نخستین 146 خط.
قبلا در رانینگ من کپي برداري از زيرنويس بدون ذکر منبع و استفاده ي مادي از آن ممنوع است
من این صحنه رو انتخاب می کنم چون خیلی وقته گذشته کپي برداري از زيرنويس بدون ذکر منبع و استفاده ي مادي از آن ممنوع است
کپي برداري از زيرنويس بدون ذکر منبع و استفاده ي مادي از آن ممنوع است
خیلی سخته که پاتو بزاری رو این ؟
صبر کن
بگیرش
اون یه دزده
من الان دارم می دوئم
هی ، خواب آلود
من باید ماموریتمو به عنوان دزد-صحنه انجام بدم
این گفته که ما باید مراقب دزد-صحنه باشیم
چرا ؟
به خاطر اسم ، دزد - صحنه . تو قراره کاری انجام بدی ؟
... نه در واقع . من قراره
توی ده درصد ویدیوهای شما حضور افتخاری داشته باشم
ـ این ماله من میشه ـ ده درصد ؟
پس تو باید با ما ورزش کنی
ـ بجنب ... ـ نه ، من نمی خوام
ـ باید ورزش کنی ـ نه ، نمی تونم ورزش کنم
من جای غلط اومدم
واقعا ، جونگ کوک
ـ بزن بریم ـ بریم
ـ می تونی اینکارو کنی ـ فقط منو دنبال کن
واسه ورزش کردن تو به هیچ چیزی نیاز نداری
ـ مشکلی نیست . می تونم برم دستشویی ؟ ـ نه
ـ من واقعا باید برم ـ به هیچ وجه
ـ خالی بندی بسه ـ فوریه
ـ بی خیال . اینکارو نکن ـ برمیگردم
فقط بزار برم دستشویی
ـ حالا ، بیاین یه سری حرکت بزنیم ـ بزار برم دستشویی
ـ بیاین با چندتا حرکت شروع کنیم ـ من باید برم دستشویی
ـ برمیگردم ـ باسنتو بده عقب
... ـ باسنت ـ درد داره
یا خدا . الانه که شلوارمو خیس کنم
ـ نزدیک بودا ـ بهت گفتم باسنتو بده جلو
... من الان
ـ یالا ـ من جدی جدی دستشویی لازمم
ـ من واقعا باید برم ـ تو مطمئنی ؟
ـ بله ، برمیگردم ـ به نظرم داری سعی می کنی در بری
به نظرم اون عجیب نقش بازی می کنه
معلوم هست چشه ؟ انگار نه انگار دزد - صحنه ست ؟
الان باید چیکار کنم ؟
این تنها چیزی بود که به فکرم رسید
... اوه ، عزیزم ، اگه اینطوره
چیکار باید بکنم ؟ نمی تونم طولانی اینجا بایستم
فکر نمی کنم اون بتونه ده درصد زمان ما رو بگیره
این ده درصد از سه دقیقه ست
جی سان ، بیا اینجا
جی سان
ـ جان من این یه بارو به دادم برس ـ چطور ؟
می تونی کفشای جونگ کوک رو عوض کنی ؟
به هیچکس نگو
من باید از اون یه کفش بدزدم
من بیرونم . بهش بگو رفتم
ـ منظورمو می فهمی دیگه ـ اوکی
لطفا کفشاش رو ببر بیرون و بی هیچ دلیلی بهش بدشون
ـ باشه ـ می تونی اینکارو واسم بکنی ، آره ؟
لطفا
اگه اون فقط 18 ثانیه لازم داره ، فکر کنم بتونیم به وقوع بپیوندونیمش
ـ منصرف شدم ـ چی ؟
ـ منصرف شدم ـ چرا ؟
دارم میرم ـ چرا ؟ داری کجا میری ؟
ـ داری کجا میری ؟ ـ بعدا می بینمت
اون خیلی عجیب غریبه
چی عجیبه ؟ نمی تونم برم ؟
ماموریت ما آسونه . اون واقعا مرموزه
به نظرم اون داره یه کارایی می کنه
ـ این خیلی مشکوکه ـ می دونم
ـ حتی به نظرت اون عجیب غریبه ، نه ؟ ـ درسته
