Strike Witches: Road to Berlin

Strike Witches: Road to Berlin

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

[AnimWorld] Strike Witches - Road to Berlin -EP- 1 - 12
ناشر Yasin_Max
ارائه شده توسط انجمن دنیای انیمه Yasin :مترجم @AWsub @AWforum

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2021-12-05
تعداد دانلود: 14
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 168 خط.

کارسلنر سلطنتی 6/5/1940

" پاییتخت برلین "

. در سال 1939 . دشمنی مرموز در برابر بشریت ظاهر شد

. ما به این دشمن را " نوروی " مینامیم

. نوروی سریع بیشتر اروپا را در اختیار گرفت

. سرقت خانه ها و بسیاری از ملت ها

. بشریت تمام تلاش خود را صرف مبارزه با نوروی ها کرد

. و سلاح های جدید برای مبارزه با آنها تولید کرد

. دستگاهایی با قابلیت پرواز که فقط توسط دختران جوان با قدرت جادویی قابل استفاده بود

. واحد های مهاجم

جادوگر هایی که این واحد ها را به دوش میکشند از سراسر جهان . برای مبارزه با نوروی ها آمده اند

. بزرگترین این مکان ها را باید در 50 بال مشترک جنگنده 1 یافت

. جهان آنها را " جادوگران اعتصاب " نامیدن

" جاده به برلین "

قسمت اول دختر جادویی آلپ

" مشترک المنافع هلوتیا "

" دانشکده پزشکی لوزان "

. رسیدیم

" میو ساکاموتو افسر نیروی دریایی امپراطوری فوسو "

. خب پس اینجاست

. یه دانش آموز از فوسو ؟ احتمالاً یوشیکا چان هستش

اونا میشناسید ؟

. بله

. اون باید توی کتابخانه باشه ، من میبرمتون اونجا

. دنبالم بیاین

. اینجا خیلی بزرگه

. آه ، اونجاست

! یوشیکا چان

" یوشیکا میافوجی افسر پزشکی نیروی دریایی فوسو "

