم!
زخمهات خوب شده؟
من که نمیتونم همینجوری تا ابد تو بیمارستان بخوابم.
موافقم.
خب؟ لانگا شانسی برای برد داره؟
اون تو کلکل قبلی شانس خوبی داشت.
ولیآدام اون موقع جدی اسکیتسواری نمیکرد.
حتی اون موقع هم؟
شما اسکیتسواری جدی آدام رو دیدین؟
نه. حتی یه بارم ندیدیم.
اون هیچوقت نیاز نداشت بهمون روی جدیشو نشون بده.
بیا. این تختهی توئه.
تختهی من...
اوهوم، خیلی خوبه. کمتر از این ازت انتظار نداشتم، رکی.
میگم، اولین باری که اسکیتسواری کردی رو یادته؟
البته!
داشتم با پاهای چسبشده اسکیتسواری میکردم.
با اینکه اینقدر اسکیتسواریت خوبه خیلی بیملاحظهای.
حتی نمیتونستم پا بزنم.
درسته! همهش از همونجا شروع شد!
رکی...
مرسی...
...که اون موقع تختهاسکیته رو اشتباهی بردی.
برای اون؟
این یکی رو ببر.
اوهوم.
و...
...بعد اینکه فینال تموم شد...
چی شده؟
مثل اینکه اتفاق عجیبی افتاده.
از اینجا به بعد رو لطفاً پیاده برید!
مشکلی نداره.
وضعیت منم با آدام یکیه.
این خط پایان امروزه؟
این دیگه چیه؟ یه قبر؟
این مسیر دیگه چیه...؟
اگه از اینجا بیفتی...
چرا همون مسیر همیشگی نیست؟
ورودی کارخونهی متروکه بخاطر توفان بسته شده.
اینجا رو آدام انتخاب کرده.
این مسیریه که موقع شروع اس ازش استفاده میکردیم.
ولی خیلی خطرناک بود، سر همونم ممنوع شد.
اون گفت این مسیر برای مسابقهی امروز مناسبه.
لانگا...
من هیچوقت آدامُ این شکلی ندیده بودم.
تختهی تابوتشکل؟
این یعنی یه نفر قراره بمیره؟
خوش اومدی، اسنو.
منتظرت بودم.
آدام...
احساس کردم این لباس برای امشب مناسبه.
چون که امروز، روزِ عزیمت ماست.
درسته.
به سوی جایی که هیچکس نمیتونه مزاحممون بشه.
دنیایی ساختهشده فقط برای ما دوتا.
آدام جلو افتاده!
اون واقعاً خیلی سریعه!
سریعتر از همیشه!
آدام واقعاً هم اسکیتباز شگفتانگیزیـه!
دنبالم بیا!
مطمئنم که تو میتونی پا به پام بیای.
میرم براش!
اون داره از وسط مسیر منحرف میشه!
میخواد بپره؟
برو، لانگا!
آدام نیستش؟
من اینجام.
منم کمی بعد از تو پریدم.
فکرشم نمیکرد کسی بتونه بالاتر از لانگا بپره!
همهـش همین بود؟ من که میدونم تو بهتر از این حرفایی!
یه حملهی ترکیبی؟
جاخالی بده، لانگا!
درسته! خودتُ بالاتر بیار!
اون دنیا قراره وقتی فراتر از حدت رفتی باز شه.
هر دوی اونا غیرعادیان.
حتی دوربینم نمیتونه پا به پاشون بره.
چقدر دیگه قراره سریعتر بشن؟
زیادی خطرناکه.
اگه حتی یه کوچولو از وسط مسیر منحرف شی تصادف میکنی.
لانگا...
سریعتر!
اینجا!
اینجا اینجا!
اینجا!
این همون چیزیـه که اون موقع برای یه لحظه دیدم.
به دنیای من و تو خوش اومدی.
من باور داشتم که تو میتونی اینجا بیای.
به این دنیای شگفتانگیز.
ما تنها کسایی هستیم که اینجاییم.
همه چیزِ زندگی عادیتو فراموش کن.
«زندگی عادی؟»
هیچکس بهت دستور نمیده. هیچکس با انتظاراتش خفهت نمیکنه.
اینجا، فقط باید دربارهی اسکیتسواری فکر کنی.
میتونی همه چیزو و همه کس رو فراموش کنی.
«فراموش کنم؟»
رکورد وقفهی جدید ثبت شد.
حتماً شوخیت گرفته!
اون دوتا تو یه سطح دیگهان.
غیر ممکنه... نکنه اونا تو زون هستن؟
«زون؟»
اتفاقی که هر از گاهی برای ورزشکارای برتر میافته.
درست مثل وقتی که بترها نمیتونن چیزی جز توپ و بت رو ببینن.
حالتی که در اون تا حداکثر تمرکز میکنن.
لانگا...
به چیزی نیاز نداری.
چیزی رو نمیخوای.
«چیزی؟»
درسته.
همهشو فراموش کن.
هر چیز و همه چیز رو.
«...هر چیز و همه چیز رو»
اون تَرَک!
نتونست ببینتش؟
عواقب جانبی زونـه. وارد زون شدن اونم توی اس عین خودکشی میمونه!
امکان نداره!
چطوری میتونه از زون خارج شه؟
چه بدونم. از کسی که میتونه واردش بشه بپرس.
برگرد، لانگا! این اصلاً شبیه اسکیتسواری خودت نیست!
کاملاً سفیده.
هیچی نمیبینم.
هیچی نمیشنوم.
هیچی احساس نمیکنم.
مثل اون موقعست.
مثل اون موقع که بابام مرد.
هیچی احساس نکردم.
هیچی لذت بخش نبود.
میوفته!
لانگا!
دارم میوفتم.
من...
اینطوری میمیرم؟
درسته.
اسکیتسواری...
حال میده!
No comments yet. Be the first to leave one.