هماهنگ با نسخه‌های زیر

Fatal Promise E21 KOreanDream
ناشر shahlaz
@KOreanDreamترجمه و زیر نویس شهلاز

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2020-04-27
تعداد دانلود: 10
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

تو دیگه چه شخصیتی داری؟

چطور اجازه دادی بابام مشروب بخوره؟

اول بذار رئیس بذارم تو ماشین

لطفا چند لحظه منتظر بمونین - باشه -

احتمالا مشکلی براش پیش اومده بگو فردا می بینمشون

نکنه تو چیزی علیه پدرم داری؟

منظورت چیه؟ - یا یه چیز دیگه -

چطوری تونستی بذاری اینقدر مشروب بخوره که حتی نتونه رو پا وایسه

...وقتی اون یک بیمار قلبیه و براش خطرناکه

کسی که چند روز پیش سکته کرده

مدیر هان - ....ازدواج با خواهرم -

با هدف بدست آوردن شرکت بوده

...و اگه بابا مریض بشه برات یک فرصت عالیه

که بتونی راحت تر شرکت بالا بکشی

مواظب حرف زدنت باش - وگرنه -

چطوری میتونی بذاری این وقت شب یک بیمار قلبی مست کنه

تا حدی که نتونه رو پاش بند بشه

...به من زنگ زد

گفت اطراف محله ماست

وقتی رسیدم اینجا جلوتر مست شده بود

من فقط کمک کردم که بلند شه و سر پا بشه

اگه اینقدر نگران پدرتی

...به جای اینکه فریب بخوری کارتو درست انجام بده

وگرنه به من اجازه دادی همه چی رو ازت بگیرم

اگه پسرشی پس درست رفتار کن

تا رئیس دنبال من نباشه

چی گفتی؟

اینکارو نکن

این چه رفتاریه مگه نشنیدی چی شده؟

تموم کنید مادر - ازت خواهش کردم -

چرا اینقدر از ته این متنفری؟

...اینکه اون میخواد اتفاقی

برا رئیس بیفته تا شرکت به چنگ بیاره

...چطور میتونی همچین چیز وحشتناکی بگی

هر چقدرم که ناراحت باشی

اینطوری پدر و مادرت بزرگت کردن؟

اینطوری کارهای زشت و بی ادبانه انجام بدی؟

بریم مادر - ...الان -

منظورت پدر و مادر من بود؟

ببخشید که زیاده روی کردم

...اما

...من یکبار

ازت خواهش کردم

با ته این اینطوری رفتار نکنی

پسر من از اینجور آدمها نیست

.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.: ( شهنــاز (شـــهلاز :.:.

