Holland

Holland

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Holland 2025 WEB H264-RBB
ناشر MRLIGHTBORN11
🆔 حسین رضایی و علــیرضــا نــورزاده | FilmKio.Com 🆔

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2025-03-27
تعداد دانلود: 135
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫خب، چشم به هم بزنیم ‫وقت خونه‌تکونی بهاری میشه

‫اتفاقا همین الانم وقتش شده

‫- واقعا؟ ‫- بله... مشخص نیست؟

‫بهار شده، پس برگ‌ها و شاخه‌های اضافه

‫رو دور بریزید و اینجور هرس‌کاری‌ها رو انجام بدید

‫بوته‌ها و اینجور چیزا...

‫و صبح همگی بخیر

‫جن میوسن هستم. به «وقت باغبانی» ‫در دابلیو.اچ.تی.زی خوش اومدید

‫طی یک ساعت آینده، ‫از نگهداری باغچه

‫و گل‌ها و درختان و...

‫- و چمن و این چیزا حرف می‌زنیم ‫- لاله‌ها هم دراومدن

‫- و بعضی از شکوفه‌های زودهنگام ‫- بله

‫و بیاین در مورد ترافیکِ...

‫فستیوال «به وقت لاله» صحبت کنیم

‫اینکه چطور ایمن باشیم

‫چون می‌دونم آدم کلافه میشه

‫بخاطر بازدیدکننده‌هایی که ‫که از خارج شهر میان

‫ما عاشق بازدیدکننده‌های به وقت لاله‌ایم، ولی...

‫صبور باشید و حتی کمکشون هم بکنید

‫که مسیر رو پیدا کنن

‫خوشحالم می‌شیم جوابشون رو بدیم

‫البته می‌خوام به مردم یادآوری کنم

‫که برنامه باغداری دانشگاه میشیگان...

‫من هر روز این امتیاز رو دارم

‫که تو بهترین جای دنیا بیدار بشم

‫میشیگان، هلند

‫واقعا بی‌نقصه

‫مردمش، لاله‌هاش

‫آهان

‫و آسیاب بادیش

‫اطرافم رو نگاه می‌کنم ‫و حس می‌کنم دارم خواب می‌بینم

‫قبل از اینکه بیام اینجا...

‫وحشت‌زده و گیج بودم و...

‫نمی‌تونستم به کسی اعتماد کنم

‫حتی خودم

‫بعدش فرِد رو پیدا کردم

‫اون من رو آورد به هلند

‫و حالا هری رو داریم، و خب...

‫در امانیم

‫در امان و خوشحال

‫هنوزم بعضی وقتا برام سوال میشه...

‫که اصلا واقعیت داره؟

‫نه. پیدا شو دیگه

‫خیلی‌خب

‫عه...

‫کجایی؟

‫کوفت بخوری، کجاست؟

‫کندی

‫چیزی هست که بخوای بهم بگی؟

‫عه...

‫عه...

‫مثلا چی؟

‫عه...

‫سگ توش. من...

‫- ببخشید خانم وی ‫- کندی

‫نمی‌دونم چرا اون کارو کردم. خیلی احمقم

‫خب، حماقت یه چیزه

‫- ولی این... ‫- ببخشید

‫- این دزدیه ‫- من...

‫فکر کنم اعتیاد غذایی دارم

‫تو مجله کازمو خوندم که واقعیه. ‫می‌دونین؟

‫و تصویر غذا که میاد تو ذهنم

‫دیگه از بین نمیره

‫و می‌دونم که اون بیکن مال هری بود

‫- ولی نتونستم جلوی خودم رو بگیرم و... ‫- بیکن؟

‫من...

‫یعنی از بیکن حرف نمی‌زنین؟

‫- شاید باید از اونم حرف بزنم ‫- می‌خوام پولش رو بدم

‫دو دلار تو کیفم دارم و...

‫نه، من اونو نمی‌خوام

‫من اینو نمی‌خوام کندی

‫داریم از یه چیز دیگه حرف می‌زنیم

‫یه چیز دیگه

‫عه...

