نخستین 200 خط.
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
بدش به من
این مال منه - برای چی باید مال تو باشه -
من خریدمش
بدش به من
برش گردون
برش گردون - بدش به من -
...چه اتفاقی می افته
اگه من دستت رو ول کنم؟
تو می ری رو هول دادی
...بخاطر
اسنادی که درو ن این کیف بود
می خوای منم مثل می ری هولت بدم
من نمی تونم اینطوری بهت صدمه بزنم
...باید تا زمانی که سند می دم بهش بمونی
به نخست وزیر
= قسمت 28 =-
غذای بیمارستان به مذاقم سازگار نیست
چیزی نیست بذارم زیرش؟
این واقعا خوشگله
وقتی دوستام اینو ببینن دهنشون باز می مونه
دیگه نمی تونن بهم پز بدن
این چیه؟
این نوشته ها چیه
مامان بریم
باشه دارم میام
بخاطر این کیف ممنونم
بهتره قولش کنی
...تو کسی بودی که اون اسناد
توی کیف من گذاشتی؟
وگرنه دلیلی نداشت تا این حد پیش بری
...یه دختر 18 ساله و حسادتش
بخاطر تو و هیونگ وو
می خواست ازشر تو توی اون خلاص بشه
...بنا بر این اون دختر
این اسناد از دفتر آقای جین جونگ گی برداشت
...بعدش
...کپی گرفت
و توی کیف تو گذاشت
این چیزیه که تو تصور می کنی؟
این تخیلی نیست حقیقت
که اینطور؟
بیا بگیم این حقیقت داره
اما راهی برای اثباتش داری؟
علاوه بر این
تو حتی اصل این اسناد نداری
من باید حرفهای تو رو ضبط می کردم
باید همینکارو می کردی
چرا که نه؟
من نیازی به اثبات ندارم
قانون نمی تونه تو رو مکافات کنه
...بخاطر همین تو خودت باید مجازات بشی
نه فقط بخاطر اون اسناد
تو بخاطر مخفی کردن اون اسناد سعی کردی به دخترم آسیب بزنی
من تمامش رو بهت بر می گردونم
من دخترتو هول ندادم
دروغ نگو
تا حالاشم خیلی منو فریب دادی
دیگه نمی خوام گول تو رو بخورم
...نگران نیستی
در خصوص اسناد دزدیده شده
اما نگران اقدام به قتلی؟
قبل از اینکه تو رو مجازات کنم
فقط صبر کن ببین باهات چیکار می کنم
گفتی اینو با پول خودت خریدی
بگیرش
می خوای در مورد "ریبایی آبی: با کوان صحبت کنی؟
اگه نیاز باشه آره
نه به هیچ وجه
اون 100میلیون دلار برای خودش برداشت
لحظه ای که اینم بفهمه دست بردار نیست
می دونم
اگه بخوام به نخست وزیر حمله کنم
باید اعماد آقای کوان رو داشته باشم
صدمیلیون به اندازه کافی بوده
بیشتر از
آقای کانگ برنامه حمله به تو رو می ریزه
من باید زودتر از اون مرد اطلاعات بگیرم
بسپارش به من
بهتره منو از لیست مشکلاتتون حذف کنید
گذشته از اون
آقای کوان هوای منو داره
تو نباید زیاد به اونم اعتماد داشته باشی
ما نمی دونیم آقای کوان جقدر می ونه خطر ناک باشه
شاید حتی از نخست وزیرم خطرناک تر باشه
وقتی که اون بهت نیاز داره
بخاطر هدفش شاید کنارت باشه
ولی وقتی به هدفش رسید بهت پشت می کنه
بعضی وقتها بچه هام به پدر و مادراشون پشت می کنند
فکر کن چه اتفاقی برای آقای کوان می افته
وقتی اونها باهاش این کارو بکنن؟
می خوای چیکار کنی؟
براتون آب آوردم
اوه خدای من
معذرت می خوام
چیکار کردم
متاسفم
چیز مهمی نیست
من ریختم
متاسفم - شماها دارین چیکار می کنین؟ -
زوداومدی خونه
که چی؟
تعجب کردی زود اومدم خونه؟
برای اینکه شانس لاس زدن ازتون گرفتم
اصلا بهت نمیاد ایل جو
