The Tenth Man

The Tenth Man

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Tenth Man 1988 2in1 1080p Blu-ray AVC DTS-HD MA 2 0-AdBlue
The Tenth Man 1988 REPACK 1080p BluRay AAC x264-HANDJOB
The Tenth Man 1988 REPACK 720p BluRay AAC x264-HANDJOB
The Tenth Man 1988 1080p REMUX BluRay FLAC 2 0 AVC-FiZ
The Tenth Man 1988 1080p BluRay x264 DD2 0-NOGRP
The Tenth Man 1988 1080p BluRay H264 AAC-RARBG
The Tenth Man 1988 1080p REMUX AVC FLAC 2 0-LM
The Tenth Man 1988 1080p BluRay x264 AAC-YIFY
The Tenth Man 1988 1080p BluRay x265-RARBG
The Tenth Man 1988 BRRip x264-ION10
ناشر 9B0DY
BluRay (Kino Lorber) | 23.976 fps | 1h 39mn

برچسب‌ها

Blu-ray
blu-ray
1080
TS
HD
Blu-Ray
BluRay
x264
720p
720
REMUX
x265
brrip
تاریخ انتشار: 2023-06-21
تعداد دانلود: 13
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫« نفــر دَهــم »

پس از تهاجم موفق اتحاد جماهیر شوروی

تعداد سربازان آلمانی در خط مقدم

.افزایش بی‌سابقه‌ای داشته است

گروه‌‌ به اصطلاح مقاومت

...دیروز ضربه‌ی دیگری خورد

‫ممنون.

...سه تروریست به ضرب گلوله کشته شدن

‫صبح بخیر، آقای شاول.

‫- صبح بخیر. ‫- صبح بخیر.

با پوزش از مسافران قطار پاریس

این قطار رأس ساعت 08:35 دقیقه

.ازسکوی شماره دَه حرکت می‌کند

قطار به مقصد گردان چهارم ارتش

.از سکوی شماره هفت حرکت خواهد کرد

‫صبح بخیر.

‫صبح بخیر، آقای شاول.

‫صبح بخیر.

‫صبح بخیر، آقای شاول.

‫ممنون. صبح بخیر.

‫صبح بخیر.

‫قوانین مالی جدید آلمانی، آقای شاول.

‫جولز؟

‫صورتحساب، لطفاً.

‫همین‌الان، آقای شاول.

!همه! همه

‫یه نفر کم داریم.

‫یه نفر کم داریم!

‫بیا!

‫چرا من؟!

‫من وکیلم!

‫ولم کنین!

‫رئیس‌تون کیه؟

‫ولم کنین! اشتباه شده!

‫من کاری نکردم.

‫بسه دیگه!

‫برو، برو.

‫برو، یالا! سوار شو!

‫من بی‌گناهم! کاری نکردم!

‫بیرون! بیرون! تکون بخورین! ‫زودباشین! تندتر!

‫بیرون! بیرون! تندتر!

‫بیرون! بیرون!

‫زودباش! یالا! بیرون!

‫بجنب!

‫اینجا کجاست؟

‫این مسخره‌ست. ‫مطمئنم اشتباه شده.

‫رئیس‌تون کیه؟

‫هی، تو!

‫باشه، باشه.

‫اشتباه شده.

‫من وکیلم.

‫می‌خوام رئیس‌تون رو ببینم.

‫می‌خوام با اون افسر صحبت کنم.

‫تندتر! تندتر!

‫برو تو.

‫تو هم همینطور.

‫هی، برتون، ساعت چنده؟

‫هشت و پنجاه دقیقه.

‫هشت و چهل دقیقه‌ست.

‫ساعت هشت و چهل دقیقه‌‌ست.

‫ساعت آنتیک و قشنگیه.

‫ولی دیگه درست کار نمیکنه. ‫ساعت هشت و چهل‌ دقیقه‌ست.

‫معلومه دیگه،

‫ساعتِ آشغالی خریدی.

‫همه‌ش عقب میوفته.

‫به درد نمی‌خوره.

‫ساعت هشت و پنجاه دقیقه‌ست.

‫افتادی تو دردسر؟

‫آره.

‫رئیس اینجا کیه؟ ‫باید باهاش صحبت کنم.

‫خودت رو خسته نکن.

‫اما من کاری نکردم.

‫دلیلی نداره اینجا باشم.

‫ما هم هیـچ کاری نکردیم.

‫تو چه مرگته؟

‫نگو که نمی‌دونی اینجا چه خبره!

‫هر‌چند وقت یکبار،

‫مردم رو از توی خیابون‌ها می‌گیرن و ‫میارن اینجا.

‫یه مدت نگه‌مون می‌دارن و...

‫بعدش به خدمت‌مون می‌رسن.

‫خیلی ساده‌ست.

‫آلمان‌ها هرگونه مقاومت یا اخطار ببینن،

‫چندتا از زندانی‌ها رو میکشن تا

‫قانون رو اجرا کرده باشن.

‫بعد دوباره... یه عده‌‌‌ی دیگه رو می‌گیرن.

‫لابد فکر می‌کنن راه درستش اینه.

‫ولی باید یه راهی باشه.

‫صبر کن، ببینم. کله‌گنده‌ نمی‌شناسی؟

‫یه آدم با نفوذ؟

‫نه.

‫سرهنگ هم باشه، بد نیست.