‫شاید بهتره چند روز استراحت کنی

‫و وقتی حاضر بودی حقیقت رو بگی ‫برگردی پیشم

‫- باشه ‫- خیلی‌خب

‫بهش فکر می‌کنم، خب؟

‫- ممنون ‫- خیلی‌خب

‫- خدافظ هری ‫- خدافظ

‫بعداً می‌بینمت

‫حالت خوبه؟ متاسفم

‫- دارم بهش فکر می‌کنم ‫- مرسی کندی

‫- اوه، هری ‫- مامان؟

‫اون یه کار خیلی خیلی بد کرده

‫کارت خیلی کیریه

‫هری اس. وندرگروت، ‫کندی این حرفای زشت رو یادت داده؟

‫خب اونم مثل بقیه غذا می‌خوره

‫می‌تونم بابت این حرفت بزنم تو سرت آقاپسر

‫باشه. بزن

‫- بزن تو سرم ‫- چی؟

‫فکر کرده اهمیتی داره

‫از این بدتر که نمیشه

‫دیگه اوضاع از کنترل خارج شده

‫خیلی نامردیه

‫مطمئنم داستان فراتر از این حرفاست

‫نه، نیست

‫مامان دقیقا همیشه همین کارو می‌کنه

‫- کل زندگی‌مون رو خراب می‌کنه... ‫- هی، هی

‫- سر یه چیز کوچیک و مسخره ‫- یه نفس عمیق بکش

‫چیزی هم نگو که بعدا پشیمون بشی

‫وقتی برسم خونه حرف می‌زنیم؟ ‫باشه؟ مرد و مردونه

‫باشه

‫دیگه خیلی اعصابم خرد شده

‫می‌دونم. باشه؟

‫- باشه ‫- خدافظ

‫اوه...

‫شرمنده واقعا

‫پسرم سیزده سالشه. ‫همه‌چی براش اورژانسیه

‫خیلی‌خب

‫ببینیم چه خبره اینجا

‫«مترجمان: حسین رضایی و علیرضا نورزاده» ‫::. HosseinTL & MrLightborn11 .::

‫سلام

‫- سلام ‫- سلام نانس

‫امروز داستان پیش اومده، ها؟

‫وای. روحتم خبر نداره

‫- وای ‫- خوشگل شدی

‫- واقعا؟ ‫- بوی خوب هم راه انداختی

‫- چی درست کردی؟ ‫- میت‌لوف

‫و سالاد رازیانه و انار، جدیده

‫راز... رازیانه و چی‌چی؟

‫خوشحال شو

‫مطمئنم خوشمزه‌ست

‫- آره ‫- عه...

‫یه ساعت اینا وقت داریم؟

‫آره

‫بچه‌جون! بپر تو ماشین!

‫اومدم

‫هری، بدو بریم

‫خیلی حرفا داریم

‫- بابا، وایسا ‫- شهر خودش ساخته نمیشه که

‫مثلا...

‫اگه حس و حال مرتب کردن ‫تختت رو نداشته باشی چیکار می‌کنی؟

‫ها؟

‫مرتبش نمی‌کنم؟

‫نه

‫لحافت رو میندازی رو تخت

‫و کل تخت رو باهاش می‌پوشونی

‫یه مرحله رو جا میندازی و قشنگ صافش می‌کنی

‫خب؟ و ظاهرش رو قشنگ می‌کنی

‫الانم باید همین کارو بکنی

‫زن‌ها اینجورین

‫یه روز شاید غوغا به پا بشه

‫ولی دو روز بعد

‫انگار اصلا اتفاق نیفتاده

‫- پس... ‫- هوم

‫اصلا با عقل جور درنمیاد، می‌دونم

‫آره

‫نمیشه پیشبینی کرد، پس...

‫صلح‌وصفا رو حفظ کن

‫باشه؟

‫- باشه ‫- فهمیدی؟

‫- فکر کنم ‫- آفرین

‫آمین

‫هنوز نمی‌تونم هضمش کنم

‫تو خونه‌ی خودمون، همینجا

‫توی هلند

‫اینجا آلگان نیست، هلنده

‫گوش میدی چی میگم؟

‫هوم

‫آره، فقط بنظرم داری یکم...

‫زیادی عصبانی میشه

‫قضیه بیکن‌ـه

‫متوجه نبودش هم نشدیم

‫موضوع فقط بیکن نیست

‫دزدیه

‫کشوی خرت و پرتات رو چک کردی؟

‫و کف کمدت رو؟

‫خب...

‫نه، چون...

‫می‌دونم...

‫بدش به من

‫بگذریم

‫این خیلی خیلی خوشمزه‌ست نانس

‫جدی میگم. مگه نه هر؟

‫- اوهوم ‫- واقعا؟

‫هوم. چیزیش رو عوض کردی؟

‫عه...

‫به جای خردل زرد خردل قهوه‌ای ریختم

‫گفتم یه کار هیجان‌انگیز بکنم

‫یه خبر بدی دارم نانس

‫این هفته باید برم فرانکنموث

‫اینم از سفرهای تفریحی شرکت الکان‌ـه. ‫ولی فقط همون یه شبه

‫- جدی؟ ‫- آره

‫یه لنز جدید ساختن

‫بهش خوشبین نیستم

‫مامان؟

‫بله هر؟

‫ببخشید که امروز حرف بد زدم

‫منظوری نداشتم

‫مرسی هر

‫ولی می‌دونی که نمی‌تونی ‫از این حرفا بزنی

‫حواست باید باشه

‫درسته

‫بله

‫- سلام خانم وندرگروت ‫- صبح بخیر

‫فعلا آقای دی

‫فردا می‌بینمت استیو

‫خیلی‌خب

‫امروز خیلی کارا داریم

More Farsi Persian subtitles for Holland

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left