نخستین 200 خط.
چیزی میشنوی ؟ چی میگن
یه ذره یواشتر بابا
همینطوریش هم به زور میشنوم
آخه چه خبره
یعنی اون دختره بی تربیت واقعا خواهره شوهر خواهره
منم نمیدونم چی به چیه اما قلبم همینطوری داره میزنه
پس این عکس
از وقتی یه دختر بچه بودی داشتیش
اما زیاد از خوانوادت چیزی یادت نیست
درسته
میدونی هنوزم بعضی وقتا خواب بچگیامو می بینم
هر چند مریض بود خودش اما مامانم محکم دستام و نگه میداشت
و داداشمم با گیتارش میزد و واسم میخوند
هر چند قیافه هاشون حتی تو خوابم واضح نیست
بچگیه راحتی نداشتی نه
تو اون سن کم ازشون جدا شدی
همین و بگو دنیا نیومدم که یه زندگیه راحت داشته باشم
خاطره هام از
خاطره هام از وقتی شروع میشه که تو معبد بیدار شدم
همه چی قبل اون خیلی واسم تاره
هر چند یادمه مادرم دستام و نگه داشته بود و همینطوری سرفه میکرد
درسته
درسته
درسته
اینم یادمه داداش بزرگم برام آهنگ میزد و میخوند
آره اون منم
شما واقعا
وافعا برادره منی ؟
نه امکان نداره
یونگ سوک
نه صبر کنید
من تا همین الانم بارها نا امید شدم
نمیخوام دوباره امیده بیخودی پیدا کنم
پس بیا اول آزمایش خون بدیم
آزمایش خون
آره
با این
آخه چطوری دقیقا ابنطوری شد ؟ از کی شما
از کی شما دو تا دارین قرار میذارین
یه ماهی هست نه ؟
یه ماه یه ماه یه ماه
وایسا ببینم
یه ماه پیش یکی قرارت با اون دختر
گالریه رو به هم زد
پس اون دختری که واسش اون روز که سمیناره من
کنسل شد پاستا درست کردی چی
همه کاری کردی از اون وقت
شما دوتا چی ؟ خودتون واسه چی با هم بودین
تو ترمینال اتوبوس چیکار میکردین
خوب اون
داشتیم میرفتیم یه دوست و ببینیم
یکی از دوستای مشترکمون که تو چونچئون زندگی میکنه بدجوری تصادف کرده
میخواستیم ماشین داداشت و ببریم
اما دیدیم چون طلاق گرفتیم یه جوریه
واسه همین تصمیم گرفتیم جاش با اتوبوس بریم
درسته
وایسا وایسا فکرشم نکن بحث و عوض کنی
الان حرف سره شما دو تاست
چه تو سرتونه آخه ؟ واسه چی شما دو تا
واسه چی
چرا که نه
یعنی میگم رابطه شما دو تا که تموم شده
حتی اگرم نشده بود
دوباره فامیل شدن که خلاف قانون نیستش که
داری به ازدواج فکر میکنی - داری به ازدواج فکر میکنی -
نه معلومه که نه اصلا
تا اونجاش که دیگه فکر نکردیم همینطوری میگم
بسه هر چی چرت و پرت گفتی پا شو خونه با هم حرف میزنیم
خونه ؟ نه هر چی میخوای بگی همینجا بگو
تو
داهی تو هم پاشو مام خونه حرف میزنیم
خیلی خوب باشه دارم میام
خدافظ جه سووک
خواهش میکنم مواظبش باش باشه ؟ اون خیلی حساسه
بریم
اما جه سوک
هیچوقت فکر نکردم
از این آدمای خشن باشی - دیگه بسه بریم -
بیا اینجا بینم - اما -
باشه خوب دارم میام
وایسا بابا درد میگیره
هیونگ تو رو خدا غلط کردم بابا
آخه این همه آدم واسه چی داهی
قحطی زن که نیومده اخه
اون دختر گالریه چی ؟ اونکه بدجوری تو کفت بود
آخه چطوری میتونی از اون بگذری جاش داهی و انتخاب کنی
نمیدونم فقط دوسش دارم
واسه چی باید دلیل داشته باشم واسش
این همه زن هست واست که میتونی باهاشون قرار بذاری
پس واسه چی آخه از بین این همه آدم داهی آخه ؟
یه چیزیه که نمیتونم هیچ جوره توضیحش بدم
خودت واسه چی اون اول عاشق زن داداش شدی
میتونی بگی - خوب اون -
همینطوری دلم واسش رفت دیگه
دقییییقا واسه منم همینطوری شد دیگه
هم و میدیم که درباره تو و زن داداش غر بزنیم
همینطوری یهویی دیدم عاشقش شدم
همش بهش فکر میکردم همش هی میخواستم هی کمکش کنم
از همش مهمتر
خیلی خوشگله
خوشگله ؟ وضع خرابتر از اونه که فکر میکردم
بدجوری اوضاعت خرابه نه
یعنی میخوای بگی داهیه من خوشگل نیست
اگه خوب بهش نگاه کنی میبینی چقدر خوشگله