ها ؟

چی شده ، آلتیا چان ؟

. ایشان اومدن شما را تو را ببینند

ها ؟

! ها ؟ ساکاموتو سان

! یوشیکا چان

حالت خوبه میافوجی ؟

. حالم خوبه ، خیلی وقته ندیدمتون ساکاموتو سان

. باشه ، پس من میرم

. ممنون برای همه چیز

. ممنون آلتیا چان

. تا بعد

. اوهوم

. تا بعد

شما دوباره کلاهتونا سرتون میزارید ؟

. من هنوز به این مدل مو عادت نکردم

اما خیلی بهتون میاد ! مگه نه ، هیجیکاتا سان ؟

. بله

چه چیزی توی دانشکده پزشکی میخونی ؟

درحال حاضر من درباره تمام راه های جلوگیری از . از دست دادن خون یاد میگیرم

تو این همه کتاب میخونی ؟

. بله

. به هر حال ، من اجازه دارم فقط تا 50 سالگی اینجا باشم

بنابر این هر دقیقه مطالعه میکنی ؟

. این خیلی خوبه

. با اینکه هر وقت کتاب درسی پزشکی میخونم خوابم میبره

سیرک ؟

. بله

آلتیا چان از من دعوت کرد ، چون اونا توی شهر هستن

یه سیرک مسافرتی ؟

سوکوموتو سان شما هم میاین ؟

. اونا یه خرس قطبی دارن که دوچرخه سواری میکنه

اونجا چه خبره ؟

! از میدان میاد

! آخ پام

! آلتیا چان

! یوشیکا چان

مربی کجاست ؟

. به حرف من گوش نمیده

! وای نه

! میافوجی سان

جـ - جاده ؟

! شما بهتر میدونید

! آروم باش

این ؟

. خیلی خب

خانم ، اون داره چیکار میکنه ؟

. فقط نگاه کن

یوشیکا چان ؟

. چیزی نیست

. آروم باش

. چیزی نسیت

. همه چی خوبه

. قلقلکم میشه

یوشیکا چان ؟

. فوق العادس

. اون خرسا رام کرد

یک حفره ؟

. بله

. خیلی درد داشت

. که اینطور

. وقتی شلاقش زدم ، حتما به دندونش خورده

. منا ببخش

دیگه صدمه ای نمیزنه ، درسته ؟

شما میدونید این اتفاق می افته ، خانم ؟

. بالاخره اون میافوجبه

. ممنون ، اما تو منا ترسوندی

تو یه جادوگر هستی ، درسته ؟

. آره ... حدس میزنم

چرا وقتی جادوی درمانی داری ، پزشکی میخونی ؟

. یه زمانی بود که من نمیتونستم از جادوی خودم استفاده کنم

، اون وقت بود که فهمیدم اگه پزشکی بخونم

. من حتی بدون جادو هم میتونم مردما نجات بدم

بنابر این مجبور شدن که منا به عنوان . دانشجوی مبادله به اینجا بفرستند

تو توی ارتشی ؟

. درسته

. میافوجی یه سربازه

. اون باید برگرده به خطوط مقدم

__ امـ ... ام

من خودما معرفی نکردم ؟

میو ساکاموتو ، یک رهبر اسکادران . در نیروی دریایی فوسو

!چی ؟

شما عضو 50 هستید ؟ کسایی که گالیا و ونزیا را آزاد کردن ؟

. آره

. میافوجی هم همینطور

!چـ...چی؟

تو هم یوشیکا چان ؟

شما بخشی از مجموعه 50 هستین ؟

آلتیا چان ؟

! یوشیکا چان

. پدر من کاپیتان یک کشتی ونزوئیاییه

اوه ، واقعا ؟

، پردم همیشه میگفت تنها دلیل زنده بودن اینه

. مجموعه 50 برای مبارزه با نوروی وجود داره

. ما سربازیم

. جنگیدن ماموریت ماست . این همون کاریه که ما انجام میدیم

. درسته

پدرت الان کجاست ؟

اون قرار از مدیترانه خارج بشه و . به اقیانوس اطلس بره

. اما اون دیگه جواب نامه های منا نمیده

. این اتفاق هرگز نیوفتاده

میتونیم از رادیو استفاده کنیم ، درسته ؟

درست نمیگم ساکاموتو سان ؟

. حدس میزنم بتونیم حداقل صداشا بشنویم

! هیجیکاتا

. در خدمتم

. هیجیکایا از از نیروی دریایی فوسو صحبت میکنه

، فرماندهی نیروی دریایی ونزوئیا . لطفا جوا بدین

. پدر

. فهمیدم

. اون روی خطه

الو ؟

! ها ، بابا

. خیالم راحت شد

... بله ، یمی از جادوگران

. ساکاموتو سان

. خوشحالم که من بخشی از مجموعه 50 هستم

. من تونستم با قدرت خودم از یه نفر محافظت کنم

. خوشحالم که یه جادوگر هستم

. که اینطور

در واقع ، میافوجی ، من به طور رسمی . از مجموعه 50 حذف میشم

شما مجموعه 50 را ترک میکنید ؟

، بعد از اینکه 20 سالم شد و جادوما از دست دادم . توانایی جنگیدن به عنوان یک جادوگر را هم از دست دادم

... من اینا میفهمم ، اما

اما نمیتونم باور کنم که دیگه با شما . نمیتونم پرواز کنم

. به زودی یه عملیات گسترده شروع میشه

. چیزای دیگه ای برای نگرانی داریم

عملیات بزرگ ؟

! بابا

! الو

چی شد ، بابا ؟

الو ؟

چی شده آلتیا چان ؟

! بابام

! اتفاقی برای کشتی پدرم افتاده

چی شده ؟

! بی سیم به طور ناگهانی قطع شد

! ما نمیدونیم چرا

چی شده ؟

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left