Bosco

Bosco

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Bosco 2024 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
ناشر Samurai_EP
A Commentary by Moudy63

برچسب‌ها

webdl
machine_translated
تاریخ انتشار: 2025-07-24
تعداد دانلود: 30
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 172 خط.

‫ بوسکو، داری چیکار می‌کنی رفیق؟ ‬

‫ کی قراره بزرگ بشی ‬

‫ و دست از این بازی کردن با این آشغال‌های بچه‌گانه بردار؟ ‬

‫ این که کار بچه‌گانه‌ای نیست ‬

‫ این ۱۰۰۰ تکه است. کار ساده‌ای نیست. ‬

‫ منظورت ۹۹۹ هست؟ ‬

‫ هوم؟ ‬

‫ فکر می‌کنی باهوشی... ‬

‫ اما تو هیچی نمی‌دونی ‬

‫ چرا بیرون نیستی تا با بقیه بازی کنی؟ ‬

‫ من فقط پازل و حیوانات را بیشتر دوست دارم. ‬

‫ حیوانات؟ ‬

‫ میدونی، ما اینجا با چند تا حیوون واقعی هستیم ‬

‫ تو هیچی نمی‌دونی ‬

‫ چون تو فقط یه پسر کوچولوی مامانی ‬

‫ تمام روز مشغول پازل و بازی‌های ویدیویی بودن. ‬

‫ حالا دیگه یه عوضی واقعی شدم ‬

‫ این منم، عوضی. می‌فهمی؟ ‬

‫ یه شیر واقعی اینجا تو این خیابون ‬

‫ به هر دری می‌زدم، پول درمی‌آوردم. ‬

‫ببین، من با اون احمق‌های کوچولوی احمق مثل گورخر سر و کار دارم ‬

‫ این داره لباس راه راهشون رو عوض می‌کنه ‬

‫ اونها یه‌طرفه تو صورتت هستن ‬

‫ و وقتی پشتت رو میکنی، اونا میگن‬

‫و به سمت خوک‌ها می‌دوید،‬

‫ و کسب و کار خود را به نمایش بگذارید. ‬

‫حسادت، رشک.‬

‫ واقعاً احمق‌های احمق ‬

‫ بهتره بزرگ شی، فهمیدی؟ ‬

‫ لعنت به این بازی ‬

‫ بشین سر جات! ‬

‫ با من شوخی نکن ‬

‫ به خودت نگاه کن، داری مثل یه عوضی کوچولو گریه می‌کنی، ها؟ ‬

‫ کوله‌پشتیتو بده به من. کوله‌پشتیتو بده به من. ‬

‫ گوش کن، ازت می‌خوام از این در پشتی بری بیرون ‬

‫ برو خونه مامانت ‬

‫ تو هیچی ندیدی، هیچی نشنیدی، ‬

‫می‌فهمی؟ ‬

‫ از در پشتی برو بیرون ‬

‫ حالا برو. عجله کن! ‬

‫ از آن لحظه، ‬

‫ هر کاری از دستم بر می‌آمد انجام دادم تا چراغ‌ها را روشن نگه دارم ‬

‫ و غذا توی یخچال مامانم ‬

‫ بعدش بزرگ شدم ‬

‫ من هنوز داشتم می‌دویدم. ‬

‫من فقط سریع‌تر دویدم.‬

‫ مرا می‌گیرند، می‌اندازند داخل ‬

‫ و در نهایت مجبور میشن منو آزاد کنن ‬

‫ فقط برای اینکه دوباره حال احمقمو بگیرم ‬

‫ از گروه خسته شدم، برای همین شروع کردم به خودارضایی ‬

‫ تقریباً می‌تونم طعم آزادی رو دو بار بچشم. ‬

‫ سیستم کیفری از اینکه طوری به نظر برسد که نمی‌تواند کارش را انجام دهد، متنفر است. ‬