چرا تنهایی برگشتی؟

ته این ندیدی؟

جوانه لوبیا چی؟

میخواستی فردا برای خانم چا بپزی

یوبو - چیه؟ -

اتفاقی بیرون افتاد؟

نه چیزی نیست

میخوای من برم بخرم؟

به نظر میرسه با هی وون رابطه خوبی ندارین

برو بهش بگو

اگه مشکلی برا عمل سرمایه گذار شرکت پیش بیاد

بهتره منتظر عواقبش باشه

سر راه بهشون میگم - برو پیش سو جو -

...فکر میکنی چرا ما

علیرغم سوابق جناییت برت گردوندیم؟

من همه چی رو نادیده می گیرم هر کار که دلت میخواد با هی وون بکن

باید بعد از تحقیر دخترم همون چیزهارو بکشه

محل مدیر کانگ؟

تنهایی رفته بوده اونجا مشروب بخوره؟

...هنوز کامل خوب نشده واسه چی

نمی بینی؟

!ما برای بابا هیچی نیستیم

ما نه خانوادشیم نه کمتر از اون

...جی هون می فهمم چه احساسی داری اما

اینجا مسئله من نیستم

سئوجو لطفا به خودت بیا و حواستُ در مورد ته این جمع کن

مردها مردهارو بهتر می شناسن

پشت ازدواج تو یک انگیزه دیگه داره

تو چشماش پر از کینه است

کافیه

!لطفا نذار شمارو گول بزنه

نمی دونی تمومش کن یعنی چی؟

مارا گول بزنه؟ به نظرت من و سئوجو اینقدر احمقیم؟

فکر کردی ما از تو کمتر می فهمیم؟

همیشه من تو رو سرزنش میکردم حالا تو داری تلافی میکنی؟

مادر

...این اتفاق نمی افتاد

اگه نقش خودتو به عنوان یک پسر درست بازی می کردی

تقصیر کیه که پدرت به کانگ ته این بیشتر از تو اعتماد داره؟

تو خودت باعثش بودی

...بنابراین شماو پدر

هر دو موافقین با ازدواج کانگ ته این با خواهرم

نمی دونم پیش خودت چی فکر کردی

اما تو حق گفتن این چیزهارو نداری

تا حالا خودتو به روی ما باز کردی؟

تا حالا با ما مثل خانوادت رفتار کردی؟

از بیرون می خندی

اما بین ما و خودت یک دیوار کشیدی اینطور نیست؟

کافیه ، بیخودی شلوغش نکن

مادر

...شما هم هرگز

به من احساسی نداشتی

...چرا فکر میکنی

تو سن به اون کمی از خونه فرارکردم

...که چی

بعد از این همه سال که بزرگت کردم حالا شاکی شدی؟

متاسفم

...رئیس هان به جای پدرم

...عمل شد

تا رو بیمارستان شما سرمایه گذاری کنه

به قیمت سرقت قلب پدرم

رئیس ، چای عسل

باشه مرسی

تازگی حالتون بهتر شده

هنوز مجاز به مصرف الکل نیستید

...من به چشم تو

چطوری دارم زندگی میکنم؟

منظورتون چیه؟

راستش

تا امروز حتی یک روزم آرامش نداشتم

...من

...مدتها قبل

یک گناه فراموش نشدنی مرتکب شدم

زندگی یکی رو خراب کردم

نه

تفاوتی با کشتن اون شخص نداره

...اما

...شخصی رو که فکر میکردم مرده

دیدمش

در مورد کی حرف میزنین؟

مادر واقعی جی هون

سنگینه ، کمک کن

باشه

...اما من نمیتونم

...تصمیم بگیرم

باید به جی هون بگم یا نه

...با این حال نباید خبر داشته باشه

مادرش هنوز زنده است؟

...در واقع جی هون از بچگی

بخاطر بی تفاوت بودنم نسبت به مادرواقعیش عصبانیه

زنده یا مرده

...اما

ازدواج سئو جو باعث شد من به فکر مادر جی هون بیفتم

جی هون هم یک روزی باید ازدواج کنه

دلش برای مادرش تنگ نشده؟

اگه خانم چوی متوجه بشن مشکل درست میشه

با اینحال

من باید بهای گناهی رو که پدرم مرتکب شد بپردازم

پدرم وقتی جی هون به دنیا اومد

...اون زن تبدیل کرد

به زندی که دوبار ازدواج کرده

با این حال من باید حقیقت رو پیدا میکردم

...دارم اینهارو بهت میگم

...اونبار که سکته کردم

فکرهای زیادی تو سرم بود

مدیر کانگ - بله -

اگه اتفاقی برای من افتاد

رئیس - میتونی -

از جی هون من مراقبت کنی؟

...شرم آوره اما تنها کسی که میتونم بهش اعتماد کنم

تویی

خیلی وقته دوکبوکی رو امتحان نکردی

بخاطر تشکر از اونبار

یون چانُ ، پدر مادرش رهاش کردن

پدرم شناسنامه اونو به اسم خودش گرفت

پس واقعا تو خواهرشی؟

آره ، چطور؟

چه مادرش باشم چه خواهرش ما خانواده همیم

نه یون چان نه من بدون هم نمی تونیم زندگی کنیم

هی - هان -

بیا

این چیه؟ - کادوی برگشتنت -

این تمام داده های تیم طراحی ماست

چرا اینو به من میدی؟

ازش برای مطالعه استفاده کن تا در آینده بتنی طراح تیم ما بشی

در ضمن این خیلی بهتر از اونیه که خودت داری

دیدی تو استودیو چه اتفاقی افتاده؟

آره ، باید پایین نگهش میداشتی

از حالا هر کی ازت بد گفت به من بگو

مرسی ، سعیمو می کنم

اگه ممنونی فردا ناهار مهمونم کن

خب نمی دونم چرا که نه

چرا بچه بودی از خونه فرار کردی؟

اگه نمیخوای نگو

پدرم دوباره ازدواج کرد

..وقتی 4 سالم بود

مادر و خواهرم وارد زندگی ما شدن

این که خوبه

پدر و مادر و خواهر داری

واسه چی فرار کردی؟

مادر وقتی بچه بودم هیچ وقت من دعوا نکرد

خب مگه چیه؟

خواهرم بخاطر کوچکترین اشتباهی دعوا می کرد

اما هیچ وقت حتی با بدترین کارم سرم داد نمی کشید

...احساس میکردم

...اون

بخاطر پدرم اینکارو میکنه

همین باعث شد فرار کنم

چی گفتی؟

جی هون گم شده؟

چطوری؟

مامان

مامان

اینجا ، بیا اینجا

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left