همه چی بستگی به جی سان داره
می تونم برم ؟ الان می تونم برم خونه ؟
ـ می تونم الان برم خونه ؟ ـ بله ، می تونی
ـ دارم میرم ـ آفرین ، خواب آلود
ـ امروز خیلی چشمگیر بودی ـ درسته
ـ بای ـ ممنون بابت کار سختی که کردی
خدای من
این جنگ روانیه
واست یه ناهار مشتی میگیرم . خیلی خیلی ممنون
جی سان ، چطوری از پسش براومدی ؟
بهش گفتم باید یه جفت کفش دیگه بپوشه
جی سان ، واست یه ناهار مشتی میگیرم . خیلی خیلی ممنون
ممنون ، جی سان
فکر کنم عین خر تو گل گیر کردم
یه مدت ازش دور بمون
... به رئیست بگو و
برو یه جا دیگه
جی سان ، شام با منه
ممنون ، جی سان
خدای من . چه موفقیت چشم گیری
می دونستمش . باید چیزی باشه
چی ؟
"دزد-صحنه ، جیمز باند رو بگیر "
" حذف جیمز باند کسی که هم کفشاشو دزدید هم تعداد بیننده هاشو "
کفشای من ؟
چطور تونستی این مدلی کفشامو بدزدی ؟
اون باید حداقلش خودش شخصا می گرفتش
اینکارو با باقی اعضا هم کرد ؟
باید دلیلی وجود داشته باشه . دلیلت چیه ؟
بیا اینجا
بیا اینجا
تو باید دلیل خودتو داشته باشی . بیا اینجا
دلیلت چی بود ؟
اون چی بود ؟
دلیلتو بهم بگو
اون داشت واسه کمک التماس می کرد
تو هرکس بهت التماس کنه کمکش می کنی ؟
من نمی دونستم نیت شومش چی بود
چطور تونستی اینکارو باهام بکنی ؟ باورنکردنی هستی
این غیر ممکنه
می خوام بگیرمش
بزنین بریم . حالا همگی باید فکرامونو بزاریم رو هم
ـ احساس خوبی دارم ـ بزارین بهشون نتایج رو نشون بدیم
سینسا - دونگ ، 667 . خدای من ، این داره روانیم می کنه
جاشو عوض کرد
جونگ کوک باید کفشاشو از دست داده باشه پس
حالا
بزن بریم سراغ گری
من فقط واسه کفشاش می پرسم
می خوام اینو با صدای اعضامون تنظیم کنم
ـ واقعا ؟ ـ آره
می تونی فقط بگی " اجرا " ؟
ـ باید بعدا بهم کمک کنی ـ آره حتما
اگه بخوام ممکنه که فقط بهم بده
ـ سلام ؟ ـ سلام ، سان بین
ـ بله ، سلام ـ سلام ، من لی کوانگ سو ام
تو دقیقا نمی دونی که این درمورد چیه ، می دونی ؟
اونا نمی خوان وارد جزئیات شن
درسته
این خیلی ناشیانست واسم ، که خودم بگم
... اما من کسایی رو می بینم
که واسه قرار کوتاه ؛ من ایده آلشونم
ـ متوجهم ... ـ اینجا یه ایده ی قرار هست
می خواستی چیکار کنی ؟
خب ، شاید شهربازی ؟
ـ شهربازی ؟ ـ یا شاید پارک توپ ؟
ـ یه پارک توپ ـ من فعالیتو دوست دارم
ـ میدونم ، تو فعالیت دوست داری ـ اوهوم
کارایی که من گذاشتمشون تو آب نمک تا بعدا با دوست پسرم انجام بدم
... ـ شهربازی ـ فهمیدم
اوکی ، پس . ما سعی می کنیم بریم شهربازی یا پارک توپ
ـ اوکی ـ بی صبرانه منتظرم
ـ به زودی می بینمت ـ بای
..." چیزی شبیه " به زودی می بینمت
واقعا دیوونت می کنه
خودت می دونی
من از قبل خیلی خوشحالم
No comments yet. Be the first to leave one.