‫ به همین خاطر من اینجام. ‬

‫ سوپرمکس ‬

‫ دو مرد یک نقشه را می‌فروشند. ‬

‫ یکی از آنها با لبخندی میلیون دلاری تمام می‌شود . ‬

‫ دیگری... ‬

‫ ... میشه ۳۵. ‬

‫ ۳۵ سال... ‬

‫ ... برای یه کم علف لعنتی ‬

‫ اهل کجایی؟ هی! ‬

‫ بچه‌ها، ما یه کم ماهی تازه گرفتیم! ‬

‫ چیکار کردی؟ چیکار کردی؟ ‬

‫ مرد، کون کوچولوتو ساکت کن، خروس. ‬

‫ مرد، گورتو گم کن، مرد. اینجا یه کشور آزاده، مرد. ‬

‫ بیخیالش شو اون تو، ۷۵۹ ‬

‫هی!‬

‫ اون در لعنتی رو باز کن! ‬

‫ در رو باز کن! ‬

‫ به من لبخند نزن، عوضی. ‬

‫ اون در لعنتی رو باز کن! ‬

‫آره، از من ترسیدی، مگه نه؟ ها؟‬

‫ تو منو نمی‌شناسی! ‬

‫ هیچکدوم از شما عوضی‌ها منو نمی‌شناسید! ‬

‫ هیچکدوم از شما حرامزاده‌ها اینجا نیستین! ‬

‫ پس، فقط منو تماشا کن ‬

‫ مثل یه جورایی چشم چرانیِ لعنتی، نه؟ ‬

‫ انگار که من یه حیوون عوضی‌ام ‬

‫ میدونم که اون بالا حرفامو میشنوی! ‬

‫ مثل اینکه من یه حیوون لعنتی‌ام؟ ‬

‫ بله؟ ‬

‫ من یه حیوون لعنتی میشم! ‬

‫ شما یک تماس تلفنی برای وصول مطالبات از ... دارید ‬

‫ لوری، لطفا قطع نکن ‬

‫ لوری... ‬

‫ لعنتی! ‬

‫ چرا کون لاغرت انقدر عصبانیه؟ ‬

‫ دیوارهای اینجا خیلی نازکن ‬

‫ چرا عصبانی نیستی لعنتی؟ ‬

‫ چون برام مهم نیست ‬

‫ من هم همینطور. ‬

‫آره، اگه این کارو نمیکردی، عصبانی نمیشدی.‬

‫ چطوری سر از اینجا درآوردی؟ ‬

‫ از فولسوم منتقل شدم، طبقه بالا پیاده شدم ‬

‫ بعدش از یه نگهبان فروشگاه دزدی کردم ‬

‫ و اونا منو فرستادن اینجا ‬

‫ چی گفتی؟ ‬

‫ آره، من هیچ پولی برای دفتر حساب‌ها نداشتم ‬

‫ پس یه تیغه آبپاش برداشتم و دستم رو از توی شکافش بیرون آوردم ‬

‫و اردک جدید را از کراواتش گرفت.‬

‫ لعنتی ‬

‫ بهت برخورد، ها؟ ‬

‫ نه، لعنت، نه، رفیق. باعث شد دوباره آروم بشم. ‬

‫ او نمی‌خواست به کسی چیزی بگوید ‬

‫ اون توسط یه زندانی تقویت شد ، درسته؟ ‬

‫ پس چرا گیر میفتی ؟ ‬

‫ خبرچینِ عوضی! ‬

‫ - لعنت بهت، مرد. - منو به ۹۰ رسوندی ‬

‫ اما من یه مدته اینجام، لعنت ‬

‫ شاید یه ساله که اینجام ‬

‫شاید... شاید دو تا.‬

‫ بعد یه سری مزخرفات دیگه، بعدش اونا... ‬

‫ آنها من را در حال دستکاری تلفن گرفتند. ‬

‫ هانت در صحرا به من ده تا داد ‬

‫ و این یه کم سخته ‬

‫ رئیس! رئیس! یو! ‬