‫اونجا... خبری نیست؟

‫فعلاً که نه.

‫اونجا آدم‌ها رو میکشن.

‫می‌برن‌مون دور حیاط و

‫برمون می‌گردونن.

‫بعد صدای شلیک‌شون رو می‌شنوی.

‫من و تو تنها آدم‌حسابی‌های اینجا هستیم.

‫بقیه‌شون، راننده‌کامیون،

‫فروشنده، سیگارفروش و

‫کارگرن.

‫میشل مانـژو میگه کارمند عالی‌رتبه‌ست.

‫ولی وقتی دستگیرش کردن، ‫بیکار بوده.

‫من خودم شهردار شهر بورژ بودم.

‫ولی فکر نمی‌کنم نشان سه‌رنگم،

‫با این لباس‌ها جور در‌بیاد.

‫بالاخره باید یه کاری کرد.

‫حتی اینجا هم، قانونی هست که

‫از آدم‌های بی‌گناه حمایت کنه.

‫اگه پسرم بود، باهات مخالفت می‌کرد.

‫میگه پول رو باید گذاشت ‫دست آدم درستش،

‫یعنی آدمی که اهلش باشه.

‫همه برگردن تو!

‫وقت خوردن آب‌زیپوئه.

‫ایست!

‫اگه فقط با یکی تماس می‌گرفتم...

‫میشد کاری کرد.

‫پسرم احتمالاً فکر میکنه من مُردم.

‫لابد تمام نقره‌های خانوادگی‌مون رو فروخته.

‫حرکت کنید!

‫ایست!

‫نمایشگاه تیراندازی رو نگاه کن.

‫تاحالا کسی رو کشتی؟

‫نه.

‫نه، هرگز کسی رو نکشتم.

‫تابحال حتی با یه آدم مسلح هم روبرو نشدم.

‫تکون بخورید!

‫خیله‌خب. حاضرین؟

‫جوراب‌هاتون.

‫من دوتا دکمه و یه بند کفش میذارم وسط.

‫من دو نخ سیگار.

‫این دو نخ سیگارت...

‫منم جلیقه‌م رو میذارم.

‫منم کلاه‌م رو میذارم.

‫دست من پُـره. 3 تا 9 دارم.

‫پس کار من تمومه. فقط شلوارم واسم مونده.

‫منم.

‫من 4 تا 10 دارم.

‫بنظر آروم میاد.

‫معمولاً همینطوره...

‫هنوز صبح زوده.

‫آره.

‫شما تیربارون رو هم می‌بینین؟

‫آره. معمولاً صبح‌ها می‌کُشن.

‫هفت صبح.

‫جوخه‌شون رو دیدی؟

‫آره...

‫تیرهای چوبی که... پشتش هم ‫دیوار سنگی‌ـه.

‫البته دیگه دیواری نمونده.

‫بخاطر گلوله‌ها سوراخ سوراخ شده.

‫خیلی بدبختن.

‫بی‌عرضه‌‌‌ان.

‫نشونه‌گیری هم بلد نیستن.

‫یکی‌ش که به هدف می‌خوره.

‫من تاحالا نرفتم خارج پاریس.

‫فونتن‌بلو.

‫فقط یه تابستون رفتیم اونجا.

‫یه روز اونجا بودیم... با مادر و ‫خواهرم رفتیم.

‫خیلی قشنگ بود.

‫مسافرت رو خیلی دوست دارم.

‫تو خیلی جاها رفتی. درسته؟

‫همم؟ آره. راستش نه.

‫ارتش که بودم...

‫اونطرف‌تر از...

‫پادگان مارسی نرفتم.

‫من رو واسه ارتش قبول نکردن.

‫دیگه نمی‌خوام جایی برم.

‫فقط می‌خوام برگردم سنت‌ژان‌ دو بیناک. ‫جایی که خونه‌م هست.

‫تقریباً...

‫یک‌ساعت با... پاریس فاصله داره.

‫جای قشنگیه؟

‫- آره. ‫- حتماً خونه‌ی مجللی داری.

‫راستش یه خونه‌ی قدیمیه.

‫راه‌پله داره... می‌دونی...

‫اگه بخوای می‌تونم طرحش رو ‫برات بکشم.

‫خونه‌ی توئه، خونه‌ی من که نیست.

‫مال پدرمه. اونم از پدرش بهش ‫ارث رسیده.

‫منم ممکنه همونجا بازنشسته بشم.

‫شغل پدرت چی بود؟

‫اونم وکیل بود...

‫مثل پدرش.

‫شماها وضع‌تون خوب بوده. ‫ما همیشه بدبخت ‌بیچاره بودیم.

‫می‌تونی به قانون اعتماد کنی.

‫با دوست و فامیل فرق داره.

‫قانون هیـچوقت ناامیدت نمی‌کنه.

‫به‌شرطی که جهت مقابلش نباشی.

‫فکر کردم گفتی صبح‌ها ‫از این خبرها نیست.

!یالا! راه بیوفتین! از اینطرف

!نه! نه! تکون بخورین

!تندتر! تندتر

‫ساعت چنده؟

‫شیش و نیم.

‫فکر کردم دیرتره.

‫درست فکر کردی. ‫شیش و چهل دقیقه‌ست.

‫اون آشغالی که دستته جلوئه.

‫ساکت باشین.

‫یه خبر دارم.

‫شب گذشته در شهر خشونت دیده شده.

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left