نخستین 129 خط.
!اگه اینا رو داشته باشیم، دیگه مشکلی نداریم
بنظرتون ارباب کین خوشحال میشه؟
.معلومه
!خب، بیا بریم تو شروع کنیم میلیلیا
!باشه
کسانی که در حال جستجو هستن
.که اینطور روح تو خیلی وقته که درهم شکسته
کاپیتان، هنوز می خوای اثبات کنی خودت هنوز روحت رو از دست ندادی؟
قشنگ یادم میاد که صورتت اون هزاران باری که توی میدون جنگ .بودیم چه شکلی می شد
.صورتت رو توی واتچرچ رو یادمه
.عههه؟ بنظرم این قیافه بهترین قیافهای هستش که تا حالا ازت دیدم
.خیلی خب، کاپیتان، من دیگه توی پوست خودم نمیگُنجم
!مایلز دارم برات میام
هانک هنریت...رهبر سابق جوخه مجسمشدهها؟
پس شما خبر داشتین؟
.نگران نباش
.خیلی وقتا پیش میاد که تو حتی مجبوری متحد خودت رو هم گول بزنی
!انگار این کار جلوی من رو میگیره
چی!؟
!لعنت بهش
.خوب
!گروهبان
!علامت داده شدش
!شلیک
این دیگه برای چیه؟
.وای که چقدر درد داشت
.خیلی درد داش اما بازم بس نبودش
.بهت گفتم که من نامیرام
!زود باش بهم شلیک کن
تو هم از اون گلولههای خداکش داری، درست!؟
چیه!؟
...اینکه
!مال اَبیه
!از اینجا سریع دور شید
.این بخاطر لمستون نکنه
!عقب نشینی! عقب نشینی
چی...این دیگه چی بود!؟
.بنظر میاد که نقشه خب پیش میره
اون دیگه چی بودش؟
از چی استفاده کردی!؟
.یه اسلحه جدید که از تحقیق روی جسد هیدرا درست شده
.یه بخار مسوم به نام آلفارد
.یه هدیه که شخص رئیس جمهور برامون فرستاده
...پدرم...مگه میشه
!ه مقدار تلفاتی که خودیها زدی نگاه کن
.این فقط بخاطر منقرض کردن مجسم شدهاست
آخه چه نقشه میتونه همچین تلفات سنگینی رو به خودیها وارد کنه!؟
!این یه سفر شکاری نیستش! این جنگه
!خیلی بهتر بود که هانک هنریت هم توی این بخار گیر میافتاد
تو چطور میتونی!؟
.داشتن یه ذهن باز راز طولانی تر زندگی کردنه
ما موفق شدیم که یه مجسمشده قدر رو نابود کنیم .و همچنین یه راه به سمت قلعه باز کنیم
مشکلی با این قضیه داری؟
.خیلی درد داره. وای خدا! چقدر درد میکنه
.من خوب میشم، ولی بازم دارم از هم میپاشم
.فکر اینکه آخرین جیغی که میشنوم صدا جیغ خودمه خیلی مسخرهست
...مایلز
.فقط با نگاه به صورتت میشه فهمید که تو از این قضیه خبر نداشتی
.خیلی مسخرهست
.اصلاً کسشعره
.مثه اینکه این رسیدم به ته خط
.پس، خداحافظ
.مطمئن شو یه دست هم با کین بازی کنی، قبل از اینکه بیای پیش من
.من جلوتر میرم
...تو کی هستی
...اون که
اون اینجا چکار میکنه!؟
!افراد رو جمع کنید
!به کلونل اطلاع بدید
خب، بیاید از این حرکت استفاده کنیم تا بتونیم به .سریعترین حالات ممکن قلعه رو فتح کنیم
این همه سر و صدا برای چیه؟
...کلونل وال! اینجا
...ممکن نیست که
!قایم شو
رهبر شورشیان شخص اومده پیشوازمون؟ .اعتماد به سقفت رو برم
...وایسا! اون اسلحهها اصلاً تاثیری روش نداره
!سوراخ سوراخش کنید
این دیگه چیه؟
!ما داریم بهش میزنیم، ولی اثری روش نداره
!نارنجک
چی؟
.نیستش
...اون کجاست
...وایسا
چی؟
دیگه چی شده!؟
...چه خبره
!گروهبان قلعه رو به خودت میسپارم
.باشه
...شال
...خب
این بودش؟
،به این میگم بازی کثیف
.و با عرض تاسف باید بگم که نمیتونم بیخیال این یه مورد بشم
!کلود
نظرت این کسایی که بهشون میگی انسان که از این سلاح وحشتناک استفاده میکنن هیولای واقعی نیستن؟
!خفه شو
!تو حق زدن این حرف رو نداری
...برادر کوچیک بیچارهی من
.میبینم که تو هنوز عروسک خیمهشببازی اون یارویی
.بیا، میتونی این رو پس بگیری
.بخورش
.کین مدحوض خائن
!اینبار دیگه من کارت رو تموم میکنم
.داری میلرزی
.این چیزی که مردم بهش میگن، ترس
!خفهشو
...بردار کوچیکم
.بلاخره میخوای به یه دردی برام بخوری
!هانکسان
...هانک، پس بلاخره پیدات شد
.شال مراقب کلود باش
!باشه
!کین
چرا شخصاً به اینجا اومدی؟
.حتماً یه سری مجسمشده دیگه هم اینجا بودن
،میدونم که شماها احمق نیستین اما یه چیزی توی جنگ مشخص شد
.که وقتی دارید یه کار انجام میدین، افق دیدتون خیلی کم میشه
.هم شما دوتا و هم بابات خیلی بی احتیاط عمل کردین
نگو که این یه نقشه...انحرافی بودش!؟
!به زودی ما یه اتحاد با جنوب تشکیل میدیم
چی!؟
.وقتی شما درگیر قلعه بودید من رفتم و ترتیب چند کار رو دادم
!این خیلی مسخرهست. جنوب قرار بود بیطرف باشه
...و
.قرار بودش که اونا یه قرارداد مخفی رو با شمال امضا کنن
که توی جنگ به مقابل پاتریای جدید شرکت کنه، درسته؟
پایتخت پاتریای متحده جنوبی سنآلتا
...رهبرای جنوبی که شما قرار بود باهاشون قرار داد ببندید
No comments yet. Be the first to leave one.