‫ نمی‌تونی برای رفتار خوبت یه کم مرخصی بگیری؟ ‬

‫ چون من ده ماهه که تو هیچ کثافتی نبودم ، داداش. ‬

‫ مستقیم. یالا، رفیق. ‬

‫ درسته، درسته، درسته. نگاه کن، نگاه کن، نگاه کن. ‬

‫ فقط فراموش کن چی گفتم. لعنت ‬

‫ یه قدم برو عقب، ۷۵۹ ‬

‫ یه قدم برو عقب، ۷۵۹ ‬

‫ چرا هنوز دستبند به دست دارد؟ ‬

‫ بابت این موضوع متاسفم، آدامز. ‬

‫ چرا زانو نمی‌زنی؟ ما آنها را از تنت درمی‌آوریم. ‬

‫ حالا، فکر می‌کنی چطور می‌تونیم اون دستبندها رو باز کنیم؟ ‬

‫ اگر، امم، اگر زانو نزند؟ ‬

‫ اینجا یه آشغالدونیه ‬

‫ چیزی می‌خوای باهاش تمیزش کنی؟ ‬

‫ ببخشید، متوجه نشدم. یعنی... یعنی نه؟ ‬

‫ بله، همینطوره. ‬

‫ این «بله، قربان»، ۷۵۹ است. ‬

‫ حالا، آدامز، می‌توانی بلند شوی. ‬

‫ دوربینمو خراب کردی ‬

‫ میدونی، این فقط برای محافظت از توئه ‬

‫ همانطور که برای پسرم همینطور است. ‬

‫ میدونی چرا؟ ‬

‫ چون همه رو مسئول میدونه ‬

‫ درسته، راموس؟ ‬

‫ درسته. ‬

‫ به زندان من خوش اومدی، پسرم ‬

‫ من اینجا یه هدف دارم ‬

‫ و آن این است که همه را در امان نگه داریم. ‬

‫ و مهار شده. ‬

‫ ببین...، تو گذاشتی من اوضاع رو کنترل کنم ‬

‫ و همه ما به خوبی با هم کنار خواهیم آمد. ‬

‫ و همه از آن جان سالم به در خواهند برد. ‬

‫ این تمام چیزیه که می‌خوام ‬

‫ اما یه خبر برات دارم ‬

‫ و من می‌خوام که تو اینو داشته باشی، واقعاً می‌خوام ‬

‫ اما با سابقه‌ات... ‬

‫ ...و دوربینم... ‬

‫ ... نمی‌خوام هیچ ایده‌ی جالبی برای فرار داشته باشی ‬

‫ مثل کاری که چند سال پیش کردی ‬

‫ چون دیگه تو کانتی نیستی ‬

‫ این حداکثرشه ‬

‫ و تو اینجا هستی چون میگن باید پول بدی ‬

‫ من اینجام تا مطمئن بشم که این کار رو می‌کنی ‬

‫ خب، بیا با هم مهربون باشیم، نه؟ ‬

‫ چون اگه من نبودم ‬

‫ یه حرومزاده دیگه جای من بود ‬

‫ و اگر تو اینجا نبودی، ‬

‫خب، اطراف رو نگاه کن.‬

‫ مرد، اونا اینجا رو فقط برای تو ساختن ‬

‫ لعنت بهت ‬

‫ کمی باهوش‌تر به نظر می‌رسی ‬

‫ تا یه "لعنتی" ساده ‬

‫ اما... ‬

‫ امیدوارم به اندازه کافی باهوش باشی که بدونی اگه بخوای چیزی رو امتحان کنی ‬

‫ هر چیزی، فقط یه راه برای تموم شدن این ماجرا وجود داره ‬

‫ یه گلوله ‬

Bosco subtitles in other languages

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left