نخستین 200 خط.
تهيه تنظيم و ترجمه ســــامــــان جلالــــي
قسمت چهارم
کره حتما دوباره ميبره نه؟ فکر ميکني کي ميبره؟
البته که کشورمون ميبره
فکر ميکنم آن جونگ هوان يه گل ميزنه
من ميگم سئو ايل کيونگ گل ميزنه
پدرم خيلي حالش خوش نيست بهتره امروز مدرسه نرم
من رو تو حساب ميکنم،مبصر
چيه؟
موچول ـــه
هر چي که تو بخوري منم ميخورم هر چي که دوست رو بردار،من ميخرم
هر وقت گشنه ام بشه نون ميگيرم نون؟
من سوسيس با نون يا نون و پنير ميخورم
چي ميخواي بخوري؟ بذار هچي که تو ميخواي بخوريم
خريدن غذا،به عهده ي منه
خوب...
حالت خوبه؟متاسفم
تو کي هستي؟چرا اين دور و ور ميچرخي؟ دا هائه
حالت خوبه؟بله
هي يو جون سو باهاش ميري بيرون؟
راجب چي حرف ميزني؟ نميري نه؟
ولي از رفتارت،مشخصه که ميخواي بري،ميدونستي؟
جو دا هائه
متاسفم اگه تو رو شوکه کردم
فقط يه شوخي بود... شوخي؟
من شوخي نميکنم
منظورم اين بود که... طوري رفتار نکن که باهم دوستيم
وقعاً عذاب آور و آزاردهنده است
داري ميخندي؟
شما دو تا چتونه؟ ميخوايد من جوش بيارم؟
بخاطر اينکه تو علکي هستي
هي دا هائه نه،صبر کن
ول کن گفتم صبرکن،چه خبره؟
ول کن بسه،آروم باش
هي،چي گفتي؟
هي نه
چي گفتي؟ دا هائه بس کن
ول کن
متوقفشون کنيد بس کنيد بچه ها
دعوا نکنيد بسه
کافيه
شما بچه ها داريد چکار ميکنيد؟ کافيه
دا هائه بس کن تکون بخور
جداً
هي هي ول کن
اوه خداي من جو دا هائه معلم
چه اتفاقي افتاده؟
شنيدم که اونا تو کلاس دعواشون شده
چرا؟ نميدونم
هيچکدومشون يه کلمه نميگن
دا هائه ي ما شخصي نيست که چنين کاري کنه
چرا اين کارو کردي؟ اوه خداي من معلم
بچه ي من هم همچين کسي نيست که با کسي دعوا کنه
خداي من،وقت ناهار داره تموم ميشه
بخاطر شما دو تا هنوز چيزي نخوردم ميخوايد ادامه بديد؟
متاسفم
من اول دا هائه رو شوکه کردم و بعد اون عصباني شد
ببخشيد معلم
مي بيني؟تقصير اونه صدمه نديدي؟
بله
متاسفم معلم
دا هائه
دا هائه
دا هائه
بيا تو ما خوب خورديم
سپاسگزارم اگه ازش لذت برديد
چيزي ميخواي؟ نه من خوبم
اتفاقي افتاده؟ صورتت چشه؟
بوم سوک
بايد با اين کسافتاي آشغال چکار کنم؟
اوه هي،ها مي،ها مي فکه
خداحافظ
ببين يه کوسه است کوسه
فکه فک فک رو مي شناسي؟
هي،يه فک الآن ظاهر شد اونجاست،اوه
تو هم اين قدر بد تصورش نکن
چقدر بد؟مثلا اون چند ساله که يه خونه با دو تا زن به پا کرده؟
يا به احتمال...