با عینکش خیییلی نازه
بدون اونم خییلی جذذاابه
واسه اینه که اون روی جذابش وندیدی
غافلگیر میشی کاملا
بدجوری خرابشی نه
خیلی اوضاع خرابه آخه من چیکار کنم با تو
هیونگ رک و راست بگو
واسه چی ناراحتی
من نمیفهمم
میفهمم چرا عصبانی و آشفته ای
اما واقعا هیچ دلیلی نداره که بخوای مخالفت کنی
برعکس مامان بابا تو بهتر از هر کس دیگه ای باید بفهمی
من خبلی جه سوک و دوست دارم
تو که هیچ وقت به این چیزا اهمیت نمیدادی
مشکل این نیست که
این رابطه کلا اصلا معنی نداره
به خاطره تو و شوهر خواهر ؟
اما شما که همه چی بینتون تموم شده دیگه
اشکالی نداره که
آره میدونم ازدواج ما تموم شده
اما این وافعیت و تغییر نمیده که قبلا فامیل بودیم
بعدم مامانامونم که عمرا با هم نمیسازن
وایسا بینم از کی تا حالا تو با من یکی به دو میکنی
این همه مرد هست میتونی از بینشون انتخاب کنی
از پنجاه و یک میلیون و هشتاد و چهار هزار نفر جمعیت کره
بیست و پنج میلیون و هشتاد و پنج هزارتاش مردن
خوب پس واسه چی آخه از بین این همه باید برادر شوهره من باشه
برادر شوهرت کدومه - چی -
اونی من فامیل و
نه یعنی
جه سوک و خیلی دوست دارم
نگاش کن چه عاشقونم صداش میزنه
اون باعث میشه حس کنم تو این دنیا مهمم
اون خیلی واسم ارزش داره اونی
خیلی واست ارزش داره ؟
بااااورم نمیشه داره این اتفاقا میفته
اونی حالا قرار نیست که ازدواج کنیم یا چی
فقط واسه الان خودت و بزن به اون راه خواهش میکنم ؟
تو
کی میخوای وقت پیدا کنی درس بخونی پس
مگه این همه درس نخوندی که بری دانشگاه
که به عنوان یه روانشناس کودک کارت و شروع کنی
اونکارم میکنم شاید تو ندونی
اما اون بیشتر از همه واسه کنکورم بهم کمک کرد
قبل کلاسم با تو اون بهم درس میداد
واسه دانشگاه رفتن من اون باید بیشتره آفرینشو بگیره
برعکس تو اون عصبانی نمیشد
و خیلی هم تشویقم میکرد
چی
اینقده بهونه نیار واسه خودت همه مون میدونیم نمیتونی چندتا کار و با هم انجام بدی
همون موقع که داشتی کلی غر میزدی که کلاسا سخته و فلان
داشتی قایمکی با جه سوکم قرار میذاشتی
پس
این مزخرفات و تمومش کن و باهاش به هم بزن
اما اونی
به هم میزنی ؟ فهمیدی این آخرین اخطار بود
تمومش میکنی باهاش
اما اونی
انگاری خیلی آسونه احساست به یکی دیگه رو تموم کنی همینطوری
واقعا که
اوووو دارم جوابای خوبی میگیرم
تو رو خدا اینقد درباره لباسا نپرسین
شروع کنین بخرین
گاهی میای فردا یه چیزی بخوریم با هم
واااقعا که این چرا اینقده سریش شده کنه
چیه مامان ؟ کی بود
چی ؟ آها هیشکی
فقط یکی که قبلا بهم خیانت کرده
برگرد سر درس و مشقت
مامان بابا دیر برگشتین
واستون شام آماده کنم ؟ - ولم کن -
چی
نه نمیخواد ما خوردیم میخوایم استراحت کنیم
بابابزرگ حتما حالش خوب نیست از قیافش معلوم بود
تو هم فهمیدی نه
عزیزم سرت گیج میره ؟ دارو میخوای ؟
من خوبم
بابا جون حالت خوب نیست
مامان طوری شده
خوب راستش
بابات از این همه سفارشایی که امروز گرفتیم خسته است
نگران نباش برگرد سره کارت
باشه خوب پس استراحت کنید
الان به بچه ها چیزی نگو
فردا جواب آزمایش میاد
پس بذار هر وقت مطمئن شدیم بهشون بگیم
خیلی خوب باشه تو حالا بگیر دراز بکش
اصلا نمیدونی چقد قیافت خسته به نظر میاد که
اگه خودش نباشه چی ؟ اگه خواهرم نباشه
واسه چی نباشه
احتمال اینکه خواهرت باشه خیلی بیشتره که
پس بیا فعلا منتظره نتیجه آزمایش بمونیم
تو که کل عمرت و صبر کردی یه روز بیشتر که چیزی نیست که
واسه الان فقط به هیچی فکر نکن
نمیتونم قلبم و آروم کنم
بیا لباس بپوشیم
No comments yet. Be the first to leave one.