نخستین 168 خط.
کارسلنر سلطنتی 6/5/1940
" پاییتخت برلین "
. در سال 1939 . دشمنی مرموز در برابر بشریت ظاهر شد
. ما به این دشمن را " نوروی " مینامیم
. نوروی سریع بیشتر اروپا را در اختیار گرفت
. سرقت خانه ها و بسیاری از ملت ها
. بشریت تمام تلاش خود را صرف مبارزه با نوروی ها کرد
. و سلاح های جدید برای مبارزه با آنها تولید کرد
. دستگاهایی با قابلیت پرواز که فقط توسط دختران جوان با قدرت جادویی قابل استفاده بود
. واحد های مهاجم
جادوگر هایی که این واحد ها را به دوش میکشند از سراسر جهان . برای مبارزه با نوروی ها آمده اند
. بزرگترین این مکان ها را باید در 50 بال مشترک جنگنده 1 یافت
. جهان آنها را " جادوگران اعتصاب " نامیدن
" جاده به برلین "
قسمت اول دختر جادویی آلپ
" مشترک المنافع هلوتیا "
" دانشکده پزشکی لوزان "
. رسیدیم
" میو ساکاموتو افسر نیروی دریایی امپراطوری فوسو "
. خب پس اینجاست
. یه دانش آموز از فوسو ؟ احتمالاً یوشیکا چان هستش
اونا میشناسید ؟
. بله
. اون باید توی کتابخانه باشه ، من میبرمتون اونجا
. دنبالم بیاین
. اینجا خیلی بزرگه
. آه ، اونجاست
! یوشیکا چان
" یوشیکا میافوجی افسر پزشکی نیروی دریایی فوسو "
ها ؟
چی شده ، آلتیا چان ؟
. ایشان اومدن شما را تو را ببینند
ها ؟
! ها ؟ ساکاموتو سان
! یوشیکا چان
حالت خوبه میافوجی ؟
. حالم خوبه ، خیلی وقته ندیدمتون ساکاموتو سان
. باشه ، پس من میرم
. ممنون برای همه چیز
. ممنون آلتیا چان
. تا بعد
. اوهوم
. تا بعد
شما دوباره کلاهتونا سرتون میزارید ؟
. من هنوز به این مدل مو عادت نکردم
اما خیلی بهتون میاد ! مگه نه ، هیجیکاتا سان ؟
. بله
چه چیزی توی دانشکده پزشکی میخونی ؟
درحال حاضر من درباره تمام راه های جلوگیری از . از دست دادن خون یاد میگیرم
تو این همه کتاب میخونی ؟
. بله
. به هر حال ، من اجازه دارم فقط تا 50 سالگی اینجا باشم
بنابر این هر دقیقه مطالعه میکنی ؟
. این خیلی خوبه
. با اینکه هر وقت کتاب درسی پزشکی میخونم خوابم میبره
سیرک ؟
. بله
آلتیا چان از من دعوت کرد ، چون اونا توی شهر هستن
یه سیرک مسافرتی ؟
سوکوموتو سان شما هم میاین ؟
. اونا یه خرس قطبی دارن که دوچرخه سواری میکنه
اونجا چه خبره ؟
! از میدان میاد
! آخ پام
! آلتیا چان
! یوشیکا چان
مربی کجاست ؟
. به حرف من گوش نمیده
! وای نه
! میافوجی سان
جـ - جاده ؟
! شما بهتر میدونید
! آروم باش
این ؟
. خیلی خب
خانم ، اون داره چیکار میکنه ؟
. فقط نگاه کن
یوشیکا چان ؟
. چیزی نیست
. آروم باش
. چیزی نسیت
. همه چی خوبه
. قلقلکم میشه
یوشیکا چان ؟
. فوق العادس
. اون خرسا رام کرد
یک حفره ؟
. بله
. خیلی درد داشت
. که اینطور
. وقتی شلاقش زدم ، حتما به دندونش خورده
. منا ببخش
دیگه صدمه ای نمیزنه ، درسته ؟
شما میدونید این اتفاق می افته ، خانم ؟
. بالاخره اون میافوجبه
. ممنون ، اما تو منا ترسوندی
تو یه جادوگر هستی ، درسته ؟
. آره ... حدس میزنم
چرا وقتی جادوی درمانی داری ، پزشکی میخونی ؟
. یه زمانی بود که من نمیتونستم از جادوی خودم استفاده کنم
، اون وقت بود که فهمیدم اگه پزشکی بخونم
. من حتی بدون جادو هم میتونم مردما نجات بدم
بنابر این مجبور شدن که منا به عنوان . دانشجوی مبادله به اینجا بفرستند
تو توی ارتشی ؟
. درسته
. میافوجی یه سربازه
. اون باید برگرده به خطوط مقدم
__ امـ ... ام
من خودما معرفی نکردم ؟
میو ساکاموتو ، یک رهبر اسکادران . در نیروی دریایی فوسو
!چی ؟
شما عضو 50 هستید ؟ کسایی که گالیا و ونزیا را آزاد کردن ؟
. آره
. میافوجی هم همینطور
!چـ...چی؟
تو هم یوشیکا چان ؟
شما بخشی از مجموعه 50 هستین ؟
آلتیا چان ؟
! یوشیکا چان
. پدر من کاپیتان یک کشتی ونزوئیاییه
اوه ، واقعا ؟
، پردم همیشه میگفت تنها دلیل زنده بودن اینه
. مجموعه 50 برای مبارزه با نوروی وجود داره
. ما سربازیم
. جنگیدن ماموریت ماست . این همون کاریه که ما انجام میدیم
. درسته
پدرت الان کجاست ؟
اون قرار از مدیترانه خارج بشه و . به اقیانوس اطلس بره
. اما اون دیگه جواب نامه های منا نمیده
. این اتفاق هرگز نیوفتاده
میتونیم از رادیو استفاده کنیم ، درسته ؟
درست نمیگم ساکاموتو سان ؟
. حدس میزنم بتونیم حداقل صداشا بشنویم
! هیجیکاتا
. در خدمتم
. هیجیکایا از از نیروی دریایی فوسو صحبت میکنه
، فرماندهی نیروی دریایی ونزوئیا . لطفا جوا بدین
. پدر
. فهمیدم
. اون روی خطه
الو ؟
! ها ، بابا
. خیالم راحت شد
... بله ، یمی از جادوگران
. ساکاموتو سان
. خوشحالم که من بخشی از مجموعه 50 هستم
. من تونستم با قدرت خودم از یه نفر محافظت کنم
. خوشحالم که یه جادوگر هستم
. که اینطور
در واقع ، میافوجی ، من به طور رسمی . از مجموعه 50 حذف میشم
شما مجموعه 50 را ترک میکنید ؟
، بعد از اینکه 20 سالم شد و جادوما از دست دادم . توانایی جنگیدن به عنوان یک جادوگر را هم از دست دادم
... من اینا میفهمم ، اما
اما نمیتونم باور کنم که دیگه با شما . نمیتونم پرواز کنم
. به زودی یه عملیات گسترده شروع میشه
. چیزای دیگه ای برای نگرانی داریم
عملیات بزرگ ؟
! بابا
! الو
چی شد ، بابا ؟
الو ؟
چی شده آلتیا چان ؟
! بابام
! اتفاقی برای کشتی پدرم افتاده
چی شده ؟
! بی سیم به طور ناگهانی قطع شد
! ما نمیدونیم چرا
چی شده ؟
No comments yet. Be the first to leave one.