من آب ریختم روشون سعی کردم پاکش کنم
خفه شو
چطور جرات کردی وسط حرف ما بپری
شما همیشه بیخودی آقای کوان متهم می کنین
ایشون هیچ کار اشتباهی نکرده
از کی تا حالا این عادت بد سیلی زدن پیدا کردی
دستمو ول کن
سرت به کار خودت باشه
اینجا چه خبره؟
خدمتکارام باید بهشون احترام گذاشته بشه
...تو نباید با زیر دستات بد رفتاری کنی
مخصوصا اگه بخوای به هدفت برسی
با زیر دستام؟
من برای خودم دلیل داشتم
ببینم اون خدمتکار سعی داشت تو رو از راه بدر کنه؟
یا تقصیر خودت بوده؟
یا عمدا این کارو کردی؟
من واقعا کار اشتباهی نکردم
اون فقط آب ریخت روی من
برای چی باید تقصیر من باشه
من فقط عاشق ایل جو هستم
شما فقط باید اون خدمتکارو سرزنش می کردی
کار شما اشتباه بوده
تو خیلی عجول رفتار می کنی
من با دو تا چشم خودم دیدم
اون داشت به رون شوهرم دست میزد
یعنی می گی فقط موقعی که با هم خوابیدن باید بگیرمشون
یعنی تا اینجاش اهمیتی نداره
...منم فکر می کنم
خانگ کانگ درست فکر کردن
منم با ایل جو موافقم
...این کار لزومی نداشت
تو نیازی نداشت به کار اونها دخالت کنی
اونو اخراج کن
صرف نظر از سوء تفاهم
هیچ دلیلی برای این جو ناراحت کننده وجود نداره
آقای چو در مورد مادرت گفت
حالش بهتر شده؟
اون توی سونا حالش بد شده بود
اما چیز جدی نبوده
...بخاطر اینکه طرف تو رو نگرفتم
از من ناراحتی؟
به هیچ وجه
من که دختر بچه نیستم
من بخاطر اینکه نتونستم از مادر ایل جو حمایت کنم
همیشه بهش احساس دین دارم
من 18 سال بدون اینکه بدونم اون زنده است زندگی کردم
من سعی کردم اونو تبدیل کنم به یک سیاستمدار قدرتمند
بعد از همه اینها اون دخترمه
درست همونطوری که تو مراقب می ری هستی
من هم مراقب ایل جو هستم
اون برای من معنای زیادی داره من نمی خوام برای اون اتفاقی بیفته
اون به مادرش نزدیک بود
خیلی طول کشید تا قلبشو به سمت من باز کنه
......اون می تونه
فکر کنه تو داری تلاش می کنی جای مادرشو بگیری
بخاطر همین ناراحته
لطفا درک کن
البته
...عشق شما به ایل جو
...خیلی عمیق تر از
اون چیزیه که من تصور می کردم
این با ظاهرتون فرق داره
بهت گفته بودم یه دختره است منو دوست داره
ولی من بهش انگشتم نزدم
اون دختر اول حرکتو شروع کرد
داشت فیلم بازی می کرد داره پای منو پاک می کنه
خوشحالی؟
خوشحالم
فکر می کردم تو علاقه ای بهم نداری
اما حالا با دیدن این حساسیت فهمیدم دوستم داری
احساس می کنم خوش بخت ترین مردم
از این خونه برو بیرون
چی؟ - از وقتی اومدی توی زندگی من -
همه چی خراب شده
حسادت؟
اونم به یه مرد احمق با یه زن سطح پایین
فکر کردی من به یه آدم بی ارزش حسادت می کنم؟
این فقط باعث می شه من احساس چندش و کثیفی بکنم
من واقعا هیچ کاری نکردم
برو بیرون ! همین الان برو بیرون
دیگه نمی خوام تو رو ببینم
از این خونه برو بیرون
باشه فهمیدم میرم بیرون
من از اینجا میرم
این چیه؟ - جایزه است -
من آدم بی وجدانی نیستم
من خیلی سخاوتمندم
به جای پول نقد بهت سهام دادم
به ارزش 5 میلیون دلار
متشکرم
لازم به این کار نبود
برای چی بهش سهام دادی؟
چرا دوباره تو اینجایی؟
پدر
No comments yet. Be the first to leave one.