اگه يه پسر داشت؟يه چيزي مثل اين
هي،اون حتما نميتونسته بخاطر دو زن اين کارو کنه
فکر نکنم
آيا فرقي داشت اگه به جاي چند سال،چند ماه بود؟
البته که داشت چقدر فرق داشت؟
چندين سال... هي،هرکسي نميتونه اين کارو کنه
آيا بهش ميگفتن يه آدم اگه يه معشوقه رو چند سال منتظر ميذاشت؟
اون وقت ميشد يه حروم زاده
پيام کوتاه رو بخون
من پياما رو از گوشي جو چول سو به خودم انتقال دادم
اون از ويتنامه،اسمش ها مي ــه و با هم کار ميکنن
اونا ميگن يه کتاب رو از جلدش قضاوت نکن
آيا به موقعيتي مثل الآن ربط داده ميشه؟
بوم سوک،چاره چيه؟
ميدونم پس تو ميخواي چکار کني؟
بايد فکر دا هائه هم باشي
اون تو زمان حساسيه
حالت خوبه؟
جاييت آسيب نديده؟
چرا اين اواخر حساس شدي؟ بهت نمي ياد
اگه نه...پس اتفاقي افتاده؟
دا هائه
کمي قبل خشن بودي فکر کنم پدرم کار داره
مادرم هم ميدونه
امکان نداره،مطمئن نيستم که واقعيت داره
چرا اين فکر رو ميکني؟
آقاي جو همچين شخصي نيست
خوب پس...آيا همه ي مردا اينطورين؟
خسته ام
خيلي خسته ام
هي داري دوباره گريه ميکني؟
گريه نکن
خداي من،دا هائه من گريه ميکنه؟ از اين به بعد گريه نکن باشه؟
البته،ديگه گريه نگن دا هائه
گريه نکن
الآن گريه نکن
تو چيزي رو ديدي که نبايد ميديدي
چيزي نيست
اين زيباست
خيلي زيباست هي،من؟
آره لازمش ندارم
خيلي قشنگه خوبه
هي قشنگه؟
آره،بذار بخريمش
سلام؟ مشغولي؟
واسه اون لحظه بيرونم چول سو
چکار بايد کنم؟ چرا؟اتفاقي داره مي افته؟
جلسه تدريس خصوصي ــه دا هائه امروزه و من فراموش کردم که کلاس تجديدي دارم که باي برم
باشه پس،برو و کارتو بکن فقط بايد ازش بگذرم
نه نگران نباش،من ميبرمش،تو ببرو
متشکرم
هنوز نه،تو بايد استرستو فراموش کني
درست جلوي مدرسه است به دا هائه پيام ميدم که تو ميري دنبالش
باشه
واقعاًمن قصم ميخورم
صبر کن جانگ گوک
چرا؟ قرار شد که باهم بريم بيمارستان
کسي اومده خونه پس به نظر مي ياد که بايد برم
ضروريه؟ نه نيست
اسم بيمارستان چيه؟ اگه بهم بگي بعداً ميرم
ميخواي اين کارو کني؟
اسم بيمارستان چيه؟
بيمارستان سو بيونگ
فهميدم،بيمارستان سو بيونگ صبر کن
تو سئول رو خوب نميشناسي
ميتونم خودم برم فردا ميبينمت
آقا،ببخشيد آقا
آب تموم شده
بچه
اينجا زندگي ميکني؟
عاليه،پس يه مغازه اين اطراف هست؟
من تا حالا اينجا نبودم
نه اولين باره که اومدم اينجا،تشنمه و ميخوام کمي آب بخورم
بچه
ازم ميخواي که بيام؟
بجه
بذار با هم بريم بذار با هم بريم
چقدر دوره؟
متشکرم
تازه است
حس ميکنم الآن ميتونم زندگي کنم
آيا اين..خونته؟
آره؟
ولي چرا اين قدر سريع صحبت ميکني؟
فکر ميکردم اگه دنبالت بيام نفسم بند مي ياد
ببين،مشکلي نيست اگه بشينم اونجا و کنمي استراحت کنم؟
متشکرم
بچه،بزرگترا خونه نيستن؟
من شخص بدي نيستم
من مسافرم،ميخواستم ببينم کسي اينجا هست که يه اتاق اجاره بده
هيچي خودم ميرم يکي پيدا ميکنم
واسه آب ممنون،خانم کوچک
چشمات خيلي گنده است
صبر کن،کنجکاوم بدونم چيزي اينجا هست که بهت بدم
اين ويتامين سي ــه اگه اينو بخوري،خيلي ترشه
ميخواي بخوري؟
اونجا يه اتاق خالي داريم ميدوني چطوري حرف بزني
چه مسکني
يه نگاهي به اتاق بنداز باشه؟
ازم ميخواي از اين اتاق استفاده کنم؟
پدرم شب مي ياد خونه اوه واقعاً؟
وقتي اومد،بهش ميگم
خانم کوچک اسمت چيه؟ هام چو،کانگ هام چو
ببخشيد
خيلي وقته،ها مي
تو کي هستي؟
منو نميشناسي؟
ببخشيد،من کره اي نمي فهمم
من...نه
کلمه ي دونستن به انگليسي رو چطوري ميگي؟
دونستن...
من...زن جو چول سو هستم
من زن جو چول سو هستم،باشه؟
باشه
بشين
اينجا اينجا بشين
يادت مي ياد؟
نه
يادت مي ياد؟
وقتي که هممون سه سال پيش رفتيم ويتنام رو ببينيم
دا هائه ي ما دنبالت ميکرد و ميگفت: ها مي،ها مي
تو چجور رابطه اي با شوهرم داري؟
No comments yet. Be the first